خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13678 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sara127
صفحه: 1 [2] 3 4 ... 13   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: کمک کنید با این خیانت کنار بیام  (دفعات بازدید: 21544 بار)
دریا
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1647

تشكر
اهدا شده: 587
دريافت شده: 624



« پاسخ #15 : 12 ارديبهشت 1388,ساعت 17:44:11 »

با سلام خدمت sani2000

به نظر من خواهر گرامی زیاد این موضوع را نزد خود بزرگ نکنید

روحیه مردان با زنان تفاوت بسیاری دارد.هر زمان یک مرد همسر اول خودش را در حد عشق دوست داشته باشه یک شب کنار همسر خودش بودن را با هزارشب کنار زنهای دیگه عوض نمیکنه .
هرمردی ممکنه گاهی هوس کنه یک ارتباط با زن دیگری داشته باشه ولی بدین معنی نخواهد بود که محبت همسرش از دلش رخت بربسته باشه .
من این رو از مردای زیادی تجربه کردم و تقریبا کاملا به این موضوع مطمئن هستم

حال شما فرض بگیرید همسر شما با یک زن 43 ساله که همسن مادرش هست چه لذتی می خواد ببره ؟ اونم زمانی که یک همسر جوان و مورد علاقه داشته باشه
ضمن اینکه ایشون صادقانه بیان نموده اند چنین کاری رو کردن این خود نشون میده تا چه اندازه شما رو دوست دارن و بعشقشون وفادارن
اینو مطمئن باشید اگه مردی از یک زن دیگه خیلی خوشش بیاد و بهش علاقه داشته باشه و رابطه اش صرف هوس باشه هرگز به همسرش نمیاد بگه از ترس اینکه مبادا از دستش بده پس به حرف شوهرتون اعتماد کنید که صرفا خاطر کمک به اون زن بوده که چنین کرده
به هرحال روزگار برای انسان شرایطی فراهم میکنه که ادم مجبور میشه کارهایی رو انجام بده پس شما هم حالت انعطاف خودتون رو از دست ندین و زندگی شیرین خود را با این افکار راهزن از بین نبرید
الان خودتون رو ببنید با این حالت بدبینی چقدر روزگار خودتون رو تلخ کردین؟ حال فعلی شما با یک مدت پیش قابل مقایسه هست ؟اینها همه از سر بدبینی هست که اثری جز ناراحتی برای شما نداره
حالا اگه شما خودتون این مسئله را کشف میکردین خب جای ناراحتی داشت اما اینکه ایشون صادقانه بیان کردن نشان از نهایت صداقت و عشقشون به شماست . پس بدست خودتون لذائذ زندگی را تبدیل به سختی نکنید


سلام
آقا حسین در این پست به دو تا مسئله خیلی مهم اشاره کردن ...
یکی مسئله انعطاف پذیری ...
دوم این مسئله که اگر همسرت رو ببخشی، خودت راحت تر زندگی می کنی ...
خودت ریلکس تر میشی...

من هم مثل شما یه دخترم با همون احساسات شما ...
می دونم خیلی سخته...مخصوصاَ وقتی چیزی رو از کسی می بینی که اصلاَ انتظارشو نداری...
ولی بهتره ببخشیش به خاطر خودت و فرزندت... نه به خاطر همسرت ...

ضمن این که این مسائل و فشارهای روانی اگر شدتش زیاد باشه ، می تونه منجر به بیماری های روان تنی مثل زخم معده، یه سری مسائل پوستی و غیره بشه...

پس به خاطر خودتون همسرتون رو ببخشید و ایشون هم که پشیمون هستند ...
و انشاء الله جبران خواهند کرد ...

اینی که می فرمایید همسرتون عرض کردن عشقشون نسبت به شما چندین برابر شده رو ، بنده چند مورد دیدم که یکی از طرفین (هم در مورد خانوم ها اینو دیدم و هم آقایون) اشتباهی رو مرتکب شده، و وقتی همسرش اون رو بخشیده چندین برابر قبل محبتشون نسبت به هم زیاد شده و خیلی شیرین تر از قبل (هر چند به خاطر اون گذشت و بخشش طرف مقابل همیشه احساس شرمندگی ته دلش داره ) ، ولی خیلی سعی بر جبران خواهد کرد ...

موفق باشید .
خارج شده است

وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده، تا خودت باشی و خودش ...
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #16 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 07:47:17 »

ببین سانی جان تصور کن که تو تنها نیستی وهزاران زن مثل تو متاسفانه وجود دارند و به نظر من جای یکبارگذشت وجود داره البته نمیشه خیلی سریع از ش گذشت نیازمند گذشت زمانه
به مرور این اتفاق کم رنگتر خواهد شد وهضمش راحتتر
مطمئن باش چون خونوادش پشتش نیستند دیگه همچین غلطی نمیکنه ومیدونه که تو دیگه بهش فرصت نمیدی ودرثانی همسرت خدایی ناکرده مرد هرزه ای نیست که بخواد دنبال اینجور کارها بره واگه دور از جون یکی بیاد سراغش چون تجربه تلخی داره وهوشیارتر شده حواسشو کاملا جمع میکنه
همسرت مرد خانواده دوستیه ودیگه نمیذاره هیچ علف هرزی در باغچه سبز زندگیتون رشد کنه
الان بخشیدنش برای تو سخته ولی به مرور زمان که وفاداریشو و محبتشو بهت ثابت کرد مطمئن باش این موضوع میشه یه دیوار محکم برای دورشدن از آسیبها
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #17 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 09:55:49 »

دوست عزيزم من هم مثل شما متاهل هستم و خودم همسن شما و همسرم هم همسن شوهر شماست. با تفاوت اينكه ما بچه نداريم
وقتي فكر يك زندگي 8 ساله رو ميكنم با دو تا بچه و خودم رو جاي شما ميگذارم مغزم سوت ميكشه
فقط تنها چيزي كه فكر من رو توي اين جريان خيلي مشغول ميكنه باردار بودن شماست و اينكه تمام اين استرس و هيجانات و غصه ها ، نا خودآگاه به اون طفل معصوم منتقل شده
با تمام كساني كه تورو به ريلكس بودن دعوت ميكنم مخالفم چون توي اين قضاياي مشابه كسي حال ادم رو درك ميكنه كه همدرد باشه، نه اينكه من همدرد شما باشم نه حتي من هم نميتونم درك كنم كه چه فشاري به شما وارد ميشه و چه حالي داريد و واقعا شايد هيچوقت تا اخر عمر اين قضيه رو فراموش نكنيد، بهتون هم حق ميدم كه بگيد شايد اگه مرگ بود بعد از مدتي فراموش ميشد اما فراموشي اين قضيه سختتره.
اما يه سوال؟
تا حالا شده توي خواب ببينيد كه شوهرتون مرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من يه بار اين خواب رو ديدم و باور نميكنيد كه بعد از اون هر ثانيه و هر لحظه نگران اين هستم كه نكنه ديگه شوهرم پيشم نباشه خيلي وقتا شبا دلشوره عجيبي ميگيرم و نگاه ميكنم ببينم نفس ميكشه يا نه
ميخوام بگم اين قضيه خيانت، گول خوردن و هرچي كه شما اسمشو بگذاريد، دل شكستگي شما، همه چي درمون داره به جز مرگ
شايد فراموش بشه اما راه علاجي نداره پس ديگه اين حرف رو نزنيد

واقعا با خودم فكر كردم براي اروم كردن شما بهتون چي بگم ديدم چيزي براي گفتن ندارم. من ميفهمم با دار و ندار يه مرد ساختن ، مادر دوتا بچه بودن، بخشي از خرج زندگي رو به دوش كشيدن يعني چي
و ميفهمم كه وقتي با همه اين تفاصيل همسرتون ميگه جهت كمك اين خانم رو صيغه كردم چه احساسي بهتون دست ميده
شايد اگه بچه اي در كار نبود توصيه هاي ديگه اي بهتون ميكردم اما الان هيچ چيزي جز ارامش رو براتون ارزو نميكنم

نه اينكه چون بچه داريد بسوزيد و بسازيد، ديگه همينه كه هست، همه مردا همين هستن..................... اصلا و ابدا منظور من اين نيست

من ميگم اون طفلي كه داره توي وجود شما رشد ميكنه شديدا احساسات و حال و هواي شما روش تاثير خواهد گذاشت پس سعي كنيد انسان كاملي رو به اين دنيا بياريد
نميدونم ماه چندم هستيد اما بهتون پيشنهاد ميكنم با خواندن قرآن (مخصوصا ترجمه فارسي و نماز ) خودتون رو اروم كنيد. حتي ترتيل قرآن رو بخريد و توي خونه بگذاريد تا توي فضاي اتاق پخش بشه حتي زمان خواب .

بله گذشتن از خطاي ديگران خيلي بزرگواريه ، اگه بتونيد واقعا قلبتون رو اينقدر صاف كنيد كه دست مريزاد هم داريد، اما من اگر جاي شما بودم سعي ميكردم فرزنداني رو تربيت كنم كه به قول معروف چراغ دلم باشند.
به هر حال اين قضيه تموم شده، با همه سختي ها با همه بي وفايي ها اتفاقي است كه افتاده پس با تكرارش اينقدر خودتون رو بيشتر  و بيشتر عذاب نديد
براي ارزوي ارامش ميكنم
موفق باشيد
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
sani2000
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 44

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 4


« پاسخ #18 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 10:13:45 »

از همه شما دوستان ممنونم  واقعا با حرفهای قشنگتون بهم قوت قلب دادید.
به خدا هر کاری میکنم این مسئله رو تو ذهنم کمرنگش کنم نیمشه. شبها خوابم نمیبره و وقتی هم خوابم میبره خوابهای پرشون و همش جیغ میکشم و از خواب میپرم .هر لحظه تو ذهنم میاد  وهر چی میخوام فکرم رو به چیز دیگه ای مشغول کنم این افکار انقدر قوی هستند که تمام ذهنم رو پر میکنه. از طرفی متاسفانه با این وضعیت من حتی نمی تونم گریه کنم یه ذره خالی بشم و همش باید بریزم تو خودم . همش میترسم دوباره شوهرم بهم خیانت کنه
به نظر شما این طبیعیه که من الان به شوهرم شک دارم و دائم سعی میکنم چکش کنم یا با وجود قولهایی که بهم داده دیگه زیاد پیگیرش نباشم
آخه  همش فکر میکنم اگه من انقدر اطمینان بهش نداشتم و ساده نبودم این بلا سرم نمی اومد
در ضمن شوهرم اعتراف کرده چند هفته بعد از اینکه این زنه رو صیغه کرده میرفته خونه دوستش و از ناراحتی اینکه چرا اینکار رو با من کرده و حالا زنه گیرش شده و راه برگشت نداره با دوستش تریاک میکشیده. میدونین یعنی چی. شوهر من حتی یه جا که یکی سیگار میکشه حالش بد میشه اونوقت خودش رفته و اینکار رو انجام داده
این چیزهاست که آتیشم میزنه و تمام احساسات بد رو تو وجودم شعله ور میکنه
در ضمن من الان 7 ماهه هستم
خارج شده است
Khorshide Taban
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 370

تشكر
اهدا شده: 82
دريافت شده: 118



« پاسخ #19 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 10:28:49 »

خیلی برام جالبه که از تاپیک آقای حسین تشکر شده !!!!!!! عصبانی عصبانی عصبانی عصبانی
نه تنها در ایران بلکه در همه جای دنیا ( البته ایران بیشتر ) اقایون هر کار خلاف شرع و غیره ........ رو انجام میدن و با سربلندی میان میگن پشیمونیم و طلب عفو و بخشش میکنند !!!!!!!  عصبانی عصبانی
حالا به اون طرف قضیه نگاه کنید . اگر همین آقایون خانومهاشون این کار و انجام بدن چه اتفاقی میوفته ؟؟؟؟ طبق قانون اسلام خانم سنگسار میشه !!!!! و یا طلاق میدنش و ............
پس اگر خیانت کاری خلاف تصور میشه برای هر دو جنس زن و مرد باید در نظر گرفته بشه نه اینکه متاسفانه در جامعه ما انقدر به اقایون ازادی بدن که بخاطر بوالهوسی و نداشتن اراده براحتی صیقه کنند و هر وقت خسته شدن با قباهت بیان به همسر از همه جا بیخبرشون بگن : ببخشید !!! اشتباه شد !!!! اوا شیطون گولم زد !!!!! پشیمونم !!!!!
و طبق معمول زن ساده و .... میگه باشه میبخشم ولی تا آخر عمرش باید با ترس و دلهره زندگیش رو سپری کنه !! البته به قول حسین آقا میتونه چشمهاشو ببنده و بگه بی خیال و به راحتی انعطاف پذیر باشه و ببخشه !!!
 دیروز که من و شوهرم تاپیک پر از اندوه خانم سانی رو خوندیم هردو زد و ناراحت شدیم که چرا انقدر بی عدالتی و ........... !!!!!  ناراحت
خارج شده است

در بین تمام مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده  زیرا همه فکر میکنند به اندازه کافی عاقلند !!! ( رنه دکارت )
Khorshide Taban
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 370

تشكر
اهدا شده: 82
دريافت شده: 118



« پاسخ #20 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 10:33:20 »

خانم بلک رز عزیز
بخشیده شدن این اقا به منزله اینه که گناهش انقدر کوچیک بوده که زود بخشیده شده !!! پس همیشه جای این رو داره که این کار دوباره تکرار بشه !!! چون مطمئن میشه که بخشیده میشه !!!!!!!
خارج شده است

در بین تمام مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده  زیرا همه فکر میکنند به اندازه کافی عاقلند !!! ( رنه دکارت )
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #21 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 10:40:11 »

خورشيد تابان جون
بر فرض مثال خانم ساني شوهرشون رو نبخشن چيكار ميخوان بكنن؟
1- بكشنشون!
2-طلاق بگيرن!
3-ابروشونو همه جا ببرن!
4-....
.
.
.
؟؟؟؟؟؟؟
چيكار كنه؟
هر كدوم از اين كارها به خودشم ضرر مي رسونه
تو جامعه ما به هر حال قانونمون اين مدليه كاريش هم نميشه كرد
پس نيمه پر ليوان رو ديدن و اميدوار بودن به اينده و اينكه ديگه يه همچين مشكلي پيش نياد بهترين كاره ما با بخششمون ميتونيم طرف مقابل رو شرمنده خودمون كنيم
در ضمن رفتار ما كاملا به خصوصيات طرف مقابل بر ميگرده اگه همسر ما فردي هوسران و هرزه بود و ثبات اخلاقي نداشت اين ادم لايق بخشش نيست
ولي افرادي كه از روي سادگي و سوء نيت يه همچين كاري رو ميكنن جاي يه بار بخشش رو دارند

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

b.sh, دریا

خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
tata
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 274

تشكر
اهدا شده: 65
دريافت شده: 102


« پاسخ #22 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 11:10:17 »

اینکه میگم فراوش کن بخاطر خودته عزیزم ..مردا ککشون هم نمی گزه هر اتفاقی برای ما بیافته ...به خودت برس و نذار پیر و داغون بشی ..اون حالشو بکنه ..و تو ....غصه نخور درکت میکنم من خودم اگه بودم ازش جدا میشدم اما این که بهت گفتم بخاطر خودت  وبا توجه به شرایط تت بوده
خارج شده است
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #23 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 11:17:47 »

من مردی رو می شناسم که خیانت خانومش رو بخشید( البته راحت نبود ) وگذاشت رو حساب کم سنی وبچگیش الان 12 ساله از اون موضوع میگذره وصاحب دوبچه شدند وواقعا خوشبختن
خانومش میگه اون موقع شوهرم عاشقم بود حالامن شیفته وعاشقشم!!!
پس نمیشه گفت مردها اصلا گذشت ندارن بستگی داره طرفمون چه جور آدمی باشه یعنی هوس بازه وکارش همینه یا اینکه نه ساده است وگول خورده
سانی جان خیلی ازمردها بودند که خیلی راحت قید خونوادشونو زدن و ادامه دادند راه اشتباهشونو حتی با همسن مادرشون اما مطمئن باش هیچی به جز عشق به تو وبچه نمیتونسته همسرتو برگردونه وحالا اینطور واست اشک بریزه
عزیزم می دونم سخته اما شوهرت ارزش فرصت دادن داره وهمچنین زندگیت ارزش حفظ کردن همسر تو مرد هوس بازی نبوده  پس بهش فقط یکباردیگه پناه بده  لبخند لبخند

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ebham, دریا

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
Khorshide Taban
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 370

تشكر
اهدا شده: 82
دريافت شده: 118



« پاسخ #24 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 11:23:22 »

سارا خانم  عزیز
مردی که  همچین خیانت بزرگی رو انجام میده اخلاقا نه ساده هست و نه بی تقصیر !  این اقا بچه 5 ساله نبوده که قدرت تشخیص اینکه کارش خطا هست یا درست رو نداشته باشه ! بالغ بوده و زمانی که اینکار رو انجام دادن در صحت و سلامت بودن !!!!! الان دوره ای شده که حتی پسرها و دخترهای 10 ساله هم تشخیص خوب و بد رو میدن !! چه برسه به مردی که 2 فرزند داره و دانسته خیانت کرده و الان در پی توجیحه خودشه !!!!!!!!!!وقتی ادمها وجدان بیدار داشته باشند نه دچار سوء نیت میشن نه شهخیانت میکنند . پس این مسئله خیلی کوچیک نیست که این خانم به راحتی از کنارش بگذره .
نمیدونم شما متاهل هستید یا مجرد ؟ بهرحال تفکر این که خودتون را جای این خانم محترم بگذارید خیلی سخت و غیر قابل تحمله . من هم نمیگم که بکشنشون یا طلاق بگیرن یا ........
اما به راحتی بخشیدن  در ذهن این اقا ذهنیت رو بوجود میاره که انقدرها هم که  فکر میکردم گناهم بزرگ نبوده . در ضمن  در حال حاضر این خانم سانی هستند که در اخر تصمیم میگره که برای زندگیشون چکار کنند . ما فقط میتونیم نظر بدیم . نظر دادن هم فقط به این نیست که طرف رو وادار کنیم که به راحتی از کنار این مسئله بگذره و  بزرگی کنند و ببخشن چون بخشش به ادم آرامش میده !!!!!
خارج شده است

در بین تمام مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده  زیرا همه فکر میکنند به اندازه کافی عاقلند !!! ( رنه دکارت )
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #25 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 11:42:58 »

خورشيد خانم منم متاهلم و يه يه بچه دو ساله دارم كم و بيش با اين مسئله خيانت اشنام ( تاپيكهاي قبلي خودم)
منم نگفتم به راحتي ببخش خود ساني جون با همون تعهدي كه گرفتن و با پدر و مادر همسرشون مطرح كردن نشون ميده كه به راحتي از كار شوهرشون نگذشته اند من اگه ميگم فراموش كن و ببخش به خاطر اينه كه كاري ديگه غير از اون موارد كه گفتم رو نمي تونه انجام بده و در غير از اينصورت فقط خودشو ائيت ميكنه
منم قرار نيست كه براي ايشون و زندگيشون تصميم بگيرم و فقط در حد يه خواهر كوچكتر دارم نظرم رو ميگم
درسته كه اين اقا بچه 5 ساله نبوده و گول خورده ولي اين مسائل با توجه به جامعه اي كه ما در اون زندگي ميكنيم يه چيز عاديه
زنان و دختران بي خانمان با هزار ترفند وارد زندگي مردان ما ميشن و اونها را به عناوين مختلف به خودشون جذب ميكنن
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #26 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 11:47:06 »

خانم بلک رز عزیز
بخشیده شدن این اقا به منزله اینه که گناهش انقدر کوچیک بوده که زود بخشیده شده !!! پس همیشه جای این رو داره که این کار دوباره تکرار بشه !!! چون مطمئن میشه که بخشیده میشه !!!!!!!
خورشيد تابان عزيزم
بخشيده شدن همسر خانم sani به معني كوچك بودن گناهش نيست، (( كه البته از نظر صيغه گناهي رو مرتكب نشدهگناه ايشون سوء استفاده از اعتماد همسر، شكستن دل همسر و .... است.)) اگه خانم sani بتونه با خودش كنار بياد و ايشون رو ببخشه يعني قلب خيلي پاكي داره، يعني روح خيلي خيلي بزرگي داره كه همچين اشتباه بزرگي رو بخشيده................ اينو يادمون باشه كه بزرگي انسانها به بخشندگي اونهاست.
نميخوام شعار بدم خود من حتما و حتما به اين درجه از بزرگواري نرسيدم و چه بسا شايد حتي اينقدر خانمي هم به خرج نميدادم كه حتي براي حفظ ابرو و ستون خانواده اجازه ندم پدر و مادرم اين قضيه رو بفهمن و اون رو در نطفه خفه كنم........... منم به اندازه شما و بقيه از اين اتفاق ناراحتم و باور كنيد از ديروز همش اين جريان توي ذهنمه و مدام توي فكرم حتي ديروز بعد از ظهر همسرم شاكي شد كه دارم به چي فكر ميكنم كه صدام در نمياد و همش خيره موندم........................ اما هيچ كس جاي خود خانم sani نيست و درد و مشكلات ايشون رو كسي نچشيده................ بنابراين هي نشستن و موشكافي كردن دردي رو دوا نميكنه ..............ضمن اينكه شرايط خيلي خيلي خاصه ، من نميدونم اطلاعات شما در مورد دوران بارداري چقدره اما حتي حرفهاي من و شما در اين تاپيك در لحظه مطالعه روي كودك ايشون تاثير خواهد گذاشت.

(((((((((((يه خاطره براتون بگم: خاله من هشت ماهه باردار بود كه دائيم فوت شد از اينكه چه بر سر خانواده امد كه بگذريم وقتي اين بچه به دنيا امد تا هشت سالگي اين بچه غش ميكرد............ اوايل همه فكر ميكردن بچه سرع داره .......... بعد از كلي بيچارگي خود خاله ام كشف كرد كه پسرش  وقتي چادر مشكلي ميبينه از حال ميره و اين نتيجه اون دوران عذاداري و گريه و شيون بود)))))))) دور از جون همه و خانم sani خدا كنه اين اتفاقها براي كسي پيش نياد


براي همين توصيه ميكنم كه فقط سعي كنن خودشون رو از درون اروم كنن
ضمن اينكه وقتي قرار كسي رو ببخشي هرچي گناه طرف و خطايي كه كرده بزرگتر  باشه وقتي كه مي بخشي بيشتر و بيشتر احساس رضايت و ارامش به ادم دست ميده............... فكر ميكنه چقدر بزرگواره .....چقدر به خدا نزديكه .........چقدر خدا راضيه و چقدر خشنوده از اين كار

سارا خانم  عزیز
مردی که  همچین خیانت بزرگی رو انجام میده اخلاقا نه ساده هست و نه بی تقصیر !  این اقا بچه 5 ساله نبوده که قدرت تشخیص اینکه کارش خطا هست یا درست رو نداشته باشه ! بالغ بوده و زمانی که اینکار رو انجام دادن در صحت و سلامت بودن !!!!! الان دوره ای شده که حتی پسرها و دخترهای 10 ساله هم تشخیص خوب و بد رو میدن !! چه برسه به مردی که 2 فرزند داره و دانسته خیانت کرده و الان در پی توجیحه خودشه !!!!!!!!!!وقتی ادمها وجدان بیدار داشته باشند نه دچار سوء نیت میشن نه شهخیانت میکنند . پس این مسئله خیلی کوچیک نیست که این خانم به راحتی از کنارش بگذره .
نمیدونم شما متاهل هستید یا مجرد ؟ بهرحال تفکر این که خودتون را جای این خانم محترم بگذارید خیلی سخت و غیر قابل تحمله . من هم نمیگم که بکشنشون یا طلاق بگیرن یا ........
اما به راحتی بخشیدن  در ذهن این اقا ذهنیت رو بوجود میاره که انقدرها هم که  فکر میکردم گناهم بزرگ نبوده . در ضمن  در حال حاضر این خانم سانی هستند که در اخر تصمیم میگره که برای زندگیشون چکار کنند . ما فقط میتونیم نظر بدیم . نظر دادن هم فقط به این نیست که طرف رو وادار کنیم که به راحتی از کنار این مسئله بگذره و  بزرگی کنند و ببخشن چون بخشش به ادم آرامش میده !!!!!

نميدونم اين امتحان خداست و يا تلاش شيطان، اما هميشه اين خطاها از كساني سر ميزنه كه ادعاي بيشتري دارن........... اما يادمون باشه نميشه گفت كه من مرتكب چنين خطايي نميشم يا مثلا همسر من يا پدرم و مادرم........... هميشه كساني از اعتياد گوشه خيابون افتاده اند كه زماني فكر ادعاشون ميشده كه محاله لب به سيگار بزنن ................ پدر مادرهايي بچه هاشون رو تو مراكز ترك اعتياد اوردن كه ادعاشون ميشه بچه ما بهترينه و .....

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*

خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
sani2000
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 44

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 4


« پاسخ #27 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 12:24:51 »

آره دوستهای عزیز
شوهر من هم همش مینشست و میگفت آخه این مردهایی که میرن سراغ یه زن دیگه چرا اینکار رو میکنن اول و آخرش که رو میشه پس بیان از اول خودشون بگن ما میخوایم بریم سراغ یکی دیگه
یا میگفت (معذرت میخوام از بازگو کردن این حرف) مگه فلان یه زن با مال زنه خودت فرق میکنه همونه دیگه
یا می گفت فلانی دیدی تریاک میکشه قیافه اش رو نگاه کن اصلا به فکر بچه هاش نیست
البته خدا رو شکر که قبل از اینکه این جریان بخواد رو بشه اون موضوع رو کنار گذاشته و میگه با خودم گفتم این کار رو من دارم از روی ناراحتی که چرا اینکار رو با تو کردم انجام میدم خوب اگه اینجوری پیش بره که تو و زندگیم و همه چیزم رو هم از دست میدم با این کار(اعتیاد) هیچی که درست نمیشه هیچی دیگه همه چیزم رو هم از دست میدم و برای همین خیلی راحت گذاشتم کنار با وجودی که دوماه یک روز در میون این کار رو میکردم نه بدن دردی نه خماری نه وسوسه ای هیچی نداشتم و به خودم اومدن

منم بهش گفتم یادته همیشه این حرفها رو در مورد دیگران میزدی خدا اینجوری گذاشت تو کاسه ات هر دو تا مورد رو که دیگه منم منم نکنی
باورتون نمیشه شوهر من قبل از این موضوع همکار های سیگاریش رو هم ترک داده بود و یا میومد میگفت فلانی رو دیدم با دختره لاس میزد بهش میگفتم زن بدبختت تو خونه نشسته بی خبرو تو اینکار ها رو میکنی ؟ سرت به زندگیت باشه و از اینجور حرفها
اونوقت همین آقا خودش.......
بچه ها جواب یه سئوالم رو حداقل شما بدین
شوهرم که همش میگه من هیچ کمبودی نداشتم ممکنه این از زیاد سرویس دادن های من تو هر موردی باشه؟
اگه دوست داشتن نبوده پس چی بوده؟ یعنی اینکه آدم بره با کس دیگه بخوابه ممکنه برای هر کسی جالب باشه چه زن و چه مرد ولی چی باعث میشه انقدر راحت بتونی این مسئله رو واسه خودت هضم کنی  اونم با یه زنه 45 ساله
البته ظاهر زنه اصلا نشون نمیداد که 45 سالشه ولی آخه نه خوشگلی داشت نه مورد آنچنانی که بگی آدم رو خیره میکنه 
نمی دونم
خارج شده است
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #28 : 13 ارديبهشت 1388,ساعت 13:12:19 »

راستی خانومه بچه نداره؟؟ ( می بخشی برای کنجکاوی خودم پرسیدم)
اونا چه مدت با هم صیغه بودن؟؟
چند وقت ازاین قضیه گذشته؟ منظورم ازوقتی که تومتوجه شدی ؟
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
sani2000
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 44

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 4


« پاسخ #29 : 14 ارديبهشت 1388,ساعت 19:27:23 »

ostore عزیز
چرا زنیکه دو تا دختر داره یکی 17 ساله و اون یکی هم حدود 12 ساله
که وقتی از شوهره طلاق گرفت پیش شوهره بودن و شوهره که ر جریان ارتباط این زنیکه با شوهر من قرار گرفت (البته طبق گفته شوهرش که بعدا با من صحبت کرد) گفت دیدم زیادی واسه خودش آزاده و راحته منم بچه ها رو فرستادم پیشش که یه ذره محدود بشه  با این وجود شوهر من رو همش با بچه هاش روبرو میکرده و یه بار هم همسایه اش میگفت به دخترش میگفت دوست داری این(یعنی شوهر من) باباتون بشه؟ و خلاصه از اینجور حرفها و همش به همسایه اش میگفته من با این سن و وضعیتم الان باید میرفتم با یه مرد 50 ساله که یا زنش مرده بود یا خلاصه از این حرفها ولی حالا این هم جوونه هم خوشگله هم خیلی ساده است و حسابی تا یه ذره ناله زاری میکنم خر میشه و اینا حدود 3 -4 ماه با هم در ارتباط بودن و اون هی میمده دم دفتر شوهر من و صداش میزده پائین تو ماشین با هم حرف میزدن و هی میگفته آره شوهرم اذیت میکنه قسط مهریه ام رو نمیده و نمیذاره بچه هام رو ببینم تو رو خدا آشنا داری کمکم کن و از اینجور حرفها و بعد شوهرم اینو برده تو دفتر خودش به عنوان منشی و بعد هم کمک تو اثاث کشی خونه ای که واسه خودش گرفته و از مادرش جدا شده و بعد هم گفته تو میای خونه من و کمک میکنی بهم و پرده برام زدی نمیدونم شوفاژم رو درست کردی شوهرم فهمیده بیا بریم صیغه کنیم که یه وقت درد سر درست نشه و بعدش هم باقی قضایا
خلاصه تاریخ صیغه مال 5 آبان ماه بود و حدود 28 دی شوهرش اومد دم خونمون که گفت شوهرت با زن سابق من در ارتباطه و من فکر کردن مزاحمه و اهمیت ندادم خلاصه در 25 اسفند قضیه کامل با کمک همسایه زنه روشن شد
خارج شده است
صفحه: 1 [2] 3 4 ... 13   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani