سلام at.no عزیز !
خیلی خوش آمدید دوست عزیزم

فکر میکنم میتونم درکتون کنم ! درباره ی اعتماد به نفس چند تا نکته می گم :
این مورد دست خودتونه !
اونی که شما رو آفریده همون روز اول به خاطر آفرینش شما به خودش احسنت گفته ! جل الخالق !
یعنی اون همون اول کار مهر استاندارد شما رو زده ! این بالاترین و معتبر ترین مهر استانداردیه که وجود داره !!!درباره ی رابطه ی عاشقانه ای که به نتیجه ی دلخواه شما نرسید باید بگم که تقریبا همه تجربه ی چنین روابطی رو دارند . مهم اینه که این اتفاقات رو پایان کار ندونیم ، بلکه اون رو به عنوان تجربه ای مهم یاد کنیم که باعث شد موضوع تازه ای رو یاد بگیریم .
اما درباره ی راه حل کمبود اعتماد به نفس :
مشکل شما رو نظریه ی سازه های شناختی جورج کلی خیلی خوب توضیح میده . یکی از اصول این نظریه میگه وقتی ما به شیوه ای خاص از رفتار عادت کردیم ، چون نتایج رفتارمون (ولو نتیجه ی نا خوشایندی برامون داشته باشه) برامون قابل پیش بینیه کمتر باعث ترسمون میشه و باعث میشه که همون روال رو ادامه بدیم ، بدون اینکه این جرات رو بدیم که طور دیگه ای رفتار کنیم !
خوب راه حل چیه ؟!
این جرات رو به خرج بدیم که نوع تازه ای از رفتار رو امتحان کنیم ! بعد از مدتی از انجام رفتار جدید میبینیم که اتفاق خاص و بدی نمی افته ، بلکه به هدفمون و رفتار دلخواهمون دست پیدا می کنیم . چاره ی کار اینه که رفتارتون رو به شیوه ی دلخواهتون انجام بدید ، بعد از مدت میبینید که خودتون هم عادت کرده اید و از رفتار جدیدیتون که حاکی از اعتماد به نفستون هست لذت میبرید ... !در عزت نفس ، سخن از نفس در ميان است ، نه از عزت مال و مكنت و تاييد و تحسين!در ضمن اگر علاقمند به مطالعه باشید ، میتونم براتون منبع معرفی کنم .
موفق باشید برادر یا خواهر بسیار عزیزم !
