|
نوشته شده توسط سيامك
|
|
۰۲ فروردين ۱۳۸۶ |
كارها و افكار ؛ به عنوان بخش هاي كوچك زندگي ما در كنار هم قرار ميگيرند
و برآيند آنها زندگي ما را تشكيل ميدهد. ولي چرا زندگي ما به خود ما
وابسته نيست؟
افكار ما ، واكنش ما به افكار و كارهاست. بخش عمده اي از
كارهاي ما دليلي ندارد و بي دليلي ، بزرگترين مشكل پيش روي انسان است. عدم
وجود دليل اتفاق شايع و وحشتناكي است و در صورتي كه بررسي دقيقي بر اعمال
و كردار خود داشته باشيم و منشا رويدادهاي دردسر ساز زندگي را پيگيري كنيم
به همين كارهاي بي دليل ميرسيم.
ارتباط ؛ بزرگترين دستاورد همه
انسانهاست ؛ و نوع ارتباط متضمن بقا يا فناست. زماني كه ارتباط با اشكال و
رسانه هاي عمومي و پذيرفتني منتقل گردد باعث بقا و ارتقاي انسان مي شود و
زماني كه به شكلي اشتباه و با رسانه اي نا مانوس منتقل شود باعث فنا و
تنذل ميشود.
براي مثال نوع آزار دهنده اي از ارتباط تصادف است. وقتي
تصادف ميكنيم ، با تمام وجود تمايل خود را به برقراري ارتباط نشان ميدهيم
، ولي عدم آگاهي ما باعث ترك زود هنگام آن ميشود و بد تر از آن زماني كه
با مشت به صورت انساني ديگر ميزنيم باز هم تمايل شديد خود براي بر قراري
ارتباط لمسي با انساني ديگر را آشكار ميكنيم ولي نوع رسانه انتقال و شيوه
بيان آن باعث فراموشي هدف اوليه ميگردد.
به هر صورت اگر از قفس دنيا
خارج شويم و تعريفها ، تضاد ها و تناقضات را فراموش كنيم شايد اولين قدم
را در پيمودن راه دانايي برداشته باشيم و از بي دليلي رهايي يابيم.
آمين!
هر گونه سوال و یا نظری در رابطه با موضوع فوق دارید اینجا مطرح کنید.
|