خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13685 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: hadiaslami
صفحه: [1] 2   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: آیا با این شرایط ازدواج کنم؟  (دفعات بازدید: 1082 بار)
تهمینه
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3

تشكر
اهدا شده: 5
دريافت شده: 0


« : 14 مهر 1388,ساعت 15:06:55 »

من میخواستم دوستان مجرد و متاهل منو راهنمایی کنن و نظرشون رو در مورد شرایط من بگن

من و پسری با هم قرار ازدواج داشتیم،
پسر مودب و متین و باشخصیت و عاشق پیشه با یه خانواده عجیب و رفتارهایی که در خانوادۀ مودب ما تعریف شده نیست

با وجود اینکه من به پسرشون سرم ولی مادر و خواهرش بخاطر حسادت چندبار به من زنگ زدن و به من با بدترین کلمات توهین کردن و من هربار با پسرشون رابطمو قطع کردم ولی با خوبی باز منو به سمت خودش کشید ولی الان بعد از چند سال آشنایی خودشم روش به روی من خیلی باز شده و عصبانی میشه با وقاحت بهم توهین میکنه!

از طرفی خیلی مرد خوبی میشه فهمیده اس و از طرف دیگه خیلی بهم علاقه داره ولی رفتارهای پرخاشی و بی ادبی مادر رو در هنگام عصبانیت به ارث برده

حالا بنظر شما من باید چیکار کنم؟
خارج شده است
zahra.123
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 97

تشكر
اهدا شده: 1
دريافت شده: 8


« پاسخ #1 : 14 مهر 1388,ساعت 15:46:03 »

سلام با این شرایطی که گفتی فکر میکنم درست نباشه که دیگه باهاش رابطه داشته باشی ازدواج یه امر ساده نیست خیلی مهمه می تونی بیشتر در مورد این آقا توضیح بدی مثلاً سن تحصیلات فرهنگ و........

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

تهمینه

خارج شده است
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #2 : 14 مهر 1388,ساعت 15:52:30 »

منم مخالفم ادامه ارتباطم

درسته ادم فهميده اي اما اين كه الان توي مرحله دوستي به شما نوهين مي كنه خوب براي بعد كمي ادم رو به فكر وا مي داره


مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

تهمینه

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #3 : 14 مهر 1388,ساعت 20:04:57 »

منم با نازی جون موافقم . سعی کن منطقی تصمیم بگیری .  سکوت

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

تهمینه, n@zi

خارج شده است
naka
naka
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 56

تشكر
اهدا شده: 12
دريافت شده: 12



« پاسخ #4 : 15 مهر 1388,ساعت 00:07:11 »

منم با نظر بچه ها موافقم.زندگي يكي دو روز نيست.تحمل اينجور رفتار ها توي زندگي سخت هست.پس حالا كه ميتوني تصميم درست بگيري و جووني تو خراب نكني جلوي اين كارو بگير.تازه همه تو دوران دوستي و نامزدي سعي ميكنن خودشونو خوب نشون بدن و اخلاقيات بدشون رو نشون ندهند.اين الان اين كارو مي كنه واي به حال بعدا.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

تهمینه

خارج شده است
تهمینه
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3

تشكر
اهدا شده: 5
دريافت شده: 0


« پاسخ #5 : 15 مهر 1388,ساعت 09:59:11 »

بچه ها از همتون ممنونم فقط بگید کدومتون متاهلید و اینکه یه کم بیشتر توضیح بدم که لحظه ای که میخوام ازش جدا بشم این رفتارارو نشون میده و همیشه میگه فقط حرف رفتن رو نزن بنظرتون ممکنه بعد از ازدواج که دیگه خیالش راحت میشه که رفتنی درکار نیست آروم بشه؟
خارج شده است
آنجل
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 282

تشكر
اهدا شده: 73
دريافت شده: 162



« پاسخ #6 : 15 مهر 1388,ساعت 10:09:16 »

سلام عزيزم
همش بستگي به خودت داره. ببين ميتوني با اين توهينا كنار بياي؟! من خودم به هيچ وجه نميتونم كوچكترين توهينو تحمل كنم.البته يه كم زود رنجم ولي خب اين جز شخصيتو اخلاقم...به خاطر همين من اگه جاي تو بودم شايد با همون اولين توهين جا ميزدمو ازش جدا ميشدم. اما تو خصوصيات اخلاقي خودتو داري ! ببين ميتوني با اين قضيه كنار بياي... درسته شايد بعد از ازدواج بهتر بشه ولي ممكنه بر اساس فشاراي زندگي و برخورد با مشكلات بدتر هم بشه... پس خيلي حواستو جمع كن گلم.
من مجردم . باز ببين نظر  بچه هاي متاهل چيه عزيزم.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

تهمینه

خارج شده است

یک عمر
در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند
و تو را همان گونه که هستی بپذیرد.
وعاقبت
در می یابی که او از همان آغاز خودت بوده ای...
تهمینه
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 3

تشكر
اهدا شده: 5
دريافت شده: 0


« پاسخ #7 : 15 مهر 1388,ساعت 10:15:33 »

ناکا فکر کنم تو بیشتر بتونی کمکم کنی ببین خانوادۀ نامزدم مثل خانوادۀ نامزد تو هستن(بی آزار نیستن) اولا نامزدم یه پسر مهربونو با شخصیت بود و خیلی عاشق هم بودیم، اولین باری که با مادرش صحبت کردم از لحن صحبت مادرش و توهین بی مقدمه ای که بخاطر حساسیتش نسبت به دختر مورد علاقۀ پسرش کرد، علی رغم احترامی که برای نامزدم قائل بودم و علاقه ای که بهش داشتم تصمیم به ترک رابطمون گرفتم و در این بین نامزدم رو که مثل کوه پشتم بود چندین سال با بدترین حرکات از خودم روندم ولی اون نرفت تا اینکه انقدر بهش فشار اومد که منو نگه داره که شروع کرد به پرخاشگری. نامزدم تنها پسریه که تونستم بهش اعتماد کنم دیگه خودت میدونی پسرای این دوره زمونه رو اصلاً نمشه بهشون اعتماد کرد(دور از جون همسر شما)، از طرف دیگه خیلی مسولیت پذیره و هزارتا خوبی دیگه که نمیشد به راحتی ازش گذشت وگرنه تعریف از خودم نباشه من یه دختریم که خیلی پسرا علاقه به ازدواج باهام دارن ولی تا امروز پام نلرزیده که برم با کس دیگه ای چون برای خوبی و آدمای خوب خیلی ارزش قائلم به نظرت اگه من حساسیتمو به رفتارای خانوادۀ نامزدم کم میکردم و به جای روندن نامزدم بیشتر درکش می کردم بازم به همین جا میرسیدم؟
خارج شده است
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #8 : 15 مهر 1388,ساعت 11:12:59 »

من متاهل هستم عزيزم

زندگي زير يه سقف با دوستي خيلي خيلي فرق داره

اگه اين توهين كردناي خانواده توي خون ايشون هم باشه بعد از مدتي هم از خانواده ميكشي هم از خودش بعد مياي ميگي فهميدگي و عاشق پيشه گي و خوبي اش تو سرش بخوره بگيد چطور ميتونم از شر اين موجودات بي ادب خلاص بشممممممممم
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
zahra.123
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 97

تشكر
اهدا شده: 1
دريافت شده: 8


« پاسخ #9 : 15 مهر 1388,ساعت 11:39:30 »

سلام عزیزم منم متاهلم مشکلتو واضح بگو زندگی متاهلی با زندگی مجردی خیلی فرق میکنه
خارج شده است
naka
naka
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 56

تشكر
اهدا شده: 12
دريافت شده: 12



« پاسخ #10 : 15 مهر 1388,ساعت 13:44:16 »

تهمينه جان اول از همه تصميم نهايي با خودته كه چيكار بخواي بكني.و بدون هر تصميمي بگيري نتايج تصميمت با خودته پس درست تصميم بگير.ببين منم مثل تو فكر مي كردم كه وقتي آدما باهم متفاوتن كه مشكلي نيست.با هم حلش مي كنيم.بالاخره يه روز مثل هم ميشيم و از اين جور حرف ها.ولي حالا مي فهمم اين طور نيست.ميدوني شخصيت پسرا طوري هست كه فكر مي كنم كم هستن پسرايي كه تغيير كنن.من تجربه اينو داشتم كه توي دوران عقدم با شوهرم چند ماهي رو تنها باشيم و يه جورايي باهم زندگي كنيم و از اين بابت خيلي خوشحالم چون اين جوري خيلي چيزا رو هم در مورد اون و هم در مورد خودم فهميدم.ميدوني آدم اولش فكر ميكنه ميشه با خصوصيات بد كنار اومد ولي بعد ميبينه كه چه قدر اين خصوصيات زجرش ميده.براي همين حالا كه تو اينو فهميدي كه اون پرخاشگر هست ببين آيا آدمي هستي كه بتوني توهين و پرخاشگري رو تحمل كني.مطمئنا خيلي از ما نمي تونيم چون هر چي هم تحملمون بالا باشه يه جايي كم مياريم.مثلا خود من از اون دسته آدمهام كه كسي به عمرم سر من داد نكشيده و يا به تلخي باهام صحبت نكرده.بعضي وقت ها كه با شوهرم بحث مي كنيم اگه فقط يه كم تندي نشون بده من اون قدر ناراحت ميشم كه اصلا موضوع فراموش ميشه و اون بايد بشينه دل منو بدست بياره.تازه شوهر من تو كل مدت دوستي و نامزدي هيچ وقت سر من داد نزده بود و تندي نكرده بود.ببين ازدواج چون ميرين زير يه سقف تازه خيلي اخلاقيات ديگه هم كه شايد آزار دهنده باشه و ولي كوچيك هستن هم بهش اضافه ميشه و اگه يه عيب بزرگ هم وجود داشته باشه  كه ديگه هيچي.
در مورد خانواده كه گفتي تفاوت خانواده شوهر من با دوست تو در اين هست كه خانواده دوست تو از همين اول سر ناسازگاري گذاشتن و شايد اصلا از تو خوششون نمياد.و اگه شوهر تو از اون دسته آدما نباشه كه بتونه به خانواده اش پشت كنه و اونا رو تو زندگيش راه نده  پس خانواده اش خيلي مي تونن دخالت كنن و اعصابتو به هم بريزن.تحمل اين مشكلات رو داري.
نيمي دونم تونستم بهت كمك كنم يا نه.
خارج شده است
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #11 : 15 مهر 1388,ساعت 14:44:05 »

با سلام به همه دوستان
همسرم ادب و احترام سرش نمی شه ، اگه من این موضوع رو قبل از ازدواجمون می دونستم هیچوقت باهاش به هیچ قیمتی ازدواج نمی کردم
خارج شده است
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #12 : 15 مهر 1388,ساعت 14:47:26 »

با سلام به همه دوستان
همسرم ادب و احترام سرش نمی شه ، اگه من این موضوع رو قبل از ازدواجمون می دونستم هیچوقت باهاش به هیچ قیمتی ازدواج نمی کردم

عليك سلام دوست قديمي جناب آقاي حقيقت ياب.... دخترتون خوبه؟؟ ميگه بابا يا نه؟

شما كه همچنان دلتون خونه كه
ما گفتيم اينقدر اوضاع توپه كه ديگه سر به ما نميزنيد!!
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #13 : 15 مهر 1388,ساعت 14:54:36 »

خیلی ممنون ، نه از روی افسردگیه
خیلی خوب نیست تو تاپیک دوستمون از زندگی خودم بگم، ولی دخترم خوبه ، هنوز نه راه میره و نه حرف می زنه،در حال حاضر هم بیشترین چیزی که منو تو زندگی ناراحت می کنه رفتارهای همسرم با دخترمه ، خیلی زیاد از دخترم عصبانی می شده و سرش داد می زنه
خارج شده است
khorshid50
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 17

تشكر
اهدا شده: 1
دريافت شده: 1


« پاسخ #14 : 26 مهر 1388,ساعت 23:27:12 »

تهمینه جون یکی از مهم ترین قانون روانشناسی اینه که ما خودمون رو باور و دوست داشته باشیم .هرگز اجازه نده کسی به شخصیتت توهین کنه .هر وقت تونستی به خودت ارزش بدی اونوقت دیگران هم به تو ارزش میدن .
خارج شده است
صفحه: [1] 2   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani