خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13685 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hadiaslami
صفحه: 1 ... 5 6 [7] 8   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: آری این منم زنی در آستانه پژمردن...  (دفعات بازدید: 6782 بار)
دختر شب
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 112

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 28


« پاسخ #90 : 03 آبان 1388,ساعت 13:31:05 »

در ضمن فکر کن .همین الان زنگ زده که برو توی فلان سایت ببین فلان گوشی خوبه میخوام بخرم  عصبانی آخه یکی به من بگه تادیشب سر یه سینما منو داغون کرد که نداریم حالا میخواد گوشی بخره دارم داغ میکنم منم گفتم قشنگه بخر چی بگم چی می تونم بگم  ناراحت
خارج شده است
دختر شب
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 112

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 28


« پاسخ #91 : 03 آبان 1388,ساعت 16:29:03 »

بچه ها یه سوال شما تاپیک منو یک خط در میون می خونین  Tongue یکی در میون جواب میدین یا اصلا بی خیال میشین
البته حق با شماست شما سرتون خیلی شلوغه دنیا فقط تو پشت سر هم منو آروم میکنی و دلداریم میدی دنیای عزیزم  بی تفاوت بیقه هم لطف دارن اما یکی در میون Tongue سکوت
خارج شده است
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #92 : 03 آبان 1388,ساعت 16:50:00 »

دختر شب ا امیدورام منو ببخشی.......تنها کاری که می تونم برا ت بکنم دعا کردنه
از خدای مهربونم می خوام که مشکلت رو حل کنه ....
من الان میرم ولی فردا میام
سعی کن اروم باشی
سعی کن بر اعصابت مسلط باشی
این همه به خودت فشار میاری که فشارت می افته دیگه
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
سحر باران
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 154

تشكر
اهدا شده: 1
دريافت شده: 38


« پاسخ #93 : 03 آبان 1388,ساعت 16:57:46 »

دختر شب عزیز من واقعا نمیدونم چی بگم؟ با شوهرت منطقی حرف بزن با هم بشینید سبک سنگین کنید ببینید چه کارایی را دوست دارید انجام بدید چه کارایی را دوست ندارید اگر واقعا همسرت را دوست داری و می خوای باهاش زندگی کنی پس چاره ای نداری خوب یه مدت بشو همون طور که همسرت می خواد به خانوادتم یه طوری بگو که اون کارا را نکنن یه جور بگو که ناراحت نشن.
این مردا واقعا نمی دونن دارن چکار میکنن فکر مکنن این جا جنگل قانونم که وضع میکنن دیگه قانون جنگله والا نمی دونم چی بگم
برات خیلی دعا میکنم
ولی حتما برا اینکه حالت خوب بشه یک کم به فکر خودت باش ورزش کن کتاب بخوان و ... ولی حتما پیش یه مشاور برو اول حال خودت خوب بشه بعد تلاش کن شوهرت را ببر
خارج شده است
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #94 : 04 آبان 1388,ساعت 09:24:49 »

دختر شب من یه چند روزی نبودم..................مگه نمیبینی دوستان انقدر از حالم جویا شدند که دیگه بی حال شدند!!!!!!!!!!!!!!!!

ببینین من قبلا یه چیزی رو گفتم ولی شما زیاد جدی نگرفتیش.................ولی خوب باز هم تکرار میکنم.........اتفاقا میخواستم برات بنویسم که با آشتی شما مشکلتون سطحی حل شده سعی کن ریشه ای حلش کنی از این به بعد..............پ
من میگم:
شما زیادی حساسی
زیادی به پر و پاش میپیچی
بهش گیر سه پیچ میدی
انقدر لوسش میکنی که یارو خفه میشه
یک کلام: داری حسابی براش مادری میکنی
اگه همه اینها درسته یه چند تایی هم خودش بزار روش .......بعد تایید کن.تا دوستان برا حل اینها نظر بدن............چون اگر اینها حل بشن.....بقیه مشکلات هم حل میشن انشاا...
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #95 : 04 آبان 1388,ساعت 09:39:16 »

دختر شب عزیز الهام درست میگه ما اگه نظر نمیدیم بخاطر اینه که به شخصه واقعا  از روحیات و رفتارهای شما و همسرتون خیلی

نمی دونم !!

اگه درمورد همسر خودم بود میدونستم چکار کنم ولی در مورد دیگران تصمیم گیری و نظر دادن خیلی حساس تره !!
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
sara27
زن ايروني
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 1



« پاسخ #96 : 04 آبان 1388,ساعت 10:46:28 »

عزيرم يادت نره از محبت خارها گل مي شود 
خارج شده است

از محبت خارها گل مي شود
وحیده
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 109

تشكر
اهدا شده: 20
دريافت شده: 23



« پاسخ #97 : 04 آبان 1388,ساعت 11:42:57 »

سلام ننه وحيده مي ايد
اقا جان به نظر بنده بهتره يه كي از ماها لباس نامريي بپوشه بعد بره حال اين مرداي خود خواه بگيره اي چه حالي ميده!
دختر شب جان
ما تويه فاميلمون يه مورد اينجوري داشتيم
اما راه داره عزيزم
ببين تو اول اومدي مثلا از خودگذشتگي كردي و هي حتي در مواردي كه مقصر نبودي هم معذرت خواهي كردي
پس عادتش دادي كه هميشه منتظر باشه دنبال مقصر بگرده اگه از همون اول ميذاشتي جرمشو به گردن بگيره الان اين نبود
عادت كرده وترك عادت موجب مرض است
پس اول از اينجا شروع كن بي خودي معذرت خواهي نكن مقوله دوم اين جور كه من متوجه شدم شوهرت خيلي به وسايلش وابستست ببين اگه از سرش نندازي مشكلاتت روز به روز بيشتر ميشه فاميل ما بعد 13 سال كارش به اينجا كشيد كه اقا ميگفت سوار ماشينم نشين لباسشويي وقتي هستم روشن كن و....اونم اوايل همينجور بود اما هي بدتر شد به نظر من يك نفر بايد باهاش صحبت كنه ببين فاميل ما اومد اين كار كرد اول فهميد شوهرش به چه چيزايي علاقهمند ميشه مثلا يادش داد هر روز بره جلو راهش بعد تا طرف يكم شروع ميكرد اذيت ديگه نميرفت جلوش اونم عادت كرده بود ديگه سختش ميشد تو هم به يه سري ادابها عادتش بده نميدونم فهميدي چي ميگم يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
خارج شده است

تمام شادیهایم را به شما هدیه میکنم از کم بودنش بر من خرده مگیرید این تمام سهم من از روزگار است
دختر شب
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 112

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 28


« پاسخ #98 : 04 آبان 1388,ساعت 13:00:22 »

ببینین من قبلا یه چیزی رو گفتم ولی شما زیاد جدی نگرفتیش.................ولی خوب باز هم تکرار میکنم.........اتفاقا میخواستم برات بنویسم که با آشتی شما مشکلتون سطحی حل شده سعی کن ریشه ای حلش کنی از این به بعد..............پ
من میگم:
شما زیادی حساسی
زیادی به پر و پاش میپیچی
بهش گیر سه پیچ میدی
انقدر لوسش میکنی که یارو خفه میشه
یک کلام: داری حسابی براش مادری میکنی
اگه همه اینها درسته یه چند تایی هم خودش بزار روش .......بعد تایید کن.تا دوستان برا حل اینها نظر بدن............چون اگر اینها حل بشن.....بقیه مشکلات هم حل میشن انشاا...
[/quote] 
الهام عزیزم من به هیچ عنوان بهش گیر نمیدم لوسش نمیکنم اون خودش اونقدر از خودش مطمئنه که من حتی نمی تونم اعتراض کنم اتفاقا دقیقا برعکس اون فکر میکنه من بچه ش هستم و اون پدر من یه عنوان یه زن ازم انتظار نداره نمی دونم چرا ؟؟؟
اتفاقا دقیقا برعکسه اون داره برام پدری میکنه اون همیشه منو توی عمل انجام شده قرار میده مثل دیروز که گفت میخوام گوشی رو  بگیرم قشنگه بدون اینکه فکر کنه سر یه سینمای ساده با من چیکار کرد که ندارم و از این حرفا .
خارج شده است
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #99 : 04 آبان 1388,ساعت 14:30:11 »

خیلی خوب
براش توضیح دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا حالا موارد ناراحتی تون رو خیلی بامنطق(نه با کنایه)و رک ازشون خواستین؟؟؟؟؟
گذاشتین احساس شوهر بودن روتجربه کنن........یا انقدر از خودتون وخواسته هاتون گذشتین،که دیگه براشون عادی شده که تو و خواسته هات زیادی مهم نیستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #100 : 04 آبان 1388,ساعت 14:36:21 »

سلام دختر شبم
بچه ها من فک می کنم که شوهر ایشون زیادی غر غروووو هستن و دختر شب هم زیادی حساس ......

و همش حرص می خورن .......باید کمی خونسرد باشه و با خونسردی بتونه شوهرش رو عوض بکنه ........وقتی به شوهرش میگه من می خوام برم می بینه که شوهرش سریع عکس العمل نشون میده ..پس نشون میده خیلی دوسش داره و نمی خواد که همسرش بره ......پس این خودش خیلی مهمه و نشون میده که مشکلشون قابل حله و شوهرشون اونقدر انعاطاف داره که عوض بشه .......
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
دختر شب
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 112

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 28


« پاسخ #101 : 04 آبان 1388,ساعت 14:45:26 »

الهام جونم من در مقابل حرفای اون حرفی ندارم بزنم هروقت با هم حرف میزنیم من مغزم از کاز میفته همه چی یادم میره که چی میخواستم بگم اون مدام منو هل میکنه و سوال و جواب و من درمونده میشم واقعا اون حرفاش منطقی یه منتهی دور از احساس و محبت به اطرافیان میگه من اینطوریم راستم میگه من نمی تونم عوضش کنم اما آیا اونم نمی تونه به خاطر من یه کم از خودخواهی ها و قدرت طلبی هاش دست بکشه
خارج شده است
*elham*
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309

تشكر
اهدا شده: 152
دريافت شده: 153


« پاسخ #102 : 04 آبان 1388,ساعت 14:54:00 »

راستی جواب نامه رو داد؟؟؟؟

اصلا گفت که خونده یا نه؟
خارج شده است

آرزوهاتو يه جايي يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه,خدا يادش نميره , ولي تو يادت ميره كه اون چيزي كه الان داري,همون آرزوي ديروزيت بوده
دختر شب
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 112

تشكر
اهدا شده: 4
دريافت شده: 28


« پاسخ #103 : 04 آبان 1388,ساعت 16:33:14 »

نه میگه سرم شلوغه منم دیگه پیله نکردم ناراحت ولی آخه یعنی انقدر شلوغه دلگیرم از تمام مردای این دنیا  سکوت
خارج شده است
LonelY
DorSa
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 124

تشكر
اهدا شده: 13
دريافت شده: 58



« پاسخ #104 : 04 آبان 1388,ساعت 20:06:43 »

سلام
دختر شب عزیز اگه اون از خودش مطمئنه شما هم از خودت مطمئن باش. قاطع باش و از موضع خودت عقب نشینی نکن. نه طوری که زندگیتون به رقابت تبدیل شه.. ولی این حساسیت زیادو کنار بذار و با هر حرفش کم نیار.
مثلا اگه می گه من سینما نمیام.. خودت برو. نشون بدی کاری که می خوای رو حتما انجام می دی. گاهی نشون بده که حرفشو گوش می کنی و براش ارزش قائلی ولی اگه اون کاری که شما می خوای رو انجام نداد سریع دعوا یا گریه و زاری راه ننداز و شلوغش نکن. بگو باشه دوست داشتم این کارو با تو انجام بدم ولی اگه وقت نداری خودم این کارو می کنم یا از یکی دیگه کمک می گیرم.
اکه می گه پدرت اینجا مثلا سیگار نکشه با پدرت صحبت کن و براش توضیح بده. اگه موثر نبود بدون دعوا و شلوغ کردن خیلی مهربون ازش عذر خواهی کن و بگو من به پدرم گفته بودم.

حالا که نامه تو نخونده یه خورده رفتارتو تغییر بده و حای احساس مثل خودش منطقی رفتار کن.  اصلا هول نشو و واسه همه چی دلیل داشته باش. اگه وسط حرفات تند تند سوال پرسید خیلی آروم و مطمئن جواب بده.

شما همسرتو نمی تونی تغییر بدی ولی خودتو که می تونی ( که فکر می کنم با تغییر شما همسرتونم تغییر کنه )

خارج شده است

احتمال رسيدن کسي که با اراده به سوي ستاره اي مي تازد بيشتر از کسي است که با ترديد به سوي خاته گام بر مي دارد
صفحه: 1 ... 5 6 [7] 8   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani