خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: جايگاه صداقت  (دفعات بازدید: 1279 بار)
hadi_ab
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 22

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0



WWW
« : 05 مهر 1386,ساعت 17:19:07 »

سلام ميخواستم گله کنم ازاجتماع که ديگه صداقت درونش هيچ جايگاهي نداره هر کي با صداقت باشه هميشه اخر قافله اس هرکي زبون باز تر و رياکارتر اول قافله و مورد محبوب ادما واقعا خيلي خسته شدم از برخورد مردم خيلي سخته با صداقت کار کني ولي هيچ وقت پاداش واقعي از اجتماع نگيري من هميشه تو انجام کارام به مشکل صداقت داشتن خوردم نميدونم چيکارکنم هر چه قدر ميخوام چهره عوض کنم نميتونم چون تويه ذاتم نيست. حتي الان به اين نتيجه رسيدم اگه دروغ گو خوبي باشي و با کلمات بهتر بازي کني ميتوني همسر ايده ال و خوبييم باشي. من حتي تويه عاشق شدنم چوب صداقت رو خوردم  :'( :'( :'( :'( :'(
خيلي سخته خيلي سخته به نظر شما بايد چه کار کرد که صداقت از دست رفته دوباره به اين اجتماع برگرده واقعا هر کي با صداقت باشه ديگه نبايد زندگي کنه و هميشه بايد چوب خور خوب اجتماع باشه حتي رياکاري و زبون بازي داخل مراکز اموزش عالي کشور هم اومده و هرکي بتونه بهتر فيلم بازي کنه يا تقلب کنه ارزشش پيش اساتيد بيشتره به خدا اتش ميگيرم وقتي ميبينم کسي حقه  کسه ديگه رو با به اصطلاح زرنگي پيمال ميکنه سخته تو اين جوامع امروزي زندگي کردن (البته اين رو بگم ايران از همه دنيا ادماش.......................................)چون من به چشم خودم ديدم اونا هيچ وقت به راحتي ما دروغ نميگن ،نميگم زرنگ نيستند ولي به راحتي ما دروغ نميگن جايگاه انسانهايي مثل من که واقعا ميخوايم پاک زندگي کنيم کجاست همش ريا همش دو رنگي همش نفاق واقعا سخته زندگي تو يه اين جامعه  ناراحت
خارج شده است

مراقب باشيد چيزهايي را که دوست داريد بدست اوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايي را که بدست اورده ايد دوست داشته باشيد (جرج  برنارد شاو)

شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد
Ali Reza
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 628

تشكر
اهدا شده: 51
دريافت شده: 214


« پاسخ #1 : 06 مهر 1386,ساعت 04:12:57 »

سلام
راست می گویی دوست خوبم. این حرف ها، حرف های دل من هم هست. من هم مانند تو از این نیرنگ و دروغ و دورنگی خسته ام. من هم مانند تو زخم خورده صداقت خویشم. من هم مانند تو در دوستی هایم دروغ را فراوان شنیدم و مجبور شدم دوستی را که از دوران مدرسه ام با هم بودیم، کنار بزنم. من هم مانند تو هر چه به روابط انسان ها( نه همه)  باهم نگاه میکنم، غالبا بوی معامله ای مادیی را استشمام  می کنم نه بوی صداقت و عشق را. من هم مانند تو از نامردی روزگار خسته ام. به قول امضای یکی از دوستان در این سایت " به نامردی نامردان نمی خندم       اگر مردی شود پیدا به نامرد دل نمی بندم     در این دنیا که مردانش عصای کور میدزدند          من خوش باور نادان، محبت جستجو کردم" .اما به نظر تو چه میتوان کرد؟ آیا باید بنشینیم و زانوی غم به بغل گیریم و از اجتماع روی گردان شویم؟ آیا دیگر نباید هیچ امیدی داشته باشیم و به همه با عینک بدبینی نگاه کنیم؟ آیا دیگر نباید در جستجوی محبت صادقانه باشیم؟ آیا انسانهایی به صداقت و پاکی شما را دیگر در این روزگار وانفسا نمی توان پیدا کرد؟ و قبول دارم. سخت است. ولی شدنی است. فقط قلب پاک و همت بلند می خواهد. ببین دوست و برادر با صداقتم!  ما هرگز نباید اعتقاد خود را به خاطر نیرنگ ها، حماقت ها، کج فهمی ها و دروغ گوییهای دیگران از دست بدهیم. ما نباید از این دستور مهم دینی خود که تمامی ما انسانه را به صداقت و درستکاری فرمان می دهد غافل شویم. من از تو سوال میکنم. به نظر تو اگر ما بخواهیم به خاطر زبان بازی ها  و دروغ گویی های دیگران، مانند آنها شویم، پس فرق ما با دیگران چیست؟ ببینم؛ مگر تو هم به این مطلب واقعا مسخره و اعتقاد برکن معتقدی که می گوید: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو؟ نه دو ست من. درستش این است: " خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت شو". نگاهی به زندگی بزرگان و پیامبران بینداز. اگر آنها می خواستند که همرنگ جماعت شوند، آیا دیگر انسانیتی بر روی زمین باقی می ماند؟ بگو ببینم مگر اولیای الهی و بزرگان دین نبودند که سختی و مشکلات و طعنه و زخم زبان های بسیار سنگین را به جان خریدند ، اما از راه خدا و جلب رضای او و دوستی خداوند دست نکشیدند و در اعتقادشان سست نشدند؟ پیامبران و اولیای الهی نیز همواره با این گونه دورنگی ها و ریا کاریها  مواجه بوده اند و تهمت ها خورده اند و جان در راه معنی گذاشتند و در وادی سوختند و دم بر نیاوردند. امام صادق(ع) به "علقمه" که از تهمت زدن مردم ناراحت شده بود فرمود: "مردم را نمی توان راضی نگه داشت و جلو زبان آنان را نمی توان گرفت. شما انتظاری دارید که برای پیامبران خدا نیز انجام نشده است. مگر یوسف را متهم نکردندکه قصد زنا داشته است؟مگر مردم نگفتند: بیماری ایوب کیفر گناهانش می باشد؟ مگر به موسی اتهام دیگری نبستند؟ مگر تمام پیامبران را جادوگر و دنیا دوست نخواندند؟ مگر نگفتند: مریم از راه نامشروع باردار شده است؟ مگر محمد(ص) را شاعر و مجنون نخواندند؟".
دوست من! مگر ایه هشتم سوره بروج را ندیده ای که خداوند در مورد انسان های مؤمن می فرماید: "و هیچ عیبی در آن ها نیافتند جز آنکه به خداوند ایمان داشتند". پس همین گناه ما وهمه انسان های مومن را بس که دین دار باشیم؟ چه عیب جویی و سرزنشی بهتر از این؟ پس این را بدان که :
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق      هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
پس ناراحت نباشید و دیگران را تا آنجا که می توانید از این کارها باز دارید و خود تا آخر عمر با صداقت خود صادق باشید و هرگز به آن پشت نکنید که این وظیفه تمامی ماست و این همان انتظار ظهوری است که سازنده می باشد. یعنی خوب بودن و آن را در اجتماع گسترش دادن و چشم از تمام زخم زبان ها و تهمت ها و مسخره کردن ها بستن. بدانید که اهل حق همان ها هستند که به درستی و حقیقت کار خود اطمینان دارند، از کوره در نمی روند و هزینه باورهای خود را می پردازند که یکی از آن ها شنیدن و دیدن سخنان ناروا است.
گفتار و کردار دیگران نباید مبنای تصمیم گیری ما باشد. اعتماد به نفس و استقلال فکر می تواند از نگرانی ها پیشگیری نماید. امام کاظم(ع) بر این امر تأکید کرد و خطاب به هشام فرمود: "اگر گردویی داشته باشی و دیگران به تو گویند: چه گوهری داری، وقتی خودت می دانی آن چه در دستت است گردو است، نباید این سخن در تو اثر داشته باشد. اگر گوهری در دست داشته باشی و به تو بگویند: این گردوها را از کجا آورده ای، نباید ترتیب اثر دهی. این سخن نباید به تو آسیب رساند، در حالی که می دانی گوهر در اختیار داری".
خداوند در قرآن می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خویشتن باشید. (و مطمئن باشید) اگر هدایت یافته باشید، گمراهان هیچ آسیبی به شما وارد نخواهند کرد".( مائده/105)
حافظ چه نیز زیبا می سراید.
تو با خدای خویش انداز کار و دل خوش دار       که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند
دوری از اجتماع، راه حل مناسب برای مقابله با مشکلات نیست بلکه صورت مسئله را پاک کردن است.
و نیز از طرفی دیگر پیشوایان دین به ما آموخته اند که پیرو جوّ و متأثر از افکار عمومی نباشیم و بر پایه خِرَد ورزی و مصلحت اندیشی گام برداریم و از قضاوت و نگاه تحقیر آمیز دیگران، ترسی به خود راه ندهیم که خداوند با نیکوکاران است.
دوست مهربانم! چه بسیار افرادی که به جهت ضعف ایمان و اعتقاد به خدا و نداشتن اعتماد به نفس با همین الفاظ دروغین و فریبکارانه ، از جاده صداقت و پاکی و عفت به در آمدند و عاقبت به جایی کشیده شده اند که جز تاریکی و ظلمت و بی کسی و پوچی نتیجه ای به بار نیاوردند. به یاد داشته باشیم افتادن و غلطیدن در گناه و سپس غرق شدن در آنها به حدی که دیگر نمی توان از آن بیرون آمد، ابتدا با همین حرف ها و کارها شروع
می شود. ابتدا با چیزهای بسیار ساده و شروع می شود، سپس به جایی ختم می گردد که هیچ گاه خود شخص تصور نمی کرد و یا حتی از تصور آن در ابتدا وحشت می کرد، دیگر حتی این احساس در او می میرد. و یا چیزهای زیبا برای او زشت شده و زشت زیبا نمایان می شود، افراد زیادی را سراغ دارم یا داستان های آنها را شنیده و خوانده ام که جز تأسف و تأثر انسان را بر نمی انگیزد ، اما متأسفانه انسان های غافل از آنها درس عبرت نمی گیرند. بدان که دروغ سرآغاز همه زشتی ها و بدی هاست.و به قول امام حسن عسکری (ع): " تمام زشتی ها در خانه ای گذارده شده اند و کلید آن دروغ است". حال تو هر چه زشتی که میتوانی تصور کن. شراب خواری، غیبت، تهمت، و هزاران زشتی دیگر.ببین انصافا  آیا  ریشه تمام آنها دروغ نیست. میتوان گفت که اگر مستی شراب موقتی است، مستی دروغ که از بی ایمانی سرچشمه می گیرد، ابدی و همیشگی است. و به خاطر همین است که امام صادق (ع) میفرماید: " نشانه دروغگو این است که از زمین و آسمان و از مشرق و مغرب برایت خبر می دهد. اما اگر از او در باره حلال و حرام خدا پرسش کنی، چیزی نمی داند."
امیدوارم کسی از صحبت های من ناراحت نشود و اصلا آنها به خود نگیرد و این طور برداشت نکند که بگوید همه را کافر کرد و خودش را مومن خالص میداند. نه دوستان من. اینها فقط یک درد و دل بود و بس.
خارج شده است
پریسا
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 4

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 1


« پاسخ #2 : 29 بهمن 1386,ساعت 15:39:40 »

سلام
من هم با فرمایش شما موافقم که صداقت در جامعه ما بسیار کم رنگ شده و  تبدیل به یک ضد ارزش شده   کم ترکسی به صداقت و راستی بها میده اما اگر تلاش کنیم که انتظار هیچ پاداش یا احترام یا تحسینی از کسی بابت صداقت خودمون یا هر رفتار درست و انسانی از دیگران حتی نزدیک ترین کسان  خود نداشته باشیم و خودمون به خودمون پاداش بدیم تحمل این موارد ساده تر خواهد بود . اگرهر بار که کار درستی انجام میدیم به خود پاداش بدیم و کار درست را فقط به خاطر بزرگ شدن و به اعتبار انسانیت خودمون برای رسیدن به خود واقعیمون انجام بدیم همان احساس لذتی که از درست بودن کارمون به ما دست میده کافیه این امر در ابتدا خیلی دشوار هست اما شدنی هست چون ما انسان هستیم  و آفریده شدیم تا  هر آنچه زیباست داشته باشیم و خودمون هم خالق زیبایی باشیم  تنها خدا و خشنودی او برای همه ما کافی است شما صداقت داشته باشید زیرا صداقت برازنده شماست  از شما خیلی ممنونم و شما رو تحسین می کنم. 
خارج شده است
abdullah
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #3 : 30 خرداد 1387,ساعت 12:05:00 »

سلام دوست عزيز:
خوشبختي خودرا كه همان صداقت است حفظ كن. قنا عت كن . صداقت شما را به درجه علو انسانيت ميرساند نه دروغكويي و بست و مقام دنيوي. كه دنيا ساعتي بيش نيست(الدنيا كانك غريب او عابر السبيل) تلاش وكوشش خودرادرراه صداقت ادامه بده .سعادت اخروي مهمتر از سعادت دنيوي است. موفق باشيد
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani