خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13684 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hidemyname
نظرسنجی
سوال: اگه شما جای من بودید چکار می کردید؟ (لطفا خوب و عمیق فکر کنید)
ازش جدا می شدم - 0 (0%)
جدا نمی شدم و بچه دار هم می شدم - 5 (62.5%)
جدا نمی شدم اما بچه دار هم نمی شدم - 3 (37.5%)
مجموع آراء: 8

صفحه: 1 2 3 [4]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: خواهش می کنم نظرتونو  (دفعات بازدید: 2192 بار)
maryam000
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 100

تشكر
اهدا شده: 33
دريافت شده: 52



« پاسخ #45 : 06 مهر 1388,ساعت 11:00:02 »

اسطوره عزیزم
درسته این تاپیک می تونه سرکاری باشه و شاید این تصور بیشتر به این دلیل پیش می یاد که داستان این زندگی خیلی دردناکه. ولی فراموش نکن که این اتفاق می تونه تو دنیای واقعی بیفته و اگه یک درصد هم احتمال بدیم که حرفهای این آقا درست باشه فکر نمی کنی به جای همدردی داریم نمک به زخماش می پاشیم؟
بهتره تو این سایت اساس رو، اعتماد به طرف مقابل بزاریم نه مشکوک بودن و اگه داستان افراد هم دورغ از آب در اومد به جای ناراحت شدن بازم اونو نشونده یه جور مشکل طرف بدونیم که باید به گونه ای دیگه حل بشه.
اینجا یه محیط دوستانه است و باید اینطور فکر کنیم که افراد واسه بیان مشکلاتشون و یا حل مشکلات همنوعاشون بهش سر می زنن. پیشنهاد می کنم به جای جنگ و دعوا با همدیگه تا زمانی که خلافش ثابت نشده، اگه کسی نظر بهتری در مورد مشکل این آقا داره بیان کنه تا شاید کمکی باشه به این دوست.
ممنون از همه دوستان
خارج شده است

نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست.
بودنت را از دست نده.
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #46 : 06 مهر 1388,ساعت 11:07:54 »

دوست بسیار درد کشده ام جناب دارک من و مریم عزیز و دلسوز

بنده به هیچ وجه قصد جنگ و دعوا ندارم و در هیچ کدام از ارسالهام این حس وجود نداشته !!!!!!!!!! متعجب لطفا به دعوا سوقش ندید !!!!!

بهر حال به قول مریم جان باید اساس رو در اعتماد کذاشت !!  بنده هم دیگر نظری ندارم

امیدوارم شاد و پیروز باشید !!
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
tata
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 274

تشكر
اهدا شده: 65
دريافت شده: 102


« پاسخ #47 : 06 مهر 1388,ساعت 11:22:08 »


چند وقت پیش این مطلبو تو یک وبلاگ خوندم خیلی روی من تاثیر گذاشت ..دیشب یک دفعه یادش افتادم  فکر کردم بی مناسبت نیست تو این تایپیک بذارمش ...هر کسی به فراخور حالش میتونه اون برداشتی رو بکنه که دوست داره .......شاد باشی

بنام آفریدگار عشق

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن                     شرط اول قدم آنست که مجنون باشی 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند . مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید . زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود . همه ی مردم میگفتند عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. ۲۰ سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.همه تعجب کردند .

 مرد گفت من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.
 سکوت

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ebham, ELENA-AKS, farzaneh62

خارج شده است
farzaneh62
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 397

تشكر
اهدا شده: 107
دريافت شده: 174


« پاسخ #48 : 06 مهر 1388,ساعت 11:24:49 »

تا تا جون خيلي قشنگ بود

كاش همه همينطوري بودند واي كه چرا اينقدر عشق هاي اينطوري كم شده

خارج شده است

دل من محکمه ایست که به من می گوید همه را دوست بدار به همه خوبی کن واگر بد دیدی دل به دریای محبت بزن و بخشش کن
آنجل
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 282

تشكر
اهدا شده: 73
دريافت شده: 162



« پاسخ #49 : 06 مهر 1388,ساعت 11:44:09 »

تاتا جون منم با فرزانه عزيز موافقم...
واقعا ديگه ازين عشقا و اين فداكاريا پيدا نميشه...
كاش همه ميتونستن اينجوري فداكار باشن البته بي منت... روح بزرگي ميخواد خيلي بزرگ...

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

farzaneh62

خارج شده است

یک عمر
در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند
و تو را همان گونه که هستی بپذیرد.
وعاقبت
در می یابی که او از همان آغاز خودت بوده ای...
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #50 : 06 مهر 1388,ساعت 13:10:45 »

خيلي متاثر شدم اما دارک من حتما خدا داره امتحانت ميکنه-به خدا توکل کن ازش دور نشو-اگه وضعت خوبه دورادور به مريم کمک کن-اما ميتوني واسه خودت دوباره زندگي تشکيل بدي خودتو نباز-اگه بنظرم البته بنظرم پاش بموني تا آخر عمر غصه دار خواهي بود-واز زندگي عقبي-واست از صميم قلبم دعا ميکنم.
صبور باش
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
maryam000
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 100

تشكر
اهدا شده: 33
دريافت شده: 52



« پاسخ #51 : 07 مهر 1388,ساعت 08:08:49 »

سلام
ELENA-AKS عزیز آیا واقعا فکر می کنی اگه یه اتفاق اینطوری واسه همسر آدم بیفته چون موجب غصه خوردن و یا عقب افتادن طرف از زندگی میشه  باید اونو کنار گذاشت یا یه زندگی تازه تشکیل داد؟! البته تاکید کردی که این فقط نظر شخصی شماست و البته نظر هر کسی قابل احترامه.
اما عزیزم اسم مریم تو شناسنامه این آقاست و این دو رسما زن و شوهر هستند و البته مدت آشنایشون نه یکی دو سال که تقریبا 15 ساله. حالا یه سوال از شما دارم. البته من از میزان عشق و علاقه شما به همسرتون بی خبرم اما اگه فرض کنیم شما عاشق همسرتون باشید و خدایی نکرده، خدایی نکرده و بازم خدایی نکرده این اتفاق واسه شما بیفته باز هم می تونید درمورد شوهر خودتون همینطوری فکر می کنید دوست من؟؟!!
خارج شده است

نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست.
بودنت را از دست نده.
شريفه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 194

تشكر
اهدا شده: 84
دريافت شده: 69



« پاسخ #52 : 09 مهر 1388,ساعت 21:23:45 »

سلام
ميشه ما را از تصميمتون با خبر كنيد
ممنون
خارج شده است

بگذار تا دل من بي انتها تكرار كند
كه تو را ميخواهد فقط تو را
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #53 : 11 مهر 1388,ساعت 12:44:54 »

سلام
ELENA-AKS عزیز آیا واقعا فکر می کنی اگه یه اتفاق اینطوری واسه همسر آدم بیفته چون موجب غصه خوردن و یا عقب افتادن طرف از زندگی میشه  باید اونو کنار گذاشت یا یه زندگی تازه تشکیل داد؟! البته تاکید کردی که این فقط نظر شخصی شماست و البته نظر هر کسی قابل احترامه.
اما عزیزم اسم مریم تو شناسنامه این آقاست و این دو رسما زن و شوهر هستند و البته مدت آشنایشون نه یکی دو سال که تقریبا 15 ساله. حالا یه سوال از شما دارم. البته من از میزان عشق و علاقه شما به همسرتون بی خبرم اما اگه فرض کنیم شما عاشق همسرتون باشید و خدایی نکرده، خدایی نکرده و بازم خدایی نکرده این اتفاق واسه شما بیفته باز هم می تونید درمورد شوهر خودتون همینطوری فکر می کنید دوست من؟؟!!
سلام-
خدا اون روزو نياره اگرمن چنين مشکلي داشتم تا آخر عمر خودمو درگير اين مشکل نميکردم...عمر ما کوتاهه-اگه سخت بگيريمش سخت ميگذره-آسون بگير آسون بگذره-آخه تاکي بايد بشينيم و اين موضوع را تحمل کنه-بالاخره نيازهاي زندگي آدمو به سمت ديگري ميکشاند-عشق تنها حرف اول را نميزنه-اگر تا آخر عمر اينطور باشه انسان از خداشاکي ميشه ازش دور ميشه-اميدشو ازدست ميده-بازم نظرمنه
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
ebham
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 509

تشكر
اهدا شده: 573
دريافت شده: 198



« پاسخ #54 : 11 مهر 1388,ساعت 15:47:02 »

من واقعاً شرمنده ام كه دخالت مي كنم اما النا جان
طرز فكرت كاملاً خودخواهانه است البته از نظر من (اين نظر شخصي منه )
قربونت برم يه خورده تو رفتارت تجديد نظر كنه
اگه خداي نكرده خداي نكرده براي خودت اتفاقي كه براي مريم افتاد مي افتاد ، به نظرت حاضر بودي شوهرت بذارتت و بره
تو دلت به شوهرت نمي گفتي آخه بي معرفته نامرد اون موقع كه من سالم بودم عزيز بودم ، زنت بودم ، خوب بودم ، حالا كه فلج شدم اخ شدم ، دور انداختني شدم
تجديد نظر كن گلم ، تجديد نظر
البته بازم ميگم هر كس راه و روش خودشو داره تو زندگي ، بستگي به فرهنگ طبقاتي خانواده هم داره

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

maryam0000

خارج شده است

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست
maryam0000
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 9

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 5



« پاسخ #55 : 12 مهر 1388,ساعت 11:24:49 »

سلام
اول باید بگم که من همون maryam500  یا baran000 هستم که نام کاربری قبلیم غیر فعال شده و با این id اومدم.
دوم اینکه النا جان مثل اینکه متوجه منظور من نشدین. من منظورم این بود که خدای نکرده اتفاقی که واسه مریم افتاده واسه خود شما بیفته. می خواستم بدونم اونوقت هم می تونستی اینطوری راجع به همسرتون فکر کنید و همین پیشنهاد رو به همسرتون بدید و بگید آدم تا کی می تونه تحمل کنه؟!  آیا واقعا می تونستی حق رو به همسرت بدی که حالا که موقع سختی ها شده شما رو تنها بزاره و بره؟! اگه می تونی اینطوری فکر کنی که من دیگه هیچ حرفی ندارم.
اینم بگم عزیزم، من با اینکه مجردم و شاید تجربه زندگی مشترک واقعا یه چیز دیگه است و آدمی تا به مرحله عمل نرسه نمی تونه با قاطعیت چیزی بگه، اما من فکر می کنم وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنن و شریک زندگی هم می شن یعنی هم شریک روزهای شادی هم هستند و هم شریک روزهای غم و گرفتاری هم.
بازم می گم به هر حال نظر هر کسی قابل احترامه و نظر شما هم با اینکه عجیبه اما قابل احترامه دوست من.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ebham

خارج شده است

نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست.
بودنت را از دست نده.
albinonital
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #56 : 12 مهر 1388,ساعت 18:29:08 »

سلام دوست عزیز
من شاید صلاحیت نظر دادن در این تاپیک رو نداشته باشم اما به عنوان یه کاربر واقعا باهات ابراز همدردی میکنم.اگه جسارت نباشه من هم چند کلمه ای بگم تا جزو کاربرایی نباشم که فقط برای حل مشکل خودشون میان.اونجوری که من برداشت کردم اکثر عزیزان و حتی من خیلی دوست داریم که دیگه مریم خانم شما درد نکشه یا لاقل کمتر درد بکشه.اونجوری که شما جو خانواده ی ایشون رو توصیف کردید به نظر من اگر رهاش کنین کل زندگیش نابود میشه.دوست عزیز زندگی خودته و تو هم در سرنوشتت قدرت تصمیم گیری داری اما به نظر من فداکاری کن و دل کسی رو که باهاش عهد بستی نشکن.دوست عزیز راه زندگی امید داشتنه و اونجوری که شما دکترهارو توصیف کردی فقط امیدت به خدا باشه.اصلا مهم نیست که نماز نمیخونی یا روزه نمیگیری خدا فقط یه آدمی میخواد که خواستش از ته دل باشه.من شبای زیادی بیدار موندم و درس خوندم آخرشم به ولای علی معجزه شد و به یه موفقیت خیلی خیلی خیلی بالا رسیدم که به خاطر رازونیاز با خدا بود.من اگر جای شما بودم صاف و بی آلایش گریه ها و احساساتمو پیش خدا میبردم و شبا براش دعا میکردم . یادت باشه که با همین دعا و گریه ها خدا کاری کرد که فرعون ظالم پیش حضرت موسی سرافکنده نشه.تنها یک حرکت میتونه زندگی آدم رو کلا دگرگون کنه و تنها یک خداست که میتونه صفحه رو برگردونه.خیلی به حرفا گوش نده به رضای دلت و استحکام عهدت و التماس به خدا برای درمانش نگاه کن.
خارج شده است
صفحه: 1 2 3 [4]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani