خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13670 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: eglimage
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: ارتباط با رئیس  (دفعات بازدید: 2066 بار)
فرنوش
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 26 بهمن 1385,ساعت 06:42:44 »

با سلام خدمت همه دوستان و تشکر از پاسخهای قبلی .
همانطور که قبلا هم گفته ام من شاغل هستم .مشکلاتی بهتر بگویم با خودم دارم که محیط کاررا برایم زجر آور میکنه .
نمیدونم چطوری توضیح بدهم .بهتره حرفمو با مثال شروع کنم.
من به خاطر اینکه زنی شوهر دارد هستم ودر درجه اول زندگی خانوادگیم برایم و حفظ آن برایم مهم است.یکی از اهداف من برای کارکردن هم همینه که شوهرم دوست دارد من کارکنم بدون اینکه نیاز چندان مالی داشته باشیم.
ولی او(و خودم) دوست دارد من به زندگیم و خانه داریم بیشتر برسم  و  ساعاتی رابرای گپ زدن با او اختصاص بدهم .همچنین به تازگی صاحب فرزندی شده ام که مسئولیتم چندبرابر شده .
بنابرقانون ما میتوانیم از یک ساعت مرخصی شیردهی استفاده کنیم.
مشکل از اینجا شروع میشه .ظهرکه من زودتر از بقیه به قول معروف شال و کلاه میکنم که عازم خانه بشوم احساس مسکنم رئیس چندان خوشش نمیاد .خیلی سرد پاسخ خداحافظمو میده .بهم تیکه میندازه که "صندوقتو بستی؟...کاری نمونده ؟...خوب...ماکه حالاحالا ها هستیم.شمابرید ..اوهههههههه"
اینجور پاسخها عذابم میده .احساس میکنم کار خلافی کرده ام .احساس میکنم باید بمانم و اهمیتی به زندگیم ندهم.شاید اینجوری راضیتر باشند.
توی نامه هاشون مینویسند"برای ترویج نغذیه با شیرمادر به بانوان همکاریک ساعت مرخصی شیردهی اختصاص می یابد."ولی موقع رفتن که میشه انگار داری حق آنهارا میبری.
جالب است بگویم از نظر اضافه کار حسابی کمتر از بقیه میگیرم.
لازم است این را هم بگویم.بدون غلو و بدون هیچ تعصبی عرض میکنم .من سرکار واقعا به خوبی کار میکنم .نمیگم از همه بهترم.ما 4نفریم.یک نفر خیلی بهتر از من کار میکنه .یک پسر جوان و مجرد .که توان کار بشتری دارد و برایش مهم نیست چه ساعتی به خانه میرود .رئیس اونو خیلی دوست دارد.ولی من از اون یکی همکارم وجدانا "بهتر کارمکینم ولی احکام ترفیعی برای او بیشتر از من  است .چون :
متاسفانه جامعه کاری ما بیماراست.آنها به کمیت کار بیشتر اهمیت میدهند تا کیفیت.
حالا نمیدونم چکارکنم ؟!
درمحیط کار خودمو مقصر میدونم .برای استراحت و صبحانه بین روز که باقی همکاران حدودا"20یا  25دقیقه وقت میگذارندمن باشیردوشیدن و صبحانه جمعا 20دقیقه میشه .
وقتی خواهشی از رئیس دارم که مثلا نوبت دکتر برای بچه ام گرفته ام و باید زودتر بروم هزار بار دل دل میکنم .
نمیدونم تونستم خوب موقعیتم و حالاتم را برای شما توضیح بدهم یا نه ؟
خودم بسیار به این جمله می اندیشم که "انسان همانی است که خود فکر میکند"ولی باز هم نمیتونم افکار درونی خودم را عوض کنم .به خودم حق بدهم که من مسئولیتهای بسیاری دارم که کارکردن بیرون جز بسیار کمی از آن است.ولی آنها مرد هستند و مسئولیت اصلیشون همین کاراست .
این را من میدونم ولی چرا آنها نمیدونند ؟!!!!!
من باید چکار کنم ؟
خارج شده است
مجید
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 242

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 1

مرجع مقالات و آموزش


WWW
« پاسخ #1 : 03 اسفند 1385,ساعت 21:41:07 »

نقل قول
هر چه می گویم فقط نظر شخصی بنده هست .
ببنید شما خوب موقعیت خود را شرح دادید . خوب این مشکلاتی که شما می فرمایید فقط و فقط مختص به شما نیست یادتون باشه همیشه مشکلاتتون رو طوری برای خود جلوه ندید که انگار فقط  برای شما هست و هیچ کس دیگه ای این مورد را ندارد . مسلما اینطور نیست . یادتون باشه در جایی که حق باشماست اصلا به خودتون دلهره و نگرانی راه ندهید چون حق مهمترین مسئله با شماست . محیط کار اصولا به همین شکل هست خصوصا در کشور ما که واقعا با شما موافقم هستم به کمییت کار توجه می کنند و نه کیفیت . یادتون باشه که اگه شما وظیفه خود را به درستی انجام دهید و حق خود را هم بشناسید به هیچ وجه کسی نمی تواند به شما تعرض کند . این حرف ها هم که به اصطلاح می گوییم متلک و تیکه و ... در هر محیطی هست . فقط مخصوصا کار شما نیست . یادتون باشه شما الان یک فرزند دارید که آینده و سرنوشت اون بیش از هر چیزی باید برای شما اهمیت داشته باشه که مسلما هم همین هست . خیلی وقت ها ما باید در سر کار از تیکه های پریده شده چشم پوشی کنیم به قول معروف خودمون رو به اون راه بزنیم و ... به هر حال این هم می دانیم که در حال حاظر در کشور ما شاید بیشتر اون کسانی که سر کار هستند از کار خود و محیط آن ناراضی هستند اما همه داریم می سازیم . بهتر از به جای اینکه بنشینید و فکر کنید که چرا فلانی فلان حرف مسخره را به من زد راه مقابله با آن را پیدا کنید و با عمل درست جواب او را بدهید . شما برای گرفتن حق خود نیاز نداشته باشید که ببینید دیگران چه می گویند هر جا حق شماست خوب بگیرید منظورم بیشتر سر کار است .
اما در آخر چند نکته را در ذهن داشته باشید
1- واقعا مسئولیت اصلی شما در حال حاضر چیست مسلما نگهداری از فرزندتان
2- همان وظیفه ای را که به شما محول کردند انجام دهید در کار کردن نه زیاد عجله کنید و نه کند باشید متعالد و متوسط
3- حق خود بشناسید و آن را مطالبه کنید ( صلاح کار خود را بهتر می دانید )
4- بیشتر مثبت اندیشی کنید مثلا اینکه الان وقتی من دارم می رم خونه برای فرزند بهتر است و به سخنان هر فردی مثلا رئیس خود زیاد گوش فرا ندهید .
5- در صورتی که به کار خود اطمینان دارید و ان را به نحو احسن انجام می دهید دیگر نگران هیچ نباشید.
6- این سخنان که می گویید همه و همه زمان کوتاهی رخ می دهد و بعد از مدتی به فراموشی سپرده می شودو تکرار هم نمی شود. همیشه که شما این وضعیت را ندارید .
7- یادتون باشه در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخه .
ببخشید که زیاد پر حرفی کردم
امیدوارم بتونید با راهنمایی های دیگر دوستان به نتیجه ای بهتر برسید .
صحبت دیگه ای همه هست در همین جا ادامه بدهید .
« آخرين ويرايش: 03 اسفند 1385,ساعت 21:42:51 توسط مجید » خارج شده است

دوست من لطفا سخنان خود را با ایجاد یک موضوع جدید در بخش مربوطه مطرح کنید .
مرجع مقالات و آموزش 
فرنوش
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 06 اسفند 1385,ساعت 19:58:12 »

ممنون از راهنمایی خوب شما.منباید بتونم با خودم کنار بیام.به قول فرمایش شما اینجور مسائل همیشه همه جا هست.
اینروزها بد روحیه ای پیدا کرده ام.بااینکه نزدیک 7سال سابقه کار دارم احساس میکنم یک کارمندمبتدی هستم.موقعی که تازه استخدام شده بودم همیشه به کسانیکه 5-6سال سابقه داشتند غبطه میخوردم که چقدر راحت از رئیس درخواست مرخصی میکنند.چقدر راحت هرموقع بخواهند به خونشون میروند.شاید وقتی من هم سابقه ام بیشتر شد اینطوری شده ام .الان ازمایشی هستم.
ولی متاسفانه اینجور افکار هنوز هم توی سرمن دور میزنه .
رئیس قسمت ما نقطه ضعف من را فهمیده که من دوست ندارم از ان قسمت جابجا بشوم.برای همین هر مشکلی پیش میاد(مثلا من به مرخصی شیربروم!!!!!) میگه شاید مجبور بشیم یک نفررا جابجا کنیم.
این روزها فشارروحی  و جسمی زیادی را تحمل میکنم.
وظیفه سخت بچه داری .کارزیاد داخل خانه و بدتر و ازاردهنده تر ازهمه اش فشارروحی سرکار که گاهی منو به مرزجنون میکشاند.
خیلی دوست دارم ریلکس باشم.خیلی دوست دارم قوی باشم .به حرفهاش اعتنایی نکنم.سرساعت مشخص (حق خودم)از محل کارم بزنم بیرون بدون اینکه نگرانی داشته باشم از اینکه نکنه جابه جام کنند .
جملات اموزنده شمارو چندین بار توی ذهنم مرور کردم.و سعی میکنم بهش عمل کنم.
ولی دلم میخواد ملموستر و واقعیتر بگید چکارکنم.مثال بزنید.
یک چیز دیگه نمیدونم اینها تلاطم روحی بعد اززایمان است یا نه ؟!مغزم خیلی کندشده .گاهی اوقات حتی یادم میره یک کلمه را با چه حرفی مینویسند.
و این هم که میگید همه از این مشکلات دارند ..نمیدونم پس چرا تاحالا من نشنیدم کسی چیزی بگه .شاید هم من ضعف دارم که زود مطرح میکنم!
خارج شده است
مجید
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 242

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 1

مرجع مقالات و آموزش


WWW
« پاسخ #3 : 06 اسفند 1385,ساعت 20:59:01 »

در مورد جمله ی آخرتون بگم که واقعا اون هایی که حرف نمی زنند ضعف دارن یکی از راههای رسیدن به آرامش همین درد و دل هاست !!!
ببینید میگید من ملموستر بگم به شما
من موقعیت کاری شما را نمی دونم اما یک چیزی بگم به در همه حال خدا رو فراموش نکنید این که الان میگم یک واقعیت هست باید
سعی کنید با خودتون و این افکار کنار بیایید . همه جا هر انسانی که بر انسان دیگری از نظر جاه و مقام برتری داره ببینید گفتم جاه و مقام نه انسانیت دوست داره که به زیر دستان زور بگه ( اگر هم نگه میلش رو داره ) یا اینکه از نقطه ضعف های اون ها رو همش گوش زد کنه . شما باید سعی کنید واقعیت ها رو درک کنید که کردید و  با اونها کنار بیایید نه اینکه سعی کنید با اون ها بجنگید یا سر ناسازگاری در بیارید چون دودش مستقیم به چشم خودتون میره یعنی خودتون عذاب می بینید . مسلما وقتی به من می گن روز مرخضی نرو چون قانون شرکت ماست خوب این واقعیتی که باید بپذیرم حالا اگه من هر هفته بگم من این روز باید برم مرخصی فکر می کنید چی میشه خوب معلومه من و می خوان و توبیخ و .... خوب من که از عواقب خبر دارم انجام نمی دم تا حد ممکن اما این دلیل براین نیست که از حقم گذشتم اینجا بحث بر میگرده به رسیدن به ارامش و کم کردن تنشها . خود شما مسلما طوری رفتار کردید که نقطه ی ضعف شما یعنی همین که از این اتاق به اون اتاق برید رو نمایان کردید حالا هم کاریش نمی شه کرد اما یادتون باشه این نکته رو می خواستم بگم اینکه روزی شما دست شما نیست از طرف خدای ما خالق هستی ما به ما میرسه و دست هیچ بنده ای هم نیست پس از اینکه از اینجا به اون جا رفتن دست اوست که شاید بخواهد موجب ترقی شما هم شود . فرنوش عزیز ( ببیخشید به اسم کوچیک گفتم ) در هر کاری که انجام می پذیره حکمتی نهفته است حکمتی که شاید در ذهن هیچ انسانی نگنجد که چرا این و یا چرا من و هزاران چرای دیگه خوب همه را خدا می داند شما نیز به خود بقبولانید که در حال حاضر حکمتی دراین راه پیش روست شاید بعد از این سختی ها به آرامشی بس بزرگ برسید از کجا می دانید همیشه همین طور می ماند . خدا را فراموش نکنید در جایی که حق با شما ست از هیچ نترسید چون خدا باشما ست شاید بگید من از کار بیکار می شم معلوم نیست شاید بعد از این بیکاری یا انتقال موفقیتی عظیم در پیش رو باشد . به خدا شک نکنید در هیچ حال او همواره به یاد ماست و یک مورد را هم بگم خدا هر بنده ای را بیشتر دوست دارد بیشتر در معرض امتحان قرار می دهد و حکمت آن ....
خوب شما الان می تونید به چیزهایی بهتر و اینده ی بهتر فکر کنید .
من با این حرف شما موافقم نیستم که میگید الان که هفت سال سابقه دارم انگار بیشتر می ترسم نه این طور نیست شما چون برای خود حصاری در دور خود کشیدید به این نتیجه دست یافتید واقعا این طور نیست خوب به خود و کارهای قبلی خود و ... توجه کنید شما این طور ادمی بودید مسلما نبودید . سعی کنید خودتون رو بهتر از روز قبل بشناسید به قابلیت ها و خصوصیات خود بهتر و بهتر واقف باشید . کسی که خودش را به خوبی بشناسید کمتر از چیزی می هراسد  . 

پس
1- در همه حال خدا رو در نظر بیارید یاد او واقعا آرامش می دهد به حکمت های پشت پرده توجه کنید .
2- خودتون رو بهتر بشناسید به قابلیت ها و خصوصیات خود واقف بشید .
3- به گذراندن وقت خوش در خانواده کنار همسر و فرزند خود فکر کنید . و واقعا هم همین کار و بکنید .
4- یادتون باشه زمان به سرعت سپری میشه اجازه بدید اون هایی که شمارا در زمان گرفتاری اذیت کردند به موقع نتیجه اش رو ببینند
باور کنید خداوند همه عادل و رحیم هست . شاید بگید کی این زمان پرسیدن از خدا بی نتبیجه است چون زمان واقعی را او می داند و وقتی آنها را دچار گرفتاری می کند که ندانند چرا این طور شده واقعا بگذارید خداوند به موقع انجام می دهد .
5- یادتون باشه در همین عصر حاضر ما نمونه هایی رو داشتیم مثلا کسی که کس دیگری را به خاطر مثلا فلان چیز مسخره میکرده یا ازار می داده و در زمانی کوتاه مدت و نه چندان دور که شاید در ذهن من و شما هم هست او خودش گرفتار چنین چیزی شده ... به دور و اطراف خود نگاه کنید .
6- وقتی کسی مشکلی دارد به هر حال حصاری در دور خود ایجاد می کند که خود را متمایز از دیگران می دانید باور کنید اینطور نیست شما می گوید شما ندیدید اما شاید در همین سرای ایران در گوشه ای دیگر بانویی دیگر همین مشکل را دارد و به نوعی با آن دست و پنجه نرم می کند .
7- و اما نکته ی آخر به واسطه ی فرزند ، شما دارای یک حس مادرانه و زیبا شدید که تا به حال نداشتید و تا کسی تجربه نکند نمی فهمد شاید به خاطر این حس لطیف که در مردان هم ایجاد می شود بعد از فرزند دار شدن ، کمی کم طاقت تر و زود رنج تر شدید . ولی این حس زیبا حسی است که خداوند در وجود شماقرار داده و باید به شما بابت او تبریک گفت و نه سرزنش ...

امیدوارم بتونم با این پر حرفی ها کمی بار مشکل شما را سبک تر کرده باشم
یاعلی
خارج شده است

دوست من لطفا سخنان خود را با ایجاد یک موضوع جدید در بخش مربوطه مطرح کنید .
مرجع مقالات و آموزش 
فرنوش
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #4 : 11 اسفند 1385,ساعت 14:00:00 »

از شما به خاطر راهنمایهای خوبتون واقعا تشکر میکنم .دارم بهتر میشم.اوضاع هم سرکار بهتر شده .
ممنونم از شما
خارج شده است
مجید
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 242

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 1

مرجع مقالات و آموزش


WWW
« پاسخ #5 : 12 اسفند 1385,ساعت 20:06:34 »

امیدوارم هر روز بهتر از روز قبل باشید و روز به روز به موفقیت های بیشتری دست یابید

امیدوارم همیشه زندگی بر وفق مراد شما باشد
 
اگر هم گه گاهی به این انجمن سری بزنید ما خوش حال می شویم .

یاعلی
خارج شده است

دوست من لطفا سخنان خود را با ایجاد یک موضوع جدید در بخش مربوطه مطرح کنید .
مرجع مقالات و آموزش 
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani