خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13671 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: lightscribei
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: خواهش می کنم منو راهنمایی کنید  (دفعات بازدید: 1027 بار)
رویا58
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 06 خرداد 1387,ساعت 15:27:23 »

من از سال 80 با همسرم دوست بودم ودر سال 84 با هم ازدواج کردیم . از همان ابتدای دوستی خیلی با هم اختلاف داشتیم .ولی من چون خیلی دوستش داشتم همیشه کوتاه می آمدم به این امید که بفهمه چقدر بهش علاقه دارم .شرطهایی رو از طرف اون پذیرفتم که در عمل در زندگی نتونستم به آنها عمل کنم . مثل حجاب زیادو....
الان خیلی کم با هم صحبت می کنیم چون هر بار تا شروع به حرف زدن میکنیم همان 2 دقیقه اول من طوری عصبانی م شوم که صحبت قطع می شود . مشکل دیگر من با او بیکاری او است با توجه به سرمایه خوبی که دارد 3 سال است در خانه است و با پولش کار می کند . حس می کنم اگر سر کار برود خیلی از مشکلاتمان حل می شود نسبت به این مسئله خیلی حساس شده ام اصلا خبری از آن علاقه زیاد در خودم نمی بینم خیلی خسته شده ام . احساس می کنم باید  پیش روانشناس بروم ولی از پس هزینه هایش بر نمی آیم .چون پولی که به من می دهد کافی نیست . درحال حاضر از شما خواهش می کنم در 2 مورد به من کمک کنید 1: چطور عصبانیت خودم را کنترل کنم چون تمام مسائلی که او می گوید همانهایی هستند که منو عصبانی می کنند .2: از این زندگی خسته شده ام خانواده ام هم موافق جدایی من از این آدم هستند ولی من می خواهم به این مسئله به عنوان آخرین راه حل فکر کنم چکار کنم؟
خارج شده است
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #1 : 07 خرداد 1387,ساعت 11:09:35 »

سلام و احترام

عزيزم البته خوب بود مسئله خود را در بخش زناشويي مي نوشتيد......... اينجا فقط سوالات حقوقي مطرح ميشه....... و خدا را شكر كه شما به جدايي فكر نمي كنيد......... و به دنبال راه حل مفيد هستيد

1- در مورد عصبانيت ....... عزيزم بهتره اول با خودت كنار بيائي......... واقعاً نميشه حتي سخت ترين مشكل را با چند تا حرف آرام و منطقي بيان كرد؟؟؟!!! حتماً بايد كار به دعوا و جار و جنجال و عصبانيت و خاطرات بد از همديگر منجر بشود؟؟؟!!! - پس سعي كن اول تمرين كني كه خودت و اعصابت را كنترل كني............... ولي قبل از تمرين كردن كمي به خودت برس.......... من پزشك نيستم ولي باور كن نتيجه اين كاري را كه مي گم گرفتم.......... مولتي ويتامين مينرال هر شب ......... فيفول خارجي هفته اي دو بار (چون كمبود آهن و خون در بدن موجب عصبانيت و از دست دادن كنترل آن ميشود يعني در حقيقت خون به مغز نمي رسد) ........ ويتامين E هفته اي دو بار........... اگر وزنتان زياد است كم كنيد ........... حتي يك كيلو وزن اضافي ........ موجب افسردگي ميشود و افسردگي و احساس پوچي باعث عصبانيت.............. ورزش ......... ترجيحاً شنا ........... هفته اي دو بار عالي است ولي يكبار هم مفيد است............ همينكه تن خودتان را به آب بزنيد و سونا و جكوزي بسيار آرام بخش است........ لطفاً اين كارها را بكنيد و بعد تأثير آن را در كنترل اعصابتان ببينيد................

2- لطفاً در مورد زندگي تان پالس منفي به خودتان ندهيد.......... اگر شاغل نيستيد....... آيا امكان دارد كه بتوانيد شغلي داشته باشيد؟؟؟ خيلي خوب است كه مدتي را در اجتماع باشيد و سرگرم مسائل روز............... اگر نه سعي كنيد دوستاني داشته باشيد كه بعنوان پاي بيرون رفتن در حد معقول........ مثلاً خريدي و يا استخر و ورزش ........ استفاده كنيد...... و خودتان را سرگرم كنيد.......... وقتي همسر شما مشكل حادي مثل اعتياد و يا خيانت ندارد.......... براي چي سر مسائل ارتباطي به فكر پايان دادن به زندگي هستيد.............. در مورد حجاب هم به هر حال نشان علاقه ايشان به شماست و اگر آن را دست و پاگير مي دانيد مي توانيد شكل آنرا عوض كنيد.......... مدهاي زيبايي براي پوشش كامل هست كه تنوع بخش است........... به هر حال شما با اصل حجاب با ايشان موافقت كرده ايد........

خوب انشاءالله كه مشكل حاد ديگري وجود نداشته باشد و شما هم به توصيه هاي من بعنوان خواهر بزرگتر عميق تر فكر كنيد و عمل كنيد و چنانچه مشكل ديگري هست بفرمائيد تا بنده و دوستان نظر بدهند.

با احترام - كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
رویا58
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 07 خرداد 1387,ساعت 17:40:39 »

با سلام از راهنماییهای شما ممنونم .فکر م کنم بهتر باشد یک چک آپ بدهم شاید واقعا دلیل اینهمه عصبی بودن من مشکل داخلی باشد ولی چرا من فقط با این فرد اینقدر عصبی هستم؟ او که معتقده من روم بهش باز شده . باور کنید از این وضع خودم هم ناراحتم .من خودم مدرس کامپیوتر هستم و ساعاتی رو بیرون از منزل هستم . ولی هر زمان که درو باز می کنم و می بینم تو خونه است عصبانی میشم از بیکاری اون خسته شدم . چون همش خونه است روابطم با خانوادم و دوستانم کم شده تا کسی می خواد بیاد اخماش میره تو هم مخصوصا خانواده ام . باشگاه هم میر م تا بیرونم خوبم پامو که توی خونه می ذارم مشکلات شروع میشه .
دیگه اصلا حرف همو نمی فهمیم نسبت به همه چی بی تفاوت شدم. هر جا میره به من نمیگه منم مثل خودش رفتار می کنم ولی قبلش زنگ می زنم اگر هم بگه نرو من میرم .راستش خیلی وقتا به جدایی هم فکر می کنم ولی جرات تصمیم گیری در این مورد رو ندام. نمیدونم چرا میگم شاید بهتر بشه .اصلا به خانوادم سر نمیزنه اونام نمی آن بخاطر غرو ر..... می خوام پیش مشاور برم ولی از پس هزینه هاش بر نمی آم . واقعا کم آوردم. منتظر راهنماییهای بیشتر شما عزیزان هستم.
بازم از شما ممنونم.
خارج شده است
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #3 : 08 خرداد 1387,ساعت 08:58:06 »

سلام عزيزم
خيلي خوبه كه شاغل هستيد و به ورزش هم اهميت مي دهيد............ مشكل شما اينست كه سعي نمي كنيد جور ديگري به قضيه نگاه كنيد......... و با ديد يكنواختي كه داريد اميد داريد همه چيز يك روز عوض بشه............. پس اول از هر چيز بايد ديد خودتان را با قضايا عوض كنيد........... خوب همسرتان در خانه است .......... باشه............ ولي شما فرموديد ايشان با سرمايه اش كار مي كند............ پس بيكار نيست.............. پس خانه در حكم دفتر كار ايشان است............. خوب چه اشكالي دارد كه در منزل باشند............ مي توانيد يك اتاق را بعنوان دفتر كار ايشان درست كنيد............... سعي كنيد به خودتان القاء كنيد كه ايشان قبل از اينكه همسر شما باشند يك دوست براي شما هستند............... با يكديگر كل كل نكنيد و به خود نگوئيد كه چون ايشون به من نمي گويند كجا مي روند پس من هم مقابله به مثل مي كنم............. هرگز به فكر مقابله به مثل كردن نباشيد.............. اگر واقعاً مي خواهيد تغييري در زندگي ببينيد!!!!!!!!!!!

كينه ها و گذشته ها و خاطرات بد از يكديگر را فراموش كنيد.............. بنشينيد و يكبار با ايشان در كمال ادب و احترام و آميخته با عشق صحبت كنيد............ درست مثل زمان اوايل ازدواج ............ و بفرمائيد من تصميم گرفته ام رابطه مان را از اول شروع كنم............... و از شما مي خواهم براي اين كار به من كمك كنيد.......... منبعد از هرچه دلگير هستيم نسبت به يكديگر در كمال آرامش به هم مي گوئيم.................. ضمن اينكه در مورد كار ايشان هم ميتوانيد ايده هاي خوبي به ايشان بدهيد ......... فرضند باز كردن يك آموزشگاه كامپيوتر.......... چنانچه ايشان موافق باشند.............

هميشه به دنبال راه يافتن و راه ساختن باشيد........... با ديد منفي به هيچ وجه نمي توانيد تغييري در زندگي ايجاد كنيد............ انشاءالله بعد از كنار آمدن با يكديگر و شناخت كامل يكديگر .............. آمدن يك بچه هم به زندگي نشاط مي آورد.......... و انگيزه زندگي كردن و زندگي ساختن را براي هر دوي شما بيشتر مي كند............. سه سال مدت كمي است كه همديگر را كامل شناخته باشيد ............. اين عكس العملها تا حدودي طبيعي است............

پس حتماً ويتامين هايي كه خدمتتان گفتم + ديد جديد به زندگي و كمك با همسرتان با لحني مودبانه و عاشقانه همه چيز را تغيير خواهد داد.

به اميد خبرهاي خوب از شما
كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
darya45
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #4 : 05 تير 1387,ساعت 11:22:31 »

سلام دوست عزیز-مشکلت را خواندم -به نظر میرسد شما هم به درد مزمن همه زوجهای جوان که مثلا با عشق شروع میکنند مبتلا شده اید.درد مزمنی که اگر درمان نشود در وهله اول برای حیات روانی خود شما و سپس رابطه زناشویی و درنهایت آینده هر دوی شما ویرانگر است.درد بسیار بد و خطرناکی است اما غیر قابل علاج نیست اما به شرطها و شروطها-آنچه بین دو نفر منجر به مشکل میشود لزوما از رابطه دو نفر و یا طرف مقابل ریشه نمیگیرد.بلکه در وهله اول از ما و افکار خودمان است.شاید این حرفها را زیاد شنیده باشی اما باور آن تاثیری حیرت انگیز در ما و روابطمان ایجاد میکند.در اینجا بسیار مهم است که شما و همسرتان چقدر اصلاح این رابطه برایتان مهم است .لطفا از میزان تمایل و انگیزه تان برایم بنویسید.و اینکه ایا به مطالعه در زمینه روانشناسی و خود شناسی علاقه ایی دارید یا خیر.و آیا مطالعاتی در این زمینه داشته اید ؟
در پایان به این جمله خوب فکر کن .هنر در نگه داشتن آنچیزیست که داری .هرگز هیچ تضمینی برای موفقیت در یک رابطه جدید وجود ندارد اگر شما برای آنچه که داری تلاش نکنی .
                                                                                                           دریا
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani