خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13684 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hidemyname
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: من می ترسم  (دفعات بازدید: 1171 بار)
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« : 07 مهر 1388,ساعت 19:00:02 »

سلام
خواهش می کنم کمکم کنین . شاید مشکلم به نظر خیلی از شما مسخره باشه . ولی واقعیت اینه که من خیلی ترسو هستم . از تنهایی می ترسم ، از تاریکی ، و اگه شب باشه از همه جا  و همه چیز ... کلا از جاهای خیلی کوچکم وحشت دارم ، تا حالا 2 بار توی آسانسور از حال رفتم. ترجیح می دم همیشه توی دفتر کارم باشم ، ما به خاطر مشکل من هفته پیش خونمونو عوض کردیم  و الان بازم ....   بیشتر از همه وقتی تنهام می ترسم ، احساس می کنم هر لحظه اتفاقی میفته که هیچ وقت فکرشو نمی کردم . لطفا راهنماییم کنین که ترسم از بین بره . متشکرم
خارج شده است
HIDDEN WAY
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 406

تشكر
اهدا شده: 741
دريافت شده: 341



WWW
« پاسخ #1 : 08 مهر 1388,ساعت 00:16:57 »

سلام پناه جان لبخند

خیلی خوش اومدید .

این مشکلات قابل رفع هست منتها شاید توضیح دادن شیوه های علمی رفع این حالت ها در این جا عملی نباشه . من این امیدواری رو به شما میدم که مسئله شما قابل حله لبخند توصیه می کنم به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید تا با یک کار حرفه ای مسئله حل شود ، ان شاالله  لبخند (مراجعه به روان پزشک و دارو درمانی رو توصیه نمی کنم)

در پناه خدا موفق باشید .

 سکوت سکوت سکوت
خارج شده است


حضرت امیر :
حق و باطل با آدمها شناخته نمی شود ... حق را بشناس اهلش را خواهی شناخت و باطل را بشناس ، اهلش را در خواهی یافت ...



Qozlerim her axsam axtarir seni ... ureyim yollarda qayitmir eve
Sensiz dalghalarda tanimir meni ... neyleyim ureyim hec yatmir eve

Payiz qeldi ushdu qetdi qushlar ....sende qetdin bax yaghdi yaghishlar
Payiz qeldi qelbim oldu deniz ... bu denizin qozu yashdi sensiz yar
Bu denizin qozu yashdi sensiz
 
kaktous
دوست جونه همه...
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 357

تشكر
اهدا شده: 44
دريافت شده: 158



« پاسخ #2 : 08 مهر 1388,ساعت 00:46:04 »

سلام
میشه اول بگید چند سالتونه؟؟
یه اتفاق تو بچگی...یه حادثه...یه شوخی...همه اینا میتونه منشا ترستون باشه...اول باید اصل ماجرارو فهمید...بعد که اولین ترس مشخص شد درک اون اتفاق ترس رو کم میکنه...این رو حتما میدونید که عدم اطلاع باعث ترس میشه...

چند وقت پیش یه کتاب به نام رنج خاطرات میخوندم که شاید خوندنش براتون خالی از لطف نباشه...بر میگرده به تاثیرات اتفاق های کودکی...

منم مطمئنم که مشکلتون به راحتی حل میشه با کمک یک روانشناس لبخند

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Alphaaa

خارج شده است

" .اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو...
Alphaaa
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 5

تشكر
اهدا شده: 1
دريافت شده: 0


« پاسخ #3 : 08 مهر 1388,ساعت 07:31:19 »

سلام
بايد ببيني ريشه ترست در كجاست و بعد خودتو با ترست روبرو كني . بعضي از روانشناسان  براي پي بردن به ريشه ترس از هيپنوتيزم استفاده مي كنند
خارج شده است
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #4 : 08 مهر 1388,ساعت 09:26:58 »

از همگی متشکرم
من 23 سالمه - چیزی که از بچگی یادم می یاد همش دعواهای مامان و بابام بوده . از شبها می ترسم شاید چون هیچ وقت خاطره خوبی ازشون نداشتم . الان جو خونه ما خیلی خوبه ، تقریبا 10 ساله که بعد از از بین رفتن مشکل روحی مامانم همه چیز آروم شده. و اون دوتا اصلا گاهی یادشون نمی یاد که در گذشته چه اتفاقایی افتاده . اینم بگم من یک سال و نیم داروهای ضد افسردگی استفاده کردم ، کلی مشاوره روانشناسی داشتم . یه مدت خوب بودم ولی باز دوباره ....
خارج شده است
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #5 : 08 مهر 1388,ساعت 15:48:40 »

کاکتوس عزیز میشه خواهش کنم اسم نویسنده کتابی که خوندید را بهم بگید؟ ...... متشکرم
خارج شده است
kaktous
دوست جونه همه...
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 357

تشكر
اهدا شده: 44
دريافت شده: 158



« پاسخ #6 : 08 مهر 1388,ساعت 23:23:48 »

سلام عزیزم

بله حتما..فقط چون کتاب مال خودم نبود میپرسم تو این چند روز بهت میگم لبخند
خارج شده است

" .اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو...
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #7 : 09 مهر 1388,ساعت 08:28:50 »

مرسی عزیزم
خارج شده است
kaktous
دوست جونه همه...
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 357

تشكر
اهدا شده: 44
دريافت شده: 158



« پاسخ #8 : 09 مهر 1388,ساعت 15:44:59 »

سلام پناه جون

اسم کتاب : رنج خاطرات
نویسنده : دکتر میلدر ودنیومن و دکتر برنارد برکو ویتز
ترجمه : فرشته نایبی

نگران مشکلت نباش...مطمئنم که با یه دوره روانشناسی خوب قابل حله (روانشناس نه روانپزشک)
خارج شده است

" .اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو...
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #9 : 09 مهر 1388,ساعت 17:01:27 »

کاکتوس جونم مرسی که انقد مهربونی بوسه
خارج شده است
kaktous
دوست جونه همه...
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 357

تشكر
اهدا شده: 44
دريافت شده: 158



« پاسخ #10 : 09 مهر 1388,ساعت 17:05:29 »

خواهش عزیزم

قابلی نداشت سکوت بوسه
خارج شده است

" .اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو...
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani