خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: [1] 2 3   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: روانشناسی تجربی یا کلاسیک  (دفعات بازدید: 5695 بار)
rahgozar
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 268

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 27 خرداد 1386,ساعت 22:36:08 »

سلام
من از مدیران عزیز سایت می خوام که برای اینکه حق ممول جان برای گرفتن مشاوره ضایع نشه .اون تاپیک را باز کنند و البته از دوستان عزیز می خوام که اگه باز نظری در مورد این موضوع دارند توی همین تاپیک بنویسند.من خودم خیلی نظر دارم ولی متاسفانه فعلا وقت ندارم تا بعد پوزخند چشمک
خارج شده است

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید  خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
nazila.k
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 199

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0

دانشجو biology


« پاسخ #1 : 27 خرداد 1386,ساعت 23:34:49 »

منم موافقم که اینجا این بحث ادامه بدیم چون خیلی جای بحث داره.
محمد جان نمیشه جاییی که پاسخ ها منحرف شد به اینجا منتقل بشه تا ادامه داشته باشه؟؟؟ در اون صورت تاپیک ممول هم میشه باز بشه؟؟؟
خارج شده است

گاهي آنقدر نگران رسيدنيم که مهمترين چيز را از ياد مي بريم ،   بايد حرکت کنيم تا برسيم.
ali yazd
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 24

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10


« پاسخ #2 : 28 خرداد 1386,ساعت 12:36:10 »

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار                                دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
باسلام  من قبلا علت اینکه مجبور شده بودم اون مباحث را مطرح کنم راگفته بودم اما نمی دونم چرا عواملی داره باعث می شه که تمایل بیشتری برای ادامه بحث پیدا کنم خوب زمانیکه پیام آقا محمد را خوندم و پیشنهاد مطالعه  اهداف سایت را داده بودند بعد از مطالعه به چند نکته کلیدی رسیدم اول اینکه این سایت را کسی مدیریت می کنه که یا خودش روانشناس یا کسی براش طراحی کرده که بهش اطلاعات روانشناسی داده بهر حال  هر چی هست پشت این سایت یک ایده تخصصی وجود داره .نکته دوم این بود که من بر اساس اهداف سایت فهمیدم که نه تنها بیراهه نرفتم بلکه کاملا هم صحیح حرکت کرده ام بنابراین اینجا می خوام براساس اهداف سایت یک بحث جدی و تخصصی داشته باشم:شما در اهداف سایت اشاره کرده ایدکه (مشاوره رواني در اينجا درحقيقت صحبتي كتبي شده در رابطه با مشكل معيني است كه از طرف بازديد كننده اين سايت مطرح مي‌شود. اینکار به هيچ وجه جاي روان‌درماني و يا مشاوره حضوری را نمی گیرد و افراد می تونند مطابق نیازشون متخصصی در محل زندگی خود بیابند )آقا محمد من از شما بعنوان مدیر سایت سوال دارم شما کی به این هدف دست پیدا کردید و زمانیکه من برای اولین بار  این پیشنهاد را دادم  و یک مکرز مشاوره ای که نظرم این است که کار تخصصی می کند را پیشنهاد دادم متاسفانه با چه حرفهای زشتی روبرو شدم (بازار یاب )شما در جای دیگری عنوان می کنید که ما قراره یک مشاوره تخصصی براساس تحقیقات دانشگاهی بدهیم اما می بینم شما نه تنها در رسیدن به این هدف نزدیک نشده اید بلکه یکی از کاربران بنام پرمیس بعد از مدتها گشت وگذار در سایت  به این نتیجه رسیده( حتما لزومي نداره كسي بره تو اين رشته يعني روانشناسي تحصيلات دانشگاهي داشته باشه تا بفهمه چيز بد ، بد هست و چيز خوب ، خوب . من خودم مشاوره بيرون رفتم و به شخصه ميگم كه اصلا اينجور جاها رو قبول ندارم ) براساس همین هدف که شما می گید(  وقتي از مشاوره صحبت به ميان مي‌آيد اين كلمه مي‌تواند همه چيز را در برداشته ‌باشد، وقتي نيز كه از مشاوره روانشناسي صحبت مي‌كنيم هنوز روشن نيست كه كدام ديدگاه مشاوره‌اي را مد نظر داريم. پاسخ قطعی به اين سئوال تا حدي غير ممكن است چرا كه هيچ مشاوري نمي‌تواند تنها با اتكا به يك مكتب روانشناختي بكار بپردازد و انتظار كارآيي داشته باشد. ولی اشاره به اين نكته تا به اين حد را لازم می دانیم كه اساس كار مشاوره براي این پایگاه بر پايه داده های تحقيقات علمي روانشناسي و روان درمانی در حوزه دانشگاهی و نهادهای وابسته به دانشگاه استوار است و نه بر پایه تئوري‌هاي زيبايي كه قابل تحقيق علمي نيستن) الته بر اساس دیدگاه تخصصی با بحث ایتداییتون کاملا مخالف هستم مشاور  حتما باید یک رویکرد داشته باشد و براساس دیدگاه خودش درمان کند نمی توان برای هر مراجعی از یک رویکرد استفاده کرد البته این نیاز به توضیح بیشتری داره که اگر مایل بودید در جای دیگری بحث می کنیم اما بر اساس همین هدفهاتون آیا مشاوره اصولی ندارد من به برخی از این اصول اشاره می کنم خودتان قضاوت کنید آیا این اصول را رعایت کرده اید یا دقیقا عکس آن را عمل کرده اید مهمترین اصل در مشاوره این است که تصمیم گیری بر عهده خود مراجع است بارها و بارها در این  سایت برای افراد تصمیم گیری شده مثلا رابطه ات را قطع کن ازدواج بکن یا نکن و مصادیق دیگر. یکی دیگر از اصول مشاوره این است که مشاور حق ندارد ارزشهای خوذش را به مراجع تحمیل کند من اینجا گوشه ای از مشاوره حسین  آقا را می آورم خودتان قضاوت کنید(کاش دخترا می فهمیدن حسابشون با پسرا جداست.حالا کی بفهمن دیگه خدا می دونه تو این جور دوستی ها باید بدونید که هم هدفها  و هم کشش ها در پسرها با  دخترا فرق میکنه .و همین اختلاف انگیزههاو کشش ها بعدا باعث مشکلات میشه.که بیشتر اون هم متوجه دخترا هست.اصلا  کار به روابط جنسی ندارم اما جدای از اون بازم  بیشترین ضرر متوجه دخترا هاست )تازه این نوع حرف زدن یک ایراد فنی دیگه هم داره واون اینه که داره فرد را نصیحت می کنه و خود شما بهتر می دونید این چه احساسی در فرد بوجود می یاره . یکی دیگه از اصول مشاوره اینه که ما به فر امید واری غیر واقعی نمی دیم ولی این قسمت بیشترین خطایی است که کاربران شما مرتکب اون شدند  مثلا همه مسائل حل میشه ناراحت نباش من به اینده امیدوارم  این کلمات یه ایراد دیگه هم  داره که بیشتر همدری است تا همدلی و شما می دونید که در مشاوره همدلی می کنیم نه همدردی.موارد انتقادی زیادی وجود داره که من بعلت طولانی شدن بحث فعلا به اون ها نمی پردازمخودتون قضاوت کنید در رسیدن به اهدافتون کجای راه هستید. با تشکر

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

HIDDEN WAY

خارج شده است
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #3 : 28 خرداد 1386,ساعت 13:18:31 »

نقل قول
یکی دیگر از اصول مشاوره این است که مشاور حق ندارد ارزشهای خوذش را به مراجع تحمیل کند 
ظاهر این جمله کمی با عمق معنی روانشناسی تفاوت داره

اگر منظور از مشاوره این باشد که شخص متقاضی مشاوره به منظور دست یابی به  راهکار مناسب به اضافه این که این راه کار جنبه علمی هم داشته باشد باید این شخص علاوه بر درخواست مشاوره از مشاور درخواست دلیل و مدرک هم بکند. به هر صورت ان شخصی که مشاوره می شود در مسیر علمی قدم گذارد و از نگاه مسحورانه و کورکورانه دوری نماید.
درغیر اینصورت یا باید ان شخص کورکورانه پیرو مشاور خود باشد یا اینکه اگر این روحیه را نداشته باشد ذاتا در نفس خود حالت عدم اقناع رو پیدا میکند و نتیجتا ان مشاوره تاثیر خودش را نخواهد گذاشت.
البته این مورد پذیرش است که تحمیل نظر شخصی کار صحیحی نیست.
اما آیا زمانی انسان با دلیل و مدرک حرف می زند و برای اثبات حرف خود دلیل را مستمسک حرف خود قرار می دهد می توان گفت این تحمیل نظر شخصی است؟؟
در کجای عالم استناد به دلیل تحمیل نظر شخصی است
خیلی جالب است که  اگر کسی خواسته باشد فقط یک نظریه ای را که توسط یک روانشاس مطرح شده را بیان کند بدون عنایت به دلیل و مدرک تحمیل نظر شخصی نیست؟اما زدن حرف با دلیل مدرک تحمیل نظر شخصی است.
نمی دانم اعتبار دلیل بیشتر است یا حرف یک گوینده ؟؟عقل و انصاف داور این ماجراست
نقل قول
من اینجا گوشه ای از مشاوره حسین  آقا را می آورم خودتان قضاوت کنید  کاش دخترا می فهمیدن حسابشون با پسرا جداست.حالا کی بفهمن دیگه خدا می دونه تو این جور دوستی ها باید بدونید که هم هدفها  و هم کشش ها در پسرها با  دخترا فرق میکنه .و همین اختلاف انگیزههاو کشش ها بعدا باعث مشکلات میشه.که بیشتر اون هم متوجه دخترا هست.اصلا  کار به روابط جنسی ندارم اما جدای از اون بازم  بیشترین ضرر متوجه دخترا هاست
وجود دلیلهای من در این جملات کاملا مشهود است اما سوال اینجاست که  برخی ادعاهایی که از طرف بعضی کاربران  مستقیما یا بصورت نقل از روانشناسان غربی  مطرح می شود دلیلش کجاست؟

در اخر هم گفتنی است که در مشاوره طبق  هدف مراجع و  مستنیر باید ارائه راهکار نمود.و به صرف اتکا به یک نظر و انحصار راهکار های موجود در یک مکتب فکری نمی توان مشاور موفقی بود.


یکی دیگر از هنرهای مشاور اینست که با  ایجاد هدف مناسب و انگیزه جایگزین بجای انگیزه غیر معقول راهکار مفید ارائه دهید.در این روش شخص مشاور هدف  جدیدی را برای شخص مشخص می کند بجای به بجا نشاندن همان هدف غلط.
و در زمانیکه هدف جدید تثبیت  شد برای تسهیل امر با  ارائه راهکار در راستای ان هدف مشاوره خود را کامل می گرداند.
اما متاسفانه در بعضی مشاورها اینگونه احساس می شود که شخص مشاور کار ندارد که مراجع هدف یا انگیزه اش صحیح یا نا صحیح هست.او تنها با نوع شگردهای مشاوره ان شخص را با این هدف وفق می دهد و قدرت ایستادگی و استقامت در ان هدف را به شخص مشاوره شونده اعطا میکند.
این نوع مشاوره در نظر مشاوره شوند و عامه مردم مشاور موفق و مفیدی  بشمار می رود.اما در نگاه عمیقانه و علمی این کار مشاور کاری بی اساس و غیر علمی هست.
هنر اینست که مشاور در ذهن مشاوره شونده ایجاد انگیزه و هدف مناسب بنماید.نه اینکه هر گونه هدفی را تثبیت نماید.
بنده در بعضی پستها از این روش جایگزینی هدف مناسب  استفاده کردم که متاسفانه به خاطر تفاوت سلیقه و منش  سوء برداشت شده و این کار حمل بر تحمیل نظر شخصی شده.
این در حالیست که بنده اگر دقت داشته باشید در اکثر مشاوره هایم بجای استفاده  از صرف نظریات روانشاناسان غربی از دلیل استفاده کردم .حال کجای این تحمیل نظر شخصی خدا داند.
« آخرين ويرايش: 28 خرداد 1386,ساعت 18:08:19 توسط حسین » خارج شده است
parmis
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 546

تشكر
اهدا شده: 89
دريافت شده: 82

تلخ مثل !coffeechocolat


« پاسخ #4 : 28 خرداد 1386,ساعت 18:23:48 »

آقاي aliyazd
اميدوارم از نوشته هاي من سو برداشت نشده باشه ، منظور من از اين جور جاها سايت ofc نبوده  به هيچ وجه
به مراكز مشاوره بيرون هم اهانت و توهين نميكنم ولي در مورد خودم ميگم خانم دكتر روانشناسي رو آقاي دكتر روانپزشكي به من معرفي كردند البته الان نه چند سال پيش كه خيلي اين دكتر از ايشون تعريف كردند ولي من جلسه اول كه براي مشاوره رفتم اصلا نتونستم با اين خانم ارتباط برقرار كنم از بس كه اين خانم به ساعتشون نگاه كردند خب منم آدم حساس و دقيق درمورد رفتارهاي ديگران ، ديگه براي مشاوره نرفتم و اين باعث شد كه مشاوره ديگه اي هم نرم چون خيلي بدم اومد ولي خب ديدم كساني رو كه خيلي از اين مشاوره ها بهره گرفتند يكي از دوستانم تصادف شديدي كرد و بعد از تصادف شوكه شده بود و حتي در صحبت كردنش هم تاثير گذاشته بود و اين مشاوره خيلي براش موثر بود
خب اگر يكي از دوستان به شما گفتند بازارياب ، براي اين بود كه شما خيلي شديد اللحن صحبت كرديد و گفتيد احساس مسووليت ميكنيد ، خدمتتون عرض كنم مشكل اون دوستي كه شما درقبالشون احساس مسووليت كرديد اينقدر حاد نبوده كه شما مراكز فوق تخصصي بيرون رو معرفي كرديد من نظرم اينه كه اين مراكز براي مشكلات خيلي خيلي حاد هستش ...... بعضي از كابراني كه اينجا تشريف ميارن مشكلاتشون رو بزرگتر از اون چيزي كه هست جلوه ميدن ... خب افرادي مثل شما هم احساس مسووليت ميكنيد خب
بهتره كابران اينقدر احساساتي عمل نكنن و مشكلشون رو فراتر از حد تصور ندونن و از مرجع مشاوره هم انتظار معجزه نداشته باشن ..........
شما جايي گفتيد نبايد به مراجع اميد  واهي غيرواقعي داد ولي ميبينيم چون اعضاي تيم روانشناسي به اون خانم يا دوستمون اميدواهي ندادند و خواستند حالا به هر نوعي متوجه اشتباهشون كنند شما اعتراض كرديد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خارج شده است

Oh,God of dust and rainbows, help us see
That without dust the rainbow would not be.
             

 
rahgozar
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 268

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #5 : 28 خرداد 1386,ساعت 18:41:11 »

یک آقا یا خانم محترمی از طریق یک شخص ثالث برای من این پیام را گذاشته
((ببين به اين خانم "رهگذر "يه چيزي بگو يعني توجيه كن ايشون رو ميخواستم خودم بهش بگم اما احساس ميكنم آدم سختيه .... ببين اين بار دوم هست كه ايشون باعث ميشه يه موضوع قفل بشه درمورد موضوع "ازدواج موقت" هم اين خانم بحث رو به جاهايي كشوند كه اصلا هدف بازكننده تاپيك مطرح كردن اين چيزها نبود ..... درمورد اين موضوع هم كه قفل شد اولين پستش رو بخون ببين همه بحث ها از اين پست شروع شده ....... نميدونم متوجه منظورم ميشي يا نه ؟بعد ميدوني قسمت جالبش كجاش هست اينكه مياد بقيه رو به تامل در خيلي چيزها دعوت ميكنه !!!!!!))
خیلی جالبه که من در هیچکدام از این دو بحث ازدواج موقت و یا مشاوره اصلا شروع کننده نبودم و فقط وقتی دعوایی شده نظرم را گفتم و حالا که اینقدر حرف های من برای بقیه تلخه که برام این پیام ها را بفرستند مطمئن باشید هرگز و هرگز پام را دیگه حتی یکبار دیگه توی این سایت نمی گذارم.
خداحافظ همگی

خارج شده است

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید  خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
Siamak
مهمان
« پاسخ #6 : 28 خرداد 1386,ساعت 18:47:41 »

به سلامت

اينجا همه كاربران با هم برابر هستند. هر كسي كه باشه و بحث منطقي كنه ما ازش استقبال ميكنيم. هر كسي هم نباشهآرزوي موفقيتش رو داريم.

ديديد كه مديران سايت هم دخالتي در بحثها نميكنن تا بحثها به نتيجه مطلوب برسه.
خارج شده است
ali yazd
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 24

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10


« پاسخ #7 : 28 خرداد 1386,ساعت 20:26:12 »

من باید  چند جواب بدهم ابتدا از رهگذار می خوام که حتما برگردند این سایت یکبار این بلا را هم به سر من آورد ولی چون احساس می کنم وجود شما تو این بحث خیلی ضروری هست اگر بگردید ممنونتون می شم . اما در رابطه باپرمیس خانم  ببینید اگر یک نفر اشتباه کنه ما نباید به پای همه بنویسیم بعد هم مگر در رشته های دیگه اشنباه صورت نمی گیرد مثلا رشته مهمی مثل پزشکی حتی به مرگ هم منجر می شه اما  ایرادی که من در رابطه با امید واهی گرفته بودم مربوط به موضوع ممول نبود( اگر چه آناستازیا در قسمتهایی از  راهنماییش دقیقا همین کار را می کنه)بلکه به تاپیکهای دیگه بر می گشت من ایرادهای مشاوره با ممول را اشاره کرده لطفا با دقت مطالعه کنید خودتون متوجه می شید .اما در رابطه با حسین آقا ،عزیز دلم ،ببین این که تو می خواهی خودت را اثبات کنی و از خودت دفاع کنی برای من قابل لمس هست اما من مجبورم یه کم رک صحبت کنم ببین من دو چیز را ااسنباط  می کنم  یا اینکه شما تحصیلات تخصصی روانشناسی نداری یا اگر هم داری بدلیل علاقه ات  به مسائل مذهبی از مسائل علمی  روانشناسی غافل شدی چون اصولی که من مطرح کردم جز ابتدایی ترین اصول درمان  هست ودر تمام رویکردها  البته با شدت وضعف به اون پایبند هستند مثلا رویکردها ی  انسانگرا خیلی اعتقاد دارند و رویکردهای پست مدرن که آنها را می پرستند  ولی روان تحلیگرها در حد پایین تری بهش اعتقاد دارند این مثل اصول رانندگی می مونه شما چه با ژیان   رانندگی کنید چه با بنز چه در علی آباد کتول چه در بور کینافاسو   شما باید اصول رانندگی را رعایت کنید برای همین اینقدر اینها در مشاوره واضح هستند که من توضیح واضحات نمی دم .اما حسین آقا جانم در رابطه با اخرین توضیحاتد در تاپیک روابط اول من دلم می خواست بجای اینکه در کتابها گشت وگذار می کردی و یکسری حرفهای قولبه وسولونبه پیدا می کردی ومی زدی با زبان خودمانی تر حرف می زدی اما این دو نوع تقسیم  بندی که شما کردی این نوع تقسیم  بندی ها  بیشتر  مال کتا بهای معارف و اختصاص به یک جریان فکری خاص داره ما نمی تونیم خودمون برداریم مطابق میل خودمون  تقسیماتی کنیم و بعد هم نتیجه گیری کنیم ولی به فرض اینکه اون تقسیم بندی در ست هم باشه ببین علم بحثش این نیست که ایدوئولوژی نمی تونه وارد مسایل علمی بشه بلکه بحثش اینه برای ورود با ید متد و روش شناسی علمی را رعایت کنه و با دیتاهایی وارد بشه که که قابل مشاهده و تجربه  کردن باشه  متاسفانه یک عده ای توی جامعه ما چون منتسب به گروه خاصی هستند و تمام امکانات سمعی وبصری در اختیارشون هست این ایده شما را ترویج می کنند که مسائل اعتقادی می تونه وارد حوزه روانشناسی بشه از جمله آقای رحیم پور ازغندی درسخنرانی اخیرشون دقیقا همین مباحث را مطرح می کردند ولی بدون اینکه به منتقدان این ایده اجازه  بدهند  نظراتشون را بگند بریدند ودوختند و حکم صادر کردند و دودمان روانشناسی و جامعه شناسی علمی را بر باد دادند پس مسائل اعتقادی می تونه وارد حوزه روانشناسی بشه ولی بشرط اینکه اصول علمی را رعایت کند همنطوری الان رویکرد جدیدی با تکیه بر بعد معنوی انسان با عنوان معنویت در روانشناسی وارد این حوزه شده .اما حسین آقا یک جایی صحبت از اگزیستانسیالیم کرده بودی من منظورت و ارتبا طش را با این بحث نفهمیدم می تونی  برام بیشتر توضیح بدی و چند فیلسوف و درمانگری که تو این زمینه کار می کنند را برام نام ببری

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

HIDDEN WAY

خارج شده است
nazila.k
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 199

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0

دانشجو biology


« پاسخ #8 : 29 خرداد 1386,ساعت 00:17:02 »

خوب راستش منم چند تا نکته میخوام اشاره کنم که مدتی بود خیلی فکرمو مشغول کرده بود.
ببینید من یه مقداری به  ali yazd حق میدم. چرا؟  چون میبینم بعضی از کاربرهای عزیز در مورد هر تاپیکی نظر میدن. یکی نیست بگه بابا مجبور که نیستید حرف بزنید. بعضی از مسائل هست که واقعا باید کارشناس راجع بهش صحبت کنه و احساس اون طرف بفهمه در حالی که قبل از اینکه کارشناس (روانشناس) وارد صحبت بشه بعضی از کاربرها احساس اون آدم تغییر دادن.
من در بعضی از تاپیک ها دیدم که واقعا کاربری که خودش کلی مشکل داره اومده برای اون یکی دکتری میکنه،البته همدردی اصلا ایراد نداره اما ...
خارج شده است

گاهي آنقدر نگران رسيدنيم که مهمترين چيز را از ياد مي بريم ،   بايد حرکت کنيم تا برسيم.
parmis
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 546

تشكر
اهدا شده: 89
دريافت شده: 82

تلخ مثل !coffeechocolat


« پاسخ #9 : 29 خرداد 1386,ساعت 04:12:42 »



من در بعضی از تاپیک ها دیدم که واقعا کاربری که خودش کلی مشکل داره اومده برای اون یکی دکتری میکنه،البته همدردی اصلا ایراد نداره اما ...
نازيلا جان شما هم مثل آقاي ali yazd راحت باش ......... اسم اون كاربر رو بگو ....... چرا دو پهلو حرف ميزني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقاي ali yazd شما از اين بحث ها به چه نتيجه اي  ميخواي برسي ؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد گذشته از اين شما چرا صحبتهاي ديگران رو به نفع خودت برداشت ميكني يا به عبارت بهتر از نوشته هاي هركس عليه خودش استفاده ميكني مثل اين .........
شما در جای دیگری عنوان می کنید که ما قراره یک مشاوره تخصصی براساس تحقیقات دانشگاهی بدهیم اما می بینم شما نه تنها در رسیدن به این هدف نزدیک نشده اید بلکه یکی از کاربران بنام پرمیس بعد از مدتها گشت وگذار در سایت  به این نتیجه رسیده( حتما لزومي نداره كسي بره تو اين رشته يعني روانشناسي تحصيلات دانشگاهي داشته باشه تا بفهمه چيز بد ، بد هست و چيز خوب ، خوب .
شما ميخواهيد بگيد من بعد از كلي گشت و گذار توي سايت به اين نتيجه رسيدم كه اينجا كسي مدرك دانشگاهي در رشته روانشناسي نداره ؟؟!!!!!!!! اينو ميخواي بگي  يعني منظور من اين بوده ؟؟؟؟؟؟يا اينكه من بعد از كلي گشت و گذار به اين نتيجه رسيدم كه با اينكه خودم روانشناسي نخوندم ميتونم راجع به مشكلات ديگران نظر بدم و بقيه رو راهنمايي كنم ؟؟؟
خب مديران عزيز سايت يك قانون ديگه اضافه كنن كه كاربراني مثل من نبايد نظرشون رو بگن تا من هم نظر ندم ؟؟؟؟!!!!!!!

علي آقا اگر شما ميخواي به اين نتيجه برسي كه سايت درجهت اهداف خودش عمل نكرده و عملكرد رو داري به اين وسيله زير سوال ميبري خب اين گوي و اين ميدان خود شما وارد عمل شو ..... انتقاد خوبه صددر صد ولي سازنده ...وقتي انتقادي هست بايد دركنارش پيشنهادي باشه شما همش مياي ميگي اين بده ... يا ايني كه اين گفته اشتباه .... خب درست  ميگي شما بهترش رو يا درستش رو بگو

 عزيزاني كه در اين سايت دوستان رو راهنمايي ميكنند منظورم اعضاي تيم هستند (نه اون كاربراني كه به قول نازيلا جون خودشون كلي مشكل دارند !!)گرانمايه ترين سرمايه زندگيشون يعني وقتشون رو در اختيار ساير كاربران ميذارن و اونا رو راهنمايي ميكنند و كسي ازروي غرض  حرف نميزنه يا نظرشو تحميل نميكنه چون از اينكار نفع شخصي نميبرن درواقع اينجا هيچكس اون يكي رو نميشناسه كه خداي ناكرده بخواد تعمدا بهش ضربه بزنه !!!!!!!!!!!
خارج شده است

Oh,God of dust and rainbows, help us see
That without dust the rainbow would not be.
             

 
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #10 : 29 خرداد 1386,ساعت 09:16:43 »

اولا جای بسی خوشحالیست که دوست ما علی آقا تو این پست لحن سخنشون تغییر کرده و چه زیباتر بو دکه از اول همینطوری وارد بحث می شدند.

نقل قول
از مسائل علمی  روانشناسی غافل شدی چون اصولی که من مطرح کردم جز ابتدایی ترین اصول درمان  هست ودر تمام رویکردها  البته با شدت وضعف به اون پایبند هستن

مشکل ما در مسئله همین است .من در این اصول شما تشکیک وارد ننمودم .بلکه این اصول را هم قبول دارم.تنها موضع اختلاف بین من و شما اختلاف در تعیین مصداق هست.گاهی دونفر در یک ایده و عقیده یکسانند اما در تعیین و تشخیص مصدادیق اختلاف نظر دارند.حال مربوط دانستن این اختلاف نظر به ندانستن این اصول نسبتا  خلاف انصاف است
البته ضمن اینکه این اصول را تا حدی قبول دارم اما باز هم نمی توان گفت که بین تمام ملل و نحل این اصول بمثابه وحدت اصول در مثل رانندگی است.چون در این گونه موارد وحدت هدف و معرفتی یکسان است.اما در مورد وجود اختلاف بین ان دو مکتب عمده تفاوت ریشه ای و ذاتی وجود دارد.هماگونه که اصولی که متوجه بر ماده هست با اصولی که متوجه بر تجرد تام هست متفاوت هست و نمی توان برای ان اصل واحد در نظر گرفت در مورد ان مسائل هم نمی توان آن چیزها را در اصول واحد دانست.اگر دقت داشته بودید من این نکته را در همان پست اشاره کرده بودم.
تفاوت ریشه ای تفکر حقیقت گرا و ایده گرا وهمچنین سعه و ضیق نگاه وفکر و غایتی این دو مکتب تفاوت های ذاتی مختص به خودش را دارد.
بعنوان مثال اختصاص حیات انسان به جهان مادی و همچنین اختصاص علم از طریق تجربه و خط بطلان کشیدن بر اداله عقلی تامی که در تفکر ایده الیستهای غرب مطرح هست یقینا با تفکر حقیقت گرای شرق که با دید ماوارء الطبیعی به مسائل نظاره می کند و همچین ان توسعه دادن حیات و فراتر گذاشتن این حیات از جهان طبیعی مادی و اصالت دادن به عقل و وحی از زمین تا اسمان باعث تفاوت بین این دو تفکر عمده می شود.

نقل قول
دلم می خواست بجای اینکه در کتابها گشت وگذار می کردی و یکسری حرفهای قولبه وسولونبه پیدا می کردی ومی زدی با زبان خودمانی تر حرف می زدی اما این دو نوع تقسیم  بندی که شما کردی این نوع تقسیم  بندی ها  بیشتر  مال کتا بهای معارف و اختصاص به یک جریان فکری خاص داره ما نمی تونیم خودمون برداریم مطابق میل خودمون  تقسیماتی کنیم و بعد هم نتیجه گیری کنیم ولی به فرض اینکه اون تقسیم بندی در ست هم باشه ببین علم بحثش این نیست
نه عزیز من برای این جور بحثها که نمی رم چند ساعت وقتم رو صرف کنم که از خودم دفاعی بکنم.از اول تا آخر رو بالبداهه شروع کردم به نوشتن حدود ده پونزده دقیقه هم بیشتر وقتم رو نگرفت.فقط گفتی چرا از کلمات غلمبه سلمبه استفاده کردی خب خودتون شاهیدید که من تو جاهای دیگه مخصوصا مشاورهایم خیلی خودمونی و راحت حرف میزنم اما اینجا چون بحث علمی بود و مناسبت داشت نیاز ندونستم فشار رو خودم بیارم خودمونی حرف بزنم .اخه علمی صحبت کردن خیلی راحتتر از خودمونی و عرفی صحبت کردن هست برا امثال من
البته باید بهتون گفت چون این حرفایی که توسط من مطرح شده کمتر به گوشتون خورده ممکن است براتون مثلا خلاف واقع باشد اما باید توجه داشت این گونه برداشتها بازهم با فرهنگ جوامع علمی ناسازگار هست

اینم که گفتید این تفکر نتها تعلق به یک جریان فکری خاصی داری کمی جای تامل دارد چون  اگر مطلع باشید این دو تفکر کلی مربوط به جریان فکری صرف نیست.بلکه منشا تفاوت کلی بین خیلی از فرهنگها و جهانبینی هاست.و خلاصه کردن این دو در جریان فکری را نمی توان جنبه علمی بدان داد.
خارج شده است
ali yazd
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 24

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10


« پاسخ #11 : 29 خرداد 1386,ساعت 14:07:31 »

البته من هم خوشحال هستم که فضای این گونه نقد فراهم شده قبول دارم که در ابتدا تند صحبت کردم ولی واکنش بعضی از دوستان خیلی بد بود که من تاز ه مقابله  به مثل نکردم فقط در قالب طنز مواردی  را مطرح کردم اما پرمیس خانم من قصدم توهین به کسی نیست فقط دلم می خواد یک جریانی که در این سایت وجود داره و از نظر من هم خیلی ارزشمند هست و می تونه برای اقشاری که دسترسی به روانشناس ندارن یا هزینه های اون براشون زیاد هست کمک کنه  این جریان  اصلاح بشه فکر نمی کنم کسی با این مسئله مشکلی داشته باشه و زمانی هم که بحث به نتیجه برسه خوب قرار نیست من در این سایت ادامه فعالیت بدهم اما در رابطه با اینکه کسی که مشکل داره نمی تونه به کسی دیگه ای کمک کنه خیلی موافق نیستم شاید یک روانشناس نباید خودش مشکلات زیادی داشته باشد اما یک نوع درمان وجود داره  تحت عنوان گروه درمانی که آدمهایی که مشکلات شبیه بهم  دارند  دور هم جمع می شند و مسائلشون را با هم در میون می زارند و یک رهبر هم دارند من فکر می کنم شما اگر در انجمنتون به این هدف نزدیک بشید خیلی می تونه مثمر ثمر باشه .اما حسین آقا بدلیل اینکه مباحثی که مطرح کردی و ممکن پاسخ دادن بهش مسیرتاپیک را منحرف کنه اجازه بده در جای دیگری حتما با هم بحث کنیم چون نه تنها گوش با اون مسائل فلسفی غریبی نمی کنه بلکه یکی از موارد مورد علاقه ام هست اما جواب سوائلم را ندادی چند فیلسوف و نظریه پرداز اگزیستانسیلیسم قرار بود برام نام ببری و بگی این چه نوع درمانی هست.در پایان هم فکر می کنم بعضی از دوستان هم در حق رهگذر کم لطفی کردند من که در اون شعر اشاره کرده ام که من مسبب قفل شدن تاپیک بوده ام اون بنده خدا چه گنا هی داشت
خارج شده است
شرمینه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 198

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #12 : 29 خرداد 1386,ساعت 14:28:20 »

من فکر می کنم بعضی مسائل اینجا روشن نیست، پس تا جایی که می تونم روشنش می کنم:

- هیچ بحثی بخاطر هیچ شخص خاصی قفل نشده تاحالا، به خصوص رهگزر که از اعضای فعال این سایت هستند. قفل شدن بحث بدلیل خروج از بحث اصلی بوده و بعد از گذشت زمان مقرر باز میشه، حتی اگر مدیر سایت بحث رو خارج  کنند.

- اینجا یک انجمنه، به این معنی که شخص با توجه به نظرات همه دوستانی که لطف می کنند و نظر می دهند، تصمیم گیری می کند. اینجا لزوما کسی مشکل روانی نداره، ممکنه تنها مسئله شریک کردن دیگران در یک فکر و دست یافتن به راههای متفاوت باشد و در این زمینه هم لازم نیست که حتما نظر یک متخصص باشد، گاهی همفکری دوستانی که خودشون مشکل دارند، بهترین راه کار است(گو اینکه من تا به امروز کسی رو ندیدم که در زندگیش مشکل نداشته باشه).....

- همه ما اینجا جمع شدیم که یک فرهنگ رو ارتقا بدیم. می تونید شما هم سهیم بشید، می تونید نگاه کنید، می تونید بی اعتنا بگذرید. ولی اگر می خواهید سهیم باشید، فعالیت کنید و انتقاد کنید، قدمی بردارید و از بقیه ایراد بگیرید، چون با نشستن و محکوم کردن بقیه و بحث هایی که به هیچ جا نمی رسه، هیچ اتفاقی نمی افته.......
« آخرين ويرايش: 29 خرداد 1386,ساعت 14:30:46 توسط شرمینه » خارج شده است
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #13 : 29 خرداد 1386,ساعت 14:43:09 »

نقل قول
اما جواب سوائلم را ندادی چند فیلسوف و نظریه پرداز اگزیستانسیلیسم قرار بود برام نام ببری و بگی این چه نوع درمانی هست.در پایان هم فکر می کنم بعضی از دوستان هم در حق رهگذر کم لطفی کردند من که در اون شعر اشاره کرده ام که من مسبب قفل شدن تاپیک بوده ام اون بنده خدا چه گنا هی داشت
راستش ببخشید وقعا یادم رفت.جالبه نیم ساعت قبل وقتی دراز کشیده بودم تازه یادم افتید که  جواب این سوالت رو ندادم.جالبه در هنگام تایپ جوابش تو ذهنم تداعی شده بود اما اخراش یادم رفت چشمک
خب منظورم این بود در این تفکر که صد در صد مادی هست و اعتقادی به  معاد دیده نمیشه عقلا و ضرورتا با تفکر متافیزکی راهکار هاش متفاوته
اخه خیلی از چیزایی که نزد ما قبیح و زشت تصور میشه به خاطر اندیشه های متافیزیکی هست.حال با این حساب اگر این اندیشه ها نباشه ما هم مانند
مادیگران انها را بد نمی دونیم.خب حالا چون که اونا مانند ما این عتقادات رو ندارن خب از همون راهکار ها استفاده میکنن و شاید هم تو این عالم مادی تنها
اثر هم بکنه .اما ما طبق نگاه وسیعمون به طبیعت و نامتناهی دانستن حیات از این راهکارها استفاده نمی کنیم.چون ما دنبال راهکار مداوم هستیم نه مقطعی
خب این حساب دو دوتا چهارتاست و نیاری به آوردن مثال نیست
حالا خیلی اصرار داری می تونی به راهکارهایی که در شرع ما حرام شده نگاهی بینداز.البته شاید موثر باشه اما طبق دید ما که ماوراء الطبیعی هست اثرش
مقطعی و گذارا و از این رو مقبول ما واقع نمیشه
خارج شده است
rahgozar
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 268

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #14 : 29 خرداد 1386,ساعت 15:11:54 »

سلام به همه دوستان
خوب این درسته که من یک کم ناراحت شدم از حرفای یک دوست عزیز و چون نمی دونم کیه مجبور شدم توی انجمن بهش پیام بدم.ولی دیگه مهم نیست و  بالاخره یک سوء تفاهمی بوده که حل شده.منم ناراحت نیستم و اون دوست عزیز هم قصد بدی نداشته و قصد محکوم کردن من را هم مطمئنا نداشته و فقط برداشت من اشتباه و عجولانه بوده.به هر حال از همه دوستان متشکرم
خارج شده است

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید  خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
صفحه: [1] 2 3   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani