خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: 1 [2]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: علت منم یا او؟  (دفعات بازدید: 1551 بار)
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #15 : 23 تير 1388,ساعت 14:14:06 »

از راهنمایی ها تون ممنون مخصوصاً سارا جون و الهام جون .باید بگنم به خدا من خیلی به دل شوهرم راه میآم. . تو همه چی با این کگکه  ممکنه اون چیزا رو مثل  پوشیدن رنگ قرمز یا انجام اون کارای چندش آور رو خودم دوست نداشته باشم اما براش انجام می دم. شاید پاداش این کارام بیشتر از چند ساعت نباشه و یا چند روز اون دوباره یادش می ره. همین چند شب پیش بود که کلی کارش گیر بود و اومده بود التماس.باور کنین با ان که در وضع مناسبی نبودم و آمادگیشو نداشتم ردش نکردم. .همه منو آدم مغروری می دونستن اما شوهرم کاری کرده که دیگه هیچ غروری ندارم. من باید چی کار کنم که نوشن بدم از خود گذشه ام. همیشه در مود چیزای مورد علاقه اش سؤال می کنم. رنگ ،مدل مو  غذا  و هر جور چیز دیگه حتی آداب و معاشرت اما اون یه بارم ازم نپرسیده چی دوست دارم. من خیلی فمنیست بودم اما الان  فکر می کنم بر عکس تفکراتی که داشتم زندگی ما شده همه چی به نفع همسرم. از دکوراسیون خونه تا  غذا و جایی که نمی ریم و همه  چی . من این یه سال رو به آزمایش و خطا گذروندم ولی بی فایدست. هیچ چیز این مرد رو به هیجان نمی آره. باید چکارش کنم.؟(آواره)

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*

خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #16 : 23 تير 1388,ساعت 14:42:18 »

ببينين بايد اين تفكر رو از خودمون دور كنيم كه روابط جنسي صرفا نياز آقايون هست و اگر ما تن داديم به اين روابط واقعا در حقشون لطف كرديم,نه.......اين يه لذت كاملا دوطرفه هستش, و شوهر من يا شما بايد در خونشون كامل ارضا بشن تا بيرون از خونه با آرامش خاطر به فعاليت بپردازن.
..............
ولي خوب يه بحث ديگه ,بحث رفتار با سياست هست,نميدونم شما تا چه حد رفتارتون از رو سياست و حساب شده هست,
ببينين شما ميگين گاهي اوقات شوهرتون باهاتون خيلي خوبه و خيلي خوب رفتار ميكنه,شما ميتونين برا تشويق ايشون ,بقيه روزها رو وقتي دارين باهاش صحبت ميكنين,بهش بگين :تو اونقدر برام عزيز و مهمي كه يه نوازش نيم ساعته تو من رو يه هفته شارژ كرده,فقط مواظب باشين لحن صحبتتون طوري نباشه كه شوهرتون احساس كنه باز هم ازش انتظار محبت دارين,اگر موفق شدين ,اون خود بخود تشويق ميشه و ...........
يه بحث ديگه..............
نميدونم شاغل هستين يانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سعي كنين برا خودتون يه سرگرمي ها يا تفريحات سالم در نظر بگيرين و وقتي كه شوهرتون نيستين سرتون رو مشغول اين مسائل بكنين,,,,اينجوري ديگه كمتر خودتون رو تشنه محبت ايشون احساس ميكنين.

..........هرچند كه اصلا وظيفه متقابل همسرتون هست كه اون هم شما رو از لحاظ عاطفي ارضا كنه, ولي مطمئن باشين اگر از راهش عمل نكنين ,به بيراهه خواهد كشيد...........
ضمنا مسئله طلاق سر اينجور مسائل رو هيچوقت به ذهنتون نيارين كه هيچ,عمرتون باهاشون مطرح نكنين,............چون در اثر مطرح مداوم دارين راه جلو پاشون ميذارين , تا يه زماني,اگر لازم شد ايشون هم بعنوان ابزاري ازش استفاده كنن.
............باز هم اگر فكر ميكني كمكي از دستمون بر مياد ,بنده در خدمتم
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #17 : 24 تير 1388,ساعت 08:21:16 »

از الهام جون ممنونم. بله من شاغ ل هستم و باور کنید به خدا همون وقتا که خیلی هم کم پیش می آد و همسرم شارژ بهش می گم که چقدر  کارایی که اون می تونه برایمان جام بده روحیه منو بالا می بره . اون خودش الان می دونه من چی نیاز دارم. مطمئن نیستم ولی تازگیا فکر می کنم اون دلیلش اینه که  می ترسه من پر توقع بشم یا لوس بشم و از عواقب محبت کردن در حق من می ترسه. شایدم اصلاض بلد نیست.  همین دیشب که سر موضوعی حرفمون شد  وو تقصیر اونم بود  اصلاً سعی نکرد  از دلم در بیاره و به خیال خودش می خواست با یه ببخشید ساده همه چی رو حل و فصل کنه در صورتی که اگه کارش لنگ بود حتم دارم به بهترین شیوه ی ممکن میومد و نازم رو می شید تا به خواستش برسه . می بنه . خواسته ی من همیشه در سایه است.
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #18 : 24 تير 1388,ساعت 10:01:44 »

من فكر ميكنم شوهر شما هم يه مقدار زيادي آدم سر سنگين و مغروري هستش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
اگر كه اينطوره شما مطمئن باشين كهي ه ببخشين ساده برا اون يعني يه دنيا پشيموني.
پس اگر شوهر شما انقدر جسارت داره كه بعد از يه جر و بحث ساده,ميتونه بگه ببخشين,پس اين خودش كلي نكته مثبت هست.

ميدونين من ميگم نبايد كاري كنيم كه زن و شوهر نسبت به هم روشون باز بشه,اگر ايشون امروز يه ببخشين ساده رو ميگن و شما انتظار دارين بيشتر از اينها نازتون رو بكشن,مطمئن باشين كه يكي دو سال ديگه حتي اين بخشين ساده رو هم نخواهند گفت.
پس شما با نپذيرفتن يه معذرت خواهي ساده ,دارين خودتون رو به عنوان يه آدم پرتوقع تر بهش معرفي ميكنين.
.......................
نيمدونم در اين مورد چقدر مطالعه دارين, ولي خوب چيزي كه من خوندم و عمل هم كردم, اين هست كه در روابط با همسرتون سعي كنين طوري برخورد نشه كه ايشون فكر كنن همه رفتارشون زير ذره بين هست تا ازش ايراد بگيرين و به اصطلاح نقطه ضعف بگيرين...............

يه چيز ديگه.........دنيا همونطوري هست كه من و شما بهش نيگا ميكنيم:
اگر همسر ما كم حرف هست و يا زياد اهل ناز كشيدن نيست,به احتمال قوي ايشون در بيرون از منزل هم انقدر مغرور هست كه حتي سرش رو بطرف  ديگه بر نگردونه
(تايپيكهايي رو.كه دوستان از روابط عمو.مي خيلي خوب همسراشون لطمه خوردن ,لطفا بخونين)
...............
پس خوبيهاي شوهرتون , وتفاوتهاي همسرتون با مردهاي ديگه رو مدام به خودتون يادآوري كنين
و به داشتن همچين همسرهايي افتخار كنيم...............................

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*

خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #19 : 24 تير 1388,ساعت 10:52:46 »

ازت ممنونم الهام جون. می دونم که همسرم در این چیزا عالیه و به کسی نگاه نمی کنه .محل کار اون از وجود خانمها به دوهرو این حسن داه که زنی  دوستش نداره و اونم به کسی نگگاه نمی کنه. اما به من چرا اهمیت نمی ده من با زنای دیگه فرق دارم. من زنشم. همسرشم با اون همخونه ام. وجودم رو به اون عرضه کردم .چرا باید بی مهری کنه . و تحویلم نگیره. ان قدر غرور .؟ باور کن من ببخشین ساده رو هم قبول می کنم . و خودم رو خوشحال نشون می دم. اینایی که نوشتم و گفتم لازم بود بیشتر نازم رو بکشه تو دلم می گم و به اون فقط وقتی حالش حسابی خوب بتاشه می گم که لازمه گاهی بیشتر اصرار کنه یا ....
البته همون جور که گفتم تاون هر وقت به من احتیاح داشته باشه  به بهترین نحو ممکن ابراز پشیمونی و علاقه می کنه و منتم رو می کشه تا به اصطلاح خرم کنه. خوب چرا اینجوری باید باشه. اگه شما بودین فکر نمی کردین  دارن ازتون استفاده ابزاری می کنن. .من یه وسیله ام برای اون.

گر چه همیشه خوبیهاش رو برای همه و خدم تکرار می کنم و خدا رو شکر می کنم که اون  هرگز حسادت های زنانه ام رو تحریک نمی کنه و فقط مال منه .ولی  من اونرو این جوری نمی خوام باید بفهمه که  من دیگه زنشم و نباید ان  قدر سرد با من برخورد کنه. چه جوری حالیش کنم که من هم به وجود اون نیاز دارم و  .....
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
بصیر
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1169

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 140


« پاسخ #20 : 24 تير 1388,ساعت 16:04:48 »

خب اگر ما بیشتر با روحیات شوهرتون آشنا بودیم میتونستم راحت تر راهنماییتون کنیم

اما فکر میکنم بازهم امیدی هست ..

اولا همیشه اینطور نیست که فکر کنید با مدارا کردن میتونیددل شوترتون رو دست بیارید باید ببنید نقطه ضعف عاطفی شوهر شما چیست

شما باید روش تسلیم کردن شوهرتون در برابر محبت های خودتون رو یاد بگیرید

حداقل باید خوب خوب ذوق شوهرتون رو پیدا کنید

هر مردی یک سلیقه خاصی دارد همانطوری که هر خانمی هم سلیفه خاص خودش رو داره

شما سعی کنید با صحبت کردن سلایق شوهر خودتون رو پیدا کنید یا باروشها مختلف که میتونید از مشاورین کمک بگیرد..

خب من پیشنهاد میکنم خیلی کامل در مورداخلاقیات و روحیات شوهرتون برامون توضیح بدین تا ببینم چیکار میشه کرد ..

از سن و وضعیت زندگی و نوع فرهنگ و اندیشه  علاقه مندی هاشون تا خیلی چیزهایی که خودتون فکر میکنید دخیل در این موضوع هست

در ضمن آواره چیه دیگه !.. اسم امیدوار کننده تری انتخاب میکردین  سکوت

این روحیه رو در خودتون کمرنگ کنید و مطمئن باشید شوهر شما هم اگر احساس کنه چنین روحیه ای در شما هست خودبخود جذابیت لازم رو پیشش نخواهی داشت

« آخرين ويرايش: 24 تير 1388,ساعت 16:07:11 توسط حسین » خارج شده است
حبیب نبی پور
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 10



« پاسخ #21 : 26 تير 1388,ساعت 07:38:13 »

سلام.
مقصر شما هستید.ناراحت نباش توضیح میدم.
در زمانی که ایشان سر حال هستند و در حال سکس با هم هستید در بین کار بهش از چیزهایی که خوشتان می اید بگویید.ملا: بعد از انزال شما را ترک نکند یا با شما بازی کند یا آلت تناسلی شما را ببوسد و...شما هم همواره شوهرتان را تحریک کنید.شما زنها که خوب بلدبد چکار کنید.حتی نحوه راه رفتن خم شدن حرف زدن با تن ملایم و رمانتیک.ناز کردن.لباسهای تنگ پوشیدن.پس میبینید که شما خطا کار هستید
یک مورد کلیدی هم استفاده از اسپری تاخیر کننده است که 20 دقیقه قبل از سکس استفاده کنید.خوش بگذره. سکوت
خارج شده است

I WISH BEST TIME & BEST DAY FOREVER
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #22 : 27 تير 1388,ساعت 08:38:30 »

از دوستانی که زحمت جواب ها رو کشیدن ممنونم. و باید در مورد همسرم این توضیحات روبدم که ایشون 30ساله هست و البته مرداد ماه 31 ساله می شن.   افرادی که از بیرون به زندگیما نگاه می کنن همسرم رو آدمی آروم با وقار و متین می دونن و ابته خوش اخلاق در حالی که گر چه متین و موقر هست و لی واقعاض خوش اخلاق نیست و مثل دیروز یا هر وقت که دعوامون بشه  اون هم قادر صداش رو ببره بالا یا تهدیدممی کنه. گریه های من براش اهمیت نداره . و ممکنه بعضی وقتا که  ابراز کلافگی هم بکنه.  خانواده ی ایش.ون به شدت مذهبی و پایبند اخلاق هستند و کمتر یعنی  دیدم بی اتحترامی داشته باشن. همسرم در گذشته مشکلاتی داشته که نمی تونم عنوان کنم ولی من خیلی بهش کمک کردم . شاید اگه زن دیگه ای بود او رو ترک می کرد و لی من در کنارش موندم. ایشون غالباً ساکت هست و به زور باید باهاش حرف زد.برعکس من که روحیات خرداد ماهی بودنم باعث می شه  فعال و اهل حرف زدن باشم. مرموز به نظر می اد و من فکر می کنم ممکنه چیزهای نه چندان مهمی رو پنهان داشته باشه. به  عذا خوردن خیلی اهمیت می ده .  در خونه نامرتب و زیاد تمیز نیست و همیشه سر این موضوع باهم بحث داریم. اون متوقع هست کهمن تمام کارهای اونو حتی شستن لباس زیرش رو هم انجام بدم علی رغم این که من بیرون از خونه کار  می کنم و خسته ام واون هیچوقت ان موضوع رو درک نمی کنه. کارش خیلی سنگینه و ساعت 9 ش ب می آد خونه و خوب طبیعی هست که خسته باشه اما اصلاض هم تلاشی نمی کنه که  حف بزنیم یا  اهل تفریح نیست در این یک سال و البته یک سال هم که نامزد بوودیم هرگز به پیشنهاد اون بیرون نرفتیم . حتی یک بار هم سینما نرفتیم یا اینکهمنووببره بیرون . به خوابو استراحت خودش واقعاض اهمیت می ده و براش وجود یکی دیگکه خیلی تعهد آور  نیست. من متوجه شدم که خانواده ایشون به دلیل علاقه زیاد به فرزندان دختر به پسرشون خیلی اهمیت نمی دادن این موضوع باعث مشکلاتی برای ایشون شده بود . و خوب الالنم زیاد مهم نیستاز اصرار کردن خوشش نمی آد و به سرغت کلافگی و عصبانیت خودش رو نشون می ده. تو بیسشتر عکساش اخم کرده و دیگه چی باید بگم ..........
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #23 : 27 تير 1388,ساعت 08:45:34 »

در مورد پاسخ آقای حبیب هم ضمن تشکر باید بگم من واقعاً همیشه می گم چی می خوام بر عکس اون که نمی گه و من مدام باید حدس بزنم ولی من همون موقع بهش می گم.  بعضی کارا رو امتناع می کنه و می گه خوشش نمی آد یا به نظرش چندش آوره در حالی کهمن  هر چند هم چندش اور باشه برای اون این کار رو انجام می دم. در مورد لباس پوشیدن قبلاض هم توضیح دادم  که علی رغم میل باطنیم کشوی لباسام پر شده از رنگ قرمرو چیزایی که اون یا می گه یا حدس می زنم دوست داره . من خیلی اونو غافلگیر می کنم . همییشه هیجان دارم و در مورد ناز کردن باید بگم اون اصلاض اهل ناز کشیدن نیست و من هم  دیگه یادم رفته چه جوری ناز کنم .اون دوست داره تا اراده کرد من آماده باشم و وقتی بخوام ناز کنم می ره تو فاز قهرو غر زدن و ..... . اینه که می ترسم ناز کنم.گفتم که این مرد رو هیچ جوری نمی شه به هیجان آورد. هر چیزی نهایتاً یک یا دو بار برای اون جذابه بعدش........
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #24 : 27 تير 1388,ساعت 15:00:59 »

آواره جان,ببخشين من چند روزي كامپيوترم مشكل داشت.
دو تايپيك اخيرتون ,خيلي ذهنيت من رو عوض كرد و شايد روشنترم كرد
راستي آواره جان به فرموده خودتون ,ايشون حدود دو سالي هست كه اين خصلتها رو دارن,ميخواستم ببينم اولين عكس العملي كه به اينجور برخوردها دادين ,حدود چند ماه بعد از ازدواج يا نامزديتون بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
آرام دل
--
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 169

تشكر
اهدا شده: 10
دريافت شده: 39


--


« پاسخ #25 : 27 تير 1388,ساعت 15:21:21 »

کمکم نزدیک شو خداوند صبری در خانومها قرار داده از صبرت اسفاده کن تا موفق شی اگه نشد به مشاور مراجع کن شاید اختلال روانی این وسط وجود داشته باشه . حتما با آقای دکتر افروز که متخصص در این زمینه است تماس بگیر
خارج شده است

با هم به کمک هم
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #26 : 28 تير 1388,ساعت 08:18:28 »

ممنون از الهام جون که هنوز به فکرمه. خوب من چند ماه اول رو صبر کردم و توقع داشتم بعدا ًکه با هم را حت تر شدیم حرفامو بزنم یا اون تغییر رویه بده . آخه نه اینکه ما  از قبل همدیگه رو نمی شناختیم سخت بود اوایل حرف زدن راجع به این چیزا  بعدها هم متوجه شدم اون اصولاض کم حرف بوده و زیاد هم اهل تفریح نیست. خونوادش گفتن وارد رابطه که شدیم اوایل براش جذابیت بیشتری داشت. من ولی خوب عقد بودیم نمی تونستم  زیاد در گیر بشم و بازم اون بود کهک لذت می برد اما  بعد از عروسی   اون دیگه مثل سابق نبود  و عطش چندانی نداشت . شایدم خیالش راحت بود که من دیگه مال اونم و همیشه در دسترس و لازم نیست نازم رو بکشه یا/............ برای اولین بار وقتی خواستم رو م رو بر گردونم تا اون هم یاد بگیره که هر چی اون می خواد نمی شه بهم گفت من دارم لج باز یمی کنم و دوست دارم اون التماس کنه. اما من به خدا نمی خواستم اون التماس کنه  ولی بعد از اون هم دیگه هیچ وقت نتونستم بکشم کنار یه بار دیگه ام که حالم خوب نبود و نذاشتم نمی دونی چه قشقرقی راه انداخت.اما من اگه بخوام اون به هر زبونی حالیم می کنه که الان  حال ندارم. کارم سنگینه نمی شه .خوابم می آد . باشه آخر هفته یا..........
نمی دونم قانع کننده بود یا نه.
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #27 : 28 تير 1388,ساعت 10:02:24 »

آواره جان دوباره سلام.
ميدونين من وقتي تازه عقد كرده بودم ,يكي از همكارام بهم گفت:كه همسر تو تا حالا  با هيچ زني تا اين اندازه نزديك نبوده,پس تو هر جوري برخورد كني ,فكر ميكنه ,بايد يه زن اينطوري باشه..................

حالا بگذريم...........ميدونين هميشه جاذبه و دافعه با هم ميان .يعني ما بايد همونطور كه تلاش ميكنيم برا جذب طرف,طرف بايد بدونه كه بايد تو يه چهارچوب احترام متقابل بايد عمل كنه..............(حالا اين طرف ميخواد خواهر و برادر و دوست آدم باشه يا شوهر )
.........
منتها آواره جان هر كاري سياست مخصوص خودش رو ميطلبه , و ضمنا هر سياست ثابتي هم در افراد متفاوت نتيجه متفاوت ميده.............
..........پيشنهاد من اينه كه حالا كهش ما انقدر جاذبه بكار بردين,يه كوچولو ,تاكيد ميكنم كه يه كوچوووووووولو هم دافعه بكار ببرين,منتها با سياستش,بالاخزه شما يه آدم تحصيلكرده هستين و تو اين جامعه زندگي كردين,مطمئنا رگ خواب شوهرتون رو اگر يه كم فكر كنين خواهين فهميد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
...........
محبت زياد يا.........بي تفاوتي؟..........يا كمي گرفته تر برخورد كردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
موفق باشين
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
آواره
آواره
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 40

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 4



« پاسخ #28 : 28 تير 1388,ساعت 10:12:09 »

مرسی الهام جون الن دارماین سیاست رو اجرا می کنم. می دونی جمعه طبق معمول دعوامون شد ماتقریباً از وقتی ازدواج کردیم تمام جمعه ها رو قهر بودیم خوب نمی خواد جمعه ها مثل بقیه آدما به ما هم خوش بگذره . فقط دلش می خواد تو خونه باشه و بخوابه و دست به هیچ کاری هم نزنه. منم قهر کردم. فکر می کنی نتیجه داد؟
اون  کلی تهدیدم کرد و حتی حاضر نشد عذر خواهی کنه. الانم قهریم. خستم کرده. دیگه عقلم به جایی قد نمیده. دیگه دوستش ندارم. فکر می کنم حیف اون همه علاقه و محبتی که من به پای اون ریختم. هیچ سیاستی جواب نمی ده.
خارج شده است

نا کام ترین قطعه ی دنیاست دلم         با این همه حجم غم شکیباست دلم
صفحه: 1 [2]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani