من خودم یه آدم کاملا"احساساتی هستم.گاهی با گریه یه بچه غصه دارمی شم ویا با اندوه یه پیرزن گریه می کنم.ولی همیشه معتقد بودم در مورد مسئله ازدواج باید منطقی برخورد کرد وعاقلانه.
این حالتی که شما گفتید رو نمیشه اسمش گذاشت احساساتی بود.
خب طبق اون عاطفه و پاکی در سرشت هر انسان هست وقتی شما و یا هر انسان دیگه ای سرشت پاک دارد با سختی دیگران متاثر و همچنین با شادی دیگران دلشاد می شود.
و همینکه گفتید اعتقاد دارید در امر ازدواج.. نشان از عدم وجود این حالت در شماست
به هر صورت احساساتی که مورد بحث هست انسانهایی که ثبات ندارند و هیچ جایگزینی در قضاوتها و انتخاب هایشان بجر احساسات ندارد.
جناب حسین ممکنه بیشتر در مورد افراد احساسی از نوع دوم توضیح بدهید.
و
نوع برخورد با اینگونه افراد را بصورت مفصل تشریح کنید.( مخصوصن زمانی که با یه همچین فردی زندگی کنی)
مانده راه برخورد و اصلاح این گونه افراد.
در قدم اول باید دقت داشت همانگونه این افرار خیلی حساس هستند نتیجتا زود رنچ هم هستند.یعنی با اندک برخورد تند یا سختی از حالت طبیعی خارج می شوند.
لذا کسانی که با این افراد ارتباط دارند باید توجه داشته باشند که هیچ وقت با این افراد تند و خشک برخورد نکنند.بلکه در غایت ملاطفت و مهربانی .کاملا مانند برخوردی
که این افراد دوست دارند داشته باشند و دارند
این کار باعث می شود اطمینان ان شخص به طرف مقابل زیاد شود و بهترین ماوی و منزلگاه محبت و اسرار خودش را کسی قرار می دهد که همین برخوردهای زیبا و محبت آمیز با او داشت
مرحله بعد که بعد از اطمینان سازی هست تسلط به موقع بر روحیات این افراد هست.یعنی مرتبطین باید با زبان احساسات و عاطفه تصمیمات و نظرات معقولانه خودشان را
به طرف مقابل مسلط نمایند.صد البته امکان پذیر بودن این حالات وابسته به اطمینان اون طرف خواهد بود.
بعد از مرور زمان در وجود شخص احساساتی بیداری ایجاد خواهد شد .چون این شخص عینا ثاتیر مثبت نظرات معقولانه را شاهد بوده و خود با چشمان خود از رویه خود دلزده خواهد شد.
حقیقت اینست که تا این افراد به به عینه درک نکنند که رویه انها غلط است با هیچ منطقی قبول دار نمی شود.لذا بهترین راه اینست که با اعتماد سازی اطرافیان آنها خود بی پیاگی رویه خود و راستیین روش معقول را تجربه کنند.