خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: نافرماني وسواستفاده همسر ازوضعيت بد مالي  (دفعات بازدید: 1190 بار)
idin
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 31 شهريور 1387,ساعت 23:37:21 »

باسلام وادب
دانشجوي ترم دوم كارشناسي ناپيوسته مهندسي آب هستم يكسال اززندگيم ميگذره موقع ازدواج نقشه بردار بودم با حقوق بالاي 1.5ميليون تومان  پس ازقبولي دانشگاه از عيد امسال تاحالا كارمو بخاطر درس ازدست دادم ولي زندگيم بخاطر عدم تحمل همسر ، دخالتهاي نابجاي خانواده ايشون ، عدم درك وعلاقه همسرم به زندگي به شدت دچار تلاطم شد موقع عقد باهمسرم سه شرط بيان كردم وايشان پذيرفت وبراساس اون تشكيل زندگي داديم 1- مادرم بامن زندگي خواهد كرد  2- من كارم بياباني است انتظار نداشته باش كه هميشه وهرروز پيشت باشم بايد بتواني تحمل كني 3- من بااين وضعيت نميتوانم درشهر پدري شما خونه بگيرم
ايشون اين سه شرط راباجان ودل پذيرفت وزندگي ماشروع شد اماحالا ... پس ازيكسال خصوصا به محض تولد فرزندم همسرم باسو استفاده ازموقعيت مالي من علم طغيان برداشته ومدت 3ماه است باهمراه پدرش وفرزندم بدون اجازه من خانه ام راترك كرده درخانه پدري بيتوته كرده وشرط ميكنه كه بايد مادرم رابيرون كنم ودرشهرپدريش خونه بگيرم وال به هيچ عنوان به خانه ام برنمي گردد حاصل مراجعات حضوري ، ريش سفيدان واضهارنامه دادگاه هم بي تاثير بوده با اين اوضاع من 3ماه است ازفرزند عزيزم محرومم شما رابه خداراهنماييم كنيد .  چگونه بااين اوضاع آه مادرم راباخوديدك بكشم ياهمسرم رادرشهرپدريش تنها ول كنم آيامن حق شنيدن صداي فرزند عزيزم راندارم چون مهريه همسرم 800سكه طلا منبايدتسليم خواست غيرانساني اوبشم دادگاه هم كهخواهد گفت اون حق داره تنهازندگي كنه بگيد چكار كنم منهم انسانم.
خارج شده است
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #1 : 02 مهر 1387,ساعت 10:01:21 »

سلام
شما ميتونيد از همسرتون  كه بدون اجازه فرزند شما رو برداشته و خونه رو ترك كرده شكايت كنيد و دادگاه حق مطلق رو به شما خواهد داد. در صورت ترك منزل بدون اذن مرد زن متهم ميشه.
با وكيل يا مشاور صحبت كرديد؟
ميشه بگيد شهر پدر خانمتون كجاست و شما كجا هستيد؟
چرا يه منزل جدا براي مادرتون تهيه نميكنيد.
جدا زندگي كردن از مادر به معني بيرون كردن مادرتون نيست اصلا
اخه از حق هم نگذريم شما كه منزل نيستيد نميدونيد زندگي كردن عروس و مادر شوهر (((((( اونم بدون حضور همسر))))))9 چقدر سخته؟!

من فكر نميكنم كه همسر شما راضي به طلاق باشه. اما احساس ميكنم زندگي كردن با مادر شما خسته اش كرده. من اگه جاي شما بودم دوتا خونه مجزا تهيه ميكردم حتي به متراژ كوچيك و از نظر محبت و احترام هيچ كم و كسري هم براي مادر و محبت و علاقه هم هيچ كم كسري براي همسرم قائل نميشدم.

خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #2 : 02 مهر 1387,ساعت 12:18:17 »

سلام
من هم با دوست خوبم رز سياه موافقم، شما به هر از ايشان بخاطر برداشتن بچه بدون اجازه شما و ترك كردن منزل شما را داريد...................... ولي من اگر جاي شما بودم سعي مي كردم دنبال يك راه حلي باشم كه بعدا هم بتوانم در كنار همسرم كه او را زماني با جان و دل انتخاب كرده بودم و ثمره زندگي ام يعني فرزندم را از او دارم زندگي كنم.............

بهتره پدر خانمت را براي خودت معضل درست نكني، فكر كن ايشان هم پدر شما هستند خوب توي دعوا كه حلوا خيرات نمي كنند، مي تونيد منطقي با ايشان خصوصي صحبت كنيد و بگوئيد فرضند من الان در شرايطي هستم كه نمي توانم براي مادرم خانه جدا بگيرم يا شايد اگر فرصتي بدهيد اين كار را خواهم كرد ........... (كاملاً دوستان و با اداي احترام) شايد ايشان به شما كمك فكري و يا حتي مالي بكنند......... چرا كه نه؟!

البته با نظر دوستم رز سياه كاملاً موافقم كه بهتره حريم احترام مادري جدا و حريم احترام زن و فرزند جدا باشد........... فكر زندگي كردن اين دو باهم از ابتدا يك اشتباه بزرگي بوده و هست.........

به هر حال شما بايد دير يا زود به فكر جدايي و مستقل زندگي كردن باشيد...........

بهتره ديگه دنبال دادگاه و از اين جور حرفها نباشي و مثل يك مرد راهي را بسازي كه بتواني صلح و آرامش و عشق دوباره را به زندگي خودت برگرداني..........

طلاق براي شما راه صحيحي نيست.............. و حتي به زور آوردن خانمتان به سر خانه و زندگي.............. الان ديگه عصر حجر نيست كه زنها ذليل باشند................ بالاخره آنها هم حق و حقوقهايي دارند كه بايد رعايت بشه.................

باور كنيد حتي اگر با يك دختر باكره هم دوباره ازدواج كنيد ..................هرگز نمي توانيد عشق اولي را كه با همسرتان تجربه كرده بوديد را كسب كنيد بخصوص عشقي كه امنيت عاطفي بچه شما را تأمين و تضمين مي كند.

پس بهتره از راهش وارد بشي


با احترام و به اميد حق - كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
idin
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #3 : 02 مهر 1387,ساعت 23:33:34 »

جناب بلك رز باسلام
فرمايش شما صحيح شهر خانم من خوي وخودم قره ضياالدين هستم درحال حاضر اين امكان كه من بتونم يك خونه ديگه بگيرم وجود نداره چون من هيچ درآمدي ندارم من يكسال ازهمسرم مهلت خواستم كه بتونم خواستشو برآورده كنم ولي اون ذاتا سرد مزاج وبي حسه اون مشكل روحي داره
خارج شده است
yasamin...
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 12

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #4 : 03 مهر 1387,ساعت 11:38:29 »

شما آقايون خيلي بدبختي ها و سختي هاييكه ما زنا ميكشيم رو نميفهمين چون كه ممكنه زنتون به روي شما هيچوقت نياره. به خانمتون نگيد كه مشكل روحي داره ...... آيا ايشون از اول اينجوري بود؟ پس چرا رفتين خواستگاريش.
منم از اول خيلي پر انرژي و شاداب بودم و هميشه توي جمع وقتي بودم نقل مجلس بودم اما الان تبديل شدم به يه زن سرد و بي روح كه هيچي براش اهميت نداره حتي خونه زندگيش . اما مقصر شوهرمه ولي شايد اونم فكر كنه من سرد و بي روحم و مشكل روحي دارم..... اما نميدونه اگه براي من يه خونه جدا تهيه كنه حتي كوچيك من زندگيشو گلستون ميكنم
شما هم تلاشتو بكن كه براي خانمت يه خونه جدا بگيري ببين از اين حال در مياد و يانه و اينم كه گفتي كه اون دوست داره خونه پدر و مادرش بمونه منم همينطوري هستم براي انكه فقط اينچوري راحتم و ديگه توي اون خونه كه حس ميكنم مالكيتي بهش ندارم حرص نميخورم رفتن به خونه پدر و مادر براي فرار از خونه اي كه دوستش نداره وگرنه هيچكي دوست نداره وبال گردن ديگران باشه و همش توي خونه ديگران باشه
خارج شده است
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #5 : 03 مهر 1387,ساعت 13:16:21 »

بنده هم با دوست عزيزمان ياسمين تا حدود بسيار زيادي موافق هستم........... متأسفانه مردها سالها اينگونه ياد گرفته اند كه حرف اول و آخر را آنها بزنند........ حتي يك نياز كاملاً بديهي براي خانمها يعني همان اصل استقلال و اختيار در خانه و خانواده شخصي خودش، يعني جائي كه مختص به او و همسرش و فرزندانش است را براي او چيز يا خواسته عجيبي مي دانند........ حالا چون ايشان از اول بخاطر نداشتن تجربه دراين زمينه يا حسن نيت موافقت كرده اند كه با مادر همسر زندگي كنند ولي بعد متوجه اشتباه خود شده اند، دليل نمي شود كه مرد بگويد مرغ من يك پا دارد و شما از اول قبول كرده ايد........ پس درك متقابل يك زوج چه ميشود؟! آيا يك مرد نبايد در وهله اول در يك زندگي زناشويي خواسته همسر خود را ارجح بداند؟! خوب اگر قرار بود با مادرش زندگي كند ديگر چرا ازدواج كرده است؟! نمي دانم اين وابستگي ها چه معنايي دارند، ولي فقط يك چيز را مي دانم بسيار دست و پاگير و تحميلي است!

و بدتر از آن خود پدر و مادرها هستند كه توقعات بي جايي دارند.............و هميشه فرزندان خود را همچون منگنه به خودشان وصل مي كنند!!!!!!

اتهام زدن مشكل روحي يا ديوانگي براي شخصي كه خواهان حق طبيعي خود است يك قضاوت بي رحمانه است!!

هر زني دوست دارد اختيار چار ديواري خود را تنها با شريك خود يعني همسرش سهيم باشد نه شخص ثالث ديگري، حتي فرزندان!

اميدوارم مردان ما كمي منصفتر در زندگي زناشويي برخورد كنند............ مطمئناً اگر خانم اين دوست عزيز دچار مشكل روحي و رواني بود .......... فرزند خود را همراه خود نمي برد............ ايشان فقط اعتراض خود را اينگونه ابراز كرده اند......... والا حق او براي داشتن فرزندش و برگشتن مجدد به خانه با شرايط حقه خود قابل احترام است.

خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
idin
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #6 : 03 مهر 1387,ساعت 20:28:58 »

دوستان وبزدگواران
من خداي ناكرده نميخوام بادروغ پردازي يافرارازبيان حقيقت خودمو تبرئه يايكي رو محكوم كنم من زندگيمو همسرمو وفرزندمو دوست دارم بيش ازاونچه كه شما فكرشو بكنيد من يه مردم دوست ندارم عيبهاي همسرم (ناموسم ) دردادگاه مطرح بشه من دنبال راه حلم كه بااوزندگي رو ادامه بدم خونواده همسر من ميدونند اون مشكل داره اماسعي دركشيدون اون به شهر خودشون دارند آيا من حق ندارم درزندگي خودم تصميم بگيرم اونا هيچ جوششي با ماندارند منهم اگر توانشو داشته باشم حتما خونمو جداميكنم ولي من يكسال مهلت ازاون خواستم دليلي نداره همسرم تلفون وپياممو جواب نده من تابحال حتي باصداري بلند باهاش صحبت نكرده ام تحقيرش نكرده ام توهين بهش نكردم ولي اون هرنوع افترا وبهتان وشري رو به من ومادرم گفته مادرم يك زن پاك وآراميه ولي جوخانواده همسرم همينه چه دليلي داره من برم دنبال خانواده ام پدرزنم برگرده بگه من دخترمو نمي دم ببري بروي هرجا سفته سرتو بكوب اونجا. خونواده همسرم حتي برنامه زناشويي اونو هم تعيين ميكنند بخداهمه اين حرفا صحت داره .شما هاهم بجاي خواهران وبرادران من فقط بگيد بااين خونواده ظالم چه كنم بااين انسان بي احساس سرد چه كنم من همينجوريشو هم ميخوام تحمل كنم ولي تاب دخالت اونا رو درزندگيم ندارم بخدااوناازمن سواستفاده كرده اند من آدم لاابالي بيخود ونافهم (اونطوركه شما فكرميكنيد) نيستم فقط درحال حاضر يكم وضع ماليم بده كه مورد تاخت وتازبيرحمانه روحي همسر وخانواده اش قرارگرفته ام دسترنج زحمات وشغل طاقت فرساي من دربيابانهاي اين كشوراين نيست حلالتر ازدرامد من چي ميتونه باشه تحمل سختيهاي شغل من دربيابانها (نقشه برداري) اونهم دركمال صداقت وپاكي واقعا كارهركسي نيست اي كاش همسرم مرادرك ميكرد من كاملااونودرك ميكنم كمش ده جلد كتاب درمورد زنان وحالات روحيشون خوندمو....
خارج شده است
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #7 : 06 مهر 1387,ساعت 09:14:55 »

 آقاي آيدين عزيز نه من نه خانم كريمي نه هيچ كس ديگه قصد توهين رو به شما نداشت. اشتباه برداشت نكنيد
اگه ما نظري داديم و چيزي گفتيم براي اين بود شايد كمكي بكنيم به شما

كاملا مشخصه كه شما انسان خيلي خوبي هستيد پس اين برداشتها رو از خودتون نكنيد چون تفكر ما هم اين نبود

من با اين كاملا مخالفم كه همسرتون جواب شما رو نميده
ان شاءالله با هم همفكري هم يه راه خوب پيدا ميكنيم كه شما هم دوباره به كانون گرم خانواده اتون برگرديد
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #8 : 06 مهر 1387,ساعت 09:18:17 »

آيدين عزيز

شما اگر هزاران جلد كتاب هم بخوانيد ولي اگر ديدگاه خودتان را نسبت با قضايا عوض نكنيد.......... نمي توانيد راهي پيدا كنيد........

دوست عزيز شما هرگز نمي توانيد انتظار داشته باشيد خانمتان مادر شما را يك زن خوب و محترم بشمارد در حاليكه شما والدين همسرتان را اينگونه توهين كنيد!!!!!!!!!! هرچند كه واقعاً آنها بد باشند و مادر شما خوب!!!!!!!!!!

احترام متقابل يعني چي؟؟؟؟؟؟؟؟ يعني احترام بگذاريد و احترام برداشت كنيد.............. همانگونه كه شما از خانمتان انتظار داريد مادرتان را درك كنند و او را تمام و كمال بپذيرند............ ايشان هم همين انتظار را از شما دارند...........

من جاي شما بودم از همين الان به فكر استقلال كامل زندگي زناشويي ام بودم............ مادرتان را از دور سرپرستي كنيد............ حتي اگر مجبور باشيد فعلاً تحصيلات را براي مدتي كنار بگذاريد و به كارتان بچسبيد................. بالاخره اين شرايط پيش آمده ديگه............. شغل قبلي شما هم كه خدا را شكر بد نبوده ................. پس همان را دنبال كنيد و به فكر بهتر شدن باشيد................. تمام راهها فقط با ادامه تحصيلات باز نمي شود.................... راههاي بسيار هست ............ وقتي آدم تو شرايط خاصي قرار مي گيرد بايد از برخي از خواسته هاي خودش بگذرد..............

به هر حال طرز نگاهتان را عوض كنيد.........

به اميد حق - كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani