خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: چک لیستی از نیاز‌های روحی  (دفعات بازدید: 1035 بار)
behrad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 2

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 0


« : 01 تير 1386,ساعت 09:34:27 »

سلام
مرسی از سایت خوبتون. من خیلی وقت پیش خبر تاسیس سایتتون رو شنیدم ولی سر نزده بودم٬ تا اینکه دیروز یه دفعه یاد اینجا افتادم.

چند هفته پیش متوجه شدم که خیلی از زمانم را به کار اختصاص دادم و  مسیر رو به جلو رو رها کردم و به یک سری کار روتین و مربوط به کارم می پردازم . با مشورت با یکی از دوستان فعال متوجه شدم که مشکل اولم اینه که ساعت تعطیلی کارم مشخص نیست یا بهتر بگم بهش اهمیتی نمی‌دم.

قدم اول :کم کردن ساعت کاری بود برای پیدا کردن زمان آزاد

اول فکر می کردم با پیدا کردن زمان آزاد مانند قبل شروع به مطالعه و فعالیت می کنم ٬ ولی گویا انفدر مشغول کار شده بودم که خیلی چیزای دیگه رو هم از قلم انداخته بودم. و هر چی تو خونه می‌خواستم بشینم و کاری انجام بدم قسمت اصلی زمانم به حوله رفتن و وب گردی بی نتیجه می‌گذره. پس نتیجه اولی که گرفتم روی روحیه کار کنم و زکانی رو برای تفرسح بزارم.

قدم دوم: هفته ۲ یا ۳ بار برای تفریح زمان گذاشتم (بیرون رفتن با دوستان)

بیرون رفتن ها خیلی عالی بود ولی بازم یه مشکل داشت٬ اونم اینکه تا زمانی که بیرون بودم خوب بود ولی باز تا می اومدم تو خونه بشینم سر کارم همون آش و همون کاسه. پس به خودم گفتم به فکر تفییرات باش مثلا لباس نو ٬ تفریح نو و .....

قدم سوم: نوسازی (نه اون که تو شهرداری هست (-: )

این یکی از قدمهایی بود که هنوز توش هستم . کاری کردم خرید لباس نو عینک نو تصمیم برای عوض کردن یه سری چیز که البته هنوز این قسمت نه کامل انجام شده و هیچ تاثیری از ش دیدم. کار دیگه ایی که در حین مورد قبلی روش دارم کار می‌کنم موضوعات هدف هستش یعنی چیزایی که روش می‌خوام کار کنم مشخص و اولویت بندی باشه.

قدم چهارم: اولویت بندی

این کار رو  انجام دادم ولی زیاد مفید نبود چون مشکل اصلی من همین بود که نمی‌تونستم رو هدفهام تمرکز کنم و زمانم رو به طور مفید صرف اونا کنم. پس از یکم دادن روحه به خودم دیدم روند رو به جلویی در کار نیست و حالا یه سری چیزای دیگه رو در نظر دارم که انجام بدم ولی متاسفانه چون اولویتی براشون ندارم نمی تونم روش برنامه ریزی کنم و  مشکل رو حل کنم. چیزایی که تو ذهنم هست و دارم بررسیشون می کنم:

- رابطه با خانوادم خیلی کم شده. منظور خانواده درجه ۱ نیست. قبلا هر وقتی پیدا می کردم به مادربزرگ و پسر خاله ایی...... سر میزدم که این کار رو دیگه به خاطر مشغولیت های کاری انجام نمی دم
- ورزش: من همیشه به طور مرتب ورزش میکردم ولی پس از مشغول شدنم سر کار به یک نرمش صبحگاهی نا مرتب اکتفا کردم
- مسایل مذهبی: در کل آدمی نیستم که خیلی به مسایل مذهبی بپردازم ولی همیشه اینکه اسمم مسلمونه ولی آثارش تو  من خیلی پیدا نیست عذاب می‌کشم. برای همین قبل ها قران  می‌خوندم و  مسایل مربوط به اون رو دنبال می‌کردم و لی الان اون رو هم انجام نمی‌دم
- وقتی وضعیت روحیم بده تو خونه هم برخوردم زیاد می‌شه نمی دونم اونا بیشتر گیر می‌دن یا من زود رنج میشم؟! اولین قدم برای این مشکل که دیشب تو دفتر خضعبلات(نمی دونم املاش درسته یا نه)  ذهنیم بهش رسیدم برای حل این مشکل و شروع کردم به تلقین این بود که به خودم گفتم:
لبخند بزن. لبخند بزن .لبخند بزن. لبخند بزن .
این راه کار بارها من رو نجات داده و برخورد ها رو کم کرده.

تقاضایی که دارم اینه که تو قدمهای بعدی راهنماییم کنید . کمک کنید تا کمبود ها رو پیدا کنم تا بتونم مشکلم رو حل کنم و از این کسالت و یا شاید هم نا آرامی روحی (هنوز اصلا نمی دونم چی هست) رها بشم.

منم یک پسر ۲۶ ساله مجرد. تو محیط کاری و خانوادم شلوغ تر از همه هستم. پایه شوخی و بگو بخند. خوب رابطه برقرار می کنم ولی سخت صمیمی می‌شم . چیز پنهانی که نیاز به دردل داشته داشته باشه ندارم. پس موضوعات من دو دسته اند یا برای هه می تونم در میون بزارم یا با هیچ کس در میون نمی زارم Tongue  البته یک سری طبقه بندی اطلاعاتی دارم  ولی خبلی نمی تونم رعایتش کنم و معمولا از دهنم در می‌ره مخصوصا در مورد اونایی که مطلقا مربوط به شخص خودمه.

می بخشید خیلی طولانی نوشتم . الان که آخرش رسیدم با خودم داشتم فکر می‌گردم هر چی بد و بیراه بهم بگید حق دارکد :-)
خارج شده است
ali320
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 52

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 2


« پاسخ #1 : 02 تير 1386,ساعت 09:05:52 »

سلام دوست عزیز
از عواملی که در بسیاری موارد به داد ما میرسه ، ورزشه .برای خودم در شرایط سخت روحی ، ورزش بسیار مناسبه.پس ورزش رو از یاد نبر.
نوسازی هم خوبه ، البته ذهنی اش خیلی بهتره.بهسازی و مدیریت چیزهایی که به اونها می اندیشیم.
احتمالا شما مهندس عمران نیستید؟ (چک لیست - نوسازی - شهرداری - شوخ بودن - وقت نداشتن)  چشمک چشمک چشمک البته اینا شوخی بود.
اگه وقت مسافرت داشتی ، خیلی می تونه کمکت کنه ، مخصوصا افکار تازه و دید جدید بهت میده.
موفق باشید.
خارج شده است

خدايا ترا شكر مي كنم كه به من نعمت " توكل " و " رضا" عطا كردی، و در سخت ترين طوفانها و خطرناكترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادی كه با سرنوشت و همه پستی ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده ای رضا دادم.    "دکتر چمران"
behrad
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 2

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 02 تير 1386,ساعت 23:12:44 »

مرسی علی جان از اینکه جواب دادید . ورزش رو دوست دارم حتما سعی می‌کنم توصیه‌ات رو انجام بدم لبخند
من مهندس عمران نیستم ولی جایی کار می‌کنم که هر روز این کلمه ها رو می‌شنوم Tongue
می تونم زمانی برای سفر کنار بزارم ولی نه مکانی برای سفر دارم و نه همسفری که از یه سفر لدت ببرم. در ضمن معمولا سفرهایی که صرفا تفریحی باشند زیاد بهم خوش نمی‌گذره مگه اینکه همراه با یه جمعیت باشه مخصوصا با فامیل و خانواده

خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani