خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: راز و کابوس زندگی خصوصی من..  (دفعات بازدید: 1110 بار)
خانومی
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 741

تشكر
اهدا شده: 237
دريافت شده: 218



« : 16 خرداد 1388,ساعت 14:57:18 »

سلام
راستش اینجوری بگم که همسری دارم که مدتها قبل با هم دوست بودیم (بسیار سالم و با مشکلات خاص خودش!)و در زمان دوستی اونقدری از هم فهمیدیم که ممکن بود هرکسی جای ما بود راه حل جدایی رو انتخاب میکرد اما ما بخاطر دوستداشتنمون با هم موندیم و الان هیچ مشکلی با هم نداریمو بسیار خوشبخت هستیم
نامزد من از دوران عقد به بعد واقعا عوض شده خیلی مهربون و سربراه و خلاصه آدم زندگی شده ما واقعا از زمان ازدواج تا الان مشکلی نداشتیم
چیزی که منو اذیت میکنه اینه که اون از زمان نوجوانیش دست به کارهای خطرناکی میزده
البته من حس میکنم خیلی از گذشته هاش به من نگفته با اینکه خودش میگه گفته اما من اینطور فکر نمیکنم!
ایشون از دوره ی نوجوانی (سن 12-13سالگی) تو یه گروه رفت و آمد داشته و خلاصه سرش درد میکرده برای کارهای شر و خطرناک تو مهمونی ها و پارتی ها شرکت میکرده و یجوری خانوادشو میپیچونده و معمولا خونه نبوده خانوادشم ماشاله خیلی بیخیال بودن و بقول خودشون به پسرشون اطمینان کامل داشتن!
زندگی ایشون همینطور گذشته ..... حتی زن صیغه ای هم داشته و خلاصه با وجود اینکه خانواده مذهبی داره حسابی هرکار دوست داشته کرده ..... بقول خودش از روی کنجکاوی تو گروه شیطان پرستها و همجنس گراها شرکت کرده
شدیدا رفیق باز بوده البته الان نیست ولی قطع رابطه قطعی هم نکرده و میگه نمیکنم هرچند درحال حاضر دوستای بدی نداره
حسابی اهل دعوا و خشونته و زود عصبی میشه (البته با من اینطور نیست ولی اصولا آدمی هست که همش دنبال هیجانه)
نیاز جنسی شدیدا بالایی داره بطوری که من تو دوران نامزدی از روی ترس مجبور شدم قرص ضد بارداری بخورم که یوقت خرابکاری نشه!

اوایل مخصوصا قبل از ازدواج با این چیزا مشکلی نداشتم اما الان مثل پتک هرروز میخوره تو سرم
با اینکه من هم دختر ساکت و آرومی نبودم و در مقایسه با دخترای مثل خودم خیلی آزاد بزرگ شدم اما با گذشته ی همسرم بخصوص گذشته ی جنسیش نمیتونم کنار بیام
همش حس میکنم یه عشق نافرجامی داشته/ یه کاری کرده که بقول خودش هیچوقت به هیچکس نمیگه/ یا بازم بقول خودش یه نفرینی پشت سرشه که اونم هیچوقت به کسی نمیگه/
آدمیه که ادعا زیاد داره
من نمیخوام ازش بد بگم واقعا الان هیچ مشکلی باهم نداریم و رابطه ی بسیار خوب و سالمی بینمون برقرار هست
اما همیشه یه ترس هایی دارم اونم اینه که نکنه یوقت برگرده به عقب
البته به خودشم گفتم میگه اینطور نمیشه اما باز هم نمیتونم به حرفش اعتماد کنم
شدیدا شکاک شدم نسبت به همه ی رفتاراش (متاسفانه خودشم میدونه)
میترسم باز رفیقبازیشو از سر بگیره/ میترسم پایبند خونه نباشه و یروزی منم دلشو بزنم /میترسم  خدایی نکرده رو به زن صیغه ای ببره
من حس میکنم توی طوفانی از شک و تردیدها قرار گرفتم که هر لحظه داره منو به اینور و اونور میکوبه و هرجا بخواد منو با خودش میبره
کمکم کنید ما همدیگرو دوست داریمو با هم مشکلی نداریم تنها مشکل ترس و تردید و افکار منه که داره اذیتمون میکنه
گاهی دلم میخواد از این افکار سرمو بکوبم به دیوار.................... ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت
خیلی احساس خستگی میکنم با خودش گاهی حرف میزنم اما آرومم نمیکنه چون میترسم گذشتشو به رخش بکشم مبادا اون هم گذشته ی منو به رخم بکشه....!
خارج شده است

این نیز بگذرد...
خانومی
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 741

تشكر
اهدا شده: 237
دريافت شده: 218



« پاسخ #1 : 16 خرداد 1388,ساعت 18:14:06 »

هیچکس نظری ...پیشنهادی... انتقادی.... دلگرمی... چیزی... نداره؟

دوستی کی آخر آمد ؟ دوستداران را چه شد؟! متعجب
خارج شده است

این نیز بگذرد...
.KAMRAN
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 122

تشكر
اهدا شده: 40
دريافت شده: 18



« پاسخ #2 : 16 خرداد 1388,ساعت 19:05:16 »

نقل قول
البته به خودشم گفتم میگه اینطور نمیشه اما باز هم نمیتونم به حرفش اعتماد کنم
شدیدا شکاک شدم نسبت به همه ی رفتاراش (متاسفانه خودشم میدونه)

ببینین مشکل از خود شماست خونسرد....وقتی که اینقدر باهم راحت هستین که باهاش مطرح میکنین و میگه انجام نمیدم و....چرا اعتماد نمیکنی؟؟؟.....با این کارهات باعث میشی اگه نمیخواد هم باز بره دنبال همچین کارایی آخه بهش اعتماد نداری .....خودت بهتر میدونی چرا;)....
خارج شده است
خانومی
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 741

تشكر
اهدا شده: 237
دريافت شده: 218



« پاسخ #3 : 16 خرداد 1388,ساعت 19:11:42 »

بخدا دست خودم نیست
افکارم پریشونه
ما همدیگرو خیلی دوست داریم و همه چیمون روبراهه خداروشکر ولی اگه افکار من بذارن.........
خارج شده است

این نیز بگذرد...
HIDDEN WAY
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 406

تشكر
اهدا شده: 741
دريافت شده: 341



WWW
« پاسخ #4 : 16 خرداد 1388,ساعت 21:45:26 »

سلام خانومی عضو فعال و عزیز ofc !

خوبه که خودتون هم میدونید که مشکل کجاست ! راه حل پیشنهادی من اینه :

اگر فکر میکنید که به قدر کافی با افکار نگران کننده ی خودتون مواجه شدید ، بررسی شون کردید ، نیازی به فکر کردن و انرژی گذاشتن روشون نیست و حالتی وسواسی به خودش گرفته این کار رو بکنید : به محض اینکه این افکار اومد پیشتون بلند بگید «بسه» !!! و بلند بشید فعالیتی بکنید . متوقف کردن افکار ممکنه ، طوری که بعضی از درمانگران برای نشون دادن عملی بودن این کار از این ترفند استفاده میکنند ، که مراجع هم میره رو هوا و موضوع رو در اون لحظه فراموش میکنه !  پوزخند (البته شاید درمانگر دستش رو هم همزمان روی میز بکوبه که اثرش بیشتر باشه ! پوزخند)

در هر صورت طبق قانون جذب وقتی شما در این مسیر قرار بگیرید که فلان اتفاق بد برای شما روی خواهد داد ، به احتمال قوی باید منتظر باشید که به زودی با چشم خودتون این واقعه رو ببینید ، افکار و اعمال رابطه ای دو طرفه و تعاملی دارند پس چه بهتر که افکار و اعمالتون در جهت عکس حالت منفی و ناخوشایندتون باشه و رابطه رو در جهت دلخواهتون هدایت کنه ...

موفق باشید .

 لبخند سکوت

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

habill, Saba_Y, خانومی, دریا, *sara*

« آخرين ويرايش: 16 خرداد 1388,ساعت 21:48:22 توسط HIDDEN WAY » خارج شده است


حضرت امیر :
حق و باطل با آدمها شناخته نمی شود ... حق را بشناس اهلش را خواهی شناخت و باطل را بشناس ، اهلش را در خواهی یافت ...



Qozlerim her axsam axtarir seni ... ureyim yollarda qayitmir eve
Sensiz dalghalarda tanimir meni ... neyleyim ureyim hec yatmir eve

Payiz qeldi ushdu qetdi qushlar ....sende qetdin bax yaghdi yaghishlar
Payiz qeldi qelbim oldu deniz ... bu denizin qozu yashdi sensiz yar
Bu denizin qozu yashdi sensiz
 
خانومی
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 741

تشكر
اهدا شده: 237
دريافت شده: 218



« پاسخ #5 : 17 خرداد 1388,ساعت 13:43:00 »

ممنون
دلم میخواد بیشتر راجبهش بدونم ( راجع به متوقف کردن افکار منفی؟ یا هدایت کردن اونها به سمت مثبت؟ )
خارج شده است

این نیز بگذرد...
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #6 : 18 خرداد 1388,ساعت 07:56:01 »

سلام خانومیه گل
نکته های مفیدو دوستان گفتند اما یه نکته رو دلم میخواد بهش اضافه کنم اینکه  گاهی اوقات فراموش می کنیم که پشت سرمون وشاید سایه به سایمون موجودی هست  که دائما داره سعی میکنه افکار منفی رو تو ذهنمون القا کنه  واگه دقت کنی میبینی این افکار وقتی میاد سراغمون که تنهاییم    وحالا این وسط یه کشمکش  تو ذهنمون ایجاد میشه
به نظر من  هر وقت احساس کردی داره بدبینی میاد سراغت حتمن خودتو از تنهایی خلاص کن وبه شیطان لعنت بفرست  واگه نتونستی از تنهایی فرار کنی یه موسیقی شاد ومورد علاقه ات رو بذار وخودتو با کاری سرگرم کن که دوست داری اینجوری نمیتونی به افکار منفیت متمرکز بشی
امیدوارم بتونی زندگیه شادتو در کنار همسر مهربونت از شر وسوسه های شیطان رها کنی  واین خوشبختی رو فدای خیالبافیهای پوچ نکرده وبرای همیشه حفظش کنی  چشمک چشمک

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Saba_Y, خانومی

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
خانومی
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 741

تشكر
اهدا شده: 237
دريافت شده: 218



« پاسخ #7 : 18 خرداد 1388,ساعت 12:55:39 »

مرسی ار حرفای آرامبخشتون
باور کنید به یه کسی که بهم آرامش بده واقعا نیاز دارم برای همینم دوست ندارم این تاپیک به این زودی ها بسته بشه
من کارهایی که شماها گفتیدو تو همین مدت کوتاه انجام دادم و واقعا به آرامش رسیدم
بازم اگه پیشنهادی دارید سراپا گوشم

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*

خارج شده است

این نیز بگذرد...
b.sh
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 62

تشكر
اهدا شده: 22
دريافت شده: 7



« پاسخ #8 : 03 تير 1388,ساعت 13:48:15 »

سلام گلم.
ببخشيد من امروز تاپيكتون رو ديدم. مي دونم خيلي ديره ولي جواب ميدم.
يه سوال دارم. شايد يه ذره بي ربط باشه- شايدم بي ربط نباشه- شايد پيش خودتون بگيد اصلاً به تو چه ربطي داره- ولي من مي پرسم!
شما و همسرتون به اعمال مذهبي چقدر پايبند هستيد؟
آيا نماز مي خونيد؟
يه مثال:
زمان پيامبر يه جواني بوده كه هر كاري دوست داشته مي كرده نمي دونم غمار مي كرده- چشم هيز داشته- دزدي مي كرده و ... ولي پشت سر پيامبر همه نمازهاشو مي خونده- يه روز يكي از اصحاب پيامبر به پيامبر مي گه اين جوان نمازهايي كه مي خونه آيا درست هست با اون همه گناهي كه اون مي كنه؟ پيامبر پاسخ مي دن همين نماز هر چند كه كيفيتش كم باشه يك روز اين جوان رو از كارهاي گناه و حرام باز مي داره.
ببخشيد كه اينو مطرح كردم. ولي من خودم دارم به اين نتيجه مي رسم.
بازم معذرت مي خوام. فقط مي خواستم يه كمكي كرده باشم
موفق باشي
خارج شده است

هر که در این بزم مقربتر است           جام بلا بیشترش می دهند
Saba_Y
saba
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 170

تشكر
اهدا شده: 162
دريافت شده: 95



WWW
« پاسخ #9 : 03 تير 1388,ساعت 14:22:53 »

سلام خانومی، بذار بگم که من هم همین مشکل رو داشتم، نمی دونم چند وقته ازدواج کردی اما این مشکل بیشتر مربوط به چند ماه اول ازدواجه، مخصوصا اگه شوهرت مثل شوهر من دوست داشته باشه به قول اون زندگیش secret باشه! اینحور مردا خیلی وقتا دوست دارن با زنشون هم یه حریم خصوصی داشته باشن (بیشتر مردا اینجورین) و همین مخفی کاری ها ما زنها رو اذیت می کنه و ممکنه شک کنیم! اما وقتی هم که به حریم خصوصی شون راه پیدا می کنی می بینی هیچ چیز بدی توش نیست! میدونم طولانی میشه اما بذار اینو برات بگم، همسر من هم وقتی مجرد بوده یه عالمه دوست دختر داشته، من و همسرم پسورد ایمیلای هم رو داریم، من مدام ایمیلشو چک می کردم و هیچ مشکلی هم نبود، البته گاهی دخترایی که قدیما دوستاش بودن براش ایمیل می زدن ولی چیزای معمولی بود. اما وقتی فهمید که من هر روز چک می کنم خیلی ناراحت شد و گفت مگه به من اعتماد نداری که هر روز چک می کنی، هرچی خواستم بهش بفهمونم که این کار برای من یه جور ایجاد ارتباطه و من اینجوری احساس صمیمیت بیشتری با تو می کنم باورش نشد و از من قول گرفت که دیگه نرم تو ایمیلش (و البته موبایلش)، من گفتم من می تونم قول بدم هر روز چک نکنم چون نیازی به این کار ندارم اما نمی تونم قول بدم هیچ وقت چک نکنم چون از نظر من توی ازدواج همه چیز مشترکه و معنی نداره که یه بخش از زندگیت رو از من مخفی کنی، اون معتقد بود لازم نیست همه چیز گفته بشه. یه مدت بعدش فهمیدم که یه ایمیل دیگه ساخته که پسوردش رو من ندارم و همه ی ایمیلاش مستقیم به اون یکی forward میشن، وقتی اینو فهمیدم داشتم می مردم از شک و تردید، هزار جور فکر با خودم کردم و مثل تو همون ترسها اومد توی ذهنم، که نکنه بره سراغ دوستای قدیمش و ... از طرف دیگه هروقت درباره دوستاش 2-3 تا سوال می پرسیدم عصبانی می شد و می گفت تو می خوای منو کنترل کنی! این بیشتر باعث شکم می شد، می گفتم اگه ریگی به کفشش نیست پس چرا اینقدر مخفی کاری می کنه؟! تا اینکه پسورد ایمیل جدیدش رو بدون اینکه بفهمه گیر آوردم و مدتی چک کردم، باورت نمیشه فقط ایمیل های کاری بود! حتی از همون ایمیل های forwardی که دوستاش براش می فرستادن هم خبری نبود! یه بار هم عمدا کاری کردم که موبایلشو جا بذاره و یه صبح تا شب موبایل پیش من بود حتی یه نفر هم بهش زنگ نزد!! از اون موقع کاملا بهش اعتماد دارم و دیگه هم زیاد سراغ ایمیل و موبایلش نرفتم. اینا رو گفتم که بگم چه دختر چه پسر اگه از لحاظ روحی سالم باشن و با همسرشون مشکلی نداشته باشن به این راحتیا اهل خیانت نیستن. زندگیتو بچسب خانومی و اعتماد کن، هیچ چیز به اندازه ی بی اعتمادی آدم رو رنج نمیده و هیچی از اعتماد شیرین تر نیست. من هم به قانون جذب اعتقاد دارم، پاک باش و اعتماد کن تا پاک باشه و اعتماد کنه...! موفق باشی

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ostore, HIDDEN WAY

خارج شده است
خانومی
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 741

تشكر
اهدا شده: 237
دريافت شده: 218



« پاسخ #10 : 04 تير 1388,ساعت 12:32:27 »

شما و همسرتون به اعمال مذهبي چقدر پايبند هستيد؟
آيا نماز مي خونيد؟
سلام b.sh عزیز ممنون که شما هم جواب منو دادی
راستش از من بیشتر همسرم حسابی پایبند مسائل دینیش هست نماز که دیگه جای خود داره!
بهرحال ممنونم ازت

و اما Dr sabaی عزیزم مرسی از حرفایی که زدی از همتون ممنون بابت کمک و دلگرمی هاتون

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Saba_Y

خارج شده است

این نیز بگذرد...
b.sh
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 62

تشكر
اهدا شده: 22
دريافت شده: 7



« پاسخ #11 : 06 تير 1388,ساعت 11:53:39 »

واي خدا ديگه توي اين دوره زمونه به هيچكس نمي شه اطمينان كرد. كسي كه به اصول مذهبي و مهمترين ركن دينش پايند هست از اين كارا هم كرده. نمي دونم. چي بگم. به نظر بهش اطمينان كن اون شوهرته. بايد با اطمينان باهم زندگي كنين.

مرسي گلم
باي
خارج شده است

هر که در این بزم مقربتر است           جام بلا بیشترش می دهند
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #12 : 06 تير 1388,ساعت 13:07:27 »

b.sh عزیز ما همه انسانیم و حتم الخطا  پس برای اینکه بتونیم درکنارهم زندگی کنیم چاره ای جز اعتماد کردن بهمدیگه نداریم    مخصوصا در زندگیه  مشترکمون  ان شا... که ضرر نمیکنیم. چشمک

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

b.sh, Saba_Y, خانومی

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani