سلام سارا جان
من فكر ميكنم شما بايد يه كمي در رفتارهايي كه داري تجديد نظر كني ضمن اينكه مطالعه بيشتري در مورد روحيات نوجونها مخصوصا پسرها داشته باشي
پسر شما سن خيلي خيلي حساسي داره و يواش يواش بايد به چشم يك مرد جوان به اون نگاه كني
با توصيفات خودتون من احساس ميكنم اون بچه خيلي خوبيه و شما هم مادري خيلي دلسوز اما متاسفانه بايد بگم دلسوزي هايي كه خيلي هم به جا نيست
مثلا وقتي بدون كمك شما معدل اون 18 است چرا بيخودي اصرار داري كه معدل 20 داشته باشه فكر ميكني چقدر معدل دوران راهنمايي در سرنوشت فرزندت تاثير داشته باشه
چرا تنبيهش ميكني يا چرا تهديدش ميكني كه شايد مجبور بشه بره با پدرش زندگي كنه!!!!!!!!!
شايد اينا همه به چشم شما يه دلسوزي مادرانه باشه اما اون رو در مدت زمان طولاني خسته و افسرده ميكنه و خدايي نكرده ممكنه انوقت ديگه از دست شما كاري بر نياد
.اما تا جایی که میتوانم به پسرم امور زندگی رو آموزش میدهم .از جمله طرز صحبت کردن،طرز معاشرت،ادب،تربیت،غذا درست کردن،نظافت خوته،مسؤلیت
نوع خرید کردن و او را با مشکلات زندگی آشنا میکنم تا جایی که بتونم وسایل تفریح و سرگرمیش را محیا میکنم. و خودم رو شاد نشون میدم
اين خيلي خوبه
میگه مامان تو گفتی اینکار رو انجام بده اوکی انجامش میدم اما کاری به من نداشته باش که کی انجام میدم بالاخره انجامش میدم .
اگه من جاي شما بودم يه مدتي بهش اين فرصت رو ميدادم ببينم چطور عمل ميكنه
بارها راهنماییش کردم که هیچ وقت از من نترس و هر کاری که انجام میدی به من بگو من که کاریت ندارم فقط میگم دیگه تکرار نشه
گفتن كافي نيست اون بايد اين رو در عمل شما حس كنه تا بهتون اعتماد كنه
میگه وااااای دوباره نصیحت !!!!!
اما ای کاش حرفام اثر داشت هر کاری میکنم اصلآ براش مهم نیست ناراحت شدم یا نه .
هميشه تكرار بيش از اندازه هر چيزي تاثير اون رو كم ميكنه نزاريد يواش يواش از نصيحت هاي شما خسته بشه و فقط گوشش رو به شنيدن اونها عادت بده
تو مدرسه خیلی ازش راضی هستند بعنوان شاگرد نمونه اخلاقی و درسی میباشد .
اين براتون كافي نيست؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
پسرم هیچ وقت از پدرش خوشش نمیومد و حتی تو این مدت یکبار هم سراغش رو نگرفته و وقتی در مورد پدرش صحبت میکنم یا میگم میخوای بفرستمت پیشه پدرت شروع میکنه به بی قراری و میگه چیکار کنم که پیشت بمونم.
اي كاش اينقدر از پدرش فراري نبود و تصورات بهتري از اون داشت!
