خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13690 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: پارسا 16 ساله
صفحه: [1] 2 3 ... 6   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: دردوران نامزدی شبها کجا میخوابید  (دفعات بازدید: 6296 بار)
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« : 18 مهر 1388,ساعت 09:20:46 »

سلام
عواقب و مزایای اینکه  دردوران نامزدی شب خانه پدرشوهر با نامزدت بخوابی چیه؟
آیاشما هم مثل من مادر شوهرتان شبها بغل دست شما ونامزدتان یا بالا سرتان میخوابد؟!باید راضی باشم و برام مهم نباشه؟چیکارکنم؟
اصلا دوران نامزدی پیش هم بخوابیم؟
بیشتر من برم خونه همسرم بخوابم یا اون بیاد؟
کمکم کنید......................

پ ن مدیر:
به علت داشتن واژه هایی که نیاز به ویرایش دارن، به بورد مسائل جنسی منتقل شد .
« آخرين ويرايش: 21 مهر 1388,ساعت 22:22:44 توسط دریا » خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
panizz
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 202

تشكر
اهدا شده: 18
دريافت شده: 91



« پاسخ #1 : 18 مهر 1388,ساعت 09:24:37 »

عزیزم این یه چیز خیلی شخصیه و هر کسی بسته به شرایطش تصمیم میگیره. اما اگه من جای شما بودم ( به خاطر مادر شوهرم) هیچ وقت شب رو توی خونه نامزدم نمی موندم.  اون هم با این چیزی که شما گفتید.
اگر نامزدتون تمایل داره خب میتونه بیاد خونه شما.


مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مونا جون, ebham

خارج شده است

خدايا دوستت دارم. دوستم داشته باش.
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #2 : 18 مهر 1388,ساعت 09:47:58 »

اگه منو نامزدم یه شب ازهم دور بخوابیم فرداش دعوامون شده
دیشبم من گفتم بریم تو خواب بخوابیم-زیر تخت جامون را انداختیم-مامانش دوباره اومد روی تخت بالاسرمون
ماهم خونمون را داریم میکوبیمو میسازیم -خانوادم توی یه اتاق میخوابند-نامزدم میگه مگه خونمون راازمن گرفتن بیام تو یه اتاق کوچیک کنار خانوادت-درضمن روشم نمیشه-خلاصه نمیدونم واسم مهم باشه نباشه-باید بیاد بخوابه-آخه اینا اینو نمیدونن جوونهای الان اگه کاری هم بخوان بکنن روزم میکنن-نمیدونم چیکار کنم.نامزدم بارها بهش گفته اینقدر به ما نچسب-میگه من که کاریتون ندارم.
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
panizz
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 202

تشكر
اهدا شده: 18
دريافت شده: 91



« پاسخ #3 : 18 مهر 1388,ساعت 10:11:42 »

دلیلی نداره با این شرایطی که شما عنوان کردید شب را پیش هم باشید. نامزد شما هم بچه نیست. برایش توضیح دهید که به خاطر حرکت مادرشون درست نیست که خونه شان بمانید.
خارج شده است

خدايا دوستت دارم. دوستم داشته باش.
dorsad
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 212

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 35


« پاسخ #4 : 18 مهر 1388,ساعت 10:41:20 »

النا جان این از تجربیات شخصیه منه و دوست دارم که بهت بگم
عزیزم تا زنگ نزدند نرو بخاطر خودت می گم به من می گفتند اما گوش نمی کردم و الان اون عواقبشو می بینم
بزار زنگ بزنن بعد برو و هیچ وقت (بخاطر کار مادر شوهرتون)اونجا نمون و بزار اون بیاد خونتون
بزار همیشه شمارا بخوان نه فقط تو دوران نامزدی بلکه این کار براشون عادت می شه و همیشه براتون زنگ می زنن و حتی بعد از ازدواجتون (من خودم می رفتم الانم اگه یک سال خودم نرم  زنگی در کار نیست)

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ELENA-AKS

خارج شده است
s.zeinab
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 18

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 2


« پاسخ #5 : 18 مهر 1388,ساعت 11:35:23 »

اجازه نده مادر شوهرت فکر کنه برای خودت عرت قائل نیستی. درکت می کنم و می دونم که این که دو تا نامزد بخوان پیش هم باشن به خاطر این نیست که بخوان کاری بکنن و کششیه که این رابطه ی عاشقانه ایجاد می کنه. اما دوران  نامزدی گذراست. برای آینده فکر کن.
خارج شده است
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #6 : 18 مهر 1388,ساعت 13:01:59 »

ممنونم ازدرساد و زینب عزیزم
آخه ما یکسال میخواهیم نامزد باشیم یعنی تاتابستان دیگه همین رواله
اونم خونمون تا قبل از شلوغی ها میخوابید اما من فقط پنجشنبه جمعه اونجا بودم
واون یه شب در میان
الانم درساد جان برام زنگ میزنن که شام میای اینجا یانه
چون من فقط واسه خواب اونجا میروم
اما تا عید که خواهرشوهرم پیشمون میخابید الان مادر شوهرم بالاسرمون
نمیدونم
همه میگن نباید اونجا بخوابی حریم بینتون شکسته میشه
آخه من که صبح تا شب یا دانشگاهم یا سرکار شبم یا شام بیرونیم یا خونه ما یا خونه اونا بعدشم چون اوضاع خونمون بده واسه خواب اونجامیروم.ولی حرف درساد بشدت قبول دارم.
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
tata
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 274

تشكر
اهدا شده: 65
دريافت شده: 102


« پاسخ #7 : 18 مهر 1388,ساعت 13:04:53 »

به نظرم تایپیک با نمکیه ...خوب من اگر نامزد داشتم ..شبا تو بغل نامزدم میخوابید  بوسه..حتی اگه یک نفر از اون بالا نظاره گرم بود ...شاید خودش خجالت بکشه ...و اینقدر فضولی تو کار جونا نکنه که مجبور بشن بیان اینجا  و این تایپیکهای با نمک رو ایجاد کنند تازه . چشمک.طوری هم ماچش میکردم که صداش تا کوچه ی بغل دستی هم بره  Cheesy

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ELENA-AKS

خارج شده است
dorsad
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 212

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 35


« پاسخ #8 : 18 مهر 1388,ساعت 13:18:54 »

النای عزیز درکت می کنم چی میگی
ولی تا اونجایی که می تونی سعی کن با دعوت بری اونجا (نه اینکه میای یا نه) و رفتی بعدد از شام یا نهار برگرد
و وقتی می بینی اونا سرک می کشند کنار هم نخوابید تا اونجایی که می تونید و براتون مقدوره نامزدت بیاد خونتون مگه جه ایرادی داره
یه سوال ؟
اصلا واسه چی می ری اونجا ؟ دوست داری تو کارت سرک بکشند
یعنی موقع خواب می یان تو اتاقتون ؟ نامزدت چیزی بهشون نمی گه ؟
فکر اون روزی را بکنید که ازدواج کردید و باز از این سرک کشیدن ها است پس عزیزم گربه را دم حجله بکش
یا همین کاری که گفتم بکن و اصلا به هم جلوی اونا نزدیک نشید یا یه جوری خودتو اماده کنی و وقتی که رفتی تو اتاق درو هم کلید کنی و  چیزایی که خودت می دونی بکن
النا از این حرفت خیلی تعجب کردم که گفتی من فقط واسه خواب اونجا می رم دوران نامزدی یعنی شناخت یعنی تفریح (که اگه نکنید پشیمون می شید) می شه منظورتو از این حرفت بگی ؟
خارج شده است
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #9 : 18 مهر 1388,ساعت 13:38:46 »

النای عزیز درکت می کنم چی میگی
ولی تا اونجایی که می تونی سعی کن با دعوت بری اونجا (نه اینکه میای یا نه) و رفتی بعدد از شام یا نهار برگرد
و وقتی می بینی اونا سرک می کشند کنار هم نخوابید تا اونجایی که می تونید و براتون مقدوره نامزدت بیاد خونتون مگه جه ایرادی داره
اخه فعلا ما بنایی داریم نمیشه بیاد قبلا اون هفته ای سه بار و من هفته ای دوشب میرفتم
یه سوال ؟
اصلا واسه چی می ری اونجا ؟ دوست داری تو کارت سرک بکشند
نه دوست ندارم-آخه گفتم مجبورم-اگه نرم با نامزدم دعوام شده فرداش-اخلاق بدی داره-
یعنی موقع خواب می یان تو اتاقتون ؟
آره تازه بالسرمون میخابند
 نامزدت چیزی بهشون نمی گه ؟میگه گاهی هم من خودمو به خاب میزنم مادرشوهرم میگه از فرداشب برین تو پذیرایی جاتونو بندازین من تو اتاق خفه میشم-نامزدم میگه
مثلا دوبار رفتیم درو قفل کردیم فرداش مامانش باد داشت و ناراحت بود.
فکر اون روزی را بکنید که ازدواج کردید و باز از این سرک کشیدن ها است پس عزیزم گربه را دم حجله بکش
آره ولی چه میشه کرد
یا همین کاری که گفتم بکن و اصلا به هم جلوی اونا نزدیک نشید یا یه جوری خودتو اماده کنی و وقتی که رفتی تو اتاق درو هم کلید کنی و  چیزایی که خودت می دونی بکن
چی میگی درو قفلم کنیم اینقدر پرویه میاد درمیزنه تادرو باز نکنیم از رو نمیره-تازه تابستان را سعی میکردیم بریم بالا پشت بام بخوابیم چون مادر شوهرم میترسید شبو اونجا باشه-دخترش را فرستاد -شبها که دستشویی داشت نه من بیدار میشدم نه نامزدم ببریمش پایین دیگه از فذداش نیومد-تااینکه یه شب سوسک اومد دیگه منم میترسم بالا پشت بام بخوابم(ببین آدمو مجبور به چه کارها که نمیکنن)النا از این حرفت خیلی تعجب کردم که گفتی من فقط واسه خواب اونجا می رم دوران نامزدی یعنی شناخت یعنی تفریح (که اگه نکنید پشیمون می شید) می شه منظورتو از این حرفت بگی ؟
خب با نامزدم بیرون میریم-واسه شام-پارک میریم-دور میزنیم-من شناختم کامل شده-واسه خواب میرم تا اونا رو هرشب نبینم-جای تعجب نداره-خونه خودمون که بنایی داریم خونه اونا میرم میخوابم دیگه عزیزم
بازم ممنونم
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #10 : 18 مهر 1388,ساعت 13:45:32 »

خب من دوست داشتم تو این تایپیک هرکسی بیاد بگه (میدونم شخصیه اما کسی کسی رو که نمیشناسه)خودش بیشتر میره یا میرفته خونه ÷در شوهرش یا نامزذش میومده؟اگه خودش میرفته شبها چیجوری میخوابیدن -سرقفلی داشتند؟
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
فرزاد2
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 243

تشكر
اهدا شده: 34
دريافت شده: 149



« پاسخ #11 : 18 مهر 1388,ساعت 13:56:38 »

ای بابا  چه معضلاتی تو این جامعه هستا .... به جان شما من اگه بودم پای تخت زیر تخت روی تخت جوری با نامزدم بودم که این مادر شوهره حالش گرفته بشه و کف کنه البته ببخشیدا ولی آدم دیگه از این دخالتها  حرصش میگیره... منم به شما میگم با نامزدتون راحت باشین ..خجالت رو بذارین کنار اتفاقا تا خود صبح سر و صدا کنید و حرفای عشقولانه بزنید تا مادر شوهرتون کم بیاره....لذت ببرین بابا..
چون الان کار اونه که اشتباست نه شما...آی اگه من بودم حرصشو در می آوردم ...

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ELENA-AKS

خارج شده است

ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.
فرزاد2
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 243

تشكر
اهدا شده: 34
دريافت شده: 149



« پاسخ #12 : 18 مهر 1388,ساعت 14:06:01 »

بنابراین با این تفاسیر من شبا تو بغل نامزدم میخوابم با مخلفاتش و اگه مامانم این کارو بکنه بلایی به سرش میارم که بره رو پشت بوم پیش گربه ها بخوابه...البته من نه الان نامزد دارم نه مامانم این کارو میکنه...ولی خب درک میکنم شما چی میگین ...پس محکم باشین و به شوهرتون هم القا کنید که حقش رو بگیره ...والا..
خارج شده است

ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی.
lady
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 131

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 29



« پاسخ #13 : 18 مهر 1388,ساعت 15:35:34 »

سلام
هه...ببخشیدا الان تودوران نامزدی هستید هر چی ما بگیم اون جورا که باید نمی پذیری مگر اینکه خییییییییلی با منطق و با سیاست باشی وفقط به نوک دماغ نگاه نکنی..1
-متاسفانه یا خوشبختانه شما در ایرانی وفرهنگ ما چیزی دیگه می گه  پس این حرفو حدیثا که بی خیالشو از اتاق بیرونش کنی و حرصش بدی خبری نیست فقط حرف و حدیث پشت سر خودتو زیاد تر می کنی...
2-شخصیت و مقامت نباید این اجازه رو بده که همچین رفتاری رو عملا باهات بکنن و شما هم اصلا براتون مهم نباشه و همچنان برای خوابیدنتون اصرار داشته باشی
-3فکر نکنم نامزدتون و مرد آیندتون از اینکه شما این یکسالو پیشش نخوابی توی اون شرایط نظرش برگرده 4-واقعا اینو می گم بدون به تجربش میرسی هر چی الان از خودت و شخصیتت نشون بدی همون می شه اول وآخر زندگیت ..نذار فردا پشت سرت بگن دختره واسه خوابش می یادو میره براشم مهم نیست مادر پسر همخوابشونه ...شنیدم که میگم اون وقت چنان بدنت گر میگیره و قلبت می شکنه اما مجبور سکوت کنی چون خودتم که فکر کنی میگی ای بابا این قدرام ارزش نداشت این خوابیدنه ..کاش می ذاشتم با احترام و لذت شب عقد یا عروسیم اونم توی اتاق مختصبه خودم وهمسرم پیشش با آرامش میخوابیدم جای اینکه نشون بدی برات تفاوت نداشته و صرف خوابیدنه...این حرفا که اگه پیشش نخوابم  دعوامون  می شه رو هم نزن ...پس بدون هنوز لنگی توی روابط هوشناختتون هست که یه شب نبودنت و یا نخوابیدنت می شه زمینه بحث...بیشتر وقتت رو بزار روی شناختش رفتارش حرکات اجتماعیش تا رختخواب وآروم کردنش و اینکه اگه نخوابی دعوا بشه ..خدا نکنه خدا نکنه چیزی که به سرم اومد به سرت بیاد اما دقیقا مادر شوهرم برگشت گفت ما که دخترت اگه خونم راهش نمی دادم جا خواب نداشته حالا چی دارید می گید پس ..یکی باید اینوجلوشو میگرفت که هر شب تو بغل پسر من جلو روم می رفته و می اومده ..درحالیکه خانواده ای مذهبی بودن و خود مادر شوهرم با اینکه من تمایل نداشتم اصرا ر داشت تو نامزدی پیش پسرش باشم و جالب اینکه می گفت وقتی نیستی کلافست عنقه وصبحشم با من دعواش می شد که آره تو به من نمی رسی برات مهم نیستم پیشم نمی یای بخوابی تا حدی که شد مثل شما من از7 تا 8 شب سر کار بودم بعد بهترین باغای سنتی و رستورانا و بعد هم رختخواب خونه مادر شوهر..یک سال گذشت جز این 3 مورد کور شدم به هیچی فکرنکردم تا بعد توی عقدم دیدم ای بابا چقدر غافل بودم من لذت خوابیدن و یه شام خوردنوب گوبخند گذرا رو فروختم به شناخت واقعیت و رفتار همسرم..جوری که شد وظیفم و اگه نمی رفتم به بقیه برمی خورد که چش شده امشب نیومده اما دریغ از احترام تماس ..خیلی مهمه اینکه حرمت خودتو نشونشون بدی ..اونجا خونه شوهر شما نیست خونه مادرشه ..باید دعوتت کنه ازت بخوا د مثل یه عزیز مهمون جاتو تعیین کنه احترامت بزاره تا با آرامش بری پیشه پسرش ..پس وقتی این مراحل و انجام نمی ده داره به روشنی بهت می فهمونه که ..آره..پس سعی کن رفت و آمدت روکمتر کنی بابا 50 سال یا اصلا 120 سال دیگه پیش شوهرت میخوابی اصلا عجول نباش..الان فکر نگه داشتن آبرو و شان خانوادگیت باش ...تو و شوهرت شاید الان غرق خوشی ولذت و خنده زودگذر نامزدی هستید اما اطرافیانتون چشاشونو باز کردن ودارن از شما و رفتارات برداشت می کنن ..پس غافل نباش..ایشون اگه می خواست شما که زنشی برات حرمت بالا قائل بشه نباید میزاشت مادرش وارد حریم خصوصیتون بشه وقتیم اجازه می ده این شمائی که باید حساب کار دستت بیاد...انمیدوارم از اینکه بعضی جاها رک گفتم ناراحت نشی...راستی ببین شده تا حالا مهمان بیاد مادر پدرت برن تواتاق مهمان بخوابن یا بالاسرشون؟؟اونا مهمانن حالا حساب کن شما دیگه باید تا چه حد باشی که زن پسرشی ، عروس گلشی وقتی اینکارومیکنه شما کوتاه بیا رفت وآمدتو کمتر کن..وخانوادت ...چی میگن؟؟مادر پدرت بهترین راهنمات میتونن باشن از اونام مشورت بگیر ..

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Designer, black_rose

خارج شده است
ELENA-AKS
ELENA
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 208

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 16


دختر 18 ساله متاهل-


« پاسخ #14 : 18 مهر 1388,ساعت 15:51:05 »

ازت ممنونم لیدی جان
فقط اینو بگم  من نامزدم و عقد کرده فقط ازدواج نکردم-آخه توضیحاتت انگارفکر میکنی فقط نامزدم
و  حرفات خیلی روم تاثیر گذاشت
در ضمن برم به خانوادم یا مامان و بابام چی بگم؟
آره خانواده بهتر راهنمایی میکنن
ولی در این مورد بگم میخام با نامزدم تنها بخوابم مادر شوهرم نمیگذاره خب اونام حق به مادرشوهرم میدهند میگن مواظب دخترمونه دیگه...............
ولی بعضی از حریمها بین منو خانوادش شکسته
ولی اونا منو دخترم دختر گلم  صدا میزنند
خارج شده است

زنده بودن رابه بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
صفحه: [1] 2 3 ... 6   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani