خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: مربيگري شنا (نحوه برخورد و كنترل كودكان)  (دفعات بازدید: 761 بار)
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« : 22 خرداد 1388,ساعت 03:49:40 »

سلام دوستان عزيز،
من مربي شنا هستم و حدود 3 الي 4 سال است كه در كنار شغل اصلي أم كه مديريت كارخانه است مشغول به اين كار هستم. شايد علاقه ايي كه به قهرماني و شور و هيجان تكاپويي كه در ورزش مي بينم مانع از آن شده كه دست از اين كار بردارم.

همونطور كه ميدونيد و اكثر شمايي كه در اين انجمن حضور داريد خودتون هم فرزند داريد، نحوه برخورد با بچه ها خيلي سخت و دشواره. من در اينجا ميخوام شما رو وارد چالشي كنم كه خودم هم باهاش درگير هستم. كودكان در سنين مختلف برخوردهاي متفاوتي از خودشون نشون ميدن. گاهي اوقات اين رفتارها در سنين يكسان متفاوته. ساختار خانواده خيلي روي بچه ها تاثير ميذاره و اين مورد گاهي اوقات مشكلات زيادي براي من بوجود مياره. مشكلاتي كه الان حضور ذهن دارم و برام مهمه رو براتون عنوان ميكنم. اميدوارم شما بتونيد راه حل هاي كاربردي نه تنها تئوري براي اين مشكلات بيان كنيد.

1. ترس كاذب و نداشتن اعتماد به نفس كافي
2. تمايل نشان ندادن خانواده ها براي ادامه دوره شنا ويا عدم حضور مرتب به كلاس
3. دخالت پدر و اقوام و مانع تراشي كه خود موجب وحشت كودك ميشود
4. اصرار والدين و يا خود شاگرد براي يادگيري سريعتر و درخواست از سايرين براي رفع ايراد از كودكانشان

لازم به توضيح است اكثر سانس هاي آموزشي حداكثر 5 نفره و حداقل 1 نفره ( Tongue) تشكيل مي شود. كلي عنوان كردم. مثال اين موارد رو به شكل پاسخ تاپيك ارسال خواهم نمود.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

خانومی, parmis

خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #1 : 22 خرداد 1388,ساعت 04:33:07 »

همونطور كه قول داده بودم اولين مورد مربوط به بند اول رو به شما ارائه مي دهم:

نام: عليرضا ق.
سن: 6 سال
دوره هاي گذرانده: 11 جلسه

عليرضا شروع خيلي خوبي داشت. قبل از اينكه به شاگردي من در بياد با استفاده از جليقه به استخر مي آمد.
در شروع بسيار سريع و بسيار با انگيزه شروع به همكاري و يادگيري كرد. رفته رفته نوبت آموزش در قسمت عميق شروع شد. اما به علت مشغله پدرش و ساير مسائل ديگر منظم به سر كلاس حاضر نمي شد و هميشه بهانه هاي خسته ام، گشنه ام، حوصله ندارم آورد. چند سري با پسر خاله و پسر عمويش آمده بود كه توجهي نداشت و من هم به او چيزي آموزش ندادم.

امشب متوجه شدم به شدت ترس از قسمت عميق دارد و اصلا توجهي به نكاتي كه ميگويم ندارد. كمي جدي از او خواستم كه گوش كند اما او در جواب بغض كرد و گفت ديگر نمي خواهد شنا ياد بگيريد... به حدي اذيت و بهانه گيري كرد كه پدرش گفت بگذار برويم انگار امروز حوصله شنا كردن ندارد.....

خب شما مي گوييد من بايد با او چه بكنم؟ هر روش اصولي كه ميدانستم روي او انجام دادم... فكر ميكنم او قبلا سابقه غرق شدن داره كه كار رو دشوارتر ميكنه... اما براي هر مشكلي راهي هم هست.
خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
tmeisam
میثم ت.
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 63

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #2 : 25 خرداد 1388,ساعت 00:08:49 »

دوستان سلام،
امروز يكشنبه، عليرضا من رو شگفت زده كرد. فكر مي كنم خوب باشه شما هم در جريان باشيد.
امروز او سر سانس خودش حاضر نشده بود. سانس بعد بهمراه سهراب اومد.

نام: سهراب ك.
سن: 9 سال
تعداد جلسات: 9 جلسه

سهراب هم مانند عليرضا سابقه غرق شده داره. اين مشكليه كه من با اكثر شاگرد هام دارم و علتش واضحه. نا آشنايي خانواده ها با اصول آموزش شنا، شوخي هاي اقوام و فرو بردن سر كودك در آب و ترس خود كودك. روزي كه پدرش موضوع آموزش اون رو با من در ميون گذاشت، باورش نمي شد حتي تا اين حد پيشرفت كنه كه در قسمت عميق شنا كنه. اما شروع كار من با اون تنها ايجاد اعتماد بين شاگرد و مربي بود. ابتدا خيلي تاثير گذار بود. اما در قسمت عميق ترس او  بيشتر از اعتماد به من بود. اما به تدريج با گفتن اين حرف كه:
" من تعجب مي كنم چرا نمي خواي قبول كني كه مي توني بياي؟"
" من آب مي خورم"
"خب يك بار امتحان كن"
اين كار را كرد اما هيچ اتفاقي نيافتاد و او اين اعتماد به نفس را پيدا كرد كه مي تواند. امروز عليرضا وقتي او را ديد و از من اين را شنيد كه تو هم مثل او مي تواني بيايي... اين انگيزه براي او بوجود آورد كه با سهراب به رقابت بپردازد. بسيار شگفت زده شدم كه با چه مهارتي در قسمت عميق استخر شناي زيبايي به نمايش گذاشت. فكر مي كنم تنها راه اين است كه حس رقابت رو در او بوجود بياورم. اميدوارم اين ترفند هميشه جواب بدهد.

ممنون از تشكري كه خانم پرميس دوست قديمي و مهربان، كه لطف خاصي به من دارند. من هم از شما و فروم زيباي شما متشكرم.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

b.sh

خارج شده است

به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیائید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani