خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13684 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hidemyname
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: اگر وقتتون رو بذارید ممنون میشم  (دفعات بازدید: 1167 بار)
albinonital
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« : 07 مهر 1388,ساعت 18:44:14 »

(پست انتقال یافته به پیشنهاد عزیزان سایت)
سلام
طولانیه اما لطفا بخونید.
این اولین پست منه.من پسرم 17 سالمه1.دروغ نمیگم 2.ساده ام
از نظر علمی با هم سن و سالای خودم متمایزم احتمالا سال بعد در اخبارم منو میبینید همونطور که امسال دوستای یکسال بزرگترم رو دیدید.یکی از اساتید دانشگاه رم میگفت ما برای لذت بردن زندگی میکنیم.من این حرف و عقیده ی خودم(الان تلاش کن که بیشتر لذت ببری) رو باهم ادغام کردم و مسیر زندگیم قرار دادم و موفق هم بوده ام.در اغلب زمینه ها هم مطالعه دارم.میخوام یه نفرو از ته دل دوست داشته باشم و اونم منو.اما دوستای فعلیم به اصطلاح نامردن و با پیشرفت بیشتر این نامردیم بیشتر میبینم.شاید بگید من بچه ام و ... ولی اصلا برام مهم نیست چون رشد سطح درونی افراد مهمه نه سطح ظاهریشون.بخاطر موقعیتم اغلب تنهام و زندگیمو معمولا با سطرهای کتاب میگذرونم اما میخوام اشتباه کنم تا یه ذره متفاوت لذت ببرم.دوستان!!! ما خیلی وقتا برای گریز از یه چیزی عمدا خودمونو قول میزنیم اینکارم زیاد میکنیم(یه کشیش میره به پاپ میگه:"من دیگه نمیتونم به خدا ایمان داشته باشم.چیکار کنم؟."میدونین پاپ چی جواب میده؟؟؟پاپ میگه:"خوب وانمود کن که ایمان داری") میتونین روش فک کنین.دختری رو میخوام که واقعا دوسم داشته باشه و منم اونو(نمیخوام چیزی رو که بهش دل میبندم از دست بدم).من تنهام خیلی کم حرفم اما دنبال شیرین ترین اشتباهم(نگین بچما  چشمک) اما نامردی هر روزی که میگذره برای من زیادتر میشه.به قول یکی از شاعرا:شادی ها مثل پادشاها یکی یکی میان اما مصیبت ها نمیان و نمیان وقتی اومدن مثل یه لشکر روی آدم هجوم میارن.نمیخوامم با فکر خودم یا پیشنهاد بعضیا خودمو قول بزنم.همیشه منتظر همفکری های دوستان عزیز هستم در هر زمینه ای از حرفام.
ممنون از وقتتون هرجا عیبی یا کم و کاستی دیدین ببخشین هرچند که زیاد باشه اما من مثل همیشه حرفمو ساده صادقانه و از ته دل زدم.
خارج شده است
LonelY
DorSa
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 124

تشكر
اهدا شده: 13
دريافت شده: 58



« پاسخ #1 : 07 مهر 1388,ساعت 19:17:29 »

سلام albinonital.
شما 17 سالتونه یعنی سال دیگه کنکور دارین دیگه؟
به نظر من توی این یک سال ( اگه واقعا می خواین ما شما رو سال دیگه توی اخبر ببینیم ) فکر دختر رو از سرتون بیرون کنین. ( نمی دونم این جریان نامردی که می گین چیه )
مگه اعتقادتون این نیست که الان تلاش کنینو بعدا لذت بیشتری ببرین؟ پس از اعتقادتون نگذرین که این 1 سال واقعا مهمه.
موفق باشی
خارج شده است

احتمال رسيدن کسي که با اراده به سوي ستاره اي مي تازد بيشتر از کسي است که با ترديد به سوي خاته گام بر مي دارد
albinonital
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 07 مهر 1388,ساعت 22:35:31 »

سلام albinonital.
شما 17 سالتونه یعنی سال دیگه کنکور دارین دیگه؟
به نظر من توی این یک سال ( اگه واقعا می خواین ما شما رو سال دیگه توی اخبر ببینیم ) فکر دختر رو از سرتون بیرون کنین. ( نمی دونم این جریان نامردی که می گین چیه )
مگه اعتقادتون این نیست که الان تلاش کنینو بعدا لذت بیشتری ببرین؟ پس از اعتقادتون نگذرین که این 1 سال واقعا مهمه.
موفق باشی
سلام.نه من کنکور ندارم.به دلیل همون تمایز علمی من معافیت کنکوری و آزادی انتخاب دانشگاه و رشته دارم.
خارج شده است
فرزاد2
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 243

تشكر
اهدا شده: 34
دريافت شده: 149



« پاسخ #3 : 08 مهر 1388,ساعت 00:22:30 »

سلام دوست عزیز
شما دقیقا مشکلتون چیه؟
اینجا دنبال اون پادشاه میگردین؟
یا اومدین راهنمایی بگیرین و ببینین اون پادشاه رو کجا و چجوری میشه پیدا کرد؟
شما از تمایز صحبت کردین فکر نمیکنید علت همون نامردیها و به تبع اون تنهائیها همون تمایز باشه ..که فکر میکنم همینجا و در این تاپیکتون هم سعی کردین اونو نشون بدین...بهت تبریک میگم...اما بدون هیچ انسانی بر انسان دیگری برتری نداره و تمایز علمی علت خوبی برای تمیز آدمها از هم نیست...به همین دلیل هم شما احساس تنهایی میکنی...چون انسانها فارغ از آموخته هاشون با نیازها و احساستشون که دقیقا مثله همم میمونه به همدیگه نیاز دارن...به هر حال زمان زیادی پیش رو داری زندگی در سطر چند تا کتاب و چند تا جمله زیبا خلاصه نمیشه زندگی رو نمیشه آموخت ..زندگی رو باید تجربه کرد...تجربه هم که بدترین استاده اول امتحان میگیره بعد یاد میده...انسانها در طول سالیان عمرشون دیدگاهشون هم نسبت به دنیای پیرامونشون تغئیر میکنه...سعی نکن فراتر از سنت نشون بدی و تو سن 17 سالگی مثل 30 ساله ها رفتار کنی چون این موجب از دست رفت بهترین دوران زندگیت میشه در حال که اگه صبر کنی 20 ..25..و30چی بخوای چه نه..بهر حال سراغت میاد ..پس متناسب با سنت از زندگی اذت ببر...تا دوستاتم از دست ندی و نامردی نبینی ....جوونها در آرزوی بزرگ شدن جوونیشونو از دست میدن و جوونی نمیکنن و وقتی پیر میشن در حسرت جوونی پیریشونو هم از دست میدن...متناسب با سنت زندگی کن...
واما آدم موفق مثل شما برای فرار از تنهایی رو داشتن دوست دختر نمیاره من نمیگم بده یا خوب..منتهی راه چاره ای برای پر کردن تنهایی نیست .. چون مسلما مشکلات خاص خودش رو داره ..حتی ممکنه رو سرنوشتت تاثیر بذاره..
موفق باشی

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

naka, محمد(شب نشين), Rainbow682008

خارج شده است

ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.
محمد(شب نشين)
گوشه نشين
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 192

تشكر
اهدا شده: 169
دريافت شده: 84


من مست مي عشقم


« پاسخ #4 : 08 مهر 1388,ساعت 11:28:22 »

.سعی نکن فراتر از سنت نشون بدی و تو سن 17 سالگی مثل 30 ساله ها رفتار کنی چون این موجب از دست رفت بهترین دوران زندگیت میشه در حال که اگه صبر کنی 20 ..25..و30چی بخوای چه نه..بهر حال سراغت میاد ..پس متناسب با سنت از زندگی اذت ببر...تا دوستاتم از دست ندی و نامردی نبینی ....جوونها در آرزوی بزرگ شدن جوونیشونو از دست میدن و جوونی نمیکنن و وقتی پیر میشن در حسرت جوونی پیریشونو هم از دست میدن...متناسب با سنت زندگی کن...
كاملا موافقم با دوست خوبم شرلي،
آقاي albinonital من دقيقا در سن 15/16 سالگي مثل شما بودم،
در مباحث علمي حريف نداشتم،
آزمايشاتي انجام ميدادم كه الان جرات انجامش رو ندارم،
در علم نجوم و اختر شناسي براي خودم كسي بودم،
شهره ي خاص و عام بودم،
ولي دور از اجتماع داشتم بزرگ ميشدم،
تنها رشد كردم،
حسودها دور و برم زياد شدند،
هيچ رفيقي نداشتم،چون ميخواستم بزرگتر از سنم نشون بدم،

از نوجوانيم هيچي نفهميدم و زماني به خودم اومد كه فهميدم 4/5 سال از لحظات شيرين عمرم گذشت بدون اينكه ازش لذتي برده باشم،الان مثل يه پير مرد شدم از نظر روحيه در صورتي كه بايد تو اوج نشاط و شادابي باشم،

شايد به خودت بگي كه اينجا هم هيچ كسي دركت نكرد،ميدونم چه فكري ميكني،فكر ميكني تو اجتماع كسي دركت نميكنه و اين به خاطر تمايزيه كه خودت بين خودت و ديگران قائل شدي  ،ولي مطمئن باش من كاملا ميفهمم چي ميگي،احساس ميكني تو جامعه كسي دركت نميكنه به خاطر همينه كه احساس ميكني همه ميخوان بهت نامردي كنن.

از پيله اي كه دور خودت تنيدي خودت رو نجات بده كه يه روز مثل من ميشي يه آدم افسرده و بي روحيه،
افراد اينجا خير و صلاحت رو ميخوان كه بهت اينجوري ميگن وگرنه فقط ميومدن تاپيك رو ميخوندن و ميرفتن.
بعضي از آدمها مشكلشون اينه كه زياد ميفهمن،دوست عزيز،بعضي اوقات زياد فهميدن هم خوب نيست،
من كاملا دارم نوجوونيم رو درون شما ميبينم،
شما هم جوونيت رو در من ببين و هر چه زودتر فكر چاره باش،

شكر خدا من مشكلي ندارما،تنها مشكلم اينه كه از بس بين خودم و ديگران تمايز قائل شدم و خواستم بزرگتر از سنم نشون بدم،تو همون بزرگيه سن گير كردم و نتونستم از جوونيم لذت ببرم و كارهاي يك جوون (كارهاي درست) رو انجام بدم.
خلاصه خود داني،خواه پند گير خواه ملال،

واما آدم موفق مثل شما برای فرار از تنهایی رو داشتن دوست دختر نمیاره من نمیگم بده یا خوب..منتهی راه چاره ای برای پر کردن تنهایی نیست .. چون مسلما مشکلات خاص خودش رو داره ..حتی ممکنه رو سرنوشتت تاثیر بذاره..
باز هم موافقم شديد،
شما الان تو اوج هستي،
كافيه با دختر رفيق بشي تا ار عرش بياي رو فرش،
من خودم تا همين چند وقت پيش هم دوست داشتم با يك دختر در ارتباط باشم،
اما باور كن چند باري كه در ارتباط بودم ديدم چطوري جلوي پيشرفتم رو گرفته و قسمت عظيمي از ذهنم رو به خودش مشغول كرده،

پس سعي كن تحما كني و در عوض از 100% مغزت بهره ببري،
آنچه پير در خشت خام ميبيند جوان در آيينه نميبيند،

البته پير نه به معناي سن و فكر و اين حرفها،يه وقت حمل بر خودستايي نشه كه به شخصه اصلا اهل خودستايي نيستم،
پير به معناي تجربه،همون بدترين استادي كه شرلي عزيز بهش اشاره كردند.

مطمئن باش تجربه اي كه شما خواهي كرد همون تجربه ايه كه افرادي كه شما رو راهنمايي ميكنند،كردند،پس بجاي اينكه تجربه كني از تجربه ي ديگراان استفاده كن تا چيزي رو از دست ندي،

بازم ميگم،
از ما گفتن بود به عنوان يك دوست،خواه پند گير و خواه ملال،

ضمنا جا داره از شرلي عزيز تشكر كنم كه واقعا راهنمايي قشنگي كردند.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

فرزاد2

خارج شده است

چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
albinonital
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #5 : 08 مهر 1388,ساعت 14:49:28 »

سلام
دارم روی نظراتتون فکر میکنم تا بعدش جواب بدم.فقط یه نکته. من هرگز نخواستم بزرگتر از سنم نشون بدم.تمایز علمی یا بعضی حرفارو از جهت شناسوندن قسمتی از شخصیتم گفتم.(واقعیت بود).و هرگز نخواستم خودمو نشون بدم یا مغرورانه حرف بزنم وگرنه اسمم رو حتما میگفتم.من تو این سالا به لطف خدا خیلی موفقیتها کسب کردم و الان هم در راه بزرگترینشم اما چون خیلی از رقیبام حذف شدن و اونایی که موندن هم برای موفق شدن خودشون از هیچ کاری دریغ نمیکنن به هیچ عنوان نمیتونم بهشون اعتماد کنم.تازه میخوام یه نفر باشه که هم بهش اعتماد داشته و از ته دلم دوسش داشته باشم(دوطرفه باشه البته) و حداقلش یه درد دلی باهاش بکنم.
خارج شده است
محمد(شب نشين)
گوشه نشين
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 192

تشكر
اهدا شده: 169
دريافت شده: 84


من مست مي عشقم


« پاسخ #6 : 08 مهر 1388,ساعت 19:42:29 »

سلام
دارم روی نظراتتون فکر میکنم تا بعدش جواب بدم.فقط یه نکته. من هرگز نخواستم بزرگتر از سنم نشون بدم.تمایز علمی یا بعضی حرفارو از جهت شناسوندن قسمتی از شخصیتم گفتم.(واقعیت بود).و هرگز نخواستم خودمو نشون بدم یا مغرورانه حرف بزنم وگرنه اسمم رو حتما میگفتم.من تو این سالا به لطف خدا خیلی موفقیتها کسب کردم و الان هم در راه بزرگترینشم اما چون خیلی از رقیبام حذف شدن و اونایی که موندن هم برای موفق شدن خودشون از هیچ کاری دریغ نمیکنن به هیچ عنوان نمیتونم بهشون اعتماد کنم.تازه میخوام یه نفر باشه که هم بهش اعتماد داشته و از ته دلم دوسش داشته باشم(دوطرفه باشه البته) و حداقلش یه درد دلی باهاش بکنم.
دوست عزيز ما هم منظورمون اين نبود كه شما ميخواي اينجا خودت رو بزرگ نشون بدي،
ما ميگيم نذار دوستانت اين فكر رو راجع بهت بكنن.
خارج شده است

چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
شريفه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 194

تشكر
اهدا شده: 84
دريافت شده: 69



« پاسخ #7 : 08 مهر 1388,ساعت 20:48:47 »

سلام دوست خوبم
منم عين تو بودم از نظر هوش و مطالعه با رتبه ي بالا وارد دانشگاه شدم احساس كردم دوس دارم از اين وضعيت بام بيرون احساس تنهايي كردم احساس گرايش به جنس مخالف اما نه تو دانشگاه من قبلا مشكلمو مطرح كردم با كسي كه خواستگارم بود رابطه پيدا كردم كه به بن بست رسيدم...
راستش من تايپيكاي بقيه را نخوندم نميدونم چي گفتن اما اينو بدون كه نميخواد مسير زندگيتو الان عوض كني مطمئنا تو در اينده موقعيت هاي عالي به دست مياري منم خواستم تجربه كنم و تجربه كردم و ديدم چقدر بيخود احساس و فكر و وقتم را تلف كردم .
درسم ضعيف شد و فرصت بهتر زندگي كردنو از خودم گرفتم ...
تو هم از ما عبرت بگير و از اين فكر بيا بيرون هيچ چيز غير از همون كتابا دوستاي خوبي واسه ما نيستند نه نامرد... نه خيانت كار ...

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

امير مهدي, محمد(شب نشين)

خارج شده است

بگذار تا دل من بي انتها تكرار كند
كه تو را ميخواهد فقط تو را
محمد(شب نشين)
گوشه نشين
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 192

تشكر
اهدا شده: 169
دريافت شده: 84


من مست مي عشقم


« پاسخ #8 : 08 مهر 1388,ساعت 20:57:28 »

بله،حق با شريفه خانمه،
دوست عزيز،فرصت رشد كردن و به درجات عالي رسيدن رو با رابطه با جنس مخالف از خودت نگير،
باور كن سخت نيست،تنها راه تحملش،فكر نكردن بهشه،
تا وقتي كه تنهايي يك مشكل داري و اون هم تنهاييه = 1
وقتي با جنس مخالف ارتباط برقرار ميكني يه صفر به اون يه مشكل اضافه ميشه = 10
بعدش تا به يه اختلاف نظر برسيد باز يه صفر مياد جلوي اون ده = 100
و در نهايت ميبيني صفرهايي به مشكل تنهاييت اضافه شد.
موفق باشي

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شريفه

خارج شده است

چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
albinonital
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #9 : 15 مهر 1388,ساعت 23:19:19 »

خیلی ممنون از نظراتتون.فقط لطفا به من بگین اگه نیاز داشته باشم که یکی منو دوست داشته باشه اون شخص کیه.اگه نگین پدر مادر ممنون میشم
خارج شده است
محمد(شب نشين)
گوشه نشين
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 192

تشكر
اهدا شده: 169
دريافت شده: 84


من مست مي عشقم


« پاسخ #10 : 17 مهر 1388,ساعت 11:25:07 »

خیلی ممنون از نظراتتون.فقط لطفا به من بگین اگه نیاز داشته باشم که یکی منو دوست داشته باشه اون شخص کیه.اگه نگین پدر مادر ممنون میشم
1.خدا
2.پدر مادر
3.دوستان واقعي (اين خيلي مهمه)
4.خودت (بذار فكر كنن خودخواهي،اتفاقا خودت رو خيلي دوست داشته باش)

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

gharibeh

خارج شده است

چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
gharibeh
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 5

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #11 : 07 آبان 1388,ساعت 14:22:36 »

سلام albinonital عزير
من يکم دير دارم اين تاپيک رو مي‌خوندم. خيلي طولاني نوشتم ولي لطفا تحمل کن و تا آخرشو بخون.
اول برات بگم که منم از لحاظ علمي بدک نيستم و از نظر علمي با کمک خدا موفقيتهايي رو داشتم (البته نه در سطح شما لبخند )
من هم اين دوره‌اي رو که شما توش هستي پشت سر گذاشتم. با نظر محمد(شب نشين)  عزير کاملا موافقم که ارنباط با يه دختر توي اين شرايط نه تنها مشکلتو حل نمي‌کنه بلکه حتي مشکلاتتو چند برابر هم ميکنه و جلوي پيشرفتتو مي‌گيره. باور کن در بدترين حالت تحمل تنهاييت توي شرايطي که الان داري ساده‌تر از تحمل مشکلاتيه که ممکنه توي ارتباط با يه دختر برات پيش بياد.
براي پر کردن تنهاييت هم در درجه‌ي اول ارتباط با خدا خيلي مي تونه بهت کمک کنه. نمي خوام جانماز آب بکشم و خودم هم در درجه‌اي نيستم که بخوام کسي رو نصيحت کنم ولي اين واقعا حقيقت داره. اگه جدا و از ته دل به خدا عشق بورزي و دوستش داشته باشي، کم کم مي‌بيني که تنهايي هات دارن جاي خودشونو به يه آرامش مي‌دن. بعد اين آرامش هم مي تونه بهت کمک کنه که انشاالله پله‌هاي ترقي رو با سرعت بيشتري طي کني و هم از اون حس تنهاييت جلوگيري کرده.
باور کن ارتباط با خدا بهترين راه براي جلوگيري از تنهاييه. من خودم يه مشکل ديگه دارم(که البته الان خيلي کمتر شده) که ته تهش به همين احساس تنهايي مي‌رسيد. باور کن تنها چيزي که توي حل اون کمکم مي‌کرد(و مي‌کنه) همين احساس دوست داشتن خدا بود(و هست).
اينکه مي‌گم خدا رو دوست داشته باش تا نتيجشو ببيني شايد به نظرت شعار به نظر برسه ولي الان مي خوام يه کاري بهت ياد بدم که اگه يک ماه امتحانش کردي واقعا به صحت حرفهام پي مي‌بري.
اون کار اينه:
اول از همه يه سررسيد خوشگل براي خودت بخر(البته اگه الان نداري). دقت کن که سررسيد هر صفحش فقط مخصوص يه روز باشه(حتي پنجشنبه و جمعه‌هاش). بعد از همين امشب شروع کن و قبل از خواب توي صفحه‌ي مربوط به امروز براي خدا يه چيزي بنويس. وقتي داري براي خدا مي‌نويسي فکر کن داري براي يه دوست خوب مي نويسي که منتظره تا حرف‌ها و درددلاتو بشنوه. باهاش خودموني حرف بزن. از کارايي که امروز انجام دادي براش بگو و اگه مشکلي داري براش مطرح کن و ازش کمک بخواه. اين کار واقعا معجزه مي‌کنه. باور کن هرشب حداکثر يک ربع ساعت بيشتر وقتتو نمي‌گيره ولي تاثيرش توي زندگيت زياده(حداقل براي من که اينطور بوده).
ازت خواهش مي کنم که اين کار رو براي مدت يک ماه انجام بده و اگه تاثير مثبتشو ديدي(که مطمئنم حتما همينطور خواهد بود) بهم خبر بده.
يه نکته‌ي ديگه هم برات بگم. همونطور که دوست گلمون محمد(شب نشين)  هم گفت،  خودت هم مي توني بهترين دوست خودت باشي لبخند البته بين اينکه آدم خودش رو دوست داشته باشه و اينکه خدا رو دوست داشته باشه ارتباط نزديکي وجود داره.
پدر و مادر و دوستان هم مي‌تونن دلتنگي هاي آدم رو کمتر کنن ولي باور کن تاثير هيچ‌کدوم به اندازه‌ي خدا نيست.
از اينکه زياد حرف زدم معذرت مي خوام.
اميدوارم حرف‌هام بتونه کمکي بهت بکنه.
موفق باشي
خارج شده است
شريفه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 194

تشكر
اهدا شده: 84
دريافت شده: 69



« پاسخ #12 : 07 آبان 1388,ساعت 18:53:59 »

سلام


من فكر ميكنم موضوع اين دوستمون حل شده اما در تاييد حرفي كه غريبه گفت در رابطه با داشتن سررسيد ميخواستم اينو بگم كه خيلي خوبه و حتي ميتوني كتاب نامه هاي خط خطي ار عرفان نظراهاري را بگيريد كه مخصوص نوجووناست و در اون هر هفته با خدا صحبت ميكني

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

gharibeh

خارج شده است

بگذار تا دل من بي انتها تكرار كند
كه تو را ميخواهد فقط تو را
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani