sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« : 29 خرداد 1388,ساعت 11:26:14 » |
|
سلام دوستان
من می خوام این قسمت رو اختصاص بدم به عشق البنه عشق واقعی .. هر چند که عشق رو از دو
دیدگاه بش نگاه می کنن 1 دیدگاه حقیقی (خدا ) و 2دیدگاه مجازی (انسان) . و ما این جا می خوای به
رابطه و عشق بین انسان که همون عشق مجازی هست بپردازیم . برام عجیب که بعضی افراد چه دختر چه
پسر یک رابطه رو که توش تحقیر توهین و کتک و..... هزاران جیز دیگه هست ادامه می دن و از اون به
عنوان عشق یاد می کنن به نظرم عشق محترم و قابل ستایش و زیبا و ارامش بخش .
عشق : علاقه ی شدید قلبی یا عشق: فعالیت ایثار گرایا نه عاشق برای معشوق
و از همه دوستان و عزیزان که مطلبی چیزی در مورد اثار و نشانه های عشق دارن خوشحال می شم کمکم و یاری کنن مرسی سوگل
بیام فرض کنیم که عشق یک مثلث پس به 3 ضلع نیاز که هر ضلعش یک چیز رو در بر می گیره .1 تعهد (شناختی ) 2 صمیمیت (رفتاری) 3 میل جنسی(هیجانی)
انواع عشق میل صمیمیت تعهد
فقدان عشق ضعیف ضعیف ضعیف
شهوانی قوی ضعیف ضعیف
دوستانه ضعیف قوی ضعیف پوج ضعیف ضعیف ضعیف
خیال انگیز قوی قوی ضعیف
ساده لوحانه قوی ضعیف قوی
مشوقانه ضعیف قوی قوی
کامل قوی قوی قوی
حالا خوبه صادقانه به رابطه خودمون با فردی که باش هستیم نگاهی بیندازیم و ببینیم ما و عشقمون جز کدوم دسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توجه توجه ازدواج بدون دوست داشتن دوست داشتن بدون ازدواج را در پی خواهد داشت
و یک تعریف کوچیک ولی زیبا و کامل از ازدواج
ازدواج : مسولیت زیا د حقوق ها کم
تا بعد ادامه دارد................................
من این بخش رو اگه در جای مناسبش ننوشتم شرمنده مدیربخش اقا حسین در جای مناسب قرار بدن .
مرسی سوگل
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #1 : 29 خرداد 1388,ساعت 14:16:11 » |
|
اینکه لازم است ما عشق را از میل تمیز و تشخیص بدهیم دلیل ظریف دیگری نیز دارد.شک
نیست که میل عامل حرکت برای به دست آوردن چیزی است که خارج از خود ماست و در
اینجا به دست آوردن و مالک شدن به معنی آوردن و قرار دادن شیء مطلوب در داخل فضای حیاتی ما و به زبانی دیگر آن را جزئی از خود ما کردن است. به همین دلیل با دستیابی به
شیئی مطلوبحالت میل و حرکت ناشی از ان خود به خود فروکش می کند و متوقف میشود. اما
عشق بر عکس حالتی است توقف ناپذیر.میل حالتی انفعالی و غیر فعال است. وقتی انسان به
شیئی میل پیدا میکند در واقع می خواهد آنجه را که به آن میل کرده بیابد و جزو خود سازد و
چون هر کس مرکزثقل و گرایشگاه زندگی خویشتن است انتظار دارد که مطلوب او چون
سیبی رسیده بی تلاش و دردسر زیاد در دامانش بیافتد اما عشق دقیقا بر عکس میل است زیرا
در عشق این فرد است که به طرف مطلوب میرود و خود را جزئی از آن میسازد در عشق
شخص به جای آنکه حرکت مطلوب را به سوی خود و برای خود بخواهد خویشتن را در جهت
و سوی مطلوب به حرکت در میاورد.عشق را میتوان بالاترین و نیرومندترین فعالیت بالقوه ای
دانست که طبیعت به انسانها ارزانی داشته تا از خود به سوی چیزی دیگر در حرکت و تلاش
و پویش درآیند بر خلاف میل که در آن شخص مطلوب را برای خود و به سوی خود میخواهد
در عشق انسان خودش را برای مطلوب ودر حرکت و پویش به سوی او میخواند .
به زبانی ساده تر :عشق جاذبه ای است که موجود رابه طرف مطلوب خود میکشاند
عشق خوشحال بودن به کسی یا چیزی است که آن را می شناسیم و می دانیم باعث خوشحالی ماست.
عشق تسلط جو نیست عشق پرورش دهنده است
ادامه دارد ......................... مرسی سوگل
منبع کتاب درباره ی عشق
|
|
|
مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند: tata
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
siroos
ازاد
Full Member
 
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 133
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10
|
 |
« پاسخ #2 : 29 خرداد 1388,ساعت 21:55:38 » |
|
سلام خانوم سوگل بلا در ما مردا اغلب 3کس و عشق اونقدر در هم پیچیده و تنیده است که من حتی الانم نمیتونم فرق بین اونا رو سریعا تشخیص بدم !!! اگه کسی راهی بلده بگه ؟؟؟؟؟
|
|
|
مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند: jojo
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #3 : 30 خرداد 1388,ساعت 11:01:06 » |
|
سلام اقا سیروس اتفاقا این مورد رو هم در نظر داشتم بنویسم و حالا که شما مطرح کردین زود تر می نویسم و تو سایت می ذارم و امیدوارم بتونه کمکتون کنه اگه شد تا شب تو سایت می زارم .
مرسی سوگل
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
siroos
ازاد
Full Member
 
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 133
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10
|
 |
« پاسخ #4 : 30 خرداد 1388,ساعت 11:11:34 » |
|
سلام مرسی از توجه شما ولی اینو خوبه اکثرا بدونیم که در مردها هم همونقدر که شهوت مهم و قویه احساس و عواطف و محبت هم قویه و شاید دقیقا با اندازه حس تمایل جنسی اون و در خانومها هم احساس جنسی شاید به اندازه عاطفه قوی هست منتها همیشه دقیقا برعکس این مطلب رو میشنوید !!!! مردا از عدم ارضا احساسات و عواطف شاید خیلی بیشتر از ارضا جنسی اسیب میبینند مثلا . همین رفتار استمنا که در مردان شایع هست عمده دلیلش کمبود عاطفی و محبت و احساس تنهائی هست و نه غریزه جنسی و در واقع این عادت نشانه اختلال و بیماری هست نه خود بیماری در این باره مطلب برای گفتن زیاده باشه بعد
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #5 : 30 خرداد 1388,ساعت 18:17:52 » |
|
عشق احساس شیفتگی شخص به چیزی غیر از خود است و ان چیز فقط وقتی ما را شیفته می کند که
یا بی نقص است یا بی نقص به نظر می رسد منظورم این نیست که ان چیز باید کاملا خالی از نقص باشد
همین که فرد مورد نظر از جهاتی برتر یا بی نقص تر از سایرین به نظر برسد کافی است زیرا وقتی در
مورد انسان صحبت می شود بی نقصی وکمال به معنی خوب بودن مطلق نیست بلکه معنی ان بهتر بودن از
دیگران و کیفیتی است که شخص را برجسته تر و چشمگیر تر و خلاصه بگویم برتر از دیکران نشان
می دهد . و حالا این برتر دیدن یا برتر پنداشتن عامل ایجاد کشش و میل در شخص به پیوستن و یگانه شدن
او با موجود دیگر باشد این پیوستن و یگانه شدن چیست ؟؟؟ انها که به معنای واقعی عاشق شده اند
صادقانه گواهی می دهند که دست کم در اغاز عشق به نزدیکی جنسی و شهوی میل و کششی احساس
نمی کرده اند این مطلب بسار مهم و ظریف است زیرا معنایش این نیست که عاشق هرگز به تماس جنسی
با معشوق علاقه ای ندارد همین که شخص می گوید به تماس جنسی هم بی نظر نبوده می رساند که تمام انچه
از معشوق می خواسته تماس و لذت جنسی نبوده است
بین (( عشق جنسی )) و (( غریزه جنسی )) تمایز و تفاوت وجود دارد
غالبا وقتی از عشق جنسی صحبت می شود غریزه جنسی در خاطر انسان نقش می بندد. چون میل جنسی
پیش از دیدن کسی یا سنجیدن موقعیت وجود داشته و دارد. وقتی صرفا غریزی باشد هر ادمی برای رفع نیاز
جنسی می تواند کار ساز باشد و انتخاب اهمیت منطقی و احساسی خود را از دست می دهد . وقتی فقط
غریزه در کار باشد ترجیح و شناخت نقشی ندارد و کشش جسمانی نمی تواند به خودی خود راهبر طرفین
به کمال و کمال جویی باشد . شک نیست که غریزه جنسی عامل تولید و تداوم وجود انسان در عرصه
حیات است اما به خودی خود در بهبود و تعالی نوع انسان نقشی ندارد اما عشق جنسی وقتی خالص باشد
شور شوقی است به در هم امیختن جسم و روح دو نفر و نیروی عظیمی است در تامین سلامت جسمانی و روانی نسل و نوع انسان.
.
عشق جنسی تقاوتش با غریزه جنسی این است که غریزه جنسی پیش از دیدن و رویا روی شدن مرد و زن
با یکدیگر موجود است و فعال و عشق چنسی بعد از مواجه شدن مرد و زن با یکدیگر و دز صورت چشمگیر بودن و دلنشین بودن متقابل به وجود می اید.
.
وقتی این کشش به وجود می آید شخص میلی شدید و آرزو و اشتیاقی غریب و مرموز به حل ساختن فردیت
خود در فردیت طرف دیگر و جذب و حل فردیت او در فردیت خود احساس میکند این در حالی است که در
موارد و موقعیت های دیگر هیچ چیز به اندازه تجاوز دیگران به حریم فردیت ما ما را ناراحت نمی کند شور
و حال عشق وقتی می شکوفد و به ثمر می رسد که شخص به نحوی فرا طبیعی فردیت خود و دیگری راچنان
در هم حل شده و آمیخته می بیند که وجود خود و او را یکی و یگانه احساس می کند.
عشق واقعی عشقی است که یکی از طرفین یا هر دو می خواهند از دیگری صاحب فرزند شوند تا گواه و
نمونه ای زنده از پسندگی و کمال دیگری به وجود آورده باشند معنی اساسی و واقعی عشق در ایجاد این
موجودیت سوم خلاصه می شود فرزند نه از آن پدر است نه از آن مادر فرزند تجسم و تشخص وحدت پدر و
مادر با هم و معرف کشش و کوشش آنان به ایجاد انگاره ای از اختلاط جسم و روح یکدیگر است.
برای تبیین عشق بهتر از هر کاری این است که نقش غریزه ی جنسی و کارکردهای آن را با دقت دریابیم و
به روشنی بازگو کنیم اگر بگوییم در عشق یک مرد به یک زن یا برعکس هیچ عامل جنسی وجود ندارد
حرفی نادرست و عاری از حقیقت زده ایم ما اگر بگوییم که عشق و غریزه ی جنسی هم سطح و هم شان
هستند باز حرفی زده ایم که از حقیقت به دور است تفاوت عشق با غریزه جنسی در این است که در غریزه
جنسی آنچه می تواند انسان را راضی کند تنها یک نفر نیست و تعداد بیشماری می توانند وسیله ی ارضای
این غریزه باشند اما در عشق انسان به یک چیز دل می بندد و در به دست آوردنش میکوشد دلیل این تفاوت
این است که هیچ چیز یک مرد را از گرایش به جاذبه های جنسی متعدد و گوناگون باز نمی دارد مگر شوق و
علاقه ی عاشقانه به یک زن بخصوص پس عشق یک انتخاب است انتخابی که عامل اصلی آن باطن و هسته
ی درونی وجود یا عمق روح ماست که در ساختن و پرداختن شخصیت اساسی و واقعی ما نقش موثر و تعیین کننده داشته و دارد.
ادامه دارد ................ .
مرسی سوگل
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #6 : 30 خرداد 1388,ساعت 18:34:50 » |
|
سلام اقا سیروس نمی دونم درست متوجه شدم یا نه فکر کنم شما هم مثل مطلبی که نوشتم منظورتون اینه که بین ت عشق جنسی و غریزه جنسی تفاوت قایل می شید و قبول دارید ؟/ درسی ؟ مرسی سوگل
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #7 : 01 تير 1388,ساعت 20:23:07 » |
|
ادم ها وقتی می خواهند به ادمی دیگر نزدیک شوند یا با او به سر برند مهمترین چیزی که دوست دارند
بدانند این است که ان دیگری برای چه چیزهایی ارزش قایل است و خوشایند ها و نا خوشایندهای او
کدامند . این از ان جهت است که ریشه و منبع خلق و خوی و شخصیت هر کس خوشایندها و ناخوشایندها
یعنی ارزشهایی است که او به انها پایبند است .
بیشتر مردها در طول زندگی چندین بار عاشق می شوند این واقعیتی است . تعدد خواهی در امور عشقی بر
دو گونه است مردان بسیاری هستند که در طول زندگی خود زنان متعددی را می پسندند و به انان عشق می
ورزند اما همه ان زنها در واقع از نوع و نمونه ی واحدی هستند و حتی در ویزگی های ظاهری و اندامی
شبیه هم می باشند . این در وافع وفاداری به نوع خاصی از زن است که خصوصیات او در زنهای متعدد
وجود دارد و تجلی دارد . اما مردانی هم هستند که به زنان متعددی دل می بندند که با هم شباهت جسمانی و
رفتاری ندارند و زنها یی نیز هستند که از مردان متعدد ی خوششان می اید که مثل هم نیستند
مردمانی وجود دارند که از نظر روحی و شخصیتی رشد نمی کنند و از نظر ذهنی و فکری نسبتا راکد می
مانند در کل اینها کسانی هستند که جنبش و جوشش زیادی ندارند و می توان انان را نمونه ای از شهروند
خوب دانست . انتخاب های عاشقانه این ادمها یکسان و بی تغییر است . اما افرادی هم وجود دارند که
طبیعتشان بارور و غنی است و همیشه با صبر و حوصله در انتظار لحظه ی شکوفایی خود می باشند .
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #8 : 01 تير 1388,ساعت 20:33:00 » |
|
خوشحال می شم دوستان نظر هم بدن یا اگه مطلبی دارن اضافه کنن مرسی سوگل
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
siroos
ازاد
Full Member
 
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 133
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10
|
 |
« پاسخ #9 : 03 تير 1388,ساعت 21:14:56 » |
|
خوب من اکثرا نوشته هام بر مبنای تجارب و نظرات و عقاید خودمه این مطالب رو تا حالا من نخونده بودم اما در همین مطلب هم از ترکیب عشق + جنسی استفاده کرده کاملا طبیعی هست که مردان نسبت به زنان کشش جنسی دارن و از هماغوشی با اونها لذت میبرن . اما اینجا یه نکته خیلی ظریفی هست . یه رابطه جنسی بدون علاقه و عشق قاعدتا لذتبخش هست . ولی وقتی مردی در کنار زن مورد علاقه اش قرار داره حتی بدون تماس جنسی میتونه کسب لذت کنه شاید باور نکنید که فقط گرفتن دست دختر یا نوازش کردن موهای اون میتونه لذت جنسی برابر با یه رابطه کامل ( که البته منظور از رابطه با دیگر زنان هست ) یا حتی بیشتر از اون به مرد بده !!! واقعا شاید در اینگونه موارد اصلا جدا کردن عشق و شهوت ممکن نیست و کاملا در هم ترکیب میشن
|
|
|
مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند: parmis
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #10 : 04 تير 1388,ساعت 11:16:55 » |
|
سلام اقا سیروی ولی من نظرم برعکس شما به نظرم بین عشق و شهوت فرق در عشق فقط معشوق که یک فرد خاص هست می تونه راضی و ارضا کنه ولی در شهوت هر شخصی می تونه میل جنسی رو ارضا کنه . مرسی سوگل
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
siroos
ازاد
Full Member
 
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 133
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10
|
 |
« پاسخ #11 : 04 تير 1388,ساعت 11:58:50 » |
|
سلام سوگل بازم اینجا نظراتم کاملا بر خلاف مطالب شایع و چیزی که تا حالا شما ها شنیدن هست !!! مردان خیلی بسختی به اورگاسم میرسن .!!!! و شاید درصد کمی خیلی از مردان بتونند دست به اون پیدا کنن انزال نشانه اوج لذت جنسی مرد نیست این حالتی هست که در رابطه با زنان دیگر داره و حتی میتونه در ارتباط با همسر خودش هم هیچوقت به اوج نرسه !!! چرا معمولا زوجها و مردان تعداد روابط جنسی خیلی زیادی دارن .؟ حتی در یک شب چندین بار !! چرا کسانی و مردانی که به دوروتسلسل خیانت میفتن مداوم اونو تکرار میکنن ؟؟ تمام این روابط میتونه به مرد لذت خوبی بده و اونو ارضا کنه . اما هیچوقت نمیتونه اونو به اورگاسم واقعی برسونه !!! فقط لذت به جسم اون میده و هیچ لذتی به روان اون نمیده دقیقا مثل نوشیدن اب شور میمونه . که هر چی بخوری تشنه تر میشی ! یه جور روان مرد میخواد با داشتن روابط زیاد یا روابط با زنان مختلف ارضا بشه ولی نمیتونه و بدتر میشه . پس میبینید که هر کسی واقعا و واقعا نمی تونه یه مرد رو کاملا ارضا کنه من نمی دونم که علاقه و عشق میتونه روان مرد رو کاملا ارضا کنه . یا چیزهای دیگه ای هم دخالت داره . ولی اینو میدونم که علاقه واقعی با عشق طوری ترکیب و متحد میشه که قابل جدا کردن و فرق گذاشتن نیستن
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #12 : 17 تير 1388,ساعت 14:28:19 » |
|
شور عشق؛ استارت یا سوخت شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول میکند و خواب و خوراکمان را میگیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل میکنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد. ولی ما نمیتوانیم فقط با استارتزدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم.
شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد- مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاهی که از کارکرد مغز عکس میگیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند و عکس آنها را نشانشان داد. کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمتهایی فعال میشود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمتهایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال میشود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف مادهی مخدر به فعالیت میافتد. این قسمتهای مغز، تشکر فوری را اعلام میکنند، و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمتهای دیگری هم دارد که مربوط به پاداشهای طولانیمدت است.
دو پژوهشگر دیگر به اسمهای بارتل و ذکی آمدند همین کار را روی کسانی کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند- همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است. عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمتهایی از مغز آنها را فعال میکند که مربوط به «پاداشهای بلندمدت» است- همان قسمتهایی که وقتی شما به شغل مورد علاقهتان فکر میکنید یا موسیقی مورد علاقهتان را گوش میکنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.
نتیجهی این پژوهشها نشان میدهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکنندهی چیزهایی است که قابل اتکا نیستند، عشق رمانتیک هم که دستمایهی شعر و غزل و رمان و فیلمهای زیادی شده است و چیز قشنگی هم هست قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه قابل اعتماد، اصیل و ماندگار است. بعضی اقوام اصلاً نمیدانند عشق چیست؟ عشق رمانتیک نه تنها کوتاهمدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همهی اقوام و ملتها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همهی جوامع و فرهنگها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما میشناسیم میشناسند؟
دو پژوهشگر به نامهای یانکویچ و فیشر، ۱۶۶ فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که در ۱۴۷ فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در ۱۹ قومیت، هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات، شعر و هنرشان هیچ اشارهای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما تشکیل خانواده میدهند، به خانوادهشان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم میکنند. یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم میبینیم در آن فرهنگها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمهی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. ۱۹ قومیت از این موتور استفاده نمیکنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن میشوند.
در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیدهاند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یا نه؟» ۹۰ درصد آنها جواب مثبت دادهاند. یعنی گفتهاند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیدهاند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» ۳۳ درصد مردان و ۷۵ درصد زنان گفتهاند در نهایت با فردی ازدواج کردهاند که عاشقش نیستند و رابطهی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم. ادامه دارد ....................
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #13 : 17 تير 1388,ساعت 14:30:21 » |
|
عشق نوعی بیماری است؟! برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شدهاند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری پاتولوژیک است یا نه؟» و جالب است بدانید روانشناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کردهاند. در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم میآورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی میکند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی میشود. مثلا کسی عادت دارد هر شب ۱۰ بار دستهایش را بشوید و اگر ۸ بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب میشود و نمیتواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلولهای پلاکت خون بیمار افزایش پیدا میکند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند.
پس عشق یک حالت وسواس اجباری ایجاد میکند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادتهای خاصی میشود که نمیتواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل میکند.
هوش عاطفیات را بالا ببر با تمام این حرفها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیدهاند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریهای شکل گرفت که اگر برخی شباهتهای اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود میآید که میتواند ازدواج موفق را تضمین کند.
اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمیافتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاقها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق میافتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهتهایی به هم داشتهاند اما پس از ازدواج تغییر کردهاند. پس خیلی وقتها مشکل اینجاست که آدمها تغییر میکنند؛ اما با هم تغییر نمیکنند: در دو مسیر یا با سرعتهای متفاوتی تغییر میکنند. پس حالا این سوال به وجود میآید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز میتواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوجها را تضمین کند؟» پژوهشهای زیادی نشان دادهاند که هوش عاطفی یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک میکند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.
هوش عاطفی به ما کمک میکند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان میشویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مسالهای معمولی حلش کنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل میگیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدیترین نقش را دارد.
اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند میتوانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگیشان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود. ادامه دارد.....................
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
sogol_666_balaa
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 344
تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100
|
 |
« پاسخ #14 : 17 تير 1388,ساعت 14:32:14 » |
|
چه قدرعاشق هستید؟ عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ میدهد. برای خیلی از روانشناسها مطالعه این پدیده جالب است. بعضیها مانند استرنبرگ حتی نظریهای علمی درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد.
اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد میلنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و میخواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه؟
چگونه از این تست استفاده کنیم؟ عبارات زیر را بخوانید. معشوقتان را تصور کنید و نام معشوقتان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد ۷، اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶، اگر کمی موافق بودید عدد ۵، اگر عبارت را هم درست میدانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد ۴، اگر با آن کمی مخالف بودید، عدد ۳، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد ۲ و اگر بهطور کامل مخالف بودید عدد ۱ را جلو عبارت بنویسید.
۱) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. ؟ ۲) او را خیلی جذاب میدانم. ؟ ۳) او نسبت به بیشتر مردم، عیبهای کمتری دارد. ؟ ۴) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام میدهم. ؟ ۵) به نظر من، او خیلی دلربا است. ؟ ۶) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. ؟ ۷) وقتی با هم کاری را انجام میدهیم، کار برایم خیلی خوشایند است. ؟ 8)دوست دارم که او حتما مال من باشد. ؟ ۹) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت میشوم. ؟ 1۰) خیلی وقتها به او فکر میکنم. ؟ ۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ؟ ۱۲) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. ؟ ۱۳) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. ؟ ۱۴) خیلی به او علاقه دارم. ؟
راهنمای نمرهگذاری: حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشتهاید، با هم جمع بزنید.
* شمایی که بالای ۸۹ نمره آوردهاید، وضعتان خراب است. شما بدجوری عاشق شدهاید و اگر صادقانه به پرسشها پاسخ دادهاید، در عشقتان هیچ شکی نمیتوان کرد.
* اگر نمرهتان حول و حوش ۷۸ تا ۸۸ میچرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.
* اما اگر نمرهتان بین ۶۸ تا ۷۷ باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشقاید.
* کسانی که از ۶۸ پایینتر آوردهاند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.
* کسانی که از ۵۸ پایینترند، به هیچوجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیقشان را نگذارند عشق.
گردآوری: گروه سلامت سیمرغ
منبع: iranhealers.com
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
من به امار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس ؟؟؟؟؟
|
|
|
|