خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: [1] 2   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: مدیریت: بحران ها، راه حل ها  (دفعات بازدید: 2381 بار)
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« : 27 آبان 1387,ساعت 20:03:10 »

سلام دوستان عزیز، خیلی وقت بود که به این سایت سر نزده بودم. با کمک دوستان خوبم آقای علیرضا، خانم پرمیس و سایر دوستان خوبی که با آنها در این سایت آشنا شدم خیلی از مشکلات رفتاری خودم رو برطرف کردم. الان هر جا که پا میذارم و با هر کسی که برخورد میکنم شیفته رفتار من میشن و این رو مدیون این سایت و عوامل بوجود آورنده اون میدونم. نمی شه گفت برای همه اما مطمئنا" برای من که سازنده و مفید بود.

خب، بریم سراغ اصل مطلب، و اون موضوع جدیدیه که اکنون میخوام شروع به نوشتن و مطرح کردنش بکنم و امیدوارم خیلی ها در اون شرکت کنن تا ایده های جدیدی رو از نقطه نظرات مختلف ببینم. دلم میخوام همه خودشون رو شریک بدونن و مطئن باشن به نظرات عملی اون ها عمل خواهد شد.

با اجازه مدیریت این گروه، hana موضوع این بخش در مورد ارتباطات در محیط کار است. من مدتی میشه که مدیریت یک واحد صنعتی رو به عهده گرفته ام. این واحد صنعتی از یک مدیر عامل(صاحب کارخانه)، مدیر کارخانه (اینجانب)، مسئول فنی، راننده کامیون (برادر مدیر عامل)، راننده لیفتراک، راننده لودر (مسئول آزمایشگاه، مستول مواد اولیه)، مسئول تولید، پنج پرسنل فنی، یک انباردار، یک نگهبان و ده نفر کارگر ساده تشکیل شده است. در این میان هماهنگی تمامی بخش ها، نظارت بر تولید، ورود و خروج مواد همچنین خرابی ها، خسارات و عواملی مانند امور مالی، مرخصی ها و مشاجره ها، جریمه ها و پاداش ها همچنین پرداخت مساعده و حقوق ها به عهده اینجانب گذاشته شده است.

با این مقدمه متوجه شده اید که من به عنوان یک مدیر کارخانه با چه چالش هایی در رابطه با مدیریت نیروی انسانی مواجه هستم. محیط کارخانه به خواست مدیریت عامل محیطی دوستانه و صمیمی است و ظوابط خاصی در جریان نیست. اما این مطلب موجب شده بود تا عده ای از پرسنل از شرایط موجود سوءاستفاده کرده و محیط را به چالش بکشند. بعد از ماه ها مشاجره و مقابله مدیریت عامل نظر من را در این مورد جویا شدند و من هم در پاسخ به ایشان گفتم " همیشه نمی توان پرسنل خوب تربیت کرد، برای یک شرکت کوچک مناسب تر این است که پرسنل خوب استخدام کند ". نتیجه این امر اخراج یک پرسنل فنی، یک راننده لودر و پنج نفر کارگر ساده بود و جایگزین کردن آنها با چند نفر دیگر که توسط اینجانب گزینش شده بودند. این تغییر و تحول به خواست خدا با موفقیت انجام شد و محیط به آرامش مجدد نزدیک شد. با این تغییر و تحول مدیریت نیز اینجانب را فردی مناسب جهت انتخاب افراد به کارخانه همسایه مان معرفی نمودند.

اما مسئله ای که در اینجا مطرح است این است که میخواهم سیستم کارخانه را منضبط نمایم و سیستمی را بر پا کنم که در پی اعتماد و احترام متقابل همراه با جریمه ها و پاداش ها بدون بر هم زدن آرامش کارخانه و محیط کار پیش برود و لبخند پرسنل خستگی کار را از اینجانب بزداید. دوستان عزیز من، اولین مطلبی که میخواهم کمک و نظرات شما را در مورد آن جویا شوم، نحوه برخورد با پرسنل است. مسئله ای که من همیشه با مدیر عامل بر سر آن به توافق نرسیده ایم.

نظر مدیر عامل: " ایشان معتقدند که داشتن روابط دوستانه اینجانب با کارمندان اشتباه است. روابط باید خشک، با تحکم و دستوری باشد. هیچ کاری انجام نشده باقی نماند. تمام کارخانه چه کارگر ساده و چه مسئول فنی وظیفه دارند هر کاری اعم از حمل و نقل و نظافت تا کارهای خودشان را انجام بدهند و ... "

نظر اینجانب: " معتقدم رفتار دوستانه اجازه میدهد تا پرسنل مشکلات خود را راحت تر بیان کنند بدین شکل دغدغه های ذهنی کمتری خواهند داشت و مدیریت را از خودشان خواهند پنداشت و مسائلی از قبیل خبرچینی و ... که در محیط کارگری از دید کارگران بسیار ناپسند است بوجود نخواهد آمد (لااقل از دید من و تجربه من که تا کنون اینگونه بوده است). متاسفانه تحکم به افراد و نشان دادن قدرت به کسانی که خویش را قربانی نظام سرمایه داری میدانند کار زیبایی نیست، یک کلمه "لطفا" یا "خواهش میکنم" از احترام مدیر کم نمی کند بلکه می افزاید. چند بار که وعده ناهار خود را در کنار سایر پرسنل و نه در اتاق خودم صرف کردم یکی از پرسنل (راننده لودر، مسئول مواد اولیه و آزمایشگاه) گفت "باید از مدیر خود متشکر باشیم که با ما ناهار صرف میکند". و من معتقدم هر کسی موظف است که کار مربوط به خودش را بدرستی انجام دهد برای مثال نظافت پرسنل فنی به معنی انجام نیافتن امور محوله و بی کار ماندن کارگر مسئول نظافت می گردد. "

روش مدیریت قدرت طلبانه (نظر مدیریت عامل) و روش مدیریت مشارکتی (نظر اینجانب). نظر شما چیست؟
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
Ali Reza
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 628

تشكر
اهدا شده: 51
دريافت شده: 214


« پاسخ #1 : 27 آبان 1387,ساعت 22:47:29 »

سلام دوست عزیز و مهربان من!
خوشحالم که شاهد حضور شما بعد از چند مدت طولانی در انجمن هستم.
در مورد موضوع مطرح شده، من پیشنهاد میکنم که نامه معروف و پر مغز امام علی(ع)  به جناب مالک اشتر را وقتی که ایشان را به فرماندهی مصر منصوب کردند، حتما مطالعه کنید.
نامه پر محتوایی هست که شاه کلید های بسیار عالیی رو در اختیار شما قرار خواهد داد.
این نامه رو میتونید در نهج البلاغه در قسمت نامه ها پیدا کنید. شماره اش دقیق خاطرم نیست.
خواندن کتابهای مدیریتی رو هم به شما توصیه میکنم.
موفق باشید دوست عزیز.
خارج شده است
121314
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 539

تشكر
اهدا شده: 100
دريافت شده: 98


دانشجوی رشته مهندسی شیمی-صنایع گاز


« پاسخ #2 : 27 آبان 1387,ساعت 22:55:39 »

منم با اقا علیرضا موافقم . حتما بخوان .
خارج شده است
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #3 : 27 آبان 1387,ساعت 23:47:50 »

با سلام مجدد خدمت شما دوستان عزیز مخصوصا شما دوست عزیزم آقای علیرضا، از اونجایی که هدف استفاده از این سایت است، متن نامه حضرت علی (ع) رو اینجا قرار میدم تا همه از فرمایشات ایشون استفاده کنیم، در ضمن شماره نامه اش 53 بود  چشمک

نامه شماره 53 نهج البلاغه:
http://www.imamalinet.net/Iview/Per/Nahj/Nahj63.aspx?Type=3
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #4 : 28 آبان 1387,ساعت 10:36:17 »

با سلام و احترام خدمت دوست عزيز
قبل از هر چيز با احترام خدمتتون عرض مي كنم كه بنده با اين جمله شما تا حدودي موافق نيستم :

" همیشه نمی توان پرسنل خوب تربیت کرد، برای یک شرکت کوچک مناسب تر این است که پرسنل خوب استخدام کند. "

اگرچه گزينش افراد تا حدودي به انتخاب صحيح كمك مي كنه ......... (منظور افرادي با روان سالم، پتانسيل كافي، مهارتهاي لازم) .............. اما تضميني براي اينكه انتخاب صد در صد مناسب بوده و انتخاب پرسنل كاملاً به جا و صحيح بوده نيست............. از طرفي چرا نبايد پرسنل را تربيت كرد؟؟؟؟؟؟؟؟

اتفاقاً يك مجموعه موفق، مجموعه اي است كه بايد افراد در آن تربيت شخصيتي، مهارتي، و غيره را دريافت كنند و يك مدير موفق مديري است كه اين يادگيرهاي لازم را براي پرسنل خود فراهم سازد.......

اما در مورد رفتار مديريتي و خشك و يا دوستانه ...................

مدير بايد انساني دلسوز باشد كه هرگز از بالا به پائين نگاه نكند........... بلكه با هر رده از پرسنل خود ............. باصطلاح هم level گردد و از آن منظر به پرسنل خود و مشكلات او نگاه كند.............. ضمن اينكه اين نگاه و قرارگيري در آن level نبايد به منزله اين باشه كه پرسنل زيادي خود را به مدير نزديك احساس كنه بلكه هميشه بايد يك چارچوب تعريف شده اي بين اين روابط قرار بگيره بنوعي كه پرسنل زير دست براش جا بيافته كه مديرش فردي دلسوز و مهربان و با درك و فهم است ولي بسيار جدي و از كوچكترين خطا نمي گذرد..........

بنابراين توصيه من اينه كه هميشه در برخورد و ارتباط با پرسنل سعي كنيد ارتباط مديريتي – پرسنلي را با گفتگوهاي خيلي صميمي و احياناً شوخي لوث نكنيد.................. ولي همواره نگاهي دلسوزانه به مشكلات آنها داشته باشيد و بارها آوانس بدهيد ولي در عين حال در مورد سهل انگاري ها و خطاهاي آنان جدي باشيد و بازدهي كار را بطور كامل بخواهيد

در نهايت تعليم كار را بعنوان teamwork به آنها آموزش دهيد و شخصيت افراد را در تجربه كاريشان بسازيد.............

با احترام - كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #5 : 28 آبان 1387,ساعت 16:38:40 »

سلام دوست عزیز کریمی،

" همیشه نمی توان پرسنل خوب تربیت کرد، برای یک شرکت کوچک مناسب تر این است که پرسنل خوب استخدام کند. " گفته من نیست بلکه از گفته های باب نلسون و پیتر اکونومی است. من هم با نظر شما مخالفم! زیرا مدیریت یعنی استفاده از نیروی انسانی و ابزارها برای بالا بردن راندمان و بهره وری. تربیت نیروی کار وظیفه دولت محترم و عوامل آموزشی و فنی حرفه ای است. متوجه نمی شوم یک مدیر چگونه می تواند برای مثال برق صنعتی را به پرسنل خودش بیاموزد در حالیکه خودش در این زمینه اطلاعات کافی ندارد؟ مدیر فقط می تواند امتیاز بدهد و این امتیازهاست که مفید بودن یا بی ارزش بودن افراد را مشخص می کند. و در مورد اینکه تضمینی برای انتخاب صحیح وجود ندارد!؟! اگر مدیری معیاری برای انتخاب صحیح پرسنل خود نداشته باشد، مدیر نیست!

معنی دلسوزی و ترحم را هم متوجه نمی شوم؟ یک مدیر بیشتر از دلسوزی باید به فکر راندمان کار خود باشد. اگر یکی از پرسنل به هر علتی از انجام کار برنیامد می بایست جایگزین شود. این از آن مسائلی است که من دوست ندارم اما یک انسان مبتلا به مرگ مغزی را نیز نمی شود زنده نگهداشت پس باید با خارج نمودن نیروی کار فاقد صلاحیت و تعویض آنها با نیروی کار جوان با انگیزه که از حربه های قدرتمند مدیریتی است، سازمان خویش را فعال نگاهداشت. آموزش و تربیت نیروی کار توسط بخش صنعتی اتلاف وقت، هزینه و انرژی است.

دوست عزیز متاسفانه صنعت در کشور ما خارج از استانداردهای مدرن جهانی است. خواهشمندم حرف های کلیشه ای اینچنینی را که برآمده از سیاست و پیشرفت سایر کشورهای حهان است، از قبیل فرآهم آوردن بستر آموزشی برای افراد، انجام کار گروهی و... را برای جلسات پر زرق و برق سمینارهای توجیهی در زمینه پیشرفت صنعت کشور نگهدارید. متشکرم.

دوستان عزیز نمی دانم چرا عده ای تصور میکنند افراد زیر دست ما دارای روحیاتی متفاوت از ما هستند. شوخی و خنده نتنها محیط کار را لوث نمی کند بلکه آنها را پرانرژی ساخته و محیط کار خود را خشک و سنتی نمی پندارند. شاید دوستان ندانند که وقتی فردی 12 ساعت از شبانه روز را در محل کار خود میگذراند و 2 ساعت زمان صرف ایاب و ذهاب میکند و سرانجام 6 ساعت می خوابد لذا تنها 4 ساعت را در کنار خانواده خود میگذراند. و این چه معنایی دارد؟ آیا جز این است که محل کار خانواده اصلی فرد است؟ پس چرا می بایست محیط را خشک نگهداشت و کوچکترین لبخند و شوخی که بزرگترین احساس آرامش را به دل دیگران می بخشد را از دیگران مخفی نمود.
راسل کروو در فیلم استاد و فرمانده، در نقش یک فرمانده به افسر خودش گفت، آنچه کارکنان از تو می خواهند قدرت است، قدرت احترام به همراه می آورد و آنچه یک فرد را رهبر می کند احترامی است که افرادش برای او قائل هستند.

حرفهام رو با یک سخن از حضرت علی به پایان میبرم:

نقل قول

و نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند ، زيرا اين كار سبب شود كه نيكوكاران را به نيكوكارى رغبتى نماند ، ولى بدكاران را به بدكارى رغبت بيفزايد . با هر يك چنان رفتار كن كه او خود را بدان ملزم ساخته است .

خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #6 : 29 آبان 1387,ساعت 09:23:23 »

باز هم سلام و عرض ادب

دوست عزيز قبل از هرچيز خدمتتان عرض كنم بنده نظر خود را مبني بر مديريت و بحرانهاي مربوط به آن را به جنابعالي تحميل نكردم كه بنده را اينگونه بمباران مي كنيد؟؟؟!!!! بنده فقط نظر شخصي خودم را گفتم اما در ادامه خدمتتان عرض كنم: اين گفته كه نمي توان پرسنل خوب را تربيت كرد را قبول ندارم حالا مي خواهد گفته هركسي باشد!!!!!!!!!!! زيرا عقيده دارم يك مدير خوب مي تواند از استعدادهاي پرسنل خود و شناخت آنها و تعليمات لازم به آنها، نهايت استفاده را در راندمان و بهره وري كار خود كه شما اشاره فرموديد نهايت استفاده را ببرد.

با اين فرمايش شما كه صنعت در كشور ما خارج از استاندارهاي مدرن جهاني است كاملاً موافقم.............. و train پرسنل و به روز آوردن اطلاعات و مهارتهاي آنان نيز بحث كليشه اي نيست........... يك حقيقت است كه منتهي در استاندارهاي كشور ما نمي گنجد!!!!!!!!!!! بنده نيز قرار نيست سمينار توجيهي در زمينه صنعت كشور ارائه دهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فقط نظر افراد را خواستيد و بنده هم به خودم اجازه دادم تا نظر شخصي خودم را بدهم............. ببخشيد اگر بر وفق مراد شما نبود!!!!!!!!!!!!!

در مورد دلسوزي و ترحم!!!!!!!!!!!! چگونه شما مي خواهيد مديري انعطاف پذير باشيد و خشك بودن را در برخورد با پرسنل قبول نداريد در حاليكه اينگونه با صلابت مي فرمائيد يك مدير بيشتر از دلسوزي بايد به فكر راندمان كار خود باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و يا مي فرمائيد يك مدير موفق بايد با خارج نمودن و تعويض نيروي كاري خود و جايگزين كردن آنان با نيروي كار جوان، فقط به فكر اين باشد كه سازمان خويش را فعال نگه دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ضمن اينكه بنده هرگز نگفتم مدير بايد ترحم كند............. فقط گفتم بايد با پرسنل خود هم level گردد و مشكلات آنان را لمس كند.............

اگرچه بنده نيز هرگز منظورم اين نبود كه نبايد افراد فاقد صلاحيت را جابجا نكرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! و برعكس اعتقاد دارم يك مدير خوب بايد پرسنل خود را بارها و بارها گزينش كند............ و برحسب نوع استعداد و توانايي هاي آنان كه بر اثر گذشت زمان بيشتر شفاف ميشود آنان را جايگزين كند و يا اگر در راندمان كاري موثر نباشد در نهايت به تعويض آنان اقدام كند.

ضمناً دوست عزيز ................ خنده و شوخي كردن با پرسنل در محيط كاري بسيار خوب و پسنديده است ولي متأسفانه با همان استانداردهاي غلط حاكم در جامعه ما جور در نمي آيند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بنابراين فكر نمي كنيد كه شوخ طبعي و دوست بودن با پرسنل هم يكي از همان حرفهاي كليشه اي است كه در جوامع مدرن دنيا مطرح ميشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

اين فرمايش جنابعالي: """""""متوجه نمی شوم یک مدیر چگونه می تواند برای مثال برق صنعتی را به پرسنل خودش بیاموزد در حالیکه خودش در این زمینه اطلاعات کافی ندارد؟"""""""""

مديري كه نسبت به مديريت نوع كار خود اطلاعي ندارد......... چگونه مي تواند مدير خوبي باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اين هم يكي ديگر از معضلات كشور ماست كه متأسفانه در اينجا تخصص معنايي ندارد!!!!!!!!!!!!!!!

ضمناً از اين هم كه بگذريم قرار نيست آموزش توسط مدير انجام بگيرد؟؟؟؟؟؟؟؟ بلكه يك موسسه و يا كارخانه و شركت موفق به دنبال پياده كردن يك آموزش استاندارد شده در ارائه كار خود است....... كه متأسفانه باز هم در استانداردهاي جامعه ما وجود ندارد!!!!!!!!!!!!

با گفته آقاي راسل كروو كاملاً موافقم ................ و بنده نيز در عنوان نمودن گذاشتن چارچوب رفتاري بين مدير و پرسنل همين منظور را داشتم ........... يعني داشتن قدرت لازم براي كسب احترام!!!!!!!!!!!!!!

با احترام مجدد - كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #7 : 29 آبان 1387,ساعت 20:38:13 »

با سلام و احترام،
دوست عزیز آقای/خانم کریمی، خوشحالم که مرا در این مقام سخت و دشوار درک نموده اید، اما چند مورد هست که باید در مورد صحبتهای شما متذکر شوم.

نقل قول
مديري كه نسبت به مديريت نوع كار خود اطلاعي ندارد......... چگونه مي تواند مدير خوبي باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اين هم يكي ديگر از معضلات كشور ماست كه متأسفانه در اينجا تخصص معنايي ندارد!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دانم شما تجربه ای در زمینه مدیریت دارید یا نه، اما با توجه به جمله فوق به نظر می رسد جواب این سوال منفی باشد. مدیریت یک کارخانه مثل تدریس درس در یک کلاس دانشگاهی نیست که در آن مورد حق با شماست. زیرا یک استاد می بایست در مورد نوع کار خود اطلاعات کافی داشته باشد. بازهم باید بگویم کار یک مدیر استفاده از ابزارها و نیروهای انسانی است. یک کارخانه کوچک از بخشهای زیادی از جمله برق، مکانیک، امور مالی، بازاریابی، تبلیغات، فنی، تاسیسات، حمل و نقل، انبارداری و در زمینه کار ما که تولید مواد اولیه سرامیک می باشد، بارگیری، باربری، خردایش، آزمایشگاه و... (که به دلیل مدرک مهندسی خود، در زمینه کاری اطلاعات لازم را دارم) می باشد. اگر قرار بر این باشد که یک مدیر تمامی این اطلاعات را داشته باشد، معاذاله باید پیامبر باشد  پوزخند

نقل قول
دوست عزيز قبل از هرچيز خدمتتان عرض كنم بنده نظر خود را مبني بر مديريت و بحرانهاي مربوط به آن را به جنابعالي تحميل نكردم كه بنده را اينگونه بمباران مي كنيد؟؟؟!!!! بنده فقط نظر شخصي خودم را گفتم

من معذرت میخواهم اگر لحن سخن من اینگونه بود که شما چنین تصوری را کردید. نظرات شما بسیار متین و با ارزش بود و من تشنه شنیدن نظرات شما دوستان هستم. اما کمی ایده آل گری در آن موج میزد که سخن شیرین است و عمل به آن تلخ چون زهر. من هم نظر خودم را در مورد نظر شما گفتم  سکوت

نقل قول
بنده نيز قرار نيست سمينار توجيهي در زمينه صنعت كشور ارائه دهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نه دوست گرامی، منظور من شما نبودید. به تازگی سمیناری برگزار شد و من در آن شرکت کردم. موضوع سمینار تسهیلات و وام برای صنایع کوچک بود. بسیار شادمان و پر انگیزه وارد آمفی تاتر شهرک صنعتی شدم. جمعیت زیادی شاد و نگران گرد هم آمده بودیم. مهمان آن جلسه ریاست شهرک های صنعتی تهران، ریاست سازمان صنایع و معادن، ریاست سازمان دارایی و معاون رئیس جمهور بودند. شادمان از اینگه قشر مهمی از دولت به شهرک آمده بودند که مشکلات ما را حل کنند. جلسه شروع شد و موضوع جلسه کسب سرمایه خارجی بود. اما چه شنیدیم؟

" خودتان طرح بنویسید آنهم با توجیه اقتصادی، خودتان برگردان انگلیسی کنید، خودتان یک شرکت یا سرمایه گذار خارجی پیدا کنید و خودتان کارکنید. اما ما چه میکنیم، ما نظارت میکنیم، مالیات میگیریم، مالیات بر ارزش افزوده میگیریم و شما باید خوشحال باشید بعد از 30 سال دولت پی به اشتباه خود برد و اجازه داد شما بروید و از ایرانی ها و خارجی های خارج از این مرز و بوم سرمایه بگیرید. تظمین سرمایه و .... را هم اجازه میدهیم خودتان وثیقه بگذارید و ما نظارت می کنیم، مالیات میگیریم... "

شما خودتان بگوئید آیا این فریب یک عده صنعت کار نیست که مجبورند با ثابت نگاه داشتن قیمت های خود پول های هنگفتی به عنوان مالیات، تورم، شارژ، آبومان و...  به دولت بپردازند و با بهانه دروغین تسهیلات به سمینار کشانده شوند و از آنها خواسته شود برای کار خود که ارزش زیر صد هزار دلار دارد از خارج سرمایه جذب کنند؟ آیا دلیلی دارد یک سرمایه گذار خارجی برای اینکه ما بیشتر سود کنیم سرمایه گذاری کند؟ یا اصلا هدف یک سرمایه گذاری خارجی چیست؟ دارم به افکار آیت اله خمینی و ابعاد وسیع افکار ایشان فکر می کنم و از این دروغهای دولت و مسئولین شرمسار میشوم که چرا؟ با این تمدن عظیم چرا مانند یک حیوان چهار پا با ما رفتار میکنند؟ شما چه فکر میکنید؟



خب برویم سراغ بحث امروز چهارشنبه، 29/8/87
امروز صبح انبار دار ما که یک جوان 23 ساله است و قرار بود در شهر تاریخی همدان محل سکونت خانواده ایشان، برایش به خواستگاری بروند، دچار استرس شد و صبح پیش من آمد و درخواست مرخصی کرد چون به نظر خودش حالش بد بود و داشت از حال میرفت. می خواست به مطب دکتر برود. گفتم مسئله نیست و می تواند برود. اما اصرار کرد مدیر عامل را ملاقات کند و پولی از او بگیرد. از آنجایی که خلق و خوی مدیر عامل مان را میشناختم گفتم با توجه به اینکه به تازگی مساعده دریافت کرده است پولی به او نمی پردازد. اما مصرانه خواست که به دیدار او برود. بدون توجه به حرف من اینکار را کرد و برخورد شدید مدیر عامل را منجر شد. بهرحال مدیرعامل ما شخص دلسوزی است که من شدیدا مخالفم (بر عکس نظر دوست عزیزم آقای کریمی) و پولی به او داد. بعد از مراجعت گفت دکتر گفته است خون بدنم زیاد شده است و چون در شهرک سازمان انتقال خون نیست می خواهد به شهر کرج پیش عمه خود برود و روز شنبه برگردد.
خب با این بهانه مدیرعامل ما به خشم آمد و گفت: "من زمانی که کارمندی بیش نبودم از این بهانه ها زیاد می آوردم. نسخه پزشکت را نشانم بده" گفت که دکتر این حرف را نزده بلکه من خودم فهمیدم. مدیر ما پرسید الان چقدر خون داری؟ گفت نمی داند و مدیر ما گفت پس از کجا می دانی که زیاد است؟ تو که ابتدا گفتی دکتر گفته و داد و فریاد مدیر....
سپس مرا خواست و قضیه را برای من تعریف کرد و گفت با این پسر چکار کنیم؟ در کارش که سهل انگار است؟ همیشه هم که از بی پولی ناله میکند با اینکه جای خواب و شام و نهارش را من میدهم؟ آیا به نظر تو بهتر نیست او را بیرون کنیم؟
البته من هم با این پسر چندان موافق نیستم (او از آنهایی نیست که من انتخاب کرده باشم، او توسط انباردار قبلی پیشنهاد شده بود  چشمک )، اما گفتم بهتر است یکی از پرسنا با سابقه را مامور کنیم تا بر اعمال او نظارت کند و مسولیت را از او برداریم زیرا قدرت مسئولیت پذیری را ندارد و با این سن کم خود، خویشتن را گم کرده است و دچار غرور گشته است، زیرا حرف پرسنل دیگر را بی اهمیت پنداشته و وضعیت انبار را بحرانی کرده است. این نظر من با استقبال مدیر عامل قرار گرفت و قرار بر این شد که کسی را بالای سر او بگذاریم. آیا نظر دیگری دارید؟ آیا بهتر بود او را اخراج میکردیم؟ یا این فرصت می تواند او را متوجه اشتباهاتش کند؟ لازم به ذکر است که خود شیرینی هایی هم دارد که یکی از آنها منجر به محرومیت صبحانه و عصرانه باقی پرسنل گردیده است. پرسنل نیز از او ناراضی اند و رفتار ناشایست زیادی در مورد پرسنل خانم شرکت (منشی و آشپز) هم از او دیده شده است. منتظر خواندن نظرات شما هستم..... با تشکر.
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #8 : 02 آذر 1387,ساعت 13:51:35 »

سلامي دوباره و احترامي مجدد
دوست عزيز بله در اين مورد موافقم كه مدير نمي تونه در همه موارد نوع كار آن كارخانه و يا موسسه و يا شركت اطلاعات كافي و لازم را داشته باشه....... اين مسئله اصلاً به قول شما با عقل جور در نمي آيد ........... مگر ميشه يك مدير فرضند هم طراحي بلد باشه .......... هم خريد مهندسي را بداند و هم از نظر حقوقي و منابع انساني و غيره و غيره !!!!!!!!!!!!! بله يك مدير بايد ابزارها و نيروهاي انساني صحيحي را براي راندمان كاري خود انتخاب كنه .......... بنده منظورم اين بود كه يك مدير بايد از روند كاري كه در حال انجام است، مطلع باشد  .......... نه بصورت ديتيل وار ......... ديگر اينكه تخصص مديريت به معناي تخصص در انجام كارها نيست .......... بلكه تخصص در نوع انتخاب و تصميم گيري است ......... بلكه تخصص در شناخت بهترين و آسانترين راه براي بالا بردن راندمان و بازدهي نوع كاري است كه انجام ميشود........... فرضند يك مدير خوب بايد بداند كه كي و چگونه هزينه انجام گردد تا كي و چگونه سود كافي بدست آيد......... و ديگر اينكه آموزش افراد زير دست خود را باتوجه به تخصص و نوع كاري كه دارند انجام مي دهند ......... از ديگر مهارتهاي يك مدير است........... (كه در مملكت ما وجود ندارد)
بله ممكن است نظرات من ايده آلي باشد........ بخصوص همانگونه كه گفتم در جامعه ما كه استاندارد و تخصص معنايي ندارد!!!!!!!!! ولي اي كاش ما از مجموعه كوچك خود شروع كنيم تا بالاخره شاهد تغيير اساسي در بعد وسيع جامعه باشيم....... البته محدوديتها را مي دانم و معضلات مربوط به آن را هم...... كه خودتان كاملاً شفاف اشاره فرموديد (منظورم محتواي همان سمينار است)
دوست عزيز من همانگونه كه گفتم پرسنل بايد بارها و بارها گزينش بشود و حسن نيت و حسن رفتار خود را در كار نشان داده تا مورد دلسوزي و آوانس هاي مديريت قرار بگيرد........... اگر فقط آوانس دريافت كند كه همان شكسته شدن چارچوبهاي روابط مديريت و پرسنل خواهد بود و همان لوث شدن قضايا!!!!!!!!!
به نظر بنده دلسوزي مدير شما با اين آقا بي مورد بوده ......... زيرا عدم صداقت خود را در كار همانگونه كه فرموديد بارها ثابت كرده .............. تازه شما باز هم بار ديگر به او آوانس داده ايد و اين بار لابد بايد خيلي مراقب باشد.........

براي اطلاع شما بنده خانم هستم

براي شما و مجموعه تان آرزوي موفيت مي كنم
با احترام - كريمي

خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #9 : 03 آذر 1387,ساعت 01:19:16 »

سلام خانم کریمی عزیز،

از حسن توجه شما بسیار خوشحالم. دقیقا حق با شماست. ما در واحد کوچک خودمون هم آموزش های مربوط به کار رو توسط پرسنل برتر خودمون یعنی سرپرست ها انجام میدیم. البته همونطور که گفتم به تازگی سه پرسنل جدید استخدام کردیم که خیلی هم خوب عمل کردند و خیلی هم خوب با دستگاه ها آشنا شدند. همین مسئله باعث شده نسبت به اعضایی که فقط تمایل دارند وقتی را بگذرانند و حقوقی دریافت کنند بدبین بشم و اجازه ندم دیگران از این بابت که نسبت به این وضعیت بی تفاوت هستم خشمگین بشن.

آموزش متأسفانه معنای کاربردی نداره. نمی خوام راه دوری برم وقتی در دانشگاه بودم متوجه میشدم چقدر تفاوت بین اونچیزی که به ما آموزش میدن و اونچیزی که خارج از دانشگاه هست وجود داره. برای همین هم از ادامه تحصیل دلسرد شدم. استادان ما به واقع بی سواد هستند. نمی خوام به هیچ کس بی احترامی بکنم. شاید در زمینه کاری خودشون خیلی با معلومات باشن اما در زمینه های دیگر واقعا بی اطلاع هستند. وقتی مسائلی رو در کارم میبینم که دکتری رشته های مختلف دلایلی رو میارن که منطقی نیست واقعا شرمنده میشم. برای مثال عرض میکنم یک روش آزمایشگاهی رو که به قول خودشون راه حل مشکله به ما ارائه میدن و وقتی میگیم این روش شما برای یک تا دو کیلو نمونه خوبه اما برای 100 تن تولید ماه یک کم غیر معقوله خودشون میگن حق با ماست. قبول می کنن عملی نیست اما میگن این روش علمیه.... ؟  شوکه

در مورد اون پسر باید بگم دارم به مدیرعامل ثابت میکنم که برامون اصلا مفید نیست. میدونید روز اولی که من اومدم به این کارخونه همه میخواستن منو دست بندازن... اما وقتی دیدن من سطح علمیم حتی از مدیر عامل هم بیشتره (ایشون مهندس برق هستند) نظرشون عوض شده. الان هم نمی دونم چطور بگم برام خیلی احترام قائل هستند و در همه زمینه ها هوام رو دارند. همیشه میشنوم که میگن ما باید کارمون رو درست انجام بدیم که من به دردسر نیفتم! (منظورم زیر سوال رفتن من بابت مسائل کاری توسط مدیر عاملمونه) و من به این میگم انگیزه... یه انگیزه معنوی که اصلا بحث مادیات هم توش نیست و مربوط به کار هم نمی شه. وقتی در کنارشون آچار به دست میگیرم خودشون متوجه میشن که هیچ فرقی بین اینور میز و اونور میز نیست (طبق گفته های شما، هم Level شدن با کارگرها) اما این باعث نمی شه که شوخی بین ما باشه.... شوخی محیط کار رو لوث میکنه اما وقتی 80 درصد جدی باشی و 20 درصد شوخ به اونها این رو میفهمونه که کی ازشون راضی هستم و کی ناراضی. کتاب مدیریت 1 دقیقه رو که مطالعه میکردم فکر نمی کردم اون حرفها درست باشه اما وقت به کار گرفتمشون عملا مشاهده کردم که وقتی بهشون میگم من انتظار داشتم این کار انجام بشه اما نشده و این از تو بعیده..... باورتون نمیشه بعد از مدت کمی خودشون میان و میگن بیا ببین کار رو درست انجام دادم یا باید تغییراتی انجام بشه.... به همین سادگی!

تنها بحرانی که من الان با اون مواجه هستم چند چیزه که خیلی دوست دارم نظر شما و سایر دوستان رو بدونم و واقعا نظرات شما رو ارج میدم چون متوجه هستید چه مشکلاتی در محیط های کارگری وجود داره که فکرش رو که میکنید میبینید اصلا ارزش وقت گذاشتن و خوندن و حتی نظز دادن رو هم نداره با اینکه واقعا هست و وجود داره....

1. نگهبان شرکت که یک مرد 50 ساله است. خیلی شل و سسته. از عهده انجام یک کار در یک زمان مشخص بر نمیاد و یک کار کوتاه مدت رو در بلند مدت انجام میده. شدیدا با قوانین مخالفت میکنه و خودش رو به کوچه علی چپ میزنه که من نمی دونستم که باید برای مرخصی اجازه گرفت.... از اونجایی که نگهبانه وظایفی بهش محول کردم اما انجام نمی ده.... با مدیر عاملمون که صحبت می کردم گفت که چون سن و سالی ازش گذشته زورش میاد که کاری که ازش میخوایم انجام بده.... میگه ولش کن، زن و بچه داره.... نمی تونم بیرونش کنم!!!!!؟

2. همین انبار دارمون که امروز به علت کم کاری هاش مدیر عاملمون رو مجبور کردم تا توبیخش کنه.... بعد از کلی توپیدن بهش این پسر گفت که تمام تلاشش همینه و بیشتر از این از عهدش بر نمی یاد.... برای مثال دو هفته پیش ازش خواستیم که آمار انبار رو به ما بده اما امروز که ازش خواستم گفت هنوز آماده نکرده... نمی دونم چرا من وقت و انرژی خودم رو میذارم و کار فنی هم انجام میدم با این که جزء وظایف من نیست ولی نمی تونم ببینم تولیدمون با مشکل مواجه بشه اما اون وظیفه خودش رو به زور انجام میده.... مدیرمون متقاعد شده که این پسر به درد کار کردن نمی خوره اما هنوزم معتقده به علت جدا شدن والدینش از همدیگه دچار مشکل روحیه و باید باهاش مدارا کنیم.... اما من معتقدم نباید در کار وارد حاشیه شد....

3. برادر مدیرعامل که در هر کاری دخالت میکنه و با کارگر ها خیلی بد برخورد میکنه.... امروز چند نفر از کارگرها پیش من اومده بودن و ازش شکایت داشتند که بی مورد ازشون ایراد میگیره..... به مدیر عاملمون هم که میگم میگه چیکار کنم برادرمه و از خودش هم که میخوام به کارگرها بی احترامی نکنه به من میگه تو کارگرها رو نمی شناسی تا زور بالا سرشون نباشه کار نمی کنن.....

بجز اینها بقیه امور کاملا در کنترول خودمه، اما این سه نفر فعلا بحران کار و مایه سلب آرامش هستند. بی توجه به قوانین و مقررات، بی اعتنا به توبیخ و تنبیه! خلاصه مفید نیستند و راندمان کار رو کاهش میدن و حتما باید هلشون بدم تا کاری رو که ازشون خواستم انجام بدم.....

راهی هست که بشه به راه راست کشوندشون یا باید ...... تحملشون کرد؟  متعجب

با تشکر....
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #10 : 03 آذر 1387,ساعت 09:16:39 »

سلام و عرض ادب

اي كاش همه مديران كشور ما مثل شما به كارشون و راندمان كاريشان تا اين اندازه اهميت مي دادند كه به فكر نظر خواهي مي افتادند......... چون غالباً مديران ارشد ما در سطوح مختلف انگار از دماغ فيل افتاده اند و نظر هيچ احدي را به جز خودشون قبول ندارند!!!!!!!!

حقيقت اينست كه در كشور ما متأسفانه انگيزه كار و يا همان ارق كاري از بين رفته و همه بخاطر مسائل مالي قضيه مي آيند سر كار............ باور بكنيد يا خير ........... بنده خودم 18 ساله كه در اداره مان كار مي كنم.............. سالهاي اول پر انرژي و با نشاط ................. با ارق كاري ............. كه انگار كار بابام بود ............... كار مي كردم........................ ولي وقتي مي ديدم آقاي مدير اقوام و دوستان نور چشمي و از ما بهترون را دو روز نياورده سر كار حق و حقوقش از من بيشتره ............. و تا وقتي كار مي كنم كار مي ده!!!!!!!!!! خود به خود انگيزه كاري در من از بين رفته .................... اگرچه هنوزم معتقدم از خيلي هاي ديگه واقعاً بهتر كار مي كنم و بيشتر حاليمه ............. ولي خيلي خيلي از وضعيت كاريم ناراحتم............ وقتي مي بينم من كه يك خانم هستم همان كار آقا را انجام مي دهم كه تازه 25 سالشه و تازه از تخم درآمده و آمده سر كار!!!!!!!!!!!! (ببخشيدها) ................ بعدش آقا را مي فرستند مأموريت خارج و آوانس پشت آوانس!!!!!!!!!!!!!!!! خوب بنده با همان حقوقي كه فقط 10 درصد شب عيد بهش اضافه ميشه ؟؟؟!!!!!!!!! خوب فكر مي كنيد ديگه چه انگيزه اي براي آدم مي مونه ............. هر انساني از بچگي تا موقع مرگش به تشويق و تنبيه نياز داره ........... فقط شكلشون فرق مي كنه ............... اينو قبول داريد؟؟؟

پدر شوهر من خودش مديرعامل يك شركت كوچيكه با چند تا كارمند و كارگر .......... از دست كارگرهاش عاصيه ............مي گه اگر اينو بيرون كنم معلوم نيست كي گيرم بياد كه حداقل دزد نباشه!!!!!!!!!

پيدا كردن متخصص و انساني با شخصيت خوب حداقل تو اين كشور كار سختيه .......... كسي كه به كارش علاقه داشته باشه و وجدان هم داشته باشه ............ پدر شوهر من از آن مديرعاملهاي دل رحمه كه به كارگرهاش خيلي كمك مي كنه .............. ولي همشون سوء استفاده مي كنند و آدم هاج و واج مي مونه كه اگر به سنگ اينجوري محبت مي كردي .......... قطعاً نرم ميشد!!!!!!!!!!

1- در مورد نگهبانتون............ فكر مي كنم اگه آدم درستيه حداقل (از نظر شخصيتي) بايد يكي دو بار باهاش صحبت كنيد و يك تشويقي در نظر بگيريد ببينيد چي ميشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ والا اگه من مدير بودم بعد از اينكه مي ديدم كارم لنگ كار اون شده .............. باهاش رودرواسي نداشتم!!!!!!

2- در مورد انباردارتون هم ................. من با شما موافقم............ كسي كه گفتار و رفتارش بارها و بارها صحت نداشته ............ نمي شه بهش اعتماد كرد ............ تو اجتماع آدم بيكار خوب هم زياد پيدا ميشه ولي پيدا كردنشون كمي سخته!!!!!!!!

3- امان از دست اين نور چشمي ها ............. برادر مديرعامل و مي گم............. !!!!!!!! والا چه عرض كنم!!!!!!!!! ما كه يك گله از اين آدمها تو ادارمون داريم!!!!!!!!!

با احترام - كريمي
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #11 : 03 آذر 1387,ساعت 17:42:40 »


نقل قول
اي كاش همه مديران كشور ما مثل شما به كارشون و راندمان كاريشان تا اين اندازه اهميت مي دادند كه به فكر نظر خواهي مي افتادند......... چون غالباً مديران ارشد ما در سطوح مختلف انگار از دماغ فيل افتاده اند و نظر هيچ احدي را به جز خودشون قبول ندارند!!!!!!!!

ممنون از لطفی که به من دارید. خوشبختانه من از اون مدیرهای سطح بالا نیستم که خیلی هم باهاشون برخورد دارم و میدونید اکثرشون متوجه هستند که اشتباه میکنند اما مزه پول رو نمی تونند فراموش کنند و دست به اعمالی میزنند که فقط منفعت خودشون رو تامین کنه و شاید این به علت این باشه که امنیت شغلی در جامعه ما تبدیل به یک رویا شده....

بحران جدید:
امروز یکی از پرسنل فنی ما که به تازگی آمده (استخدام شده از طرف من) پیش من اومد و گفت میخواد از شرکت بره!! پرسیدم علتش چیه؟ گفت اینجا نمی تونم پیشرفت کنم آخه سرپرست فنی به فامیل خای خودش آوانس میده (که البته با اغراق گفته) و من همش دارم کارهایی رو میکنم که به من ربطی نداره (اینو راست میگه چون همش خرده کارها رو به اون میدن) و خسته شده از بس کوچیک شده.....  بی تفاوت

حالا بذارید بگم قضیه از کجا شروع شد؟ از اونجایی که واقعا پسر خوبیه (تا حدی با اخلاق بچه گانه) و متعهد به انجام کار خودش، مدیر عاملمون ازش خوشش اومد و گفت به اون رانندگی لودر رو آموزش بدیم و بهش کارهای بیشتر و بهتری بدیم که انجام بده. خب ریسک سرپرست کارخونه به اندازه مدیر عامل ما بالا نیستو و بعد از این ماجرا به من گفت اگر اون با لودر به جایی یا کسی صدمه بزنه مدیرعامل ما رو مقصر میدونه که درست بهش یاد ندادیم و هر چی بگیم پیش آمد بوده قبول نمی کنه (البته اینو راست میگه چون بارها کاری که خودش خواسته و دچار مشکل شده رو تقصیر پرسنل انداخته). من به شکلی مسالمت آمیز حلش کردم اما مطمئنم ریشه یه مشکل بوجود اومده که به مرور زمان توسعه پیدا میکنه. چه جوری میشه حلش کرد؟  متعجب

البته مقصر اصلی مدیر عامل مونه که همش کارگرها رو خراب میکنه به این شکل که من، سرپرست فنی و سایرین رو کنار میزنه و مستقیما با کارگر طرف میشه و بهش میگه این جور و اونجور. وقتی کاری از کارگر میخواهم که انجام بده میگه میرم به مدیر عامل میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! چون اون هم با دلسوزی حق رو به اونها میده و نظمی که به سختی بدست میاد به راحتی از هم میپاشه......  عصبانی

نمی دونم چرا هنوز هم عده ای از دوستان فکر میکنن مدیریت چیزیه که بشه تو کتابها پیداش کرد و یاد گرفت؟   پوزخند
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
كريمي
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1121

تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191


« پاسخ #12 : 04 آذر 1387,ساعت 15:34:55 »

به نظرم شما بايد با مديرعامل يك صحبت جدي بكنيد....... و يك جوري بهش تفهيم كنيد كه شما قرار نيست در هر مورد و موضوعي وارد عمل بشويد و بايد سلسله مراتب رعايت بشه!!!!!!!!! و تصميمي كه گرفته ميشه در هيئت مديريت اتخاذ بشه ....... نه فردي !!!!!!!!!!!!! درسته كه مجموعه شما كوچيكه ولي به هر حال اگر قرار بود هركي هركي باشه كه سرپرست و ناظر و ...... براش تعريف نمي شد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! بگيد اگر قراره دلسوزي هم باشه بايد با همه موافق باشند نه يك نفر...........
خارج شده است

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی - نلسون ماندلا
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #13 : 06 آذر 1387,ساعت 23:35:15 »

با سلام،
امروز روز جالبی بود. انبار دارمون بعد از دو روز از مرخصی برگشت. ساعت 10 صبح بود که سراغش رو گرفتم و گفتن که خوابه... خلاصه اعصابم خراب شد... باهاش درست و حسابی صحبت کردم.... مدیر عاملمون هم باهاش حسابی صحبت کرد. اما انگارکه یاسین به گوش.... گفت میخواد تسویه حساب کنه و بره....

نمی دونم چرا جوونها برای کار ارزش قائل نمی شوند؟ در حالیکه از سفارشات دین ما اینه که کار کردن عبادته... نمی دونم والا....

این بهران برای کارخونه و من خوب تموم شد چون فرصت دارم شخص مناسبی رو به کار بگیرم. اما برای انبار دارمون بد.... آخه آخرش هم نفهمید که ما داریم به نفعش حرف میزنیم..... و با حماقتی که داره فکر نمی کنم بتونه در زندگیش آدم موفقی بشه.....  بی تفاوت

یا حق!
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #14 : 25 آذر 1387,ساعت 14:00:24 »

دوست خوبم ، از صحبتت و نحوه نگارشت مشخص شهروندي با شخصيت هستي و از افرادي كه بي شخصيتن نفرت داري و در كناراون دوست داري با كارت زندگي كني و هرجا كه هستي به بهترين شكل ممكن دربياري،
نحوه مديريت خوزه مورينيو(مربي اينتر) مثل مديرت تو،
- ايجاد صميميت بين اعضا
- و در كنارش جديت كامل
شيوه اي كه انتخاب كردي خيلي خوبه،
هميشه اين جملرو با خودت تكرار كن " كه اگه من جاي كارگرها يا زيردستام بودم چه انتظار رفتاري ازش داشتم"
استفاده از كلماتي مثل لطفا،ممنونم،با احترام و به اعتقادات و تفكرتون احترام ميزارم، شيوه خوبيه.
خارج شده است
صفحه: [1] 2   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani