خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: 1 [2]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: بحران شخصیت  (دفعات بازدید: 2288 بار)
samra690
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 51

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 0



« پاسخ #15 : 04 آبان 1386,ساعت 23:29:50 »

مشکلم  اینه که ازش دورم و هیچ راهی نیست که باهاش باشم
نه من میتونم به ازدواج فکر کنم چون احساس میکنم نمیتونم مسئولیت پذیر باشم و ممکنه به رابطمون صدمه بیشتری بزنه
 و نه اون شرایطشو داره
ونه میتونیم از هم دل بکنیم
به خدا دارم دیوونه میشم هیچ کسم نیست یه راهکار بهم بده
دیگه نمیدونم چیکار کنم رابطمونم داره روز به روز بدتر میشه 
و انقدر از طرف m احساس طرد شدگی میکنم که دارم نسبت به رابطهم با m دلسرد ییو حس میکنم
دیگه مثل قبل نیستم و عشقم نسبت به m کم رنگتر از قبل شده

با این دیدی که نسبت به مشکلاتم پیدا کردین نمیتونین یه راه حل منطقی بهم بدین؟من که همه چییو نوشتم؟

حالا مطمئنم که تمام این احساس شکست و بی هوییتیم مربوط به m
تا اون شاده منم شادم  و از تمام زیباییهای دنیا لذت میبرم احساس دوستی و عشق میکنم و به آینده امیدوارم اما وقتی غمگینه منم غمگینم و ناامید تر از حتی خودش
دیگه نمیتونم این وضعو تحمل کنم
با m چیکار کنم تا دوباره رابطمون خوب شه؟مشکلات کارییو به من ترجیح نده  اینقدر خود خواه نباشه و نخواد که تو این راه تنهای تنها باشه؟

حالا میفهمم رابطه دور یعنی چی   من انقدر فکر کردم که نمیدونم دیگه چی درسته چی غلط   خواهش میکنم شما راهنمائیم کنین   
 
 یه راهکار یه پیشنهاد واسه بهبود وضعییتم با m ؟
خارج شده است

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.
خداوند ما را در مسیر زندگی یكدیگر قرار می دهد تا به شكلهای گوناگون بر هم اثر بگذاریم.     دنبال خدا، در وجود دیگران بگردیم
parmis
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 546

تشكر
اهدا شده: 89
دريافت شده: 82

تلخ مثل !coffeechocolat


« پاسخ #16 : 05 آبان 1386,ساعت 03:04:31 »

سلام

ببين دوست عزيزم ، من فكر ميكنم شاد بودن و خوشحال بودن و احساس خوشبختي كردن نبايد مشروط باشه

وقتي ميگيد اگر دوستتون شاد و خوشحال باشه شما هم شاد و خوشحال هستيد و اگر نباشه شما هم غمگين و افسرده در واقع شادي شما مشروط بر شادي ايشون هست ..........

آدم اگر فكرش رو محدود به يك چيز يا شخص خاص معطوف كنه خب اين مشكلات و موارد هم براش پيش مياد
ميدوني يه دنيايي براي خودت ساختي كه فقط منححصر به دوستت هستش........

ميتوني رابطه دوستي ات رو حفظ كني و كما في السابق با ايشون دوست باشي اما زندگي خودت رو بكن نبايد چون ازت دوره و پيشت نيست ديگه زندگيت تعطيل بشه به زندگيت برس و سعي كن توي هرمرحله اي هستي پيشرفت كني و يه پله جلوتر بري و هيچوقت نخواه كه با بودن يك شخص يا داشتن يك چيز خاص خوشحال باشي ...........
شادي بايد از درون آدم بجوشه ...... هميشه سعي كن شاد باشي
خارج شده است

Oh,God of dust and rainbows, help us see
That without dust the rainbow would not be.
             

 
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #17 : 05 آبان 1386,ساعت 05:28:37 »

مشکلم  اینه که ازش دورم و هیچ راهی نیست که باهاش باشم
نه من میتونم به ازدواج فکر کنم چون احساس میکنم نمیتونم مسئولیت پذیر باشم و ممکنه به رابطمون صدمه بیشتری بزنه
 و نه اون شرایطشو داره
ونه میتونیم از هم دل بکنیم
به خدا دارم دیوونه میشم هیچ کسم نیست یه راهکار بهم بده
دیگه نمیدونم چیکار کنم رابطمونم داره روز به روز بدتر میشه 
و انقدر از طرف m احساس طرد شدگی میکنم که دارم نسبت به رابطهم با m دلسرد ییو حس میکنم
دیگه مثل قبل نیستم و عشقم نسبت به m کم رنگتر از قبل شده

با این دیدی که نسبت به مشکلاتم پیدا کردین نمیتونین یه راه حل منطقی بهم بدین؟من که همه چییو نوشتم؟

حالا مطمئنم که تمام این احساس شکست و بی هوییتیم مربوط به m
تا اون شاده منم شادم  و از تمام زیباییهای دنیا لذت میبرم احساس دوستی و عشق میکنم و به آینده امیدوارم اما وقتی غمگینه منم غمگینم و ناامید تر از حتی خودش
دیگه نمیتونم این وضعو تحمل کنم
با m چیکار کنم تا دوباره رابطمون خوب شه؟مشکلات کارییو به من ترجیح نده  اینقدر خود خواه نباشه و نخواد که تو این راه تنهای تنها باشه؟

حالا میفهمم رابطه دور یعنی چی   من انقدر فکر کردم که نمیدونم دیگه چی درسته چی غلط   خواهش میکنم شما راهنمائیم کنین   
 
 یه راهکار یه پیشنهاد واسه بهبود وضعییتم با m ؟
طبق تجربه ای که من دارم اگه امکان این هست که بهم برسید و ازدواج صورت بگیره که خوبه و حتما این کارو بکن
و گرنه سعی کن واقعا ازش دل بکنی و نخواسته باشی بهش وابسته و دلبسته باشی..
این رو من تجربه کردم .هرچند می دونم دل کندن مخصوصا برا یه دختر کاریه بس مشکل و طافت فرسا اما خیلی بهتر از این
هست که عمر و ارزش و آرامش خودت را خدشه کار کنی..
به هر صورت این تجربه ای است که با دیدن موارد زیادی دستگیرم شده .


حالا اگه واقعا می خوایی روش دل کندن و عدم وابستگی رو می خوایی موجود هست و می تونیم کمکت کنیم به یاری خدا
اما اگه روشی می خوایی که هم دوستش داشته باشی و هم بهش وابسته باشی و هم ازش جدا باشی و آرامش هم داشته باشی فکر نکنم هیچ کسی بتونه
برات روشی پیدا کنه.
خارج شده است
صفحه: 1 [2]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani