خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: [1] 2   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: بحران شخصیت  (دفعات بازدید: 2288 بار)
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« : 16 مهر 1386,ساعت 16:08:37 »

سلام
احساس میکنم تو یه جور بحران شخصیت گیر کردم
نمیدونم هدفم چییه و از این دنیا چی میخوام
همش فکر میکنم یه فردی ام که کار بلدم اما کسی منو باور نداره که کاری دستم بده
افکارم با با طرز برخوردم فرق میکنه
تو خونه یه جورم بیرون یه جوره دیگه  و وقتی به درونم نگاه میکنم  اصلا از جنس این 2 شخصیت نیستم
اینقدر نسبت به خودم حساس شدم که واقا نمی دونم کی بودم و الان کی هستم
احتیاج به کسی دارم که کمکم کنه تا خودمو بیشتر بشناسم
طوری شدم که بیشتر وقتا حتی به خودکشی هم فکر میکنم   اما چون میدونم گناه بزرگییه و باید تا روز مرگت فرا برسه تو قبر عذاب بکشم  این کارو هرگز انجام نمیدم
اما از این روز و شبمم خسته شدم که همش تکراری شده
هر کاری میکنم تا خودمو مشغول کنم که به چیزای  نا امید کننده فکر نکنم نمیشه   چون چیزا ی امید وار کننده ای هم نیست


با کسی دوستم که به اون محتاجم  یعنی هر 2 به هم تو این موقعیت محتاج همیم    قرار بود با هم ازدواج کنیم اما شرایط نذاشت
اون وارد یه محیط دیگه   وارد یه محیط دیگه ای از زندگی شده  و مشکلات جدید دیگه

از طرفی دوسش دارم اما کاری از دستم براش بر نمییاد  که قبلا توضیح دادم  از هم دوریم و ....
از طرفی هم از خودم نا امید شدم    دیگه اون ادمی نیستم که همش با افکار مثبت به دنیا نگاه میکرد

نمیدونم چم شده  بیکارم  تو خونم  دمبال کارم نمیرم چون از عهدش بر نمییام   چون قدرت بیانم ضعیفه و نمیتونم از پس این آدمای اجتما بر بیام
اگه قدرت بیانم خوب شه که نمیدونم چطور؟ اگه کتابی دارین بهم بگین تا بخونم
اعتماد به نفسم ضعیفه اصلا اعتماد به نفس ندارم

نمیدونم چی از آینده میخوام   همش فکر میکردم اگه یه همراه یا یه شریک تو زندگیم اشه که باهاش دردو دل کنم همه چی حله
اینطورم بود  اما حالا با وجود مشکلات تو زندگی اون  و اینکه اونم خودشو باخته و ممکنه به خاطر بی پولی هیچ وقت ما با هم نباشیم افکارم به هم ریخته
همیشه در حال فکر کردنم  همش میگم کاش اون اینطور خودشو نباخته بود که منم ایینطور شم

راهنماییم کنید نمیدونم چطور
  هدفی ندارم   هر روز یه جورم  فکر کنم افسرده شدم   چون بیشتر شبا گریه میکنم و به آینده ای فکر میکنم که ممکنه حتی وجود نداشته باشه

خیلی حرف دارم که بنویسم اما ....
من خودمو گم کردم   اینو هم بگم که تنها امیدم خداییه که بالا سرمه   اما ای کاش حرف میزد تا راهنمائیم کنه
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #1 : 18 مهر 1386,ساعت 01:21:03 »

س ل ا م
فکر میکردم تا حالا جوابمو  دادین :'(
کمک خواستم نه سکوت
نکنه مشکلم طورییه که  کار از راهنمایی هم گذشته پوزخند
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #2 : 18 مهر 1386,ساعت 01:48:49 »

دوباره سلام
من چند تا تاپک دیگه هم باز کردم که هر کدوم یه چیزه اما به هم مربوط  مثل(احساسات.کمک به کسی که دوسش داری.لطفآ کمکم کنید ممنون میشم)
شاید اگه این چند تا تاپکمو بخونین  بهتر باشه
چون هنوز نتونستم مشکلمو حل کنم  یعنی نتونستم تصمیم درستی بگیرم    هنوز پا در هوام Tongue  حتی با وجود مشاورای خوبی چون شماها

شاید اگه وقت کردینو تمام این تاپکایی که باز کردمو بخونین  شناختتون نسبت به من بیشتر شه تا منم راه حلمو با کمک شما پیدا کنم بوسه
   
     از کمک همتون ممنون  سکوت سکوت سکوت
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #3 : 21 مهر 1386,ساعت 19:04:42 »

من که واستون دردودل نکردم     چرا جوابمو نمیدین؟؟؟
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #4 : 21 مهر 1386,ساعت 19:11:04 »

میشه بگید چرا موضوع من قفل شده؟
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
Ali Reza
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 628

تشكر
اهدا شده: 51
دريافت شده: 214


« پاسخ #5 : 22 مهر 1386,ساعت 00:19:32 »

با عرض سلام خدمت خواهز بزرگوارم!
چندین و چند بار نوشته هایت را خواندم. نمیدانم که چرا انسانی مانند شما که به قول خودتان با دیدی مثبت به دنیا می نگریسته، اکنون باید چنین حرفهایی را بزند. خدمت شما عرض کنم که:
پوچ‏گرايى، بدبينى و حالات پيش آمده براى شما علل و عوامل مختلفى دارد كه اهم آنها عبارت است از: 1- نداشتن فلسفه درست و اساسى در زندگى، 2- فقدان ايده‏آل و آرمان عالى و معنوى، 3- مسائل تربيتى و خانوادگى، 4- ناكامى و شكست در خواسته‏ها، 5- تعارضات داخلى و ناتوانى در حل آنها، 6- بحران هويت. مشكلاتى كه طرح نموده‏ايد كم و بيش در بسيارى از جوانان هم سن و سال شما وجود دارد. جوانانى كه مانند شما در پى اهداف و آرمان‏هاى بلند و ارزشمندى هستند با مشكل مضاعفى رو به رو مى‏شوند. زيرا علاوه بر مشكلات روحى ناشى از دوران جوانى و محروميت‏ها و فشارهاى دوران تحصيل از اين كه بين وضع موجود و آرمان مطلوبشان فاصله زيادى احساس مى‏كنند، رنج جانكاهى آنان را مى‏آزارد. در عين حال بايد دانست كه زندگى مجموعه‏اى از شادى و رنج كامروايى و ناكامى تلخى و شيرينى و خلاصه ميدان جنگى است كه هركس در آن سهمى از پيروزى و شكست دارد: «زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو». آرى همه اينها به طرق گوناگون در زندگى هرفرد وجود دارد و در ايام جوانى و تحصيلى اين فشارها شديدتر است اما چه بايد كرد؟ نكته مهم و اساسى نحوه برخورد انسان با اين مسائل است. در اين رابطه دو گونه برخورد مى‏توان داشت: 1- واكنش انفعالى؛ در برخورد انفعالى انسان همواره مشكلات را بزرگ مى‏بيند. در اكثر صحنه‏ها خود را شكست خورده مى‏پندارد. على‏رغم اين كه از خود انتظاراتى بيش از حد دارد در گشودن راه و گام نهادن به سوى هدف خود را ناتوان مى‏بيند. امكانات، توانمندى‏ها و موفقيت‏هاى خويش را فراموش مى‏كند. كم كم احساس يأس، ضعف و سستى در او فزونى گرفته و خود را بيمار مى‏پندارد. اگر اين روند ادامه يابد واقعا گرفتار بيمارى‏هايى خواهد شد. بيمارى‏هايى كه باهيچ دارويى درمان نمى‏شود جز با تغيير در روحيه و روش. 2- واكنش فعال؛ در برخورد فعال انسان به مقايسه معقول و منطقى بين خواسته‏ها و توانمندى‏ها و شكست‏ها و پيروزى‏ها مى‏پردازد. توقع از خويش را با واقعيات و توانايى‏هاى فردى و شرايط محيطى و اجتماعى تنظيم مى‏كند و با جديت نشاط و روحيه بالا به فعاليت و تلاش مى‏پردازد. پس سعی کنید كه: 1- همواره به آرمان‏هاى دست نيافتنى نينديشيد بلكه موفقيت‏هاى خود را نيز در نظر گيريد. 2- خواست‏ها و تمايلات خود را در سطح توانايى‏ها تنزل دهيد. 3- نشاط خود را همواره حفظ كنيد و هرگز خود را مريض و ضعيف به حساب نياوريد. براى حفظ نشاط همه روزه ورزش كنيد. 4- مشكلات را عادى بدانيد و به همان اندازه آنها را بپذيريد كه كاميابى‏ها را پذيرا هستيد. 5- براى رشد معنويت بايد براى خود برنامه‏ريزى كنيد. البته برنامه سنگين نريزيد بلكه اندك ولى در اجراى آن مداومت و جديت داشته باشيد. 6- براى شركت در فعاليت‏هاى فرهنگى هر قدر مى‏توانيد تلاش كنيد هر چند بسيار اندك و اگر اصلا نمى‏توانيد در فرصت‏هاى ديگر اين كار را انجام دهيد. 7- همواره از خداوند در همه امور مدد جوييد و نسبت به آنچه او مقدر مى‏فرمايد راضى باشيد. اما در مورد نگرانى شما و نااميدى از آينده بهتر است پاسخ را با اين روايت آغاز كنيم: ما فات مضى و ما سيأتيك فاين قم فاغتنم الفرصة بين العدمين‏؛ گذشته گذشت و از آينده هم هنوز خبرى نيست پس فرصت را بين دو امرى كه موجود نيستند مغتنم شمار. شما از آينده خبر نداريد تا در باب آن نگران و مأيوس باشيد.از طرفى نيز آينده ريشه در زمان حال دارد. پس اگر در صدد اصلاح امور آينده خود هستيد بايد آنچه امروز وظيفه شماست با دقت و به خوبى انجام دهيد. و اين تنها راهى است كه آينده شما را تأمين خواهد كرد. در يك كلام وقت خود را صرف امرى كنيد كه در دسترس شماست و آن زمان حال است. هر روز از زندگى انسان فرصتى است كه بايد از آن استفاده نمود. چرا خوشى‏ها و آسايشى را كه امروز در اختيار داريم به خاطر آينده‏اى كه خبرى از آن نداريم مكدر سازيم؟ حضرت على(ع) مى‏فرمايد: «نگرانى‏هاى سال را بر نگرانى امروزت اضافه مكن براى امروز مشكلات خودش كافى است»، (وسائل‏الشيعه، ج 17، باب 13، ص 50، روايت 21952). اگر به زندگى گذشته خود توجه كنيد همه جا و در همه مراحل لطف و رحمت خداوند را آشكارا مى‏بينيد و توجه به نعمت‏هاى بى‏پايان خداوند انسان را شكرگزار خدا مى‏كند؛ اگر شما فردی تحصیل کرده هستید، مثلا همین يكى از نعمت‏هاى خدا است. در سال هزاران نفر در كنكور شركت مى‏كنند و عده زيادى از آنان به هر دليل در اين آزمايش ناموفق هستند. سعدى در ديباچه گلستان چه زيبا گفته است: باران رحمت بى حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بى‏دريغش همه جا كشيده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه روزى به خطاى منكر نبرد. {اى كريمى كه از خزانه غيب‏# گبر و ترسا وظيفه خور دارى! } {دوستان را كجا كنى محروم‏# تو كه با دشمنان نظر دارى‏ } محبت مادر به انسان بالاترين محبت‏هاست و اگر بفهميم كه محبت خداوند به انسان هزاران بار از محبت مادر بيشتر است در همه امور به خداوند اميدوار مى‏شديم و لطف او را در لحظه لحظه زندگى مى‏ديديم. ضمناً نبايد به هيچ وجه از آينده خود، مأيوس باشيد و در برابر مشكلات، سر تعظيم فرود آوريد. شما با اراده قوى و تصميم جدى و با توكّل بر خداوند مى‏توانيد ايمانتان را به خدا محكم كنيد و از دام‏هاى شيطان رهايى يابيد. قطعاً در وجود شما، نقاط مثبت و خوبى‏هايى وجود دارد كه اگر به آنها توجه داشته باشيد و به شكوفايى آنها بپردازيد، از بدى‏ها و نقاط منفى خود گريزان خواهيد شد و سعى خواهيد كرد كه آنها را از وجود خود، ريشه‏كن سازيد. پس : الف) آينده نگر باشيد و براى چند سال آينده برنامه‏ريزى كنيد. ب ) با افراد شاد، خوشبين و اميدوار مجالست داشته باشيد و از روحيه آنان الهام بگيريد.(مهم) ج ) به شدت از منفى گرايى بر حذر باشيد و افكار منفى را از خود دور كنيد. د ) با هسته‏هاى مشاوره در اين زمينه ارتباط داشته باشيد. ه ) از اساتيد دلسوز و متعهد كمك بگيريد. و ) منزوى نباشيد و با افراد با تجربه و متعهد ارتباط صميمانه برقرار كنيد. ز ) كتاب‏هايى را كه در زمينه شادكامى، رمز موفقيت، راز موفقيت مردان بزرگ و... نوشته شده، با دقت بخوانيد و به دستورات آنها عمل كنيد. ح ) ورزش كنيد؛ زيرا ورزش در شادى روح و سلامت جسم مؤثر است. ط ) در محيطهاى شاد و سالم، به استراحت و تفريح بپردازيد. ى ) از افراد منفى‏گرا بر حذر باشيد. ك ) از بحث‏هاى رنج‏آور با اين و آن اجتناب كنيد. ل ) توجه داشته باشيد كه مشكلات و رنج‏ها، هميشگى نيست و روزگار در تحوّل و تغيير است و چه بسا حوادث پيش‏بينى نشده‏اى نيز در حل مشكلات به يارى انسان بشتابد. م ) سفرهاى براى شما لازم و مؤثر است. ن ) خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپاريد و از بازگو كردن آن براى ديگران، پرهيز كنيد. س ) اگر ذوق هنرى داريد، به كارهاى هنرى از قبيل كاريكاتور، گرافيك، نقاشى، خط، نويسندگى و... بپردازيد. ضمناً نيايش و دعا مؤثر و نافذ است. بنابراين از دعاها و مناجات‏هاى دلنشين غافل نباشيد. در اين راستا نيايش‏هايى هم چون: مناجات خمسةعشر، كميل و نيز صحيفه سجاديه بويژه دعاى بيستم (مكارم الاخلاق) را همواره بخوانيد و باور داشته باشيد كه نيايش و دعا سرنوشت‏ساز است، با خدا انس بيشترى داشته باشيد و با او درد دل كنيد. پيشنهاد مى‏شود كه در اوقات فراغت، به تفصيل نعمت‏ها و الطاف الهى از قبيل سلامتى، توفيق تحصيل و... هم‏چنين بلايايى را كه خدا از شما دور كرده است، يادآور شويد و ضمن سپاسگزارى از او، قلب خويش را مالامال از محبت و عشق الهى كنيد. قرآن كلام خداست. از تلاوت و تدبّر در آيه‏هاى آن هر چند اندك، دريغ نكنيد. اين جهت علاوه بر ارزش‏هاى گوناگون ديگر، شما را با خدا مأنوس‏تر مى‏سازد.

خدایا
 تو خود گفتی که در دل شکسته خانه داری
دل من شکسته جانا به عهد خود وفا کن

 
خارج شده است
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #6 : 22 مهر 1386,ساعت 20:29:26 »

اگه از من دلیل این حالاتت چیه:
نقل قول
احساس میکنم تو یه جور بحران شخصیت گیر کردم
نمیدونم هدفم چییه و از این دنیا چی میخوام
همش فکر میکنم یه فردی ام که کار بلدم اما کسی منو باور نداره که کاری دستم بده
افکارم با با طرز برخوردم فرق میکنه
تو خونه یه جورم بیرون یه جوره دیگه  و وقتی به درونم نگاه میکنم  اصلا از جنس این 2 شخصیت نیستم
اینقدر نسبت به خودم حساس شدم که واقا نمی دونم کی بودم و الان کی هستم
طوری شدم که بیشتر وقتا حتی به خودکشی هم فکر میکنم   اما چون میدونم گناه بزرگییه و باید تا روز مرگت فرا برسه تو قبر عذاب بکشم  این کارو هرگز انجام نمیدم
اما از این روز و شبمم خسته شدم که همش تکراری شده
هر کاری میکنم تا خودمو مشغول کنم که به چیزای  نا امید کننده فکر نکنم نمیشه   چون چیزا ی امید وار کننده ای هم نیست

منم قرص و محکم میگم دلیلش ایناست:
نقل قول
از طرفی هم از خودم نا امید شدم    دیگه اون ادمی نیستم که همش با افکار مثبت به دنیا نگاه میکرد
دمبال کارم نمیرم چون از عهدش بر نمییام   چون قدرت بیانم ضعیفه و نمیتونم از پس این آدمای اجتما بر بیام
اگه قدرت بیانم خوب شه که نمیدونم چطور؟ ..
اعتماد به نفسم ضعیفه اصلا اعتماد به نفس ندارم

حالا سوالی دارم
می تونی مهمترین عامل این جور فکر کردن   رو برام بازگو کنی..(منظور همون حرفایی که ازت در نقل قول دومی اوردم هست)
میشه حدس زد اما دوست دارم از زبون خودت بفهمم..
« آخرين ويرايش: 24 مهر 1386,ساعت 19:34:32 توسط حسین » خارج شده است
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #7 : 23 مهر 1386,ساعت 15:47:05 »

سلام آقای ali reza
واقآ از کمکتون ممنونم       خیلی چیزا  فعلا برام مشخص شد
نقل قول
چندین و چند بار نوشته هایت را خواندم. نمیدانم که چرا انسانی مانند شما که به قول خودتان با دیدی مثبت به دنیا می نگریسته، اکنون باید چنین حرفهایی را بزند. خدمت شما عرض کنم که:
پوچ‏گرايى، بدبينى و حالات پيش آمده براى شما علل و عوامل مختلفى دارد كه اهم آنها عبارت است از: 1- نداشتن فلسفه درست و اساسى در زندگى، 2- فقدان ايده‏آل و آرمان عالى و معنوى، 3- مسائل تربيتى و خانوادگى، 4- ناكامى و شكست در خواسته‏ها، 5- تعارضات داخلى و ناتوانى در حل آنها، 6- بحران هويت

راستش  بیشتر مشکلاتم  کمو بیش تو تمام این 6 مورد وجود داره  اما چطور میتونم حلشون کنم؟مثلا همین نداشتن فلسفه درست؟یا بحران شخصییت؟ناكامى و شكست؟
البته نداشتن اعتماد به نفس هم باید اضافه کنم میدونم جوابمو کامل دادین اما میخوام بدونم من با این افکار ممکنه افسرده شده باشم؟

 من همیشه با خدا رازو نییاز مکنم و شاید همین امر باعث شده باشه که بیشتر وقتا مثبت فکر کنم و از اون کمک بخوام ولی متآسفانه بیشتر وقتا تنهام  هیچ دوستی ندارم که راهنمای خوبی برام باشه همه فکر میکنن عقل کلن اما وقتی موقع راهنمائی میشه جز مآیوس کردنم کاری ازشون بر نمییاد(حتی خونوادم)
من بیشترین تاثیر تو همین چند سال زندگی (2 سال اخیر)رو که با  m دوست شدم کملا رفتارم عوض شد همین مثبت اندیشییو میگم
انقدر با m احساس راحتی میکنم که حتی این احساس راحت بودنو با خونوادمم ندارم مخصوصآ مامانم که خیلی دوسش دارم
آخه هر چی باشه اون یه مادره و وقتی درباره    m  باهاش حرف میزنم و از رابطمون بهش میگم بیشتر وقتا ناامیدم میکنه و انتظار داره دخترش با کسی دوست شه که مشکل نداشته باشه
من m رو خیلی دوست دارم  و اونم منو دوست داره و مطمئنم تو رابطمون با هم هیچ نییت بدی وجود نداره چون اینو بارها هو بارها هم از زبون خودش و هم تو طول این 2 سال متوجه شدم
اما خونوادم که همه میدونن جز بابام  همش فکر میکنن این رابطه من و m یه رابطه زودگذره  وبا این رفتارشون رو منم تآثیر میزارن و باعث میشن بعضی وقتا به m شک کنم و باهاش بد حرف بزنم هر چند کم این اتفاق می افته
در هر حال انقدر هم بچه نیستم که ندونم  واسه ازدواج چه چیزایی مهمه و  مرد مورد علاقم باید چه ویژگیهایی داشته باشه  همش فکر میکنن من هیچی حالیم نمیشه و ممکنه m سر کاری باشه   در حالی که m لان اصلا تو شرایط ازدواج نیست و مشکلات کاریو ... داره
و الانم تنها دلیل مایوس شدنم به زندگی اینه که m اینطوری شده  کسی که همیشه بهم امید میداد حالا خسته هو  ناامید شده و منم ازش دورم و چون هنوز اتفاقی واسمون نیوفتاده(مثلا ازدواج) نمیتونم حتی کمک روحی روانی کنم چون بلد نیستم چطور با حرف زدن یکییو به زندگی امید وار کنم حتی عزیز ترین کسمو  و واسه همینم از ازدواج میترسم

نمیدونم اما به نظر خودم تمام این ناامیدی هام فقط مربوط به m میشه و
 شاید اگه با هم ازدواج کرده بودیم این مشکلاتم واسم یا واسه اون به وجود نمی اومد و از هم دور نبودیم تا حتی سو تفاهمم بینمون پیش بییاد
 
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #8 : 23 مهر 1386,ساعت 16:03:12 »

سلام آقای حسین  ممنون که جوابمو میدین 
نمیدونین چقدر خوشحال میشم که یکی جوابمو میده

فکر کنم تنها دلیل این طرز فکرم تنهایی و نداشتن یه هم صحبت  که راهنمائیم کنه   یا نداشتن اعتماد به نفسه  و صد درصد مربوط به رابطم با m
و دلیلای زییاد دیگه
من میدونم دلیل این طور طرز فکرام چییه اما نمی دونم چطور حلشون کنم؟
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
Ali Reza
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 628

تشكر
اهدا شده: 51
دريافت شده: 214


« پاسخ #9 : 24 مهر 1386,ساعت 00:12:06 »

با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر بزرگوارم!
اول باید خدمت شما عرض کنم که همان خدایی که شما راز و نیاز با او، باعث شده بود( یا شده است) که مثبت فکر کنید، همان هم بهترین دوست شما و عقل کل است. شما تنها نیستید. بلکه همین الان، مهربان ترین رفیق در کنار شماست. این را مطمئن باشید . او آنقدر مهربان و بخشنده است، آنقدر عاشق ماست و ما را دوست دارد که با همه این بدی ها و گناهانی که در حق او کرده ایم، اینچنین عاشقانه صدایمان می کند و ما را به سوی خودش فرا میخواند و می گوید که :« قل یا عبادی الذین أَسرفوا علی أنفسهم، لا تَقنَطوا مِن رَحمَةِ الله إن الله یَغفِرُ الذُنوبَ جَمیعاً و هو أرحَمُ الراحِمین» یعنی« بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید. از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد. زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.» نیایش و دعا، خداوند را به سوی ما نمی کشاند. چرا که او هرگز ما را ترک نکرده  و نمی کند. این خود ما هستیم که گاهی در مسیر زندگی  حضورش را به فراموشی می سپاریم. او بی گمان مهربان تر از این است که بنده اش را بی پناه رها کرده و نسبت به زندگی او بی تفاوت باشد. خداوند دوست دارد که حمد و ثنای ما را بشنود.
نمی دانم ما انسانها چرا باید همیشه نسبت به بعضی از حالات خودمان بدبین باشیم. مثلا همین حالتی که شما الان دارید و به قول خودتان فکر می کنید که افسرده شده اید، با یک نگرش مثبت می توان آن را به بهترین عامل برای حل مشکلتان تبدیل کرد و بهترین استفاده را از آن برد. شما باید به همین ناراحتیی ( نه افسردگی) که برای شما پیش آمده، باز هم به دیدی مثبت نگاه کنید. اگر شما بتوانید مسیر نگاه خود را در این زمینه عوض کنید، شاید بهتر بتوانید جواب سوالات خودتان را در وجود خودتان پیدا کنید. شما از درون خودتان بهتر از هر کسی دیگر آگاهید و هیچ کس بهتر از خود شما، خودتان را نمی شناسد. پس بهترین دوای دردهایتان در دست خودتان است.
خواندن صحبت های آقای حلت در زمینه ی اندوه ها و نگرانی ها،  جالب توجه است. ایشان می گویند:
« زمانی که بارهای اندوه بر قلبتان سنگینی می کند، وقتی افسرده و پریشان هستید، به دنبال دستاویزی برای خروج از آن نگردید. بلکه به درون بروید! هرکاری غیر از این به مثابه دور شدن از مقصد و از دست دادن فرصت های طلایی است. اندوه مانند نوری که بر تاریکی می تابد، زوایای پنهان وجودتان را آشکار کرده و غبارها و نقاط ضعفتان را در معرض دید قرار می دهد. اندوه مکافات زندگی تو نیست. بلکه نشانه راه است. انگشت اشاره ای است به مت راستین حقیقت، عشق و"شادمانی" !
چنین نیست که در این هنگام خداوند شما را فراموش کرده باشد. بلکه از "درون" صدایتان میکند. لطفی از جانب اوست اما پیچیده بر دشواری ها. داروی تلخی است که که طبیب برای علاج روحتان تجویز کرده و ما چاره ای جز نوشیدن این داروی تلخ نداریم ؛ راهی را بر خلاف طبیعت خود رفته ایم و حال باید بازگردیم.
اندوه ؛ یک نشانه است ؛ علامت راه برای باز گشتن به جایی که پیش تر در آن جا بوده و هم اینک گمش کرده ایم.
در درون هر یک از ما معبدی عطر آگین ؛ محرابی نورانی ؛ سکوتی عمیق و سرشار از نا گفته ها انتظارمان را می کشد. سکوتی که اگر به آن برسیم و غرق آن گردیم ؛ از چپ و راست ؛ با هر نفسی آواز عشق را خواهیم شنید و کسی هم که به گوشش آواز عشق رسیده باشد ؛ چشمانش جز "زیبایی" نخواهد دید و لبانش جز به "تبسم"  گشوده نخواهد شد.
زمانی شخصی از حضرت مسیح (ع) پرسید : " چگونه می توان به ملکوت خداوند قدم نهاد ؟! " حضرت به کودکی اشاره کرد و فرمود : " آن زمان که دل هایتان به زلالی دل این کودکان باشد. " گاهی که اندوه بر وجودتان چیره می شود قصدی ندارد مگر آن که شما را دوباره به زلال کودکی بازگرداند ؛ در آن لحظه اگر چشم و گوش خود را باز کنید ؛ حقیقت بزرگی را بر لبانش خواهید یافت و معجزه ای شگفت در دستانش. ندای واقعی اندوه را اگر بشنوید می خواهد بگوید : " همیشه راست نه ایستید ؛ گاهی خم شدن را نیز بیاموزید" لازم است زمانی نفستان را به زیر پا نهاده و تعظیم کردن را یاد بگیرید. فراموش نکنید که در مقابل بادهای توفنده ؛ درختان می شکنند اما علف های به ظاهر ناچیز ؛ بی هیچ ادعایی خم می شوند و با این حرکت خود ؛ تمام هیبت توفان را زیر سوال برده و گرد و غبارشان را با آن پاک می کنند !
افرادی هم که در مواجهه با طعنه ها ؛ حرف های درشت ؛ حرکت های ناشایست و تهمت های دیگران این گونه عمل می کنند ؛ در واقع مصداق این آیه از قرآن کریم اند که می فرماید : " زمانی که مورد خطاب نادانی قرار گیرند می گویند سلام " چرا که هیچ ادعایی ندارند. استخوان های یک انسان مدعی سخت و سفتند در حالی که کودکان نرم و لطیفند و زمانی هم که کسی نفسش را زیر پا می گذارد دوباره به عالم عاشقی و زلال کودکی باز می گردد ؛ خم شدن را یاد می گیرد و آن گاه ترس ها و زمین گیری هایش ناپدید می شود.
اما با کمال تاسف در غالب اوقات ؛ ما از خم شدن می ترسیم چون پر از نفسیم.
می گوییم : پس چه بر سر آبرو و حیثیتم می آید ؟ غافل از این که کسی که از موقعیتش مطمئن نیست ؛ تنها نمایشی پوشالی از شجاعت ؛ قدرت ؛ صلابت و موفقیت ارائه می دهد ؛ همین و بس. و گرنه ترس و بزدلی ؛ وجودش را فرا گرفته و تمام هیکلش جز انبانی از نفس نیست ! فراموش نکنید ؛ به حیثیت و اعتباری که با یک حرف یا یک حرکت به باد برود باید شک کرد ! حتی به زنده بودن و جان خود !!
کسی که واقعا زنده و آبرومند است در هیچ شرایطی نگران از دست دادنش نخواد بود. وقتی در وجودتان ترسی برای از دست دادن چیزی باشد مطمئن باشید که آن چیز را ندارید ! آبرو ؛ جان ؛ زندگی و یا هر چیز دیگر ! آیا زمانی که حضرت ابراهیم (ع) با دلی آرام و در دل آتش می رفت حقیقتی غیر از این بر لبان خود داشت ؟! یا زمانی که حضرت اسماعیل (ع) با اشتیاق و تبسمی بر لب گلوی خود را به خنجر پدر سپرد ؟!
دوستان خوبم !
اندوه ؛ شما را برای چنین قربانی شدنی آماده می کند. درست مانند پیکر تراشی باشید که با حذف بخش های زاید سنگ، حقیقت باشکوه نهفته در آن را در معرض دید قرار می دهد. بیایید نگذاریم اتفاقات زندگی مان به صورت تصادفی رخ دهند. آگاهانه قدم برداریم. بدانیم کجاییم؛ چه می کنیم و چه هستیم. مطمئن باشید کسی که زندگیش پر معنی نباشد، پایانش نیز خالی از معنا خواهد بود.»


نمي دانم نمازم را كدامين قبله بگذارم...

و دست پرنيازم را به دستان كه بسپارم..

گمانم كنج تنهايي همه تقدير من بوده..

خدايا ...يك تشكر هم به درگاهت بدهكارم...

به مثل آسمان پاكي خداي مهرباني ها...

مرا درياب خوبه من, كه از تو سرشارم...

مرا نگذار بيهوده اسير آرزو مانم...
اگر دنياي رويايم سراسر زيرو رو گردد..

.فقط يك حرف ميماند ,

 عزيزم

دوستت دارم
--
خارج شده است
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #10 : 24 مهر 1386,ساعت 15:55:39 »

سلام   صمیمانه ازتون ممنونو متشکرم آقای ali reza
انگار واقا به یه همچین حرفایی احتییاج داشتم
شما خیلی قشنگ حرف میزنین  میشه اگه کتابی یا یه چیزی بهم معرفی کنین که یه همچین حرفایی توش باشه
آخه من خیلی کتابای روانشناسی دوست دارم مخصوصآکتابایی که توش یه همچین حرفای امید وار کننده ای هست
اگه یه جوری همیشه یه همچین حرفایی رو هر روز با خودم تکرار کنم یا همیشه بخونمشون یا .... مطمئنم بهتر میشم

اینو هم بگم که من بیشتر کتابای باربارا دی آنجلیسو خوندم و چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

بینهایت از وقتی که واسم گذاشتین ممنونو سپاسگذارم  سکوت

خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #11 : 24 مهر 1386,ساعت 16:05:27 »

سلام آقای حسین
میشه لطفا جوابمو بدین
از شما هم بینهایت سپاسگذارم سکوت
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #12 : 25 مهر 1386,ساعت 16:13:12 »

نقل قول
صد درصد مربوط به رابطم با m
و دلیلای زییاد دیگه

اگه بتونید خوب نوع ارتباطتون با m  رو برام تشریح کنید و موانعی که سر راهتون هست رو بگید خیلی بهتر می تونم کمکتون کنم
برفرض اینکه از اون کاملا جدا بشید تصمیمتون چی خواهد بود؟

خارج شده است
Ali Reza
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 628

تشكر
اهدا شده: 51
دريافت شده: 214


« پاسخ #13 : 25 مهر 1386,ساعت 19:29:12 »

کتاب های روانشناسی زیادی می خوانی به امید معجزه!
به ندای پیامبر قلبت توجه کن
کلمات امام زاده نیستند.................!
خارج شده است
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #14 : 01 آبان 1386,ساعت 21:32:25 »

سلام آقای حسین
من تو تمام این تاپکها در مورد رابطم با m کاملا توضیح دادم اگه بتونید این تاپکها رو بخونید بیشتر متوجه میشین که چی مگم
(کمک به کسی که دوسش داری. لطفا کمکم کنید ممنون میشم)
و اگه هم سئوالی باشه ازم بپرسید   تا بیشتر توضیح بدم.

رابطه من با m خیلی اتفاقی پیش اومد ما فقط با هم حرف میزدیم و فقط یه دوست بودیم تا اینکه بعد از 2ماه بهم علاقه مند شد و شماره تلفنشو بهم داد و گفت میخواد رابطمون از یه دوستی ساده بیشتر شه  و داره به رابطمون به دید یه رابطه طولانی  و جدی فکر میکنه
منم چون یه مقدار میشناختمش قبول کردم چون خودمم بهش علاقه پیدا کرده بودم
بهد رابطمون به طور جدی تری شروع شد و به عنوان 2 تا آدمی که میخوان در آینده شریک هم باشن در مورد هم اطلاعات میگرفتیم
از خونواده هامون .فرهنگمون.علاقمون.وحتی احساساتمون به هم حرف میزدیم دیگه طوری شده بود که هر 2 خوانوادمونم از این ارتباطمون خبر دارن بجز پدرامون ما حتی از 2 شهر متفاوتیم اما انقدر با هم صحبت میکردیم که همه مطمئن شده بودن که مادر آینده با همیم
تا اینکه m رفت تهران  واسه کار  تنهایی بدون خانوادهو... مشکلات کاری بی پولی تنهایی غربت روش به حدی فشار آورد که از یه آدم شادو منطقی تبدیل به یه آدم افسرده شده و میگه که تمام منطقو احساساتو مذهبو...رو به کل از دست داده  و بعد از گذشت 1 سال و چند ماه که منم نمیتونستم کمکش کنم چون نه میتونستم برم پیشش ونه میشد از پشت تلفن بهش حرفای امید وار کننده بگم  بلاخره تو روابط نزدیک میشد یه دلگرمی ای بهش داد اما من این شرایطو نداشتم و تو شهرستان بودم و هستم
تو همین جریان هی بهم میگفت تو میتونی با این شرایط من که معلوم نیست چه آیندهای در انتظارمه نه کار ثابت ونه خونه ای و...که ممکنه سالها طول بکشه تا من شرایطم جور شه که با هم باشیم بمونی؟؟؟ من همش میگفتم آره چون واقآ تصمیممو گرفته بودم اما نه از روی احساس بلکه از رو شناختو منطقی که ازش سراغ داشتم

تا اینکه همین تیر ماه ازم خواست اگه قبول کنم به مدت 2 ماه تنهاش بذارم نه زنگی نه sms و نه ....تا بتونه خودشو پیدا کنه
واسه من این شرایط خیلی سخت بود اولش قبول نکردم و یه هفته با خودم کلنجار رفتم و دیدم ممکنه اگه یه مدت تنهاش بذارم راحتتر بتونه با خودش کنار بیاد و به این فک نکنه که منم یه مشکل دیگشم  قبول کردم و کلی برام قسم خورد که نه با کس دیگه ای آشنا شده ونه اصلا میتونه دوباره عاشق شه
 حالا بگذریم که تو این 2 ماه چقدر برام سخت گذشت  همش فکر میکردم میخواست منو از سرش باز کنه و با یکی دیگه آشنا شده  و یا من اونی نبودم که میخواست...
و بعد از 2ماه یه هفته زودتر بهم زنگ زد اما اینبار این من بودم که باهاش خشکو رسمی حرف میزدم اما اون خوشحال بود و به قول خودش این دوری از من خیلی واسش سخت گذشته بود. و فکر میکردم بعد از این 2 ماه حتمآ تکلیفمو مشخص میکنه
اما الان هم بازم ازم خواسته که فقط یه دوست باشم و اصلا تو شرایطی نیست که حتی به ازدواج فکر کنه
و حالا نمیدونم چیکار کنم نه میتونیم از هم جدا شیم و نه من میتونم فقط باهاش دوست باشم نمیتونم از اون همه علاقه و اون همه احساس عشقو دوست داشتن حالا فقط یه دوست باشم اذیت میشم.تو 2راهی موندم

واقآ نمیدونم که چرا یه فردی با این همه احساس علاقه و عشق که همش هم از روی یه منطق بود و نمیذاشت این علاقه به وابستگی تبدیل شه تا نکنه که یه موقع از طرف خونوادههامون یا ...شکست بخوره  حالا فقط قراره یه دوست باشم واسش چون فقط کار نداره یا شرایط ازدواجو و ...نمیخواد که مثلا من منتظرش بمونم و ممکنه شرایط بهتری برام پیش بیاد....
در مورد جدایی هم :راستش اون با این شناختی که من ازش تو این مدت 2 سال پیدا کردم میتونه اون مردی باشه که ارزوشو داشتم و نمیشه رابطمون از بین بره چون هم من نمیتونم و هم اون.
و همین بی احساس شدنش و اینکه خودشو ازم دور میکنه دیگه مثل قبل حتی منم براش جذابیت ندارم و همش به آینده ای فکر میکنم که m تو زندگیم نباشه اونم فقط به خاطر این مشکلات کاری و...هست که اذیتم می کنه   آخه ما حتی با هم مشکلی هم نداشتیم اگه بحثی بینمون پیش می اومد با حرف زدن راجبش به روز بعد هم نمی کشید

خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
صفحه: [1] 2   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani