كريمي
OFC Hero
   
آفلاین
تعداد ارسال: 1121
تشكر
اهدا شده: 144
دريافت شده: 191
|
 |
« : 03 دي 1387,ساعت 10:23:54 » |
|
منظر تازه ای از مشکلات جنسی زنان
توسط «گروه کاری منظری تازه از مشکلات جنسی زنان »
Kaschak, Ellyn & Tiefer, Leonore (eds) A New View of Women's Sexual Problems. (2001, New York: Haworth Press)
مقدمه: در سالهای اخیر، تبلیغات درباره شیوه های تازه معالجه مشکل نعوذ مردان، اذهان را متوجه سکسوالیته زنان کرده و مسابقه ای تجاری برای یافتن «ویاگرای زنانه» به راه افتاده است. اما مشکلات جنسی زنان در اساس از مشکلات جنسی مردان متفاوتند، مشکلاتی که مورد بررسی و توجه واقع نشده اند.
ما معتقدیم که مانع اساسی در فهم جنسیت زنان، همانا، برنامه طبقه بندی پزشکی، در شکل فعلی آن است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا یا American Psychiatric Association (APA) در راهنمای تشخیص و آمار اختلالات یاDiagnostic and Statistical Manual of Disorder (DSM) در سال 1980 تهیه و در سالهای 1987 و 1994 مورد بازبینی قرار گرفت. این (کتابچه) راهنما، مشکلات جنسی زنان و مردان را به چهار گروه «غیر کارکردی» تقسیم می کند؛ اختلالات تمایلات جنسی، اختلالات تحریک جنسی، اختلالات ارگاسمی، و اختلالات دردهای(ناراحتی های) جنسی.
این «اختلالات» در نظریه ی واکنش جنسی عمومی (کارکرد معمولی و عمومی) که ابتدا توسط ماستر و جانسون در دهه 60 (میلادی) توضیح داده شدند، آشفتگی ایجاد می کند. این نظریه (ماستر و جانسون)، با نیرو و قوه ی جنسی شروع و پله به پله از تمایل و تحریک گذشته به ارگاسم می رسند.
در دهه های اخیر، کمبودها و نواقص طبقه بندی DSM، در انطباق با مسائل جنسی زنان، به صورت فراوانی، ثابت شده است. سه مورد از جدی ترین تحریف های ایجاد شده توسط این فرمول، که مشکلات جنسی را به سطح اختلالات فیزیولوژیکی، همانند اختلالات تنفسی یا گوارشی، تقلیل می دهند از این قرارند:
اول: یک تصور کاذب و اشتباه مبنی بر همتراز بودن و تعادل جنسی در زنان و مردان. از آنجا که پژوهشگران و محققان اولیه بر تشابهات بین واکنش های فیزیولوژیکی زنان و مردان در خلال فعالیت جنسی (سکسی) تأکید داشتند، پس آنها به این نتیجه رسیدند که بنابر این اختلالات جنسی در هر دو جنس هم می بایست یکسان باشند. محققانی چند از زنان دعوت کردند که تجارب فردی را از زاویه نگاه شخصی خود توضیح دهند. وقتی این مطالعات صورت گرفتند، روشن گردید که زنان و مردان از جهات عمده ای با یکدیگرمتفاوتند و مسائل مطروحه زنان به طور کامل در چارچوب مدل ماستر و جانسون جای نمی گیرند؛ برای مثال، زنان عموماً «تمایل» و «تحریک» را از هم متمایز نمی کنند، زنان به تحریک فیزیکی نسبت به تحریک ذهنی، کمتر اهمیت می دهند، و گلایه های جنسی زنان، مدام بر «مشکلاتی» تمرکز می یابند که در DSM از آنها نام برده نشده است .
علاوه بر آن، با تأکید بر تشابهات آلتی و فیزیولوژیکی در زنان و مردان، پیچیدگی های ناشی از نابرابرهای جنسی، اجتماعی، طبقاتی، قومی، گرایش جنسی و امثالهم را نادیده گرفته می شوند. شرایط اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی، از جمله خشونت جنسی گسترده در بسیاری از نقاط جهان مانع دسترسی زنان به بهداشت، لذت و ارضاء جنسی می گردد. بنابراین، شرایط محیطی زنان می تواند سد راه ابراز توانایی های بیولوژیکی آنها بشود، واقعیتی که به طور دربست در مدلی که اختلالات جنسی را در چهارچوب فیزیولوژیکی توضیح می دهد، نادیده گرفته شده است.
دوم: محو بُعد رابطه از سکسوالیته. رهیافت DSM انجمن روانپزشکی آمریکا، بُعد، رابطه، که اغلب به عنوان ریشه نارضایتی و ناخشنودی جنسی زنان عمل می کند، را دور می زند. برای نمونه، تمایل به صمیمیت و نزدیکی، میل به ارضاء شریک جنسی، یا در مواقعی میل به عدم رنجاندن، از دست دادن یا عصبی کردن شریک جنسی خود. در مسئله سکس، DSM یک رهیافت تماماً فردی به خدمت می گیرد و بر این پندار است که اگر آلت های جنسی کار می کنند، پس مشکلی وجود ندارد، و اگر آلت ها کار نمی کنند، آنوقت مشکل وجود دارد. اما، بسیاری از زنان، مشکلات جنسی خود را به این شیوه توضیح نمی دهند. اشتباه تقلیل دادن «کارکرد جنسی نرمال» به فیزیولوژی، به این برداشت دامن می زند که مشکلات جنسی و فیزیکی را، بدون توجه به رابطه ای که سکس در آن انجام می گیرد، می توان اندازه گیری و معالجه کرد.
سوم: یکسان و همسطح کردن تفاوتهای موجود بین زنان. همه زنان یکسان نیستند، و نیازهای جنسی، خشنودی جنسی و مشکلاتشان در این رابطه، به طور دقیق در چارچوب تمایل، تحریک، ارگاسم، و یا درد و ناراحتی، قرار نمی گیرند. ارزشهای همه زنان، برخورد آنها با سکسوالیته، خاستگاه اجتماعی و فرهنگی و شرایطی که در آن به سر می برند، همه یکسان نیستند و نمی توان این تفاوتها را در برداشت «غیر کارکردی» ( اختلالی) لاپوشانی کرد و یا برای معالجه آنها نسخه مشابهی نوشت.
از آنجا که برای حل علل و ریشه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، فیزیولوژیکی، جامعه ای و رابطه ای مشکلات جنسی زنان راه معجزه ای وجود ندارد، کمپانی های داروسازی هزینه برنامه های تحقیقاتی و تبلیغاتی، که بر دستکاری بدن، بخصوص دستکاری آلت تناسلی متمرکز شده اند، را پرداخت می کنند. تزریق مالی صنایع داروسازی به تحقیقات مربوط به سکس و تبلیغات مداوم وسایل ارتباط جمعی درباره «پیشرفتهای بزرگ» دراین باره، مشکلات فیزیکی را در معرض نورافکن قرار داده و آنها را از مفاد ومفاهیم جامع تر مجزا کرده است، و فاکتورهایی که در اغلب موارد خیلی بیشتر اسباب و منبع نارضایتی و ناخرسندی زنان می شوند، مثلاً اختلافات رابطه ای، فرهنگی، کم دانشی جنسی ویا ترس، کم اهمیت و یا رد می شوند. ریختن همه این فاکتورها در ظرف «علل روانی- تناسلی» باعث بی توجهی و در نتیجه نپرداختن به آنها می شود و مطالعات کلینیکی و داروهای جدید، شامل حال زنانی که از این دست مشکلات دارند، نمی گردند؛ ضمناً، با این شیوه بازاریابی، حول معالجات ناخشنودی جنسی زنان توسط این داروها به شدت تبلیغ خواهد شد.
یک راهکرد تازه و جدید به شدت مورد نیاز است. ما روش تازه و بهتری برای دسته بندی مشکلات جنسی زنان پیشنهاد می کنیم؛ روشی که به مشقات و موانع بازدارنده فردی ناشی از چارچوب فرهنگی و رابطه ای، اولویت های لازم را می دهد. ما تصورات فرهنگی نهفته در DSM، تحقیقات و پژوهشهای تقلیل دهنده و برنامه های تبلیغاتی صنایع دارویی را به چالش فرا می خوانیم. ما خواهان تحقیقات و خدماتی هستیم که نیروی پیش برنده آن، نه سود مالی و تجاری، بلکه نیازهای زنان و واقعیتهای جنسیشان باشد.
سلامتی، بهداشت و حقوق جنسی از منظر بین المللی
برای اجتناب از طرح تناسلی- مکانیکی DSM از مشکلات جنسی زنان، ما به جستجوی راهکارهایی در اسناد بین المللی برآمدیم. در سال 1974 سازمان بهداشت جهانی کنفرانس بی نظیری در مورد نیازهای آموزشی کارکنان (سازمانها، ادارات و مؤسسات) بهداشت جنسی برگزار کرد. در گزارش این کنفرانس آمده که: « پیشرفتهای دانشی به دست آمده دال بر آن دارند که تآثیر مشکلات جنسی بشر بر سلامت و تندرستی فردی در بسیاری از فرهنگها بسیار فراگیرتر و خیلی مهمتر از آن چیزی است که قبلاً تصور می شده است». این گزارش بر اهمیت در پیش گرفتن راهکارهای مثبت در امور سکسوالیته انسان و بهبود روابط مشترک تأکید می کند. گزارش همچنین در ارائه تعریف جامعی از «سلامت و بهداشت جنسی» آنرا تابعی از ابعاد فکری، اجتماعی، احساسی و عاطفی تعریف می کند.
در سال 1999 انجمن جهانی سکسولوژی، در جلسه ای در هنگ کنگ، اعلامیه ای در مورد حقوق جنسی تصویب کرد. در این اعلامیه آمده است که «برای تضمین رشد سکسوالیته سالم در انسان و جامعه بشری، حقوق جنسی زیر می بایست به رسمیت شناخته شده و مورد احترام، ترویج و دفاع قرار گیرند.»
-حق برخورداری از آزادی جنسی، منهای همه اشکال اجبار جنسی، استثمار، بهره کشی و سوء استفاده جنسی. -حق برخورداری از خودمختاری جنسی و امنیت آن. -حق برخورداری از لذت جنسی، که منبعی است برای تندرستی فیزیکی، فکری و معنوی. -حق دسترسی به اطلاعات و دانش جنسی، که بدون مانع و بر اساس تحقیقات علمی و اخلاقی حاصل شده باشند. -حق برخورداری از آموزش جنسی جامع. -حق برخورداری از خدمات بهداشتی و سلامتی جنسی، که باید برای پیشگیری و مداوای همه انواع نگرانیها، مشکلات و اختلالات جنسی، قابل دسترسی باشند.
مشكلات جنسی زنان، در يك رده بندی جديد:
مشکلات جنسی ای که گروه ما (گروه کاری منظری تازه از مشکلات جنسی زنان) به عنوان ناخشنودی یا نارضایتی در هر کدام از عرصه های احساسی، فیزیکی یا رابطه ای در تجربه جنسی تعریف می کند، از هر کدام یا مجموعه ای از ابعاد به هم پیوسته زندگی جنسی زنان (به قرار زیر)، ناشی می شوند:
1. مشکلات جنسی ناشی از عوامل اجتماعی،فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی
•بی دانشی یا تشویش به دلیل محرومیت از آموزش جنسی مناسب. •کمبود واژه ها برای تشریح و توضیح تجارب فیزیکی سکس در ارتباط جنسی. •عدم اطلاع کافی درباره بیولوژی جنسی انسان و مراحل مختلف تغییرات در طول زندگی. •عدم اطلاع کافی درباره اینکه چگونه نقش جنسی بر توقعات جنسی زن و مرد، باورها و رفتارهای آنان تأثیر می گذارد. •عدم دسترسی کافی و مناسب به اطلاعات و خدمات مربوط به جلوگیری از بارداری، سقط جنین، پیشگیری از بیماریهای مقاربتی و درمان آنها، شوک های جنسی و خشونتهای خانوادگی.؛ •خویشتنداری جنسی یا اضطراب ناشی از آن به علت ناتوانی؛ ناتوانی ملاحظاتی در برآورد کردن نرمهای فرهنگی در امور سکسوالیته صحیح و ایده آل؛ از جمله: •تشویش و یا شرم از بدن، جذابیتها و واکنشهای جنسی خود. •سردرگمی و شرم از گرایش، هویت جنسی، فانتزیها و امیال جنسی خود. •خویشتنداری به خاطر تضاد بین نرمهای جنسی خرده فرهنگ خودی (سرزمین مادری) و فرهنگ مسلط. •بی علاقگی، احساس خستگی یا کمبود فراغت ناشی از مسئولیتهای خانوادگی یا شغلی.
2. مشكلات جنسی ناشی از رابطه مشترک یا شریک جنسی.
•خویشتنداری، پرهیز و یا پریشانی و اندوه به سبب خیانت شریک جنسی یا عدم علاقه و یا ترس از او، سوء استفاده ها و اجحافات شریک جنسی یا نابرابری قدرت در بین آنها که ممکن است از روشهای منفی ارتباطی شریک جنسی ناشی شود. •مغایرت در فعالیت جنسی طرفین یا تفاوت ارجحیتها در اعمال و رفتارهای مختلف جنسی. •بی دانشی یا خویشتنداری در بیان ارجحیتهای خود و یا خودداری از شروع و ادامه بروز رفتار و حرکات جنسی دلخواه خود. •فقدان میل جنسی و تمایل متقابل در نتیجه اختلافات عمومی همچون پول، برنامه، بستگان؛ یا برگرفته از تجارب گذشته و یا ضربات و آسیب های روحی همچون عقیم بودن و یا مرگ فرزند. •مشکلات تحریک و خودانگیختگی به علت وضعیت سلامتی و مشکلات جنسی طرف مقابل.
3. مشكلات جنسی ناشی از فاکتورهای روانی.
•بیزاری جنسی، بی اعتمادی یا خویشتنداری از لذت جنسی به خاطر: •تجارب قبلی ازمورد سوء استفاده فیزیکی، جنسی و یا احساسی واقع شدن. •مشکلات عمومی شخصی در امور مربوط به ارتباط، طرد، همکاری و یا حق دهی. •افسردگی و اضطراب. •خويشتنداری جنسی به دلیل ترس از شیوه های مقاربت جنسی یا ترس از نتائج احتمالی آنها؛ مثلاً، احساس درد و ناراحتی در خلال عمل جنسی، باردار شدن، بیماریهای مقاربتی، از دست دادن شریک جنسی و یا باختن حیثیت و آبروی خود.
4. مشكلات جنسی ناشی از عوامل پزشکی.
درد و یا فقدان واکنش فیزیکی در هنگام مقاربت جنسی، علی رغم وجود شرایط مساعد محیطی، برخوردار بودن از دانش جنسی کافی و وجود رفتارهای جنسی مناسب. عوامل بسيار زياد و ظريفی، وابسته به علم پزشكی، وجود دارد كه روی اعصاب، عروق، گردش خون، غدد درون ريز و ديگر سيستمهای بدن تأثير می گذارند. برخی از این عوامل از این قرارند: •انواع حالتهای موضعی یا وضعیتهای پزشکی- سیستمی تأثیرگذار بر اعصاب، عروق، شریان خون، غدد و دیگر سیستمهای بدن. •بارداری، بیماریهای مقاربتی یا دیگر وضعیتهای ناشی از سکس. •عوارض ناشی از استفاده بسياری از داروها و درمانهای پزشكی. •وضعیت ژنتیکی-عصبی.
پایان سخن:
اين مدارك (طرح) برای پژوهشگران علاقمند به تحقیق در رابطه با مسائل جنسی زنان، برای مدرسان و مربیانی که درباره زنان و جنسیت تدریس می کنند، برای پزشکان کلینیکی و غیر کلینیکی که به مسائل جنسی زنان کمک می نمایند و برای عامه مردم که نیازمند طرح و چارچوبی برای درک موضوعی مرکزی و حیاتی در زندگی، که به سرعت متحول می شود هستند، تهیه شده است.
25 اکتبر 2005
_______________
- Linda Alperstein, M.S.W., Assoc. Clin. Prof., Psychiatry, University of California at San Francisco; Psychotherapy Practice, San Francisco, CA Carol Ellison, Ph.D., Author; Psychotherapy Practice, Oakland, CA Jennifer R. Fishman, B.A., Doctoral Candidate, Department of Social and Behavioral Science, UCSF, CA Marny Hall, Ph.D., Author; Psychotherapy Practice, San Francisco, CA Lisa Handwerker, Ph.D., M.P.H., Institute for the Study of Social Change, University of California at Berkeley, CA Heather Hartley, Ph.D., Ass't Professor, Sociology, Portland State University, OR Ellyn Kaschak, Ph.D., Professor, Psychology, San Jose State University, CA Peggy Kleinplatz, Ph.D., Lecturer, School of Educ., Univ. of Ottawa, Ontario, Canada Meika Loe, M.A., Doctoral Candidate, Women's Studies Emphasis, Sociology, University of California at Santa Barbara, CA Laura Mamo, B. A., Doctoral Candidate, Department of Soc. and Behav. Sci., UCSF, CA Carol Tavris, Ph.D., Social Psychologist; Independent Scholar, Los Angeles, CA Leonore Tiefer, Ph.D., Assoc. Clin. Professor, Psychiatry, New York University School of Medicine and Albert Einstein College of Medicine, NY - American Psychiatric Association (1980, 1987, 1994). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 3rd, 3rd-revised, and 4th editions. Washington, DC: APA - Masters, W. H. & Johnson,V. E. (1966) Human Sexual Response. Boston: Little, Brown, and Co.; Masters, W.H. & Johnson, V. E. (1970) Human Sexual Inadeqacy. Boston: Little, Brown, and Co. - e.g., Tiefer, L. (1991) Historical, scientific, clinical and feminist criticisms of "the Human Sexual Response Cycle" model. Annual Review of Sex Research, 2, 1-23; Basson, R. (2000) The female sexual response revisited. J. Society Obstetrics and Gynaecology of Canada, 22, 383-387 - Frank, E., Anderson, C., & Rubinstein, D. (1978) Frequency of Sexual dysfunction in "Normal" couples. New England Journal of Medicine, 299, 111-115; Hite, S. (1976) The Hite Report: A nationwide study on female sexuality. NY: Macmillan; Ellison, C. (2000) Women's Sexualities: Generations of women share intimate secrets of sexual self-acceptance. Oakland, CA: New Harbinger. - WHO Technical Report, series Nr. 572, 1975. Full text available on the Robert Koch Institute sexuality website - Full text available on the website listed in footnote 6 and also on the World Association of Sexology website . It is published in E.M.L.Ng, J.J. Borras-Valls, M. Perez-Conchillo and E.Coleman (Eds.) (2000) Sexuality in the New Millenium. Bologna, Editrice Compositori.
|