خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13683 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: asmani
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: توهم  (دفعات بازدید: 836 بار)
zamar
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 19


« : 25 تير 1388,ساعت 13:20:05 »

سلام . من یه همکار دارم ( مرد 34 ساله مجرد) که توهم داره . دائم دوست داره که خودش رو مهندس معرفی کنه و از اینکه دیگران فکر کنن که ایشون مدیره لذت میبره . بهش میگیم بابا اخه تابستون کی کت و کاپشن می پوشه میگه اینطوری وقتی به ادارات مراجعه میکنم دیگران فکر میکنن من مدیر هستم .
دیگه اینکه یکی از همکارا یه روز به ایشون گفت که چرا تو همش فکر میکنی که دیگران با تو خصومت دارن
بی دلیل قهر میکنه . اگه در خصوص یه موضوعی جوابی رو که انتظار داره نگیره فکر میکنه دیگران مخصوصا به اون جواب نمی دن . با اون دوشمنی دارن

فکر میکنه کاری که میکنه یا عقیده ای که داره درسته ( به قول معروف در مرحله جزم قرار داره . همونطور که میدونید مرحله بعد شک و مرحله آخر یقین هست که خودش مراتب داره علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین )
استرس زیادی داره وقتی داره چت میکنه اگه کنارش یه نفر بمیره نمی تونه دست از اون برداره . همچین محکم رو کیبور میزنه که انگار اگه این چت رو از دست بده دنیا به اخر میرسه .
هر چی دست دیگران می بینه دلش میخواد . اگه متوجه بشه که تو یه چیزی خریدی حتی اگه نیاز نداشته باشه اولا سعی میکنه اون چیز رو رایگان از تو بگیره یا اینکه یکی مثل اون رو رایگان به اون بده. بعد در نهایت زمین و زمان رو بهم میدوزه که به اون برسه. حرص زیادی داره .

خیلی حساس و زود رنجه . وابستگی شدید به خانواده که حتی باعث شده به خاطر نگه داشتن احترام ( یا هر دلیل دیگه ) با کیس های خوبی ازدواج نکنه . فکر میکنه دختر نباید بره سر کار ولی وقتی خواهر خودش میره سرکار  . مرگ خوبه ولی برای همسایه  لبخند

به نظر شما چه طوری میشه ایشون رو راهنمائی کرد که متوجه بشه
خارج شده است
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #1 : 27 تير 1388,ساعت 09:36:51 »

چه خصوصيات جالبي دارن ايشون
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
ياسمن-ق
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 363

تشكر
اهدا شده: 108
دريافت شده: 188



« پاسخ #2 : 28 تير 1388,ساعت 11:29:58 »

هميشه اينطوري بوده يا به جايي رسيده و اينطوري شده؟
اگه هميشه اينطوري بوده باشه فكر نميكنم بشه كاري كرد چون ما هم يك همچين همكاري داريم و هر چقدر همه تلاش كردند و از راههاي مختلف وارد شدند فايده اي نداشت، اون تو دنياي خودش بود. از راههاي خوب خوب كه اينطوري نباش و تو هميني كه هستي عاليه بگير تا تو ذوق زدن كه براش توضيح ميدادن كه اين چيزي كه ميگي واقعاً نيست مثلاً يك بار گفت من فوق ليسانس فلان جا قبول شدم بچه ها هم رفتن تهش رو دراوردن و بهش ثابت كردند كه توهم زده ولي بازم قبول نكرد.
احتمالاً تنها راهش روان شناسه. كه اونم خودتون استاديد
خارج شده است

هر چه ميخواهي آرزو كن....
هر جايي كه ميخواهي برو...
هر چه كه ميخواهي باش....
چون فقط يكبار زندگي ميكني و براي انجام آنچه ميخواهي فقط يكبار شانس داري.
parmis
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 546

تشكر
اهدا شده: 89
دريافت شده: 82

تلخ مثل !coffeechocolat


« پاسخ #3 : 28 تير 1388,ساعت 18:02:13 »

خودش نخواسته با كيس هاي خوب ازدواج كنه ؟؟؟؟؟؟؟؟ فكر كنم هيچكس با اين اخلاق نتونه با ايشون زندگي كنه .....

در مورد توهماتي كه گفتيد اين از يك حس خود كمتر بيني نشأت ميگيره ..... يا اينكه ايشون يك شخصيت ايده آل در ذهن دارن كه دوست داشتند يا دارند اونطوري باشند و چون نتوستن از نظر شخصيتي به اون شخصيت نزديك بشن يا منطبق بر اون شخصيت باشند سعي ميكنند خودشون رو طور ديگه اي نشون بدهند ....
يعني بگن من مدير هستم چون دوست داره مدير باشه يا دوست داره فوق ليسانس بخونه نتونسته به هر دليل و نشده و وانمود ميكنه كه خونده يا قبول شده ...... دليلش هم اينه كه فرد خودش رو همون طور كه هست قبول نداره و اعتماد بنفس پاييني داره هر چند اصلا اينطور به نظر نمياد و در نظر اول آدمهاي پررويي هم به نظر ميرسند ولي درواقع اعتماد بنفس خيلي پاييني دارند و اينطوري ميخواهند توجه  جمع رو به خودشون جلب كنند .
بهترين راه حل براي اين جور اشخاص مراجعه به روانكاو و داشتن جلسات روان درماني زير نظر چنين شخصي هست تا لايه هاي شخصيتي اين فرد رو زير و رو كنه ......

شما كه همكارش هستيد بعيد ميدونم بتونيد خيلي كمكش كنيد تا وقتي خودش نخواد .

 در مورد اينكه هرچيزي رو ميبينه دست هركس ميخواد فكر كنم ايشون هنوز بالغ نشدند و بعد شخصيتي "كودك" ايشون به جاي "بالغ" تصميم ميگيره و آرزو ميكنه و طلب ميكنه ......

خوب 2 حالت داره يا اون رو بهش بديد يا بزنيد توي ذوقش و بهش بفهمونيد كه نميشه ...... درست رفتاري كه با يك بچه ميشه .
خارج شده است

Oh,God of dust and rainbows, help us see
That without dust the rainbow would not be.
             

 
آرام دل
--
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 169

تشكر
اهدا شده: 10
دريافت شده: 39


--


« پاسخ #4 : 01 مرداد 1388,ساعت 20:54:02 »

خیلی عالی جواب دادید اول می خواستم تکمیل کنم دیدم عالی گفتین
خارج شده است

با هم به کمک هم
zamar
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 2
دريافت شده: 19


« پاسخ #5 : 03 مرداد 1388,ساعت 08:56:18 »

سلام به همه دوستان و تشکر از پاسخ های قشنگ تون
پرمیس عزیز. تا اونجا که ما از گفته هاش متوجه شدیم یه کیس مناسب براش پیدا شد ( از این کیس الان به من پیشنهاد شده با وجود 15 سال زندگی مشترک و دو فرزند ، یکمی فکر میکنم  Cheesy ) بابای دختره گفته بود خونه و ماشین و 100 میلیون پول در اختیار دخترم قرار میدم که زندگی راحتی داشته باشه . دختره فوق داشته . ( آنچه همه خوبان دارند تو یکجا داری) خلاصه ... ایشون میگه دختره چاق بود ولی به نظر من ( و همونطور که خودتون هم خوب اشاره کردین ) تحت تاثیر خواهر یا مادر ایشون وصلت صورت نگرفت .

خود کمتر بینی رو خوب اومدی . یه دادش بزرگتر داره که یه سمتی هم داره . خوش اخلاق. مردمی . ....شاید به قول همسرم اونقدر ایشون رو تو سرش کوبیدن که ....به هر حال..... در مورد اینکه هیچکسی نمیتونه با ایشون زندگی کنه همه ما هم متفق القول هستیم به قول یکی از همکارا ، ما به حسب انسانیت وظیفه داریم یه سری حقایق رو به همسر آینده ایشون بگیم لبخند
تمام خاطراتی که تعریف میکنه محاله که از پلیس ، امنیت ، اطلاعات ، آگاهی ...حرفی نزنه . " ....اره ما یه فامیل داریم از بچه های حفاظته فلان جاست ..."

یاسمن جان ، تو این چند سالی که من ایشون رو شناختم همیشه همین جوری بوده . مثلا وقتی میخواهیم عکس بگیرم خودش رو سفت میگیره . عبوس . درحد المپیک.  نگهبان بیچاره برگشته به من میگه این آقا انگار عصا قورت داده . خوبه که یه کارشناسه اگه مدیر میشد چی کار میکرد ؟

نمی دونید چه طوری از وسایل شخصی خودش محافظت میکنه . انگار دیگران میخوان اونو بخورن . اون هائی که سربازی رفتن میدونن یه سری چیزها. آخه بابا لیوان که توی ظرف شوئی شسته شده رو کی دوباره میشوره بعد آب میخوره . یه مقداری کثیف بودن هم بد نیست . لازمه . همه ما بعضی وقتا از لیوان هم ( بعد از استفاده نفر اول و دوم ...) استفاده میکنیم .  Tongue


خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani