خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53075 ارسال در 5547 موضوع- توسط 60777 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: Normanuphom
صفحه: [1] 2 3   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: عشق یک طرفه  (دفعات بازدید: 24711 بار)
azad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 13:00:14 »

من دانشجوی ترم دوم هستم روز اولی که در کلاس چشم من به اوافتاد احساس کردم مثل سایر احساس هایی است که به سایر دختر ها داشته ام
یک مدت گذشت دیدم او همان است که می خواهم او بسیار آدم سنگین و معقولی بود
و زبان زد سایرین شده بود دیدم که واقعا احساسم نسبت به او تغییر کرد و دید م که عاشق او شده ام
به هر کسی از دوستانم که می رسیدم به او می گفتم که از این دختره خوشم می آید
ترس از این که شاید یکی دیگر چشمش به دنبال این دختر باشد من را به این تابلو
بازیها وامی داشت کم کم احساسم نسبت به این دختره شدید و شدیدتر شد طوری که احساس
کردم بدون او نمی توانم زندگی کنم.نمی توانستم احساسم را به او بگویم از جواب منفی
دادن او بسیار می ترسیدم روز به روز احساسم نسبت به او شدید و شدید تر می شد.طوری
که تنها انگیزه من برای دانشگاه رفتن دیدن او بود. من به خاطر او به تصور این که با این کار
می توانم خود را در دل او جا کنم خود را در کلاس ها آدم بسیار جلف و شوخی بازی نشان دادم
غافل از این که با این کارها روز به روز در نظر او بی ارزش می شوم.کم کم همه ی بچه های
کلاس(حتی دخترها) از حس من نسبت به او با خبر شدن.من می خواستم با او رابطه بر قرار
کنم به این خا طر از روش معروف جزوه گرفتن استفاده کردم.او اولین بار گفت جزوه را
فردا برایت می آرم.منتها من دیر رفتم که جزوه را از او بگیرم و او دیگر رفته بود روز بعد که آمدم
از او عذر خواهی کردم .ولی بار دوم او گفت برات می آرم که نیاورد .و من هم هیچ چیز به
او نگفتم .او روز به روز در نظر من عزیز تر می شد .ومن روز به روز افسرده تر می شدم
و از نظر درسی بسیار ضعیف می شدم.طوری که ترم اول مشروط شدم.ترم اول گذشت و من همچنان
چیزی به او نگفته بودم.داشتم داغون می شدم ترم دوم آمد و من دیگه خواستم به او بگویم
دو سه بار با او قرار گذاشتم و او هرگز نمی آمد.دیگه خودم هم فهمیدم که او هرگز من را
دوست ندارد ولی با این حال باز هم ناامید نشدم.سعی کردم از طریق sms با او رابطه برقرار
کنم او به sms های من پاسخ می داد ولی همش می گفت خودت را معرفی کن و من جرات
این کار را نداشتم.او حتی با من هم قرار گذاشت ولی من نرفتمچون می ترسیدم. آخرش من خود را لو دادم از طریق یکی از دختر ها فهمید.او بعد از این که من را شناخت به من sms زد
که من حتی از قیافه تو چندشم می شه.ولی شب همان روز از من عذر خواهی کرد و گفتش
که من به شما علاقه ای ندارم ولی من به او گفتم که بدون او نمی توانم زندگی کنم.و من
خود کشی می کنم.او ترسید و از روی دلسوزی به من گفت من دیگر نمی توانم حتی توی چشم
شما نگاه کنم .و حتی به من گفت من شما را دوست دارم.ولی همش از روی ترس از خودکشی
کردن من بود .روز بعدش به من زنگ زد که من موقعیت دوست داشتن ندارم.من دیگر نمی توانستم
بدون اون زندگی کنم خواستم دو بار خود کشی کنم ولی خانواده ام که از گریه و ناله های من همه
چیز را فهمیده بودند من را نجات دادند .سایر دوستانم می خواستند من را کمک کنند
(از روی ترس و دلسوزی) و حتی یکی از آنها که با دوست, دختره رابطه داشت سه چهار
بار به دختره پیشنهاد داد بیا یک مدت با این پسره دوست شو شاید او همان آدمی باشد
که تو می خواهی ولی او همواره حرف را می پیچاند.الان من در موقعیت روحی بسیار
بدی قرار دارم به هیچ وجه نمی توانم او را فراموش کنم من عشق او را هرگز نمی توانم
فراموش کنم در این راه از آدمهای زیادی کمک گرفتم همه می گویند زمان می تواند این
را حل کند تو باید در این مدت خود را بسیار با شخصیت نشان دهی می گویند با این کار او
حتما بر می گردد.به نظر شما چه کاری باید بکنم تا او هم احساس من را درک کند من او را نمی توانم
فراموش کنم از شما خواهران و برادران گرامی خواهشمندم به من کمک کنید.
خارج شده است
siroos
ازاد
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 133

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10



« پاسخ #1 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 19:24:05 »

مشکل تو مثل مشکل خیلی ها هست
ترم اول عاشق میشه  و مشروطی هم بدنبالش میاد  . ترم دوم میخواد خودکشی کنه که دستشو میگیرن تا نکنه  . ترم سوم مواد مخدر مصرف میکنه . ترم چهارم از دانشگاه اخراج میشه و .....................
عزیز من حتما باید شخصا سرت به سنگ بخوره تا درس بگیری  !!! 
 نمی تونی و نمی بینی از دیگرانی که راه تورو رفتن تجربه کسب کنی ؟؟؟
نمی تونی کمی اون مغز اکبند  خودت رو بکار بندازی .؟؟؟
کم از اشخاصی مثل تو در دانشگاه و سرگذشت اونها در  سایتهای مختلف هست !!!!
وقتی که داستان افرادی مثل تو رو میشنوم  داغ میکنم و بحد انفجار میرسم    عصبانی. خیلی دوست داشتم رفیقم بودی تا یک ضزبه به اون کله ات بزنم تا سیم هاش برگرده سرجاش .
بزرگترین بدبختی  ( البته از نظران دختران خوشبختی ) ما مردان ایرانی خود کم بینی هست   متعجب .
مگه در اسمون سوراخ شده و اون دختر پایین افتاده که اگه بگه نه دیگه نمی تونی زنده باشی !!
نه دوست من دقیقا به اندازه گنجشکهای روی درخت دختر  داف  وجود داره
تو چطور تا این حد عاشق و دلباخته دختری شدی ؟؟؟  جالبه اونم دختری که اصلا باهاش حرف نزدی   شوکه!!
نه دوست من این عشق نیست . این فشار تستسترونه که تا خرخرت بالا اومده 

من به تمام دختران و پسران دانشجوئی که باهام در تماس بودن گفتم که الاقل تا ترم سوم چهارو بدنبال دوستی نباشن . چون بسرعت در دانشگاه تابلو میشن و دیگه نمی تونن به راحتی رابطه با دیگران ( چه دختر و چه پسر ) برقرار کن .
تو باید بسرعت جلو میرفتی ( البته بازهم نه در ترم پایین ) و خواسته ات رو بیان میکردی .
چی میشد . خوب نهایتش نه بهت میگفت  خوب چی میشد
ضایع میشدی   ناراحت.
اینهمه ادم از صبح تا شب  مال هم رو میخورن و از دیوار هم بالا میرن و سر هم کلاه میزارن ضایع نمیشن ؟؟ ولی تو با یک نه شنیدن ضایع میشدی ؟؟
اساسا طبیعت جنس مذکر نه شنیدنه . حالا چه یک کرم نر یا یک مگس نر یا یک اسب نر و.....  همش نه میشنوه تا بالاخره یکی بهش بله میگه .
و همچنین طبیعت جنس مونث هم نه گفتنه حالا چه ..........................
این قانون طبیعته .
اگه جورج کلونی یا براد پیت  هم باشی فقط 70%  زنان بهت جواب مثبت میدن . و اگه زشترین و بد قیافه ترین مرد جهان هم باشی  باز هم درصد قابل توجهی از زنان بهت جواب مثبت میدن ( البته منظورم  از  زنانی که مورد علاقه ات هستن میباشد  )
این مطلب رو میتونی براحتی درخیابانها  ببینی
باید  بسرعت  سراغ کیس بعدی میرفتی  و...........  تا بالاخره دختر دهمی یا هرچی بله رو بهت میداد

اما اشتباهاتت :
1-   این مطلب رو باید مخفی میکردی ولی به همه گفتی
2-   خودت رو تابلو کردی ( و البته تا حدی اون هم تابلو کردی )
3-   ترس از شنیدن جواب منفی و جلو نرفتن
4-   سریعا نظر دختر رو جویا  نشدن و یک عشق یک طرفه رو کش دادن و دامن زدن
5-   لودگی بیش از حد ( دختران مردانی که بتونه اونا رو بخندونه دوست دارن ولی نه پسران دلقک رو )
6-   کار کردی که دیگران هم ( چه پسر چه دختر از این قضضیه با خبر بشن ) با اینکار دختر حتی اگه ته علاقه ای هم بهت داشت اونو از بین بردی چون اونو تابلو کردی
7-   دخترا خیلی شجاعت مرد رو دوست دارن مثلا میتونستی بری جلو ( در جای مناسب نه در جلوی همه ) و بگی  من تا این حد خوش شانس هستم که شما مجرد باشین ( این یک جمله شروع کننده خوبی هست ) و سر حرف رو باز میکردی
8-   و...............
خوب دیگه ذکر مصیبت کافیه بریم سراغ تدبیر و چاره   پوزخند
مخلص کلام کارهات بچگانه بوده و بابد قبلش از یک ادم با تجربه راهنمائی میگرفتی .
خوب دیگه ذکر مصیبت کافیه بریم سراغ تدبیر و چاره

بگذریم کاریه  که شده و البته تجربه خوبی هم برات بوده  و هست
دختری یا پسری که در روابط اسم خودکشی میاره  واقعا نیاز به یک روانکاو داره
من شخصا از دختری که اسم خودکشی میاره  بسرعت فرار میکنم ( چون اون به نظر من  یک بیمار روانی هست )
اما راه حلهای پیشنهادی من :

نه عزیز من دیگه اگه  اسمون به زمین بیاد و زمین به اسمون بره اون دختردیگه  باهات دوست نمی شه و ارزشی هم  دیگه نداره .

دیگه اصلا به اون کیس کاری نداشته باش و توجه نکن
حتی اگه دیدی روزی جلوی پات افتاده و از حال رفته . تنها کاری میکنه اینه که یک زنگ به اورژانس بزن تا بیان اونو ببرن و درمان کنند .
حتی اگه بهت پیغام داد که بیا من اشتباه کردم . توجه نکن
به همه دوستات بگو که از اون خبری برات نیارن
و سعی کن طوری واحد برداری که اصلا با اون تماس پیدا نکنی و نبینیش
اهنگهای غمگین گوش نده ( مثل اخ از عشقت مردم  . وای کجائی بدبخت شدم   و..................  )
بله زمان مسئله رو حل میکنه و من بهت یک راه خیلی سریع معرفی میکنم :
با دختران دیگه وارد رابطه شو ( اما نه بصورت عمیق ) بزار دور و برت تا جای ممکنه دختر باشه  تا تمرکزت از روی اون دختر برداشته بشه  ( این راه واقعا موثره )   چشمک
خارج شده است
Ali Reza
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 627

تشكر
اهدا شده: 51
دريافت شده: 214


« پاسخ #2 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 19:49:04 »

سلام آقا سیروس.
با بیشتر حرفهاتون موافقم و خوشحالم که مدتهاست از تجربیات و حرفهای ارزشمند شما در این انجمن استفاده میکنم. ولی با این جمله تون که گفتین:
نقل قول
با دختران دیگه وارد رابطه شو ( اما نه بصورت عمیق ) بزار دور و برت تا جای ممکنه دختر باشه  تا تمرکزت از روی اون دختر برداشته بشه  ( این راه واقعا موثره
)

کاملا مخالفم. ببخشید. اگه اونوقت وارد یه رابطۀ دیگه شد اونوقت چی؟ اونو چیکارش کنه؟ همین به اصطلاح عشق این دوستمون از یه رابطۀ نه چندان عمیق که چه عرض کنم، از یه نگاه و تخیل شروع شده. حالا چه برسه بخواد با دیگر دخترها وارد رابطه از هر نوع عمقی که میخواد باشه، بشه.اگه الان عشق یه طرفش با "میم" هستش، فردا میشه یه عشق یه طرفه با " سین". اونوقت کی بیاد جمعش کنه؟ از ترس اینکه نیفته داخل چاله، بره بیفته داخل چاه؟؟؟؟؟؟؟ میشه بیشتر توضیح بدین. شاید من درست متوجه نشدم یا اشتباه برداشت کردم.
ممنونم.
خارج شده است
parmis
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 545

تشكر
اهدا شده: 89
دريافت شده: 82

تلخ مثل !coffeechocolat


« پاسخ #3 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 20:02:24 »

سلام دوستان !

میدونی علیرضا از یک جهت راه چاره آقا سیروس خوبه .... چون بیشتر دختر و پسرهایی که از جنس مخالف دور هستند و روابط اجتماعی خاصی با هم ندارند دچار این نو ع شیفتگی ها میشوند ........
بله درسته این شیفتگی هستش نه عشق و عاشقی ........

طرف حالا چه دختر و چه پسر تصورش اینه که اون شخص مورد نظر یک موجود خارق العاده اس و همه اش اون شخص رو در نظرش بزرگ و بزرگتر میکنه و اگر ازش بپرسی چه چیز شاخصی در طرف مقابل دیدی هیچ جوابی برای گفتن نداره !
خارج شده است

Oh,God of dust and rainbows, help us see
That without dust the rainbow would not be.
             

 
آوا
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 267

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #4 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 20:06:29 »

با دختران دیگه وارد رابطه شو ( اما نه بصورت عمیق ) بزار دور و برت تا جای ممکنه دختر باشه  تا تمرکزت از روی اون دختر برداشته بشه  ( این راه واقعا موثره )  


 آقای سیروس اتفاقا من هم با این حرفتون مخالفم !
 بره با دخترای مردم رابطه برقرار کنه برای اینکه اون دختره رو فراموش کنه؟ حتما بعد هم ولشون کنه؟انصافه که به خاطر خودش چند تای دیگه رو بدبخت کنه و احساساتشون  رو به بازی بگیره؟
خارج شده است
azad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #5 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 20:13:07 »

سلام به همه شما دوستان عزيز
از راهنماييهاي شما دوستان مخصوصا آغا سيروس بسيار تشكر مي كنم  Roll Eyes
اولين تجربه من بود و من اشتباه بزرگي را مرتكب شدم من ديگر با آن دختر كاري ندارم .احساس مي كردم خيلي سخت است آن دختر را فراموش كنم ولي الان فكر مي كنم خيلي هم آسان است.مخصوصا به كمك شما دوستا ن عزيزم.من تجربه خيلي بزرگي گرفتم
خواهش مي كنم نظرهايتان را راجع  به اين موضوع همچنان ارسال كنيد
merc

خارج شده است
parmis
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 545

تشكر
اهدا شده: 89
دريافت شده: 82

تلخ مثل !coffeechocolat


« پاسخ #6 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 20:20:12 »

دوست گرامی

به شما هم پیشنهاد میکنم که سری به انجمنهای دیگه و موضوعات دیگه بزنید اینطوری میتونی از تجربیات ده ها نفر که با این مشکلات دست و پنجه نرم کردند استفاده کنی حتما قرار نیست که همه چیز رو خودمون تجربه کنیم .......
 این ضرب المثل انگلیسی رو میدونی که گفته " با تجربه ها احمق ترند !"  پس زرنگ باشیم و از تجربیات دیگران نهایت استفاده رو بکنیم .
خارج شده است

Oh,God of dust and rainbows, help us see
That without dust the rainbow would not be.
             

 
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1167

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #7 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 23:05:48 »

نقل قول
با دختران دیگه وارد رابطه شو ( اما نه بصورت عمیق ) بزار دور و برت تا جای ممکنه دختر باشه  تا تمرکزت از روی اون دختر برداشته بشه  ( این راه واقعا موثره ) 

شاید این روش تاثیر موقتی خواهد داشت اما نتیجه غایی آن دو چیز هست که هیچ تاش مطلوب نیست
1- یا اینکه کلا به جنس مخالف سرد میشه و حداقل در زندگی زناشویی تمایل انچنان به همسر خود نخواهد داشت
2- اگرم سرد نشه این حس هست که دوباره عاشق یکی دیگه و همین آش و همین کاسه

حالا دیگه ایناهم داره . خونسرد
خارج شده است
azad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #8 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 23:13:28 »

سلام خدمت دوستان عزيز
با تشكر از راهنماييهايتان
يعني به نظر شما من بايد اون دختر را به كلي فراموش كنم.
يا اگر من به دنبال دخترهاي ديگري باشم او احساس حسودي و پشيماني مي كند و برمي گردد؟ لبخند
خارج شده است
sima1387
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 278

تشكر
اهدا شده: 21
دريافت شده: 37


« پاسخ #9 : 06 ارديبهشت 1387,ساعت 23:54:58 »

سلام
اگر برادرم این مشکل رو داشت اول اونو چک میکردم ببینم واقعا عاشقه یا اون دختر رو برای خودش میخواد .اگر می دیدم واقعا عاشقه بهش پیشنهاد می کردم حتما برای اون دختر سنگ تمام بذاره چون عشق چیزی نیست که براحتی گیرت بیاد خیلی اتفاقیه وتا عشق نباشه زندگی هیچ ارزشی نداره .پس به نظر من با اون دختر خانم روراست باش اگر واقعا دوستش داری اذیتش نمی کنی وحسادتش رو برانگیخته نمی کنی اگر واقعا دوستش داری مطمئن باش اونهم تورو دوست داره  ولی چون ادم سنگینی هست احتمالا میخواد تورو تست کنه که ایا واقعا اونو دوست داری یا نه.شاید ازهمین دوستیهای نیمه راهیه . خیلی از دخترها به همین راحتی  به پسرا اعتماد نمیکنند  چرا که پسرا ازعواطف واحساسات دخترا سوء استفاده می کنند پس بیشتر دقت کن وبه این زودی ولش نکن صبور باش وبا خودت هم روراست باش .اگر شباهت ظاهری واخلاقی بین شما دوتا هست پس احتمالا همدیگر رو دوست دارید وبهم می خورید.
میدوارم موفق بشی.
خارج شده است

*  رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند*
* چنان نماند وچنین نیز هم نخواهد ماند*
azad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #10 : 07 ارديبهشت 1387,ساعت 09:11:15 »

از راهنمايي شما سيما خانم تشكر مي كنم
ولي اون دختره مي گه عشق تو يك طرفه است و من هيچ گونه علاقه اي به تو ندارم
حتي مدتي هم به دروغ مي گفت من نامزد دارم  كه فهميدم دروغ مي گويد و براي دك كردن من است.
با اين وجود همچنان مي گوييد كه من همچنان او را ول نكنم؟ متعجب من او را خيلي زياد دوست دارم.
خارج شده است
siroos
ازاد
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 133

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10



« پاسخ #11 : 07 ارديبهشت 1387,ساعت 10:47:13 »

سلام
من نمی دونم که واقعا جملاتو کلماتی که استفاده میکنم گویا و روشن نیست یا اینکه بعضی از دوستان به حرفهای من دقت نمی کنن !؟
ارائه یکی از راه حلهای من این بوده " با دختران زیادی وارد رابطه ( البته نه عمیق ) شو " 
خوب یک رابطه وقتی عمیق نباشه یعنی سطحی هست
اما تعریف یک رابطه سطحی چیه ؟؟
روابطی در حد همون همکلاسی بودن  مثل جزوه ردوبدل کردن یا پرسش سوالات درسی یا کار  روی  یک پروژه مشترک دانشگاهی و..................
این روابط هیچوقت به معنی علاقه یا عشق یا دوست داشتن کسی نیست  . فقط یک رابطهء بین دو ادم و انسانه  حالا چه در محیط دانشگاه چه محیط کار ( ولی البته میتونه تولید علاقه کنه )
واژه دوست شدن  با یک دختر با  دوست دختر گرفتن خیلی فرق داره .
من گفتم با چند دختر رابطه یا دوستی برقرار کن  ( نه با یک دختر )
دلیش این بوده  که در این حالت وقتی بصورت گروهی درس میخونن یا سمینار میزارن یا کنفرانس میدن  . دیگه پسر داستان ما نمی تونه فوری به کسی علاقه مند یا عاشق شه . چون نمی تونه روی یک دختر خاص تمرکز کنه .
بزرگترین اشکال در جامعه ما اینه که چه دختر چه پسر فرصتی برای اشنائی با دنیای هم نداره ( بازهم میگم نه فرصتی برای  کسب  و ابراز علاقه و عشق ) . واصلا با طرز تفکر و رفتارهای هم اشنا نیستن !!
من این پیشنهاد رو نمی کنم که همه دوست بگیرن ( خیلی از مواقع با توجه به جامعه و فرهنگی که ما در ان رشد کردیم  بهتره که اصلا وارد همین روابط سطحی هم نشیم  و ارامش خودمون رو بهم نزنیم  تا به اهدافی که داریم سریعتر برسیم  )  تا اطلاعات بدست بیارن ولی لااقل چشمهاشون باز باشه از دور و برشون درس  بگیرن واز تجارب مثبت و منفی دیگران استفاده کنن .
حداقل دختر و پسزی که نمی خوان در حد همون روابط سطحی هم  وارد بشن ( حالا به هر دلیلی  مثل اعتقادی  یا خانوادگی یا....................  )  باید مطالعه در این زمینه داشته باشن  تا موقع ازدواج در شرایطی گیر نکنن که ناخواسته زندگی همو خراب کنن .
پسری که تا حالا بجز مادر و خواهرش زن دیگه ائی  رو ندیده  ( یا اصلا نه  با دختر هم دوست بوده ولی چه دوستی . صرفا بدنبال اهداف دیگه ای بجز کسب اطلاعات از روحیه طرف مقابل )  .
وقتی با دختری روبرو میشه نمی دونه اصلا چه رفتاری داشته باشه و نیت و قصد اون دختر چیه !!
حالا اون دختر قصدی بجز پرسیدن یک سوال یا جزوه گرفتن معمولی نداشته ولی طرف احساس علاقه و عشق  ( البته توهم عشق ) میکنه و در خیالش تا کجاها که نمیره .
و برعکسش هم در مورد دختر صادقه
دختران زیادی  از من این گونه سوالات رو پرسیدن
یا حتی خانومی در این سایت دقیقا این مشکل رو داشت . متاسفانه چون ازش اجازه نگرفتم نمی تونم سوالش رو بهتون شرح بدم .
ما در ذهنمون تمام حرکات و رفتار پسر یا دختر رو معنی و ترجمه میکنیم . و بهش پروبال میدیم و ازش یک علاقه غیر قابل چشم پوشی درست میکنیم . و توی این دنیای تخیلی که خودمون ساختیم اسیر میشیم و زندگی میکنیم .
و تازه وقتی هم به خیالی بودن این دنیائی که ساختیم پی میبریم  دچار انواع و اقسام اختلالات روانی میشیم !!!!!
در حالی که اصلا طرف هیچ منظور و نیت خاصی از کارش نداشته
و هیچ احساس خاصی نسبت به ما نداره
و اینجاست که اه و ناله ما بلند میشه و شروع به لعنت فرستادن به عشق و گلایه از بخت و .......... میکنیم .
در صورتی از تنها چیز یا کسی که باید شکایت کنیم  جهل و نا اگاهی و عدم درک خودمون هست نه چیز یا کس دیگه
خارج شده است
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1167

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #12 : 07 ارديبهشت 1387,ساعت 10:51:07 »

جناب سیروس عزیز اگه منظور همین ارتباطات جمعی و عرفی هست که هر انسانی در طول زندگی خواسته یا ناخواسته درگیر  این چیزها هست و جای بحث ندارد .

اگرم منظورتون دوست گرفتن باشه که خودتون هم الان این رو قبول نمی کنید حسابش فرق میکنه
خارج شده است
sima1387
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 278

تشكر
اهدا شده: 21
دريافت شده: 37


« پاسخ #13 : 07 ارديبهشت 1387,ساعت 17:59:00 »

سلام
بله همچنان صبر وحوصله داشته باش ولش نکن ولی زیاد مزاحمش نشو بذار راحت باشه بزار ذهنش شرایط بوجود امده رو تحلیل کنه پس عجله نکن .من فکر می کنم چون رفتار بچه گانه داشتی اون نمی تونه تورو بعنوان مرد زندگیش قبول کنه  حتی اگر تورو دوست داشته باشه چونکه فکر میکنه همچنان بچه ای  هیچ دختری دوست نداره  با بچه ازدواج کنه  پس سعی کن مثل خودش سنگین وباوقار باشی .به هر حال در هیچ شرایطی خودکشی نکن "ازاین ستون تا اون ستون فرج است" .امیدوارم موفق بشی.
خارج شده است

*  رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند*
* چنان نماند وچنین نیز هم نخواهد ماند*
rahgozar
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 267

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #14 : 07 ارديبهشت 1387,ساعت 20:03:08 »

خب من منظور آقای سیروس را کاملا درک میکنم چون برای خودم پیش اومده .منظور ایشون اینه که در محدوده ذهنی تنگی زندگی نکنه.آدما وقتی که هیچ ارتباطی با جنس مخالف ندارند یک جورایی یک دید کاملا غیر منطقی و رویایی نسبت به جنس مخالف دارند و ضمنا یک حساسیت بی جا و بی مورد هم نسبت به جنس مخالف دارند که وقتی ارتباطات آدم زیاد میشه(نه از نوع دوستی از نوع کلی و معمولی) این حساسیت ها کم میشه
خارج شده است

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید  خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
صفحه: [1] 2 3   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.21 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Founded By Mohammad Shadmani | Hosted By Zagrio Hosting