خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13684 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hidemyname
صفحه: 1 2 3 [4]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: مادر  (دفعات بازدید: 3431 بار)
ebham
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 509

تشكر
اهدا شده: 573
دريافت شده: 198



« پاسخ #45 : 16 آبان 1388,ساعت 11:15:40 »

سلام دوباره
بچه ها احساس مي كنم دارم خم ميشم ولي نه من هنوز مقاومم
دلم بدجور گرفته
از همه چيز
يه آشوبي تو دلمه
خيلي نگران دوشنبه ام
آخه دوشنبه آرش آموزشيش تموم ميشه و تقسيمشون مي كنن
مي ترسم
همش به خودم ميگم من مطمئنم كه تهران مي افته چون خدا با منه ، چون من فقط توكلم به خداست و چشمم به غير خدا نيست
تا پنج شنبه بهتر بودم ولي .......
تازه جمعه دوباره مامان شروع كرده بود
خيلي بدم مياد ميره سراغ وسايل هاي شخصيم و مي گرده
من گفتم كه خيلي اهل نوشتنم ، يه دفتر داشتم كه توش درد و دلامو مي نويسم
رفته بود سر كتابخونم و پيداش كرده بود و نشسته بود خوونده بود
يه برداشت هاي اشتباه از من ، از آرش كرده بود
هر چي بهش ميگم مامان من يه موقع هايي يه خرده داستان هايي براي خودم مي نويسم و آروم ميشم و واقعي هم نيست باور نمي كنه
من داستاني نوشته بودم در مورد دختري كه يك شكست عشقي خورده و براي تسكين روحش با يكي ديگه دوست ميشه
من عادت دارم  از اسم خودم و اطرافيانم توي داستانام استفاده كنم و به خاطر همين مامان فكر مي كنه واقعيه
يا يه داستان كه پسره دختره رو مي فروشه به دوستش ، اسم پسره رو آرش گذاشته بودم ، خنده داره مامان به من مي گفت خاك تو سرت وقتي يه دختري رو فروخته به دوستش خوب تو هم مي فروشه
به من به آرش كلي توهين كرد ، كلي بد و بيراه
گفت تو خسته نشدي بعد از اين همه مدت ؟
گفتم نه ، هنوز دوسش دارم
خارج شده است

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #46 : 16 آبان 1388,ساعت 11:20:10 »

خانومي تو كه مامانت رو مي شناسي كه دلش برات شور مي زنه كه م خواد مواظب دختر گلش باشه كه ميره سر وسايلش چرا يه همچين چيز مهمي رو يه جا بزاري كه پيدا كنند و در مورد اين علاقه اين احساس اين عشق برداشت بد كنند

اخه دختر گل ادم داستان مي نويسه با اسم خودش و بعدش ....

اين دفعه مقصر خودتي قبول داري

دلت براي دوشنبه شور نزنه اميدت و توكلت فقط و فقط به خدا باشه

ان شاء ا... هر چي خير براي تو و ارش همون پيش مياد

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
ebham
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 509

تشكر
اهدا شده: 573
دريافت شده: 198



« پاسخ #47 : 16 آبان 1388,ساعت 11:31:39 »

آره اشتباه از خودم بود نازي جون
ولي به خدا يه جايي گذاشته بودم ، لاي يه كتاب كه عقل جن هم بهش نميرسيد
ولي رفته گشته ، حموم ميرم پشت در حموم انقدر ميره مياد
هي صدام ميكنه ميگه چيكار مي كني ، آخه مگه تو حموم چيكار مي كنن ، همش حواسش پيش منه كه گوشيم كجاست ، من دارم چي كار مي كنم
دستشويي هم ميرم همين طور
اگه يه خورده طول بكشه هي مياد ميگه خوابت برده بيا بيرون ديگه
آخه بدبختي اينجاست كه نميدونه آرش سربازي و دسترسي بهش ندارم بهم ميگه تو ميري تو اتاقت فقط مي شيني با اون حرف ميزني و اس ميدي ، خفه شدم اه
قبلاً شبايي كه بابام شيفت بود  خوب منو مجبور مي كرد پيشش بخوابم مي گفت براي چي تنها تو اتاق خودت بخوابي
الان هي گير ميده شبايي كه بابا هم خونه هست ميگه بيا پيش ما بخواب ................
خوب دارم دغ مي كنم
از هر راه و روشي مي خواد كنترلم كنه ، كم كم فكر كنم بياد جلوي در دانشگاه دنبالم يا منو ببره
الان كه مياد مترو دنبالم كه مثلاً من تنها نباشم
خسته شدم به كي بگم
به خدا گفتم ، به شما گفتم ..................
خارج شده است

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #48 : 16 آبان 1388,ساعت 12:10:52 »

نگاه از ديد من اينها همه علاقه مادرانه

ببين تو فقط 19 سالت يه جورايي نوجوون درسته ؟ دلش شور ميزنه به تو اعتماد داره ولي به جامعه نه

ارش رو نمي شناسه يعني خوب نمي شناسه برات اينقدر زحمت كشيده نمي خواد ناراحتي تو رو ببينه درسته اينطوري نگاه كن علاقه و عشق مادرانه اونطوري خيلي ديدت عوض ميشه

دنبالت بياد مهم نيست چون دوست داره اينكارو مي كنه باور كن اگه اينطوري به قضيه نگاه كني از نيومدنش ناراحت مي شي


مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ebham

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
صفحه: 1 2 3 [4]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani