خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: [1] 2 3   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: تجربه خوب يا بد سايه عزيز  (دفعات بازدید: 3962 بار)
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« : 21 بهمن 1387,ساعت 11:43:16 »

با سلام به دوستاي عزيز

واسه من يا شايد خيلي از دوستا جالبه از تجربيات مدير محترم و دوستداشتني تالار "سايه" عزيزدر رابطه با دوستي و زندگيشون و اينكه چه خوب و چه بدشو با صداقت واسه كسايي مثل من كه در اوايل زندگي هستيم بنويسن تا بتونيم ازش استفاده كنيم،
خيلي ممنونم
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #1 : 21 بهمن 1387,ساعت 11:47:25 »

دوست عزیز منظورت و نفهمیدم می خوای داستان زندگیم رو بگم؟

میتونم دلیلش رو ازت بپرسم؟
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #2 : 21 بهمن 1387,ساعت 12:00:55 »

شما الان مثلا ٢٥ سال تو دنيا زندگي كردين ، تو اين مدت اتفاقاتي واست افتاد كه بهش معني خوب يا بد دادي وهنوز بعنوان يه خاطره با خودت داريش ، ميخوام از اونا بعنوان يه تجربه ياد كني"

"دليلش اينكه شما به خيلي ها تو تالار كمك مي كني ، يعني درواقع به تمام پست ها ، واين تجربيات و حس بشر دوستانه شماست .
 ادماي كمي ازين حس استفاده مي كنن و واسه من خيلي جالبه كه تجربه خودتو از زندگيت بدونم ،
متشكرم
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #3 : 21 بهمن 1387,ساعت 12:47:19 »

ممنون از لطفت عزیز اما فکر میکنم من کم سن ترین مدیر اینجا باشم که هنوز در محضر دوستان باید شاگردی کنم وتا یاد بگیرم.

اما یوزارسیف عزیز اینو میدونم که تو طول زندگیم یاد گرفتم که همه خوب هستند مگر عکسش ثابت بشه و در اکثر موارد هم اگه عکسش ثابت شد باید ببینی موقعیت طرف مقابلت چیه .
من معتقدم گاهی شرلیط باعث میشه که انسان ها تغییر کنند.

من یاد گرفتم که دوست داشته باشم اما یه حدی رو همیشه نگه دارم . به طور مثال برای عزیز ترین دوستام اگه دو بار کاری رو کردم و طرفم اصلا به روی خودش نیورد من می فهمم که بهتر دیگه کاری نکنم.

اما در مورد تجربه :

من توی تا قبل دانشگاه کاملا یه آدم خر خون بودم چون میدونستم با توجه به خانواده ای که دارم باید دانشگاه قبول بشم و میدستم اضطزاب همیشگی من باعث کاهش بهره وری من میشه . علاوه بر اون بینهایت درس خوندن رو دوست داشتم و حتی همین الان که سر کارم مدام برای ارشد یا یادگیری زبان درس میخونم برای همین کاری به اجتماع نداشتم تا اینکه وارد دانشگاه شدم  و چون معتقد بودم و هستم احساساتم بینهایت رو هستش و بینهایت احساسی هستم( که اصلا خوب نیست)به جای اینکه خودم رو محدود به یه ادم کنم با یه گروه دوست شدم گروهی که از همه جای کشور توش بودن دختر و پسر و همه هم آدمهای خوب ما با هم می رفتیم میومدیم حتی خونه های همدیگه تعدادیمون یاز گمشدشون رو اونجا پیدا کردن و بیشتریا عین من کسی رو پیدا نکردن .

چون همه اونا از من بزرگتر بودن بعد فارق التحصیلی اونا باز من تنها شدم اما دست بردار نبودم و گروه دخترونه خودم رو تشکیل دادم و متاسفانه همشون بجه های همون شهرستانی بودن که منتوش درس میخوندم از این جهت میگم که الان نمی تون خیلی راحت ببینیموشن .

توی اون جمع با یکیشون نزدیک تر شدم اا در عین حال با همهخوب بودم و به قول بچه ها می گفتن سایه که میاد زلزله با خودش میاره سعی میکردم و میکنم در بد ترین شرایط بخندم تا جایی که یه روز یکی از همکلاسیام ازم پرسید تو مشکل نداری تو زندگیت.

اما خیلی وقت ها روحیه بدی داشتم خیلی وقتها با توجه به مشکلاتی که بعضی از دوستام میدونستن خنده بدتر از صدها بار داد زدن برام بود اما با توجه به اصلم باز میخندیدم.

من معتقدم:هر آدمی به اندازه خودش ناراحتی داره وقتی کنار یه آدم دیگه هستی سعی کن براش شادی بیاری

برای همین همیشه می خندیم.

اما خوب همیشه در به روی یا پاشنه نمی چرخه و من هم سال آخر دانشگاه به دوست برادرم برخوردم و دو سال از روزهای زندگیم رو با اون گذروندم .

فکر کنم میدونی که من از اون بزرگتر بودم 4 سال و این مشکل اولیه زندگی ما شد.

از من به عنوان یه خواهر بزرگتر نصیحت : مشکلی که ابتدای زندگی وجود داشت و حل نشد دیگه حل نمیشه

خانوداه من اونو قبول کردند اما خانواده اون میگفتند باید همه چیزت آماده باشه تا بریم حرف بزنیم ما خانواده های همو میدیدیم و توی خیلی از جشن های خصوصی خانواده هامون که هیچ کسی نبود شرکت می کردیم اا بعد دو سال به این نتیجه رسیدیم که نمیشه کنار هم باشیم . دلایلش زیاد بود .

اگه خواستی بگو تا برات بگم

فکر کنم تا اینجاش کافی باشه برای این بار هرجاش برات گنگ بود بگو تا توضیح بدم
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #4 : 21 بهمن 1387,ساعت 13:02:27 »

سايه عزيز تو آدم خيلي خوبي هستي و حرفات هم حرفهاي واضهو شفافيه ،
"تا حالا شده از كسي خوشت بياد و نتوني حرفتو بهش بزني و بعد خيلي راحت ازت جداشه و بعدش ازينكه نتونستي احساستو بگي ناراحت شده باشي
و اينكه آيا دخترا يا پسرا تو اين شرايط چكار كنن ؟
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #5 : 21 بهمن 1387,ساعت 13:12:28 »

راستش یه بار از یه نفر خوشم میومد اما از طریق یکی از دوستام ( از این جهت که یاد نگرفتم احساساتم و پنهان کنم) بهش گفتم اما اونم اومد ب خودم گفت که تو خوبی اما من زمان می خوام تا کسی رو که دوست داشتم از یاد ببرم و تا اون و از یاد نبرم نمی تونم به کس دیگه ای فکر کنم.

پدرم همیشه میگه زما برا گفتن دوست دارم خیلی کم و برای نفرت داشتن طولانی اگه می خوای به کسی بگب دوست دارم حتما بگوو.

اما یوزارسیف عزیزو همه افراد شرایط به خصوص به خودشون دارن شرایطی که من اون رو زتوش بودم خیلی سخت بود و شاید برای تکیه دادن به یک فرد به سوی این آدم جذب شدم .

اما اینو میگم که بعد اون توی خیلی از شرایط فهمیدم وقتی سر سجاده نماز میخونم بعدش هنگام قران خوندن اشکام آروم آروم میاد خیلی آروم میشم . اینجوری دو تا مزیت داره

1. اینکه هیچکی و ناراحت نمیکنی
2. هیچوش نامحرمی شدات رو نمیشنوه .

من روش های زیادی رو برای آروم کردن خودم انجام دادم .

زمانی داستان مینوشتم البته الان هم کم و بیش ادامش میدم و در اون زمان گاهی که خیلی دلتنگ بودم حرف هامو به صورت داتان در میوردم .

گااهی که اونا رو برای دوستام می خوندم اشکشون در میومد و من اینونمی خواستم .

زمانی نقاشی میکردم اما و.قتی ناراحت بودم رنگ هام چرک میشدند و نقاشیم خراب میشد .

زمانی سعی کردم در اون زمان کاهایی مثل رقص که دوست دارم انجام بدم اما نمیشد چون من توی اون لحظه دوست داشتم که احساساتم تخلیه بشه و اون کاها منو آروم نمی کرد.

نمیگم راه حل من درست .

اما من میگم گاهی کسی مدیتیشن میکنه و آروم میشه کسی یوگا کار میکنه و آروم میشه من از این روش استفاده کردم  وآروم شدم .

باز هم در خدمتم
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #6 : 21 بهمن 1387,ساعت 13:31:58 »

ميتونم بپرسم چه چيزي باعث ناراحتيت ميشه و اشكاتو در مياره؟:-)
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #7 : 21 بهمن 1387,ساعت 13:34:42 »

خیلی چیزای بد هست که ممکن اشم ادم رو در بیاره

گاهی مریضی کسانی که دوسشون داری گاهی شرایط بد اونها گاهی مشکل هایی که برای خودم پیش میاد شکست های خودم کسایی که دوسشون دارم.

حق هایی که ناحق میشه صحنه های دلخراش

فکر کنم سوالت یه کم کلی بود
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #8 : 21 بهمن 1387,ساعت 13:44:07 »

بخاطر همين جوابت كلي شد:-)

شايد سئوالا پايين خنده دار باشه:
- دوست داري اسم همسرت چي باشه؟

- اسم بچهاتو چي ميزاري؟

- و دوست داري چيكاره بشي و بكجا برسي؟
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #9 : 21 بهمن 1387,ساعت 13:53:58 »

نمی دونم چرا این سوال هارو میپرسی اما باشه بهت میگم:

اسم شوهر: راستش زیاد برام فرقی نمیکنه فق همین که اسم هایی مثل غلام و باقر این جور اسنمها نباشه کافیه( البته نمیخوام به کسی اهانت کنم نظر خودم رو میگم) و خوب یه سری اسم ها هم به نظرم بهتر مثل نیکان بهداد بهراد حسام و.........

اسم بچه ها یه چیز توافقی اما من دوست دارم اگه خدا دختر داد بزارم شرمینه یا سوها  و اگر پسر بود اسمش رو بزارم باربد یا نیما

و اینکه دوست دارم چی کار بشم : من آدمیم که ته برام وجود نداره همیشه می خوام برم جلو اونقدر که وقتی به خودم نگاه میکنم احساس ارامش کنم و بگم اینجا باید بایستم دوست دارم فوق لیسانسم رو بگیرم توی رشته مدیرین زبانم تکمیل بشه . امتحان غریق نجاتم رو بدم و مدرکش رو بگیرم مهندسی ماکروسافتم رو هم بگیرم و حسابداری بلد باشم شاید بگم کافی شرمنده ( من هیچ وقت آروم و قرار نخواهم گرفت و دلم میخواد اینو همسرم بدونه و کمک کنه بهم)

معتقدم اگر اون منو همونطوری که هستم بخواد و کمک کنه که به ارزوهام برسم شاید آرزوهام و تو وجود اون پیدا کنم و دست از همه خواسته هام بکشم اما این فقط یه شاید  پوزخند
« آخرين ويرايش: 21 بهمن 1387,ساعت 14:06:48 توسط سایه » خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #10 : 21 بهمن 1387,ساعت 14:07:28 »

یوزارسیف عزیز شاید اگه بگی دنبال چی هستی بتونم راحت تر کمکت کنم
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #11 : 21 بهمن 1387,ساعت 14:10:27 »

پرسيدن اين سئوالا واسه اين بود كه بدونم چقدر اسالت واست مهمه "
ازين جهت افتخار مي كنم كه فردي مثل تو ، تواين تالاركه اسالت واسش خيلي مهمه"

يه خواهش ، ميتونم ازت بخوام يه داستانتو به اعضاي اين تالار هديه بدي؟
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #12 : 21 بهمن 1387,ساعت 14:21:42 »

راستش تایپش یه من طولانی  اما قول میدم که این کار رو بکنم .

ممنون از تعریفت .

در ضمن بستگی داره منظورت از اصلت چی باشه . زمانی فکر می کردم مهم طرفی که باهاش رابطه دارم اما الان فهمیدم نه مهم هم طرف هم خود خانواده طرف .

یه زمانی فکر میکردم دانشگاه رفتن و نرفتن کسی زیاد مهم نیست اما الان میدونم که دانشگاه شعور نمیاره اما برای خیلی ها دادگاه و طرز نگاه بهتر وگاهی بدتری و به بار میاره کسانی که دانشگاه میارن وسعت نگاه بیشتری دارند البته این شامل همه نمیشه

یه زمانی فکر میکردم یه نفر باید خیلی خوشگل و خوشتیپ باشه تا من ازش خوشم بیاد اما الان میدونم گاهی یه چهره زشت اما برای تو دلنشین مهم باطن آدماست ظاهر تنها برای یه مدت اولیه و یا یه استارت اولیه مهم و همین که یه چهره به دلت بشینه کلی از راه و رفته( البته در ملاک ظاهری)

فهمیدم برام مهم که طرفم اهل کار باشه

فهمیدم کسی برای زندگی من مهم که عقایدش با مندر تضاد نباشه و گفته عیسی به دین خود موسی به دین خود در مورد اعتقاد دو نفر که می خوان با هم زندگی کنند اصلا درست نیست .

اینا چیزایی که دنیا با تجربهاش به من نوعی یاد داد و مسلما کسانی که از من بزرگتر هستن تجربه های بیشتری دارند.

اینو فهمیدم که اگه یه بزرگتر چیزیو به من میگخ نباید با دید تعصب نگاه کنم و بگم فکر میکنه از من بیشتر می فهمه نه . اون فقط بیشتر از من تجربه داره و اگه داره رایگان این تجربهها رو به من میده یعنی منو دوست داره.

فهمیدم که توی هر کسی یه دنیا خوبی و یه دنیا بدی هستش باید دید اون آدم اونقدر خوبی هاش برات مهم که با وجود بدیهاش دوستت بمونه

و فهمیدم باید در همه حال یاد بگیری که در عین  حال که با همی همیشه تنهایی و سع کنی از تنهایی خودت لذت ببری

این آخری برام همیشه جالب بود چون به دلایلی من همیشه توی اتاقم تنها بودم و اکثرا از اون لدت میبردم و مثل خیلی ها دنبال یه تفریح بیرون از فضای خونه نبودم .نمی دونم این تا چه حد خوب یا بد اینو باید از کسایی بپرسیم که با من رابطه نزدیک تری دارند

فهمیدم که خدا این قدرت بهم داده که کلامم تاثیر خوبی روی اطرافیانم داره

و با همه اینا فهمیدم که هنوز خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی چیزها هست که نمیدونم و درک نگردم و نفهمیدم
« آخرين ويرايش: 21 بهمن 1387,ساعت 14:24:15 توسط سایه » خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
Yözårsif
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 136

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 26



« پاسخ #13 : 21 بهمن 1387,ساعت 14:31:03 »

حتي تو تنهاييم آدم تنها نيست چون خدا باهاته.

تنهايي وجود نداره ، داستان انيشتن " شيطان وجود دارد "يادت كه هست؟

البته اينا باعث نميشه داستانتو واسمون ننويسي:-)
خارج شده است
سایه
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1671

تشكر
اهدا شده: 97
دريافت شده: 244



« پاسخ #14 : 21 بهمن 1387,ساعت 14:36:32 »

منظورم از تنهایی عدم وجود یه انسان بود

اونم چشم اما کار سختی خواستی . در ضمن یادمون باشه خدای من گاه شیطان وجود کس دیگه ای برای این اینو گفتم که خیلی وقت ها دیدم ما آدم ها دیگری رو بخاطر داشتن یه باور مسخره میکنم در صورتی که حق نداریم خدای یه بچه 2 ساله به اندازه خدای یه زاهد بزرگ و قوی و قدرتمند و مهم اینه که ما به این باور داشته باشیم که یکی هست که در همه حال همراه ماست ( البته این نظر منه و کاملا شخصی)
خارج شده است

اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی -- مهاتما گاندی
صفحه: [1] 2 3   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani