خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 12785 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: misre
صفحه: 1 ... 8 9 [10] 11   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: بعد از دو سال جدایی میخوام طلاق بگیرم  (دفعات بازدید: 8575 بار)
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #135 : 19 مهر 1388,ساعت 17:45:59 »

از همه تون ممنونم دوستای عزیزم. لبخند لبخند لبخنددفعه پیش که تمام تماسهای تلفنیم ضبط می شد.حالا هم گفته حق نداری سر کار بری حق نداری بیرون بری.با اینترنت کم سرعت هم میشه اومد تو سایت اما اگه جرات کنم لپ تاپمو ببرم!!!!!!!!!! بی تفاوت بی تفاوت ناراحت ناراحت به هر حال هنوز که نرفته ام.من که میگم تو میزنه تا خدا چی بخواد  بی تفاوت بی تفاوت بی تفاوت متعجب
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #136 : 28 مهر 1388,ساعت 15:37:03 »

انسیه جون در چه حالی ؟

چرا دیگه نمیایی سایت

تو رو خدا بیا بگو چی شده

انسیه جون قرار نشد که دوستان یه  دفعه برن و خبری به ما ندن هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #137 : 28 مهر 1388,ساعت 15:42:48 »

منم اتفاقا تو اين فكرم كه چرا ديگه نمياد؟!

راستي تو مگه تلفنش رو نداشتي يه تماس باهاش بگير
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #138 : 28 مهر 1388,ساعت 15:50:08 »

باشه الا ن می گیریم
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #139 : 28 مهر 1388,ساعت 16:15:11 »

من زنگ زدم حالش خوب بود
 سرش شلوغه
 گفت الان میاد میگه چی شده
البته نگران نباشین خیره
رز عزیزم نگران نشی
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #140 : 28 مهر 1388,ساعت 16:53:38 »

سلام دوستای مهربونم.ببخشید من این روزها سرم خیلی شلوغ بود.امروز هم سر کار نرفتم وگرنه الان هزار تا کار سرم ریخته بود.من امروز با شوهرم رفتم دادگاه.اونجا خود شوهرم دست خودش رو جلوی قاضی رو کرد که نمیخواد زندگی کنه.گفت آقای قاضی این نمیخواد زندگی کن هوشرطهای منو نمیپذیره.گفتم این که گفت کار نکن گفتم چشم.گفت با یک سری از افراد فامیلت و دوستات حق نداری رفت و امد کنی .گفتم آقای قاضی لیست کنه چشم نمیکنم.گفت نازنین نباید بره مدرسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شوکه شوکه شوکه شوکه شوکهقاضی هم گفت یعنی چی؟ مگه تو گوسفند میبری تو خونه ات؟ Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesyمگه اسب میبری؟اصلا لیست بنویس اما اگه به این میگی با مادرش رفت و آمد نکنه تو هم نباید بکنی.چرا همه چیز باید دست تو باشه.تو فکر کردی اسب تو خونه ات میبری؟اصلا دیگه برو من باهات کاری ندارم. Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesyروز دادگاه بیا.قرار شد 12 آبان بریم تا دوباره رسیدگی بشه.
از دادگاه که اومدیم بیرون اول بهم گفت مادرت رو به عزات میشونم. بی تفاوت بی تفاوتبعد مثل اینکه تازه دوزاریش افتاد که جای قلدری نیست گفت بیا بریم برسونمت.گفتم برسون.باز تو راه هی جر و بحث کرد.خیلی گریه کردم و گفتم من احمق باز حاضر شده بودم با تو بیام تو یک خونه.تو باز قلدری میکنی؟خدا رحم کرده که کارت گیره و اینقدر قلدری میکنی اگر کارت گیر نبود چی کار میکردی؟میخواست منو ببره پیش مامانش که دوباره راه برن روی اعصابم.منم گفتم پیاده می شم اما نگه نداشت منم در ماشین رو باز کردم گفتم اگر پیاده ام نکنی دیگه صبر نمیکنم بیام تا تو و مامانت دوباره دیوونه ام کنین.انقدر جیغ میزنم تا پیاده ام کنی ترسید و پیاده ام کرد.بعد اومدم خونه هنوز 10 دقیقه نشده بود با مامانش که این 2 سال که من خونه بابامم یک بار نیومده بود خونه مون اومدن دم در خونه.من هم نرفتم.مامانم رفت صحبت کرد.حالا دیگه به التماس افتاده.اما بازم گردن کلفتی میکنه.بهش گفتم حالا که زندگیمونو پاشیدی کمترین چیزی که میتونی به من بدی پوله این اصلا چیز زیادی نیست و تو هم داری و باید بدی وگرنه من شکایتم رو پس نمیگیرم تا بیفتی زندان.بعد هم دیگه هرچی گفت گفتم وقت منو تلف نکن با وکیلم صحبت کن من به اندازه کافی به تو اوانس داده ام.دیگه طاقت ندارم تو با احساسات من بازی کنی.
این همه ماجرا بود.خوشبختانه خودش دیگه حوصله نداره منو تو خونه ببره و آزار بده یا اینکه کسی زیر پاش نشسته که میخواد زودتر بهش برسه و میخواد زودتر از شرم خلاص شه. :'( :'( :'( :'(
دیگه نه خونه ای در کاره که توش برم و نه شوهری. :'( :'( :'( :'(
خیلی خوب شد که به نازنین نگفتم.وگرنه بچه ام الان خیلی غصه میخورد.
حالا دیگه دوستان دو حالت داره : یا خودش و خونواده اش میفهمن که دیگه اگر کوتاه نیان زندانه و راضی میشن که حق و حقوق منو بدن
یا بازم قلدری میکنن و صبر میکنن بلکه رای دادگاه به نفعشون در بیاد و دمار از روزگارم در بیارن
خیلی برام دعا کنین.
همه تونو میبوسم.
خیلی ممنون که به یادم هستین. سکوت سکوت سکوت سکوت سکوت
اگر خبر جدیدی شد حتما میام و به همتون که این مدت سنگ صبورم بودین میگم.

خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #141 : 29 مهر 1388,ساعت 07:44:40 »

عجب !!!!

خوشحالم که قاضی هم اونو شناخته !! یه درسی بهش بده که نتونه راهشو پیدا کنه !!!  آمین!!

دیگه ان شاالله  همه چیز به نفع تو میشه !!

انسیه جان  دیگه گذشت دوران قلدر بازی و نفس کشی !!  الان قانون حرف اول رو میزنه !

امیدوارم هرچه زودتر حق و حقوقتو بگیری ودر کنار نازنین دوستداشتنیت زندگیه آروم و دور از تشنج رو شروع کنی!!

از طرف من ( خاله مرجان ) دخمل خوشگلت رو ببوس  !  بوسه سکوت
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #142 : 29 مهر 1388,ساعت 09:40:39 »

اسطوره عزیزم مرسی.خیلی ازت ممنونم.(خاله مرجان)  سکوتبه قول دنیا که واقعا اگر تو این مدت سایت نبود دق میکردیم.انشاءالله باقی راه خدا کمکم کنه و موفق بشم تا بتونم بیام اینجا و خبرهای خوش بدم. لبخند
اما تنهایی و بی سر و سامانی خیلی بده به خدا بی تفاوت بی تفاوت
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #143 : 29 مهر 1388,ساعت 09:54:40 »

می دونم تنهایی سخته !

ولی توکلت به خدا باشه !  سعی کن مادر  قوی  و محکمی برای دختر کوچوت باشی !!  سکوت
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #144 : 29 مهر 1388,ساعت 11:49:50 »

اینجا چرا همه دختر دارن ؟؟؟؟؟؟؟ پوزخند

چرا هیچ کس پسر نداره ؟ متعجب متعجب متعجب

انسیه جون امیدت فقط به خدا باشه

من کلاس یوگا میرم خیلی مفیده برام      ....سعی برا ارامشت بری

خدا بزرگه همه چیز حل میشه

مشکل همه ی ما به کمک خدا حل میشه  اینو باید باور کنیم

 بوسه
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #145 : 29 مهر 1388,ساعت 12:29:46 »

ممنونم دنیا جون.بله از همه مهمتر اینکه دنیا جون بالاخره این دنیا روزی تموم میشه و بدبخت کسیه که تو این دنیا اون دنیاشو ویرون کرده باشه.اما بالاخره سخته دیگه وقتی آدم میبینه دنیاش نابود شده.
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #146 : 13 آبان 1388,ساعت 12:41:39 »

دیروز دادگاهم بود.در ظاهر به نفع من تمام شد.منتظر رای دادگاهم.من دوباره غمگینم. :'( :'( :'( :'( :'( :'(
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #147 : 13 آبان 1388,ساعت 12:43:01 »

يعني چي در ظاهر؟ حكم چي بود انسيه جان؟
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #148 : 13 آبان 1388,ساعت 12:56:27 »

رز جون مثل اینکه روال این دادگاه اینه که حکم رو 2 یا 3 هفته بعد ابلاغ میکنن.خب شواهد همه علیه همسرم بود.قاضی گفت من مطمئنم که هیچ کدوم شماها نمیخواین زندگی کنین.حداقل برین به خوشی جدا بشین.من باز گریه کردم و گفتم من میخوام زندگی کنم ایشون نمیخواد.بعد هم الف ما رو رسوند خونه.آخرش هم بهم گفت برات واکسن آنفولانزا گرفتم میارم که بزنی،روسریت هم خیلی قشنگه!
من طلاق نمیخوام!من دلم برای شوهرم تنگ شده. :'( :'( :'(شاید بگین دیوانه ای! اما من دوستش دارم دلم میخواست آدم شه برگرده.الان دیگه در آستانه طلاقیم .ای خدا چرا اینطوری شد؟
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #149 : 13 آبان 1388,ساعت 13:08:35 »

انسیه جون چرا دوسش داری؟ بوسه

انسیه جون گریه نکن به خدا توکل کن از خدا بخواد اونی که صلاحه پیش پات بزاره

انسیه جون می دونم دوسش داری ولی این شوهرای ما لیاقت ما رو ندارن .....

منم شوهرم رو دوس دارم اما وقتی عشق یکطرفه باشه خودمون عذاب می کشیم :'(

انسیه جون بعد از دوسال اذیت کردنت چرا بازم دوسش داری؟؟؟ متعجب
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
صفحه: 1 ... 8 9 [10] 11   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani