خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13684 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hidemyname
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: مشکل در داشتن روابط بلندمدت و جدیتر!  (دفعات بازدید: 2158 بار)
مرتضی بهمنی
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 16

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


علایق : سینما و کتاب و نت و خواب و جدیداً هم عکاسی


WWW
« : 02 دي 1385,ساعت 12:43:52 »

سلام
دوستان من یک مشکل دارم و اونم این که وقتی که قراره با کسی رابطه دوستی بلند مدت داشته باشم اون طرف رو طرد می کنم از خودم و دست خودم هم نیست!
برای مثال :
با یک نفر 6 ماه دوستی معمولی داشتم و همه چیز خوب بود ولی همین که دوستیمون داشت کمی جدی میشد و داشتیم با هم اوخت میشدیم و دوستیمون به یک مرحله بالاتر وارد میشد یک دفعه زدم زیر همه چیز ! دلیلش رو هم نمی دونم فقط می خواستم ازش ببرم!

این مشکل رو همیشه داشتم!
جنسیت هم در دوستی ها چندان فرقی نمی کنه!

ارادتمند ، بهمنی
« آخرين ويرايش: 02 دي 1385,ساعت 12:48:01 توسط مرتضی بهمنی » خارج شده است

[ آخرین مطلب وبلاگ من : تولدم مبارك! فقط همين! ]
[ فتوبلاگ شخصی من : بهتر ببین ]  : http://www.pixelpost.ir/gallery
[ وبلاگ شخصی من :  پیکسل پست ] : http://www.pixelpost.ir/weblog
محمد
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1081

تشكر
اهدا شده: 86
دريافت شده: 165



WWW
« پاسخ #1 : 02 دي 1385,ساعت 13:07:53 »

مرتضي جان سلام

ببين 1 سوال ساده

در موقعي که با دوستات ارتباط برقرار ميکني آيا چيزي رو بيان ميکني که واقعا  نيستي؟

يا در اون لحظه فکر ميکني که اگر با اين صحبتهايي که شده، دوستي ادامه پيدا کنه ممکنه براي تو يا اون مشکلي پيش بياد؟
خارج شده است

سپاسگذارم
محمد
مرتضی بهمنی
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 16

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


علایق : سینما و کتاب و نت و خواب و جدیداً هم عکاسی


WWW
« پاسخ #2 : 02 دي 1385,ساعت 13:19:53 »

نقل قول
موقعي که با دوستات ارتباط برقرار ميکني آيا چيزي رو بيان ميکني که واقعا  نيستي؟
نه بابا این چه حرفیه!
نقل قول
يا در اون لحظه فکر ميکني که اگر با اين صحبتهايي که شده، دوستي ادامه پيدا کنه ممکنه براي تو يا اون مشکلي پيش بياد؟
این یکی آره

ولی در کل یک چیزی توی وجودم میگه همه چیز رو بی خیال شو!

ولی بذرید کمی هم از خصویات اخلاقی خودم بهتون بگم :
خیلی کم شوخی می کنم ، سریع جوش میارم ، حوصله کسی رو ندارم ، روابط اجتماعی ام هم خیلی کمه و مشکل اصلی دیگه اینه که با چیزهای که دیگرون باهاشون حال می کنن من حال نمی کنم!(این یکی گمونم مشکل اصلیم باشه!) و تمام وقتم رو کتاب می خونم و فیلم نگاه می کنم و می نویسم!

ارادتمند ، بهمنی
خارج شده است

[ آخرین مطلب وبلاگ من : تولدم مبارك! فقط همين! ]
[ فتوبلاگ شخصی من : بهتر ببین ]  : http://www.pixelpost.ir/gallery
[ وبلاگ شخصی من :  پیکسل پست ] : http://www.pixelpost.ir/weblog
محمد
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1081

تشكر
اهدا شده: 86
دريافت شده: 165



WWW
« پاسخ #3 : 02 دي 1385,ساعت 13:39:13 »

خوب ببین مرتضی جان اینی که میگی مشکل نیست
تو خودت اسمش رو گذاشتی مشکل

در مورد سوال اولم ناراحت نشو، فقط میپرسم که بیشتر آشنا بشم

در مورد اینکه فکر میکنی مشکلی پیش بیاد، آیا از چیزی میترسی، آیا در گذشته از این دسته دوستی ها داشتی که عاقبت خوبی نداشته یا باب میل تو نبوده؟

در مورد چیزهای که دیگران .....

میشه چند نمونه رو مثال بزنی برامون

مرسی
خارج شده است

سپاسگذارم
محمد
مرتضی بهمنی
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 16

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


علایق : سینما و کتاب و نت و خواب و جدیداً هم عکاسی


WWW
« پاسخ #4 : 02 دي 1385,ساعت 17:07:09 »

نقل قول
در مورد سوال اولم ناراحت نشو، فقط میپرسم که بیشتر آشنا بشم
من مخلصم!
نقل قول
در مورد اینکه فکر میکنی مشکلی پیش بیاد، آیا از چیزی میترسی، آیا در گذشته از این دسته دوستی ها داشتی که عاقبت خوبی نداشته یا باب میل تو نبوده؟
بله
برای مثال من زمانی خانواده ام تصمیم برام میگرفتن و متاسفانه سرم به سنگ خورد ، از اون وقت به بعد رابطه ام رو کمتر کرده ام که از مطائل بعدی جلوگیری کنم و دوبار از یکجا نخورم ، بطوریکه الان دیگه دارم مستقل تصمیم می گیرم و راضی هم هستم! و .....

دوم اینکه من همیشه ترسم از این بوده که با جدی تر شدن رابطه تسلطم روی مسائل و محیط که بهم مربوطه رو  از دست بدم! و دیگه آزادی عمل رو نداشته باشم و در کل گرفتار شخص و محیط و مسائل مربوطه بشم!

ارادتمند ، بهمنی
خارج شده است

[ آخرین مطلب وبلاگ من : تولدم مبارك! فقط همين! ]
[ فتوبلاگ شخصی من : بهتر ببین ]  : http://www.pixelpost.ir/gallery
[ وبلاگ شخصی من :  پیکسل پست ] : http://www.pixelpost.ir/weblog
محمد
مدیر سایت
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1081

تشكر
اهدا شده: 86
دريافت شده: 165



WWW
« پاسخ #5 : 03 دي 1385,ساعت 14:35:32 »

سلام مرتضی جان

شرمنده که دیر شد ، خودت میدونی سرم خیلی شلوغه و ادمی نیستم که جوابی رو دیر بدم  Tongue

خوب ببین با این صحبت هایی که کردی من باید یک سری چیز ها رو بهت بگم.

بزار اول بهت بگم که این مشکل در تو اصلا وجود نداره الان!!!
چرا چون من خودم به شخصه الان مدت زیادی هست که تو رو میشناسم و با هم سلام و علیک داشتیم تا اختلاف نظر و ....

هر وقت یه آدمی با یه آدم دیگه دوست میشه یه هدفی داره!
که در انتهای این متن یه نوشته کوتاه میزارم که ببینی.

مرتضی هر وقت با کسی آشنا شدی و خواستی اون رابطه رو ادامه بدی به این فکر کن که دلیلش چیه؟

هیچ وقت هیچ آدمی با گسترش افراد نزدیک به خودش باعث از دست دادن آزادی خودش نمیشه بلکه بیشتر رشد میکنه!

متاسفانه طرز فکر فقط و فقط اشتباهته که این مشکل رو ساخته.

خوشحال میشم بازم ازت بشنوم  چشمک

نقل قول
•   اصلاً چرا دوست؟
اصلاً چرا آدم بايد دوست داشته باشد؟ راستی اولين آدمی كه دنبال اين رفت تا دوستی را پيدا كند چه كسی بود؟ توی كله اش چه می گذشت؟! شايد می خواست از درختی بالا برود و دنبال كسی می گشت كه برای او قلاب بگيرد؟! شايد سردش بوده و بايد كسی را بغل می كرده تا گرم شود و بعد كه آفتاب زد رهايش كند؟ يا شايدم وقتی كنار آبی دريا ايستاده بوده آرزو كرده ای كاش كسی بود تا از آبی دريا با او سخن می گفت. شايد وقتی سيب سرخی توی دستهايش بوده آرزو كرده ای كاش كسی  بود تا لذت خوردن سيب را با او تقسيم كند؟

این نوشته ها رو من خیلی زمان پیش نوشتم، متن اصلی : تفاوت و رابطه های عشق و دوست داشتن. (منابع : خیلی جاها که اصلا یادم نیست! اما کتاب دکتر شریعتی خوب یادمه)
خارج شده است

سپاسگذارم
محمد
Siamak
مهمان
« پاسخ #6 : 07 دي 1385,ساعت 10:31:53 »

مرتضي جان

آينده نگري به عنوان يكي از ويژگي هاي انسان باعث تفاوت زندگي اون با ساير موجودات شده (كه البته از فكر نشات ميگيره!) ولي آينده نگري ميتونه گاهي اوقات به عنوان يك صفت بد هم شناخته بشه. مثلا در ارتباط دوستانه. آينده نگري و دايم نگران مسايل آينده بودن ياعث ميشه كه آدم لذت دوستي و زندگي رو با تفكر بيهوده و بي تاثير (!) به آينده از دست بده. يادت باشه كه تو در گذشته و آينده زندگي نميكني. بلكه در حال زندگي ميكني ، پس نگران آينده بودن گرچه در حد معقول خوبه ولي بيش از اون باعث انحطاط و دوري ميشه.

زماني يك فيلم كوتاه ديدم كه خيلي برام جالب بود. يه مرد بود كه داشت يه خواب ميديد ، توي خوابش كه يه كابوس بود موجودات عجيب و غريب آزارش ميدادن ، به همين خاطر از خواب پريد ، همين كه داشت يه نفس راحت ميكشيد ، ناگهان به نظرش رسيد كه چوب لباسي داره تبديل ميشه به يه غول ! و بهش حمله ميكنه ، بعد رفت زير پتو و يه نفس راحت ... كه به نظرش رسيد يه نفر زير پتو هست ! و داره چشماش برق ميزنه و ... از زير پتو در آمد و چراغ رو روشن كرد و يه دفعه به نظرش رسيد كه الان چراغ ميتركه و رو سرش خورد ميشه !! بعد اومد صبحانه بخوره به نظرش رسيد صبحانه مسمومه ! و ..... بعد اومد بره بيرون از خونه يه دفعه تو تصورش ديد كه يه زن بد جنس وايساده بالاي پنجره و ميخاد يه گلدون رو بندازه رو سرش !!! واسه همين خزيد و رفت ... ! رسيد به پارك و روزنمه خريد و مشغول شد يه نفر نشست كنارش و ... يه دفعه به نظرش رسيد كه اون طرف بهش نزديك شد و باهاش گرم گرفت بعد بهش مشروب داد و مستش كرد و بعد يه چاقو در آورد و كشتش !!!! واسه همين پا به فرار گذاشت و مرده فكر كرد ديوانه هست ! بعد رفت جلوتر و يه زني رو ديد ازش خيلي خوشش آمد ! همين كه آمد بره طرفش تو تصورش به نظرش آمد كه باهاش ازدواج كرده و دارن زندگي ميكنن و خيلي خوش و خرم (قوز فيش هم نشدن !) و بچه دار ميشن ! و ... بعد تو تصورش بچه بزرگ شد و رفت مدرسه و به يه جايي رسيد كه بچه كه جوان شده يه سيگار به دست و معتاد و كارنامه دست همين يارو (پدر) و همش پر صصصصصصصصصفر !!! در اينجا بود كه مرتيكه الاغ ديگه زد به سرش و رفت افتاد به پاي دختره و شروع كرد به گريه و دختره هم زد تو سرش و پليس آمد جمش كرد !!!

اين داستان خيلي جالب چند تا نكتش براي من جالب بود. اولا كه تصور باطل ميتونه چه كارايي سر آدم بياره ! بعد اينكه فكر كردن بيمورد به تمام اتفاقات آينده ميتونه وقت زندگي حال حاضر رو بگيره ! و بعد اينكه ديگران بايد خودشون شخصيتشون رو براي ما بيان كنن ! نه اينكه ما بشينيم و شخصيت اونها رو حدس بزنيم و بعد بفهميم اشتباه كرديم و تو پوزمون بخوره ! جالبه كه آدمهايي كه به حدس زدن شخصيت آدمهاي ديگه ميپردازن صد بار شكست ميخورن ! ولي يه بار كه اتفاقا حدسشون درست از آب در مياد اون يه بار رو مثال ادامه كار اشتباهشون قرار ميدن و باز ادامه ميدن !

توصيه من به شما اين هست كه آسون تر زندگي كنيد. مسايل آدم ويژگي جالبي دارن و اون اينه كه اگر ساده نگاهشون كني خيلي ساده و بي آلايش به نظر ميرسن و لاجرم ساده حل ميشن. ولي اگر پيچيده و پر ابهام نگاهشون كني خيلي سخت ميشن و سخت پيش ميرن و سخت هم حل ميشن.

موفق باشيد.
خارج شده است
ali320
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 52

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 2


« پاسخ #7 : 08 ارديبهشت 1386,ساعت 15:58:41 »

نقل قول
با یک نفر 6 ماه دوستی معمولی داشتم و همه چیز خوب بود ولی همین که دوستیمون داشت کمی جدی میشد و داشتیم با هم اوخت میشدیم و دوستیمون به یک مرحله بالاتر وارد میشد یک دفعه زدم زیر همه چیز !
چرا فکر می کنید که مراحل دوستی باید پیوسته در حال گسترش باشد؟
درصورتیکه این امر به آیتمهای زیادی از قبیل ظرفیتها و لزوم گسترش و کشش این دوستی برمی گردد و اکثر دوستیها در حلیکه در آن مرحله متوقف می مانند ، ادامه پیدا می کنند.
خارج شده است

خدايا ترا شكر مي كنم كه به من نعمت " توكل " و " رضا" عطا كردی، و در سخت ترين طوفانها و خطرناكترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادی كه با سرنوشت و همه پستی ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده ای رضا دادم.    "دکتر چمران"
مرتضی بهمنی
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 16

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


علایق : سینما و کتاب و نت و خواب و جدیداً هم عکاسی


WWW
« پاسخ #8 : 14 مهر 1386,ساعت 20:36:33 »

نقل قول
با یک نفر 6 ماه دوستی معمولی داشتم و همه چیز خوب بود ولی همین که دوستیمون داشت کمی جدی میشد و داشتیم با هم اوخت میشدیم و دوستیمون به یک مرحله بالاتر وارد میشد یک دفعه زدم زیر همه چیز !
چرا فکر می کنید که مراحل دوستی باید پیوسته در حال گسترش باشد؟
درصورتیکه این امر به آیتمهای زیادی از قبیل ظرفیتها و لزوم گسترش و کشش این دوستی برمی گردد و اکثر دوستیها در حلیکه در آن مرحله متوقف می مانند ، ادامه پیدا می کنند.
آدمی همیشه در حال تکامل هستش دوست عزیز ! همیشه سعی میکنه بهتر و بیشتر و عمیقتر شه ! شما این جوری نیستی؟  جل الخالق !
از سیامک و محمد هم ممنونم ! میدونم این تاپیک تقریباً مرده است بخاط این جواب ندادم که این تاپیک رو کلاً فراموش کرده بودم !

ارادتمند / مرتضی بهمنی
خارج شده است

[ آخرین مطلب وبلاگ من : تولدم مبارك! فقط همين! ]
[ فتوبلاگ شخصی من : بهتر ببین ]  : http://www.pixelpost.ir/gallery
[ وبلاگ شخصی من :  پیکسل پست ] : http://www.pixelpost.ir/weblog
مریم
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 365

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 2



« پاسخ #9 : 14 مهر 1386,ساعت 20:51:06 »

تاپیک تا حل نشدن کامل مسئله مرده تلقی نمی شه. اگه مایلی چیز دیگه ای بهش اضافه بکنی منعی نداره و ما در خدمتیم.
خارج شده است

به پندار تو: جهانم زیباست، جامه ام دیباست، دیده ام بیناست، زبانم گویاست، قفسم هم طلاست، به این ارزد که دلم تنهاست؟
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani