.سعی نکن فراتر از سنت نشون بدی و تو سن 17 سالگی مثل 30 ساله ها رفتار کنی چون این موجب از دست رفت بهترین دوران زندگیت میشه در حال که اگه صبر کنی 20 ..25..و30چی بخوای چه نه..بهر حال سراغت میاد ..پس متناسب با سنت از زندگی اذت ببر...تا دوستاتم از دست ندی و نامردی نبینی ....جوونها در آرزوی بزرگ شدن جوونیشونو از دست میدن و جوونی نمیکنن و وقتی پیر میشن در حسرت جوونی پیریشونو هم از دست میدن...متناسب با سنت زندگی کن...
كاملا موافقم با دوست خوبم شرلي،
آقاي albinonital من دقيقا در سن 15/16 سالگي مثل شما بودم،
در مباحث علمي حريف نداشتم،
آزمايشاتي انجام ميدادم كه الان جرات انجامش رو ندارم،
در علم نجوم و اختر شناسي براي خودم كسي بودم،
شهره ي خاص و عام بودم،
ولي دور از اجتماع داشتم بزرگ ميشدم،
تنها رشد كردم،
حسودها دور و برم زياد شدند،
هيچ رفيقي نداشتم،چون ميخواستم بزرگتر از سنم نشون بدم،
از نوجوانيم هيچي نفهميدم و زماني به خودم اومد كه فهميدم 4/5 سال از لحظات شيرين عمرم گذشت بدون اينكه ازش لذتي برده باشم،الان مثل يه پير مرد شدم از نظر روحيه در صورتي كه بايد تو اوج نشاط و شادابي باشم،
شايد به خودت بگي كه اينجا هم هيچ كسي دركت نكرد،ميدونم چه فكري ميكني،فكر ميكني تو اجتماع كسي دركت نميكنه و اين به خاطر تمايزيه كه خودت بين خودت و ديگران قائل شدي ،ولي مطمئن باش من كاملا ميفهمم چي ميگي،احساس ميكني تو جامعه كسي دركت نميكنه به خاطر همينه كه احساس ميكني همه ميخوان بهت نامردي كنن.
از پيله اي كه دور خودت تنيدي خودت رو نجات بده كه يه روز مثل من ميشي يه آدم افسرده و بي روحيه،
افراد اينجا خير و صلاحت رو ميخوان كه بهت اينجوري ميگن وگرنه فقط ميومدن تاپيك رو ميخوندن و ميرفتن.
بعضي از آدمها مشكلشون اينه كه زياد ميفهمن،دوست عزيز،بعضي اوقات زياد فهميدن هم خوب نيست،
من كاملا دارم نوجوونيم رو درون شما ميبينم،
شما هم جوونيت رو در من ببين و هر چه زودتر فكر چاره باش،
شكر خدا من مشكلي ندارما،تنها مشكلم اينه كه از بس بين خودم و ديگران تمايز قائل شدم و خواستم بزرگتر از سنم نشون بدم،تو همون بزرگيه سن گير كردم و نتونستم از جوونيم لذت ببرم و كارهاي يك جوون (كارهاي درست) رو انجام بدم.
خلاصه خود داني،خواه پند گير خواه ملال،
واما آدم موفق مثل شما برای فرار از تنهایی رو داشتن دوست دختر نمیاره من نمیگم بده یا خوب..منتهی راه چاره ای برای پر کردن تنهایی نیست .. چون مسلما مشکلات خاص خودش رو داره ..حتی ممکنه رو سرنوشتت تاثیر بذاره..
باز هم موافقم شديد،
شما الان تو اوج هستي،
كافيه با دختر رفيق بشي تا ار عرش بياي رو فرش،
من خودم تا همين چند وقت پيش هم دوست داشتم با يك دختر در ارتباط باشم،
اما باور كن چند باري كه در ارتباط بودم ديدم چطوري جلوي پيشرفتم رو گرفته و قسمت عظيمي از ذهنم رو به خودش مشغول كرده،
پس سعي كن تحما كني و در عوض از 100% مغزت بهره ببري،
آنچه پير در خشت خام ميبيند جوان در آيينه نميبيند،
البته پير نه به معناي سن و فكر و اين حرفها،يه وقت حمل بر خودستايي نشه كه به شخصه اصلا اهل خودستايي نيستم،
پير به معناي تجربه،همون بدترين استادي كه شرلي عزيز بهش اشاره كردند.
مطمئن باش تجربه اي كه شما خواهي كرد همون تجربه ايه كه افرادي كه شما رو راهنمايي ميكنند،كردند،پس بجاي اينكه تجربه كني از تجربه ي ديگراان استفاده كن تا چيزي رو از دست ندي،
بازم ميگم،
از ما گفتن بود به عنوان يك دوست،خواه پند گير و خواه ملال،
ضمنا جا داره از شرلي عزيز تشكر كنم كه واقعا راهنمايي قشنگي كردند.