خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13670 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: eglimage
صفحه: 1 2 [3]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: عشق یک طرفه  (دفعات بازدید: 6058 بار)
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #30 : 04 شهريور 1387,ساعت 12:57:05 »

دوست عزیزم میدونی آدم با هزار امید وارد دانشگاه میشه به این امید که آیندش یه سمت و سویی بگیره و غافل از اینکع ممکن خراب هم بشه.

اگه از من میشنووی به این باور برس که عشق هم از قانون سوم نیوتن پیروی میکنه.

فعلا به اون خانوم کاری نداشته باش بیشتر به این فکر کن که چقدر زحمت کشیدی تا وارد دانشگاه شدی و چه آرزوهایی داشتی در حالیکه الان در حال خراب شدن.

اون دختر هم بزار به حال خودش تا درست فکراشو بکنه اگه موافق بود مطمئن باش تو با خبر میشی.

به حرفم اعتماد کن چون منم یه دخترم
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
lily
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 22

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #31 : 05 شهريور 1387,ساعت 13:56:46 »

واییییی
تا اینجا اشتباه کردی پس دیگه باز هم اشتباه نکن
حالا که اون دختر چرخ هاشو زده یاد شما افتاده ؟ اطمینان داشته باش در اینده با دختر هایی روبرو میشی که خیلی بیشتر دوسشون داشته باشی به درست فکر کن و زمانی که با موفقی تفارغ التحصیل شی همه دختر از پسر موفق خوششون میادددددددددد
من با سیروس موافقم اما از ته دل ا زخدا می خوام همچین آدمی تو زندگیم نیاد ..می دونی چرا؟
چون واقعآ بلده چه جوری دخترا رو جذب کنه و بعد ول کنه بدون کمترین احساسی به دخترا دید بد داره اما رفتارش و بی تفاوتی باعث جذب دخترا میشه ...اما کسی اینهمه با سیاست رفتار کنه پذیرای عشق واقعی نیست و در نهایت ما رابطه بی غل و غش دوست داریم نه اینهمه سیاست
خارج شده است
hedishaw
Hedishaw
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 110

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 1



WWW
« پاسخ #32 : 05 شهريور 1387,ساعت 16:35:30 »

من هم دچار درد تو بودم تمام 7 سال به یاد او بودم . در صورتی که اون به مادرش گفته بود که براش زن پیدا کنه دردی داشتم بی درمون 7 سال از زندگی افتادم . تا اینکه سال 7 تصمیم گرفتم عشق یک طرفه ام را از بین نبرم چون نمیتونستم نادیده بگیرمش تصمیم گرفتم یک عاشق واقعی باشم . یک عاشق واقعی خوشحالی و خوشبختی معشوقش را میخواهد نه غیر از این و من متوجه شدم که منو دوستنداره معلوم است اگه منو دوست نداشته باشه در کنارم نمیتئنه شاد باشه حتی تصمیم گرفتم که اکه عاشق دختری باشه خودم بهش کمک کنم که به اون برسه و این درک واقعی عشق است اگه عاشق حقیقی کسی باشی بهش این حق رو باید بدی که پیش هر کسی که راحت است زندگی بکنه . الان کمتر عاشق حقیقی پیدا میشه که این درکو داشته باشه که اگه کسی رو دوست داره باید راحتیه اونو بخواد. الان کسایی که اظهار میکنن عاشقن با قلدر بازی سعی میکنن به کسی که فکر میکنن دوستش دارن برسن در صورتی که خودخواه هایی بیش نیستند . پس تو هم مانند آنها نباش و عاشق حقیقی باش از اونا که توی قصه ها بخواطر راحتی عشقشون از خودخواهی خود که هیچ حاضرن از جونشون بگذرن . راحتش بذار و آرزویت را بکن خوشبختی اون .الان عشق حقیقی گمشده . رفته توی قصه ها افسانه شده.

همه چیز رو به خدا بسپور . به عقلت رجوع کن و درس ترین کار را انجام بده .


پ ن مدیر : دو پست آخر شما یکی شد
« آخرين ويرايش: 05 شهريور 1387,ساعت 17:13:19 توسط محمد بهبودی » خارج شده است

مسایلی وجود دارد که از شدت جدی بودن باید به آن ها خندید.             مسایل و مشکلات پیامی با خود دارند فقط کافی است آن ها را ببینیم.
jaleh_niyaz
نياز
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0



« پاسخ #33 : 13 شهريور 1387,ساعت 18:55:25 »

سلام دوستان! من تازه به جمع شما پيوستم و واقعا خوشحالم كه اينجا رو پيدا كردم... اول از همه يه صحبت كوچولو با اين آقا پسري كه مثلا عاشق يه دختر تو دانشگاه شده دارم : ببين تو  اگه واقعا دوسش داري ولش كن ، بذار زندگي كنه .. من خودم درگير اين موضوع هستم و كاملا حس اون دختر رو مي تونم درك كنم .. ولي اينو  مي تونم بگم شما اگه دوست داشتن بلد بودين هرگز چنين كاري با اين دختر نمي كردين .. واقعا متاسفم!!!!!! شما با اين كاراتون و البته خراب كردن خودتون و اون حس انزجار رو در اون دختر به خودتون باعث شدين . دخترا هيچ وقت از پسرايي كه خودشون رو عاشق و كشته و مردشون جلوه مي دن ، خوششون نمي ياد !!! شما اگه دوسش داري بايد بيشتر از اينكه به اين فكر كنيد كه دوسش دارين به دوست داشتن اون بايد توجه كنيد وگرنه واقعا خودخواهيد!!! البته من تا اونجايي كه فهميدم و از تعريفايي كه از دختره  نوشته بودين مطمئن هستم كه اون اصلا دوستتون نداره !و حالا هم فقط يه چيزي مي تونم بگم : دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده ......... ( ضمنا آقا سيروس به كمك شما خيلي احتياج دارم ، اگه مي شه به من ميل بزنيد.. ممنون مي شم.......)
خارج شده است

GOD! SAVE MY SOUL
mehric
مهران
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 468

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


الهي شكرت فهميدم كه نفهميدم!


« پاسخ #34 : 15 شهريور 1387,ساعت 12:15:42 »

سلام دوستان!

متاسفانه گاهی فکر می کنم زنان و مردان توی دو دنیای متفاوت زندگی می کنن، درک هم براشون خیلی سخته!
jaleh_niyaz جان، بعضی پسرا از اونی شما بانوان محترم فکر می کنین خیلی احساساتی هستند، می دونین اینی که ببینید کسی که بهش علاقه دارید هیچ علاقه ای نداره چقدر سخته!؟ این چنین عشقی چشای آدمو کور می کنه! هر کاری می کنن تا اونو بدست بیارن و وقتی که بدست میارن تازه چشاشون باز می شه که ببینن برای چی این همه جنگیدن، تازه اون موقع متوجه می شن، که اون دختر اصلاً بدردشون نمی خوره! و اگر هم بدست نیارن تا مدتها کور می مونن!

البته این حرف کاملاً درسته : "عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده ........."، اما آدمها ناراحت می شن می بینن عشقشون می ره و بر نمی گرده برای همین نمی زارن بره از ترس اینکه بر نگرده! این ضعف احساسات آدمو نشون می ده!

کاش همه چیز به همین سادگی بود که کسی رو که دوست داری رها کنی، اما نمی تونی! سخته! دردناکه! ...

________________________________________________________________________

آزاد جان تو فهمیدی چرا قبلاً شما رو رد می کرد و دلیلش واسۀ این کاراش چی بود!؟

نقل قول
به درسهایم اهمیت دهم و کلی بی خیال این کارها بشم و ترم قبل را حسابی  جبران کنم

بهترین کار هم همینه! منم که ترم پیش مشکلات روحی داشتم 13 واحد افتادم، خیلی سخت بود دوباره خودمو جم جور کنم، اما با درسات سر گرم باشی خیلی کمکت می کنه تصمیم عاقلانه ای بگیری، متمان باش خدا هم کمکت می کنه!
خارج شده است

یا به اندازۀ آرزوهایت تلاش کن و یا به اندازۀ تلاشت آرزو!
jaleh_niyaz
نياز
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0



« پاسخ #35 : 15 شهريور 1387,ساعت 15:17:26 »

با سلام! ببينيد من نمي گم احساسات و دوست داشتن رو انكار كني.. اما بايد احساسات رو به پاي كسي بريزي كه ازش جوابي ببيني!! شما آقا مهران وقتي واقعا نمي تونيد به كسي علاقه و عشق رو ابراز كنيد چيكار مي كنيد!!!! تو اين دنيا بايد منطقي بود و به نظر من آزاد نبايد بيشتر از اين خودشو تحقير د بكنه.. بعدشم به قول شما آقا مهران (هر کاری می کنن تا اونو بدست بیارن و وقتی که بدست میارن تازه چشاشون باز می شه که ببینن برای چی این همه جنگیدن، تازه اون موقع متوجه می شن، که اون دختر اصلاً بدردشون نمی خوره!) از كجا معلوم آزاد جان واقعا سنجيده و  با چشم باز به اون دختر خانم علاقه مند شده؟؟؟؟!!!! شايد اصلا به خاطر اينكه اون دختره در برابر احساساتش عكس العمل نشون نداده هي رفته سراغش!!!؟؟ طبيعت ما آدما جوريه كه وقتي مي بينيم كسي بهمون محل نمي ذاره سراغش مي ريم تا دلشو به دست بياريم اگر چه بعضي وقتا واقعا طرفو اون جور كه بايد دوس نداريم!!! اما نمي خواهيم كم بياريم!!! و البته بر عكس!!!! و قتي كسي بهمون زياد رو بده و دوستمون داشته باشه كم كم ديگه زياد اهميتي بهش نمي ديم و فكر مي كنيم كه وظيفشه... پس كمي با چشم بازتر به مساله نگاه كنيد!!!! من مطمئنم كه آزاد خودش نمي دونه داره چيكار مي كنه!!!!! اون چه جوري دختري كه حتي باهاش رابطه نداشته و زياد با روحياتش آشنا نيس رو مي تونه دوس داشته باشه و يا به قول خودش عاشقش بشه!!! درسته كه عشق با يك نگاه شروع مي شه اما اين نگاه براي هميشه نمي تونه عشق رو دوام بده...
خارج شده است

GOD! SAVE MY SOUL
azad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #36 : 16 شهريور 1387,ساعت 13:02:25 »

با سلام خدمت شما دوستان گرامی
با تشکر از همه ی شما دوستان گرامی ومخصوصا jaleh_niyaz وmehric
راستش من که گفتم من اون دختر رو کامل فراموش کر دم یه چیزی بگم قبلا دلم 90 درصد بود و عقلم 10 درصد اما الان کاملا بر عکسه .شاید هم می توان گفت دلم هم دیگه پیش اون نیست راستش دلم پیش یکی دیگس ولی می خوام از این تجربم به نحو احسن استفاده کنم و بسیار با جسارت و مردانه عمل کنم خواهش می کنم در این راه شمادوستان گرامی من را کمک کنیذ
با تشکر
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #37 : 16 شهريور 1387,ساعت 13:05:51 »

از شنیدن این خبر خوشحالم
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
jaleh_niyaz
نياز
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0



« پاسخ #38 : 17 شهريور 1387,ساعت 19:26:24 »

آزاد جان واقعا خوشحالم كه به اين درك رسيدي... اما سعي كن اشتباه نكني و اين بار از اون ور بيوفتي !!! منظورم رو كه فهميدي :d
خارج شده است

GOD! SAVE MY SOUL
azad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 10

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #39 : 10 آبان 1387,ساعت 12:28:35 »

سلام به همه ی دوستان عزیز
راستش ماجرای عشق اون دختره کلن دیگه برام تموم شد .
شاید تعجب کنید که چطور منی که این قدر عاشق بودم این طور شدم که عشق از سرم بپره.
من کل تابستون را برای کار رفتم تهران.اونجا با افرادی آشنا شدم که از هر نظر افراد قابلی بودن این را جدی می گویم من عشق واقعی را از آنها یاد گرفتم یه چیز دیگه من الان یه نفر تو زندگیم هستش که هم من و هم اون همدیگه رو خیلی دوست داریم و به هم اعتماد کامل داریم .البته هیچ وقت اجازه نمی دهیم احساسات زیاد در روابطمون تاثیر بذاره.
و اما ماجرای اون دختره .من در موردش فهمیدم که اون دختریست ساده و به طور قابل محسوسی کمبود محبت داره.تو این تابستونی که گذشت اون دلباخته ی یه آدم شارلاتان میشه که هر کاری باهاش می کنه راستش من حدودای 23 مهر بود که به سر کلاسام رفتم(به خاطر قراردادی که با شرکتی که در تهران در آن کار می کردم)
دیدم یه روز بعدش به من زنگ زد و باهام قرار گذاشت وقتی که دیدمش بسیار ناراحت بود شاید باور نکنید ولی جلوی من گریش گرفت و همش ازم معذرت خواهی می کرد ولی من بهش گفتم که مهم نیست و همه چی تموم شده.خیلی دلم براش سوخت .
یه چیز تو این ماجرا برام روشن شد خدا هیچ چیز بدی رو برای بنده هاش نمی خواد من دیگه هیچ احساسی نسبت به اون دختره ندارم ولی الان اون داره .اون آدمی نبود که من می خواستم من همیشه اون رو تو رویاهام یه فرشته تصور می کردم در حالی که آدم باید  با واقعیات زندگی کنه.
ولی از همه مهمتر برام آیندم هستش .می خوام یه جور آیندم رو یسازم که هم پدر و مادرم هم همسرم و هم بچه هام و مهمتر جامعه بهم افتخار کنم.به نظر من این مسائل یه سری مسائل حاشیه هستش که نباید زندگی رو تحت تاثیر قرار بده
با تشکر
خارج شده است
صفحه: 1 2 [3]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani