*1.قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمئن باشید واقعا قصد ازدواج دارید یا نه؟ و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟به خاطر پول؟به خاطر ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه ی پدری فرار کنید؟.
کسی که خودشناسی می کند برای زندگیش هدف قائل می شود ، ارزوهایش را روی کاغذ می نویسد و جاهای خالی زندگیش را شناسایی می کند . کسی که خود را خوب بشناسد کمتر تحت تأثیر دیگران مسیر زندگیش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگیش چکار می کند .مثلا یک دختر 17 ساله دوست دارد جراح زنان و زایمان شود و در شیراز زندگی کند.
اولا این کسی که می خواهد پزشک متخصص شود باید همسری انتخاب کند که شرایط بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند .از طرف دیگر لازم نیست همسرش هم پزشک باشد ،اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. درضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند تا حدی تکلیف خواستگاری که مثلا او را می خواهد به تبریز یا کانادا ببرد مشخص کند .با خودتان روراست باشید و در تصمیمتان راسخ باشید.
*2.مرحله دوم این است که همسر آینده خود را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود تصور کنید .تصور کردن همسر ایده آلتان با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است .همیشه این سوال را از خودتون بپرسید که

( آیا من ، برای شخصی که به عنوان همسری ایده آل تصور کرده ام ، همسر ایده آلی هستم ؟)).خیلی ساده است .هر ترازویی دو کفه داره ،اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد ، ابتدا باید کفه طرف خودتان سنگین کنید . کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده و هنر دوست ازدواج کند بهتر است خودنیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد.
*3.در مرحله 3 باید یکسری معیارهای غربالگری برای همسریابی انتخاب کرده و انها را آزمایش کنید .رایج ترین معیارها عبارتند از: تفاوت قد ، تفاوت سن ،تفاوت ظاهر ، تفاوت تحصیلات ،تفاوت قومی ، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی .
*نکته مهم:این شما هستید که مشخص می کنید یک ویژگی برای شما مهم است یا خیر . مثلا برای یک فرد ازدواج فامیلی خیلی مهم است اما برای کسی دیگر مهم نیست . نکته دیگر این است که تفاوت ادمها در یک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق .مثلا به نظر یکی قدر 170 کوتاه است اما به نظر شخصی دیگر ایده آل است .
پژوهشها نشان داده است کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت می دهند .
*4.مرحله چهارم عبارتست از ((دیدن)) و ((دیده شدن)) برای ایجاد جاذبه اولیه .در کشورهایی که محیطهای مختلط کمتر است پسرها ممکن است به مادر و خواهرشان برای پیدا کردن همسرشان متوسل شوند .ولی چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد.
به همین خاطر توصیه می شود محیط کار یا تحصیل یا تفریح خود را به گونه ای انتخاب کنید که حداکثر احتمال ممکن برای دیده شدن توسط همسر احتمالی آینده تان به شما بدهد .مثلا کسی که می خواهد با یک موسیقی دان ازدواج کند یا در کلاسهای متعدد موسیقی شرکت می کند یا عضو انجمنی می شود که موسیقی دانان عضو انجا می شوند .
*4.مرحله چهارم که مهمترین مرحله است ، انتخاب همسر است .بردن نهایت استفاده از فرصتهایتان برای شناخت بهتر همسر آینده تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی است .امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آینده در طول نامزدیشان مخالفتی ندارند . در طول این جلسات سعی کنید از طرف مقابلتان سوالات اساسی و تعیین کننده بپرسید . این سوالات از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند .