|
مقاله -
عمومی
|
|
نوشته شده توسط محمد
|
|
۰۲ آبان ۱۳۸۵ |
|
نگاه اجمالي
حدود 95 درصد از آدميان در برههاي از زمان ازدواج ميکنند و دليل خوبي نيز براي اين کار وجود دارد. دادهها حاکي از آن است که افراد متاهل از لحاظ رواني و جسماني نسبت به افراد مجرد کارکرد بهتري دارند. همچنين ازدواج با شادکامي بيشتر رابطه دارد. درمان گران معتقدند که يک ازدواج خوب از لحاظ رواني نيز خاصيت درماني داشته و ميتواند به شخص در غلبه بر عوارض ناخوشايند دوران کودکي کمک کند.
بر طبق تحقيقات ميان نا آراميهاي ناشويي و اختلال جسماني و عاطفي يک رابطه صريح و روشن وجود دارد. از آنجايي که ازدواج موفق و سالم با کارکرد عمومي سالم و ازدواج ضعيف و ناموفق با کارکرد کلي ضعيف رابطه دارد، درک عواملي که اين دو حالت را از يکديگر مجزا ميسازند، نکته با ارزشي خواهد بود.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
مقاله -
عمومی
|
|
نوشته شده توسط محمد
|
|
۰۲ آبان ۱۳۸۵ |
|
چرا قهر ميکنيم؟
فردي که قهر ميکند هدفي دارد و در واقع با قطع ارتباط ميخواهد مطلب خود را به اطرافيان يا به فرد مقابل بيان کند. بعضيها بيشتر از بقيه قهر ميکنند و برخي افراد هرگز علاقهاي به قهر ندارند. بطور کلي هدفي که در اين رابطه مورد نظر فرد است معمولا براي بيان يک ناراحتي يا يک هيجان منفي است. فرد مي خواهد به طرف مقابل بگويد که ناراحت است، يا ميخواهد کاري کند رفتار او را تغيير دهد و ... . در هر حال قهر کردن به صورت يک وسيله و يک مکانيزم در آمده است که در مواقع ناراحتي از فرد سر ميزند. يک روش تخليه ناراحتي است که در واقع چنين کاري را نيز انجام ميدهد و فقط فرد به اين روش عادت کرده است و معمولا قبل از اينکه فکر بهتري به ذهنش برسد که در آن لحظه فايده بهتري داشته باشد به اين روش اقدام ميکند.
برخيها اين روش را از دوران کودکي ياد گرفتهاند. ممکن است کودک با مشاهده رفتار اطرافيان و بويژه والدين در مواقع ناراحتي از يک فرد ديگر رفتار آنها را الگو برداري کند. چنين کودکي ياد ميگيرد پيام خود را با قطع ارتباط بيان کند و به روشي غير از گفتار کلامي مفهوم ناراحتي خود را به اطرافيان برساند. بطور کلي اين روش چه در کودکي ياد گرفته شده باشد و چه در بزرگسالي فرقي نميکند. فرد از يک شيوه نادرست براي تنظيم رفتار خود استفاده ميکند و در واقع نميتواند به روش مناسبتري مطلب خود را بگويد، يا از خود دفاع کند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
مقاله -
مشاوره
|
|
نوشته شده توسط محمد
|
|
۰۲ آبان ۱۳۸۵ |
|
ديد کلي
هر که هستيد و هر کجا زندگي ميکنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت کنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد. اگر کلام و رفتار شما قرين آرامش باشد بدون شک اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيز سرايت خواهد کرد. بخاطر داشته باشيد، براي رسيدن به اين وضعيت ، لازم است برخي قابليتهاي ويژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايحاد نماييد. رعايت نکات زير مقدماتي است که به شما کمک ميکند و در اين مسير گام برداريد.
راههاي رسيدن به آرامش
ياد بگيريد که گاه مسائل را رها سازيد.
بدين معني که به هر مسئلهاي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا فکر مسائل خود هستيد و به مرور آنها ميپردازيد، در واقع هميشه بار اضافي را با خود حمل ميکنيد، که اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس در شما ميگردد. بياموزيد که با يک ذهن رها و آزاد زندگي کنيد. اين امر به شما کمک ميکند تا با هر محرک کوچک و يا مانع جزئي آشفته نشويد.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
مقاله -
روانشناسی
|
|
نوشته شده توسط محمد
|
|
۰۲ آبان ۱۳۸۵ |
|
روانشناسي يکي از قديميترين نظام علمي و هم يکي از جديدترين آنهاست. انديشههاي مربوط به انسان و ماهيت او بسياري از کتابهاي «مذهبي و فلسفي» را پرکرده است. حتي قرنهاي چهارم و پنجم پيش از ميلاد «افلاطون ، ارسطو و ديگر دانشمندان» يونان باستان با بسياري از مسائلي که روان شناسان امروزي با آنها سر و کار دارند، دست و پنجه نرم ميکردند. مسائلي مانند:
«حافظه ، يادگيري ، انگيزش (Motivation) ، ادراک (Perception) ، رويا و رفتار ناهنجار (Abnormal Behavior)» در روان شناسي گذشته و حال مطرح بوده و ميباشد . بنابراين در موضوع روانشناسي بين گذشته و حال يک استمرار بنيادي وجود دارد. روانشناسان اين پيوند بين گذشتهها و حال را براي کاوش جالب و سودمند يافتهاند و اين خود سبب شده که «تاريخ روانشناسي» به عنوان يک زمينه مطالعاتي و حتي تحصيلي در آيد.
اهميت تاريخ روانشناسان
روانشناسي که امروز با آن سروکار داريم (در سطح تحصيلي و حرفهاي) شاخه شاخه شده و چند پاره است. بعضي از روان شناسان بر کارکردهاي « شناختي» تاکيد دارند، بعضي به نيرويهاي ناهوشيار علاقه منداند و ديگران با رفتار آشکار يا با فرآيندهاي «فيزيولوژيکي و شيميايي» سروکار دارند. و به نظر ميرسد اين رويکردها با هم وجه اشتراک زيادي نداشته باشند، جز اين که همه آنها علاقهمند به «ماهيت انسان» هستند.
در اين ميان تنها چارچوبي که اين زمينهها و رويکردها مختلف را به هم پيوند ميزند و آنها محتواي منسجمي ميدهد «تاريخ» آنهاست : يعني تکامل روانشناسي به عنوان يک نظام علمي مستقل. تنها با بررسي خاستگاههاي روان شناسي و مطالعه تحول آن در طي زمان است که ميتوانيم ماهيت روان شناسي به عنوان يک نظام علمي مستقل ماهيت روان شناسي امروز را به وضوح درک کنيم.
در کنار آن تاريخ روان شناسي به خودي خود «داستاني جذاب» است، که در آن صحنههايي از نمايشهاي انساني ، تاثرآور ، قهرماني ، انقلاب و حتي با سهمي از امور جنسي و مواد مخدر (سو مصرف مواد) به چشم ميخورد. حرکتهاي نادرست ، اشتباهات و سو تفاهمها همواره وجود داشتهاند، اما همواره تحولي روشن وجود داشته است که روان شناسي معاصر را شکل داده است و تبيني براي غناي فعلي آن فراهم آورده است.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
مقاله -
روانشناسی
|
|
نوشته شده توسط محمد
|
|
۰۲ آبان ۱۳۸۵ |
|
ديد کلي
روان شناسها در کوشش براي خلق يک جامعه بهتر ميتوانند نقشهاي خاصي را ايفا کنند؛ يافتههاي آنان را ميتوان براي کمک به شناسايي مشکلات و سياست گذاري بکار برد، از تخصص آنان ميتوان براي پرورش فنون دستيابي به اهداف اجتماعي استفاده کرد و خبرگي آنان ميتواند به تعيين اثرات و نتايج برنامههاي مختلف کمک کند.
نقشهاي احتمالي روان شناسي
سياست گذار
همانگونه که عدهاي معتقدند ميتوان ويژگيهاي آرماني فرد را بطور علمي تعيين کرد، عدهاي نيز بر اين باورند که ميتوان به لحاظ علمي ويژگيهاي جامعه آرماني را مشخص نمود. همانگونه که شما نيز احتمالا حدس زدهايد، من با اين عقيده مخالفم زيرا معتقد نيستم که علم بتواند ارزشها را تعيين کند.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد > پايان >>
|
| نتايج 85 - 93 از 93 |