خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: [1] 2   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: علت منم یا او؟  (دفعات بازدید: 1551 بار)
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« : 14 تير 1388,ساعت 11:44:43 »

سلام. من و همسرم سال گذشته با هم ازدواج کردیم. او از خانواده ی مذهبی بود و البته هرگز اور ا ندیده بودم و نمی شناختم. در همون دوراننامزدی هم آدم سرد مزاجی به نظر می رسد الان دیگه بد تر شده یه ساله که عروسی کردیم ولی من یه بار هم ارگاسم نشدم اون هر وقت دلش بخواد میاد طرف من و هر بار که من بخوام به بهانه ی خستگی (کارش سنگینه) ردم می کنه من اهل التماس کردن نیستم .بیشتر با هم قهریم. اون حتی از یه نوازش خال ی هم دریغ می کنه شایدم توقع من زیاده ولی می دونم که هیچ کس تو زندگیش نیست و نبوده پس چرا این جوریه؟ چرا نمی تونه ناز بکشه یا هر کار دیگه ای که من دوست دارم. ناگفته نماند وقتی خودش می آد خوب تلاشش خوبه ولی همن زد ارضا می شه و هم بعدش منو یادش می ره. من از نوازش و خلی چیزای دیگه تو رابطمون محرومم. البته این کلی نیست و وقتی حالش خوب باشه و حوصله داشته باشه یا قهر باشیم و اونت مقصر باشه خیلی کارای جالبی می کنه اما فقط گاهی وقتا و حتماً هم خودش گیر بوده که اومده. حس می کنم نمی توئنم اینجوری دوستش داشته باشم. از وقتی باهاش ازدواج کردمکارم شده گریه اون به این چیزاهم اهمیت نمی ده . دیگه  خستم کرده. من مقصرم یا اون شما راهنمای کنید
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #1 : 14 تير 1388,ساعت 11:49:05 »

سلام اواره جان
به انجمن خوش اومدي
خوب عزيزم چرا باهاش صحبت نمي كني توي همون موقع هايي كه ميگي حالش خوبه
چرا حرفت و بهش نمي گي
نا سلامتي شما دو تا ادم بزرگ هستيد و ميتونيد خواسته هاتون رو بدون جار و جنجال و قهر بهم بگيد
شايد همسر شما از خواسته هاي شما خبر نداره
شايد فكر ميكنه شما توي همون لحضات ارضا ميشين
و خيلي چراهاي ديگه...
حتما" خواسته هاتو بهش بگو

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دریا

خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #2 : 20 تير 1388,ساعت 08:23:43 »

باور کنید بارها باهش حرف زدم. اما انگار بی فایده است . یا حرفای من اثر نداره. گاهی هم که می بینه تواناییش نداره از حرف زدن طفره می ره. یه وقتایی هم که بالاخره من حرفم رو می زنم.م گه من همینیم که هستم.نمی تونم عوض بشم. خوب من چه گناهی کردم. حق من این نیستمگه نه؟ گاهی تصمیم می گیرم اور و محروم کنم. اما انقدر که خودم هم محروم بوئدم تا می آدنمی تونم نه بگم. و بازم من شروع می کنم. از این کار رنج می برم. دیگه  حسی بهش ندارم. وقتی با هزار التماس ازش می خوام نمو در آغوش بگیره یا بهم مهربونی کنه مدام می گه نمی تونم اینوری بخوابم وبر می گرده یا اینکه بهانه های دیگه می آره. دارم فکر می کنم اون اصلاً لیاقت منو نداره.( آواره)
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #3 : 20 تير 1388,ساعت 08:41:33 »

اصلا اين فكر رو نكن هر كسي يه اخلاقي داره
شوهر منم نمي تونه شبها منو توي بغل بگيره و بخوابه ميگه احساس خفگي بهم دست ميده
منم كاريش ندارم
ببين اين چيزها نبايد باعث بشه كه نقاط مثبت اونو نبيني
پيش خودت فكر كن ببين چه نقاط مثبتي داره كه تو عاشقش شدي
اين چيزها به مرور زمان حل ميشه با حرف زدن ( نه توي اين 1سال ) سعي كن با ملايمت خواسته هاتو بهش بگي
اميدورا باش گلم
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #4 : 20 تير 1388,ساعت 08:59:22 »

بهش چه جوری بگم. من کلی خواستگار داشتم. اما به این آقا جواب مثبت دادم که حالا این جوری بشه مایه  ی عذابم. اون نقاط مثبت هم داره من اونا رو می بینم.. می دونم از خیلی مردای دیگه بهتره و قلباً هم منو خیلی دوست داره. شایدم خودش می دونه من چقدر براش زحمت کشیدم و اونو از چه مشکلاتی نجات دادم. اما چرا به روم نمی آره چرا تشکر نمی کنه؟ چه جوری حاالیش کنم که باید ابراز کنه تا من بفهمم چقدر دوستم داره. اون این چیزا رو مسخره بتازی می دونه . می گه بچه بازیه که دم به دققه به هم ابراز علاقه کنیم. من براش کلی کتاب خریدم. ا زا اینترنت کلی مطلب براش کپی کردم. ولی بی فایده بود. گاهی خوبیش تا دو روز دوام داشت اما به زودی یادش می رفت که من چقدر بهش نیاز دارم. چرا دریغ می کنه. من  می خوام بدونم چی کار باید بکنم . من آدم مغروری بودم اما تو زنگی با همسرم دیگه خیلی افتاده شدم غرورم رو زیر پا گذاشتم و همه ی زندگیم شد اون . وقتی از دوستام می شنوم همسراش ون چطوری بهشون ابراز علاقه می کنن. حالم از زندگی خدم بهم می خوره
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #5 : 20 تير 1388,ساعت 09:11:29 »

عزيزم
نمي تونيد با هم بريد پيش يه مشاور خوب
عكس العملهاي شوهر تو مثل شوهر منه
ولي ديگه نه اينكه براي خيلي كارها جلو نياد
اونم هي گفتن دوست دارم و عاشقتم رو مسخره بازي ميدونه
اگه ميتوني راضيش كن با هم بريد پيش يه مشاور
يا حداقل خودت با يه مشاور خوب تماس بگير و باهاش صحبت كن
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #6 : 20 تير 1388,ساعت 09:22:08 »

اون از صبح تا شب سر کار ه. هیچ وقت ی برای این چیزا نمی ذاره . حتی برای رفتن خونه ی فامیل من چون فامیلای خودش خیلی نزدیکن. می دونم که مشاوره نمی آد . چون نقاط ضعف خودش رو می شناسه و فکر می کنه اصلاح شدن نیست.من ولی خودم با مشاور صحبت کردم. اکثراً می گن باید مدارا کنمو به خدا من خیل یرفتارم رو عوض کردم شایدم به خاطر محبت زیادی من اینجوری شد.. اون م یدونه که من بالاخره بهش محبت می کنم چون کسی رو جرز اون دارم. یعنی وابستگی های خانوادگیم خیلی کمه . ( من تنها زندگی می کردم) بنا بر این مطمئنه که من در هر صورت باهاش مهربونم علی رغم اینکه گاهی قهر می کنم. همین چند روز پیش که تمام روز رو رفت خونه ی پدرشو وقتش رو به بازیو .. گذروند بعدش اومد و کلی منت کشی کرد کلی عذر خواهی کرد . خرم کرد. و گفت که قول می ده تا آخر هفته رفتارش ر عوض کنه اما بی فایده بود. .اون عوض شدنی نیست. .به نظر شما بهتر نیست به طلاق تهدیدش کنم.؟
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #7 : 20 تير 1388,ساعت 10:02:01 »

اخه عزيزم من نمي دونم عكس العمل شوهر شما نسبت به اين قضيه چيه
اگه يه موقع روش به روت باز شد و گفت كه خيلي خوب برو به سلامت ميخواي چيكار كني
اونوقت ميري و يا معذرت ميخوام به غلط كردن ميفتي و ميموني
هميشه هر كاري كه ميخواي بكني رو براي خودت سبك سنگين كن ببين در هر صورت چه جوابي ميده هم خوب و هم بدش رو در نظر بگير هيچ موقع بي گدار به اب نزن
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #8 : 20 تير 1388,ساعت 10:26:53 »

می دونم که اینو نمی گه .علی رغم همه ی بی عاطففگی هاش  چند بار که  بهش گفتم تنهات می ذارم گفته که بدون من نمی تونه زندگی کنه. .بعضی وقتا هم تلویحاً اشاره کرده که  من تنها کسی هستم که اونو می فهمم و بدون من دوام نمی آره. می دونم که اهل تعارف نیست. من خیلی به گردنش حق دارم. من زندگشو از خطر بزرگی که نمی خوام بهش اشاره کنم نجات دادم. اما وقت ازش می خوام تا یه کار کوچیک واسه من انجام بده انا رو در نظر نداره.من که نمی تونم دائم سرش منت بذارم. احساس می کنم تو زندگی تلف شدم . وجودم به هدر رفته. داشتم مجردی زندگ می کردم و خوب بود. الانم از همون شیوه ی مجردیم برای ارضا استفاده می کنم . این چه فرق یکرده زندگیم. جر این که بار مسئولیت هام بشتر شده. ازدواج به من آرامش نداد وقتی قراره من بازم خودم...... خوب چرا اصلاً باید به این زندگ پایبند بشم. حتی اگه اون بگه به سلامت (که نمی گه) من راضیم برم. ؟آخه اینجوری فقط عذابه. چه فایده داره وقتی همه  چی یه طرفست . می دونین من کوهی از احساسات بودم و هتم  .چون سالهاست که به کسی محبت نکرده بودم کسی رو دوست نداشتم و تما عشقم رو خالصانه به شوهرم دادم.اما اون حتی گاهی که دارم نوازشش می کنم به چشم یه مزاحم نگاهم می کنه و ازم می خواد که بذارم استراحت کنه یا ان که اون کاری رو انجام بدم که اون دوست داره. اونم همیشه چیزای چندش آوری می خواد.
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #9 : 20 تير 1388,ساعت 11:36:57 »

والا چي بگم آواره جان
من نمي تونم صريحا" بهت بگم اونو تهديد كن يا نه؟
ولي خوب اونجوري كه خودت از زندگيت و شوهرت ميدوني اگه مطمئني كه حتي يك درصد به زندگيت كمك ميكنه انجام بده

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

گل میخک

خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #10 : 20 تير 1388,ساعت 11:44:14 »

یعنی من هیچ کار دیگه ای نمی تونم واسه نجات رابطمون انجام بدم؟ یعنی همه ی مردا اینجوری هستن و بقیه زنا فقط واسه حفظ زندگیشون چیزیز نمی گن. اگه بخوام طلاق بگیرم  جلوی روم یه عالم علامت سؤال می ذارن ؟>اگه بخوام بگم من  نمی تونم با پسرتون زندگی کنم ازم می خواندلیلمو توضیح بدم. اخه من چه جوابی بدم بهشون. نمی گن تو چه بی حیایی. یعنی هیچ راهی وجود نداره که همسرم بفهمه در حق من در حق خودش چه ظلمی می کنه. چه جوری باید حالیش کنم .من  چه خاکی به سر بریزم آخه
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #11 : 20 تير 1388,ساعت 12:37:50 »

قربونت برم
مي فهممت
ببين يه راه ديگه اي هم هست نمي دونم رفتي يا نه/
ببين تو هرچي ميتوني بهش ابراز عشق كن ولي نه اينكه خودت رو بهش بچسبوني توي رابطتون بيشتر از خودت خلاقيت نشون بده به قول خودت اولش پس ميزنه ولي فكر كنم بعد عادت كنه و يواش يواش خودش هم به اين راه بياد چون اصولا مردها رو هر طوري كه عادت بدي همونجوري ميشن
اميدورام با اين راهها درست بشه بل از اونكه بخواي يا تو هم مثل ان پسش بزني و يا اينكه به طلاق فكر كني
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #12 : 20 تير 1388,ساعت 13:04:33 »

با نظر ساراجون موافقم  من هم همین مشکلو البته عکسش داشتم یعنی همسرم خیلی گرم و بامحبت بود طوریکه شبها حتما باید منو  چهار دست وپا تا صبح  بغل میکرد که واقعا احساس خفگی میکردم   ناراحت  و فکر می کردم لوسترین شوهر دنیا نصیب من شده   من هم اوایل اصلا نمی تونستم باهاش مچ بشم    مسلما همسرم از این موضوع ناراحت میشد  ولی با گذشته زمان والبته تلاشهای همسرم  من هم کم کم راه افتادم  و حالا بعد از 6 سال کاملا باهاش مچ شدم

عزیزم شما باید کم کم  خواسته هاتو درحالی که به همسرت نزدیک میشی بیان کنی سعی کن شور و اشتیاق یا بهتر بگم این آتیشو در وجودش روشن کنی

موفق باشی  سکوت

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
ایمان الهی
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 62

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 7



« پاسخ #13 : 23 تير 1388,ساعت 12:09:55 »

سلام آواره خانوم من هم مشكل شمار رو با همسرم دارم تا هيج و قت از لحاظ روحي ارضائ نشدم بهضي و قتا فكر مي كنم همه خانومه اينجورين و لي مي بينم كه انگار اين ايجور اخلاق يا عادتي يه كه در بعضي ها و جود داره من خيلي تلاش كردم ولي به نتيجه ي نرسيدم ما حتي در روابط معموليمون هم خيلي سرديم البته من كلا ادم خيلي احساسي و عاطفي هستم و بر عكس خانومم و واقعا درك مي كنم مشكل شمار رو خيلي هم فكر كردم و هر كاري انجام دادم نشد
خارج شده است

او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم.....
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #14 : 23 تير 1388,ساعت 13:34:46 »

با سلام
شما پرسيده بودين , آيا واقعا هيچ راه ديگه اي نمونده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ميخوام بگم چرا راه ديگه اي مونده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تغيير خودتون
شما ميگين اين خصلت همسرم هستش,و دوست دارين اون از خصوصياتش بگذره و دقيقا مطابق سلايق شما رفتار كنه,خوب شما كه متوجه اين اختلاف هستين,چرا خودتون مطابق رفتار ايشون عمل نميكنين.
خودتون ميگين:از من ميخواد كار چندش آور انجام بدم:
همين كار چندش آور شايد برا مردتون خيلي لذت بخش باشه......................پس ببينيد شما هم از خودتون نميگذرين,
ضمنا اگر بخواين در مقابل مردها عكس العمل مستقيم نشون بدين ,معكوس ترين نتيجه رو ميگيرين......................
هميشه سعي كنين با روشهاي خيلي خيلي غيرمستقيم خواسته ها تون رو بگين,بخدا بهترين جواب رو ميده.
من خودم هم متاهلم و اينها رو تجربه كردم و از رو كتابها نگفتم و واقعا عمل ميكنم
موفق باشيد.
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
صفحه: [1] 2   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani