خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13691 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: کبوترتنها
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: درخواست راهنمایی و پیشنهاد برای کمک به یه زندگی سرد  (دفعات بازدید: 637 بار)
lale237
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 22 مهر 1388,ساعت 22:09:06 »

با سلام خدمت دوستان گرامی ( که البته چون تازه عضو شدم نه از سایت زیاد سر درآوردم و نه کسی رو میشناسم )

من روانشناسی میخونم ... و خوب وقتی به کسی میگی روانشناسی میخونی انتطار کمک و راهنمایی و به قولی مشاوره ازت داره ... تا حدی هم سعی کردم بتونم به کسی کمک کنم. و میخوام اینجا مشکل یه بنده خدایی رو مطرح کنم و از دوستان گرامی درخواست کنم که نظرات و پیشنهادات و راهنمایی های خودشون رو بنویسن تا بلکه بتونم به زندگی این بنده خدا کمکی بکنم ...

قضیه از این قراره که این بنده خدا با یه خانومی دوست میشن ... همدیگه رو دوست داشتن ولی این بنده خدا احساس می کنه اون خانوم نمیتونه شریک زندگی خوبی براش بشه ... و متوجه هم میشه که خانومه خیلی بهش وابسته هستش و اگه ترکش کنه ممکنه بهش ضربه روحی بخوره ... واسه همین از خدا درخواست کمک میکنه و با توکل به خدا ( به گفته خودشون) باهاشون ازدواج می کنن ... به قولی از سر دلسوزی ...

زندگیشونو شروع می کنن ولی اون زندگی که میخوان رو بدست نمیارن... چون خانوم با هر بهونه ای دعوا راه میندازه ... الان یه پسر 5 ساله دارن ... این بنده خدا میگن میخوان بخاطر پسرشون این زندگی رو تحمل کنن ... خیلی سعی کردن با خانوم مهربون باشن و باهاشون بسازن ، حرف زدن و چیزهای دیگه... ولی کارساز نبوده ... خانواده دختر هم در زندگیشون دخالت بیجا میکنن و باعث بدتر شدن اوضاع میشن و خانوم هم راضی به جدا شدن از خانواده و رفتن به شهری دیگر نمیشن.

من پیشنهادم به ایشون این بوده که با خانوم جدی صحبت کنن و بگن اگه قبول میکنه که یه زندگی ایده ال رو دوباره باهم شروع کنن که هیچ و اگه قبول نمی کنن پسر رو یه مدتی از مادر جدا کنن و کاری کنن که یک هفته ای یا بیشتر نتونه پسرشو ببینه اگه کارساز باشه فکراشو میکنه و سعی میکنه خودشو اصلاح کنه ... اگه هم نشد که اخرین راه یعنی طلاق بنظرم صورت بگیره ... چون هرچند پسر کوچیکه ولی فضای سرد خونه رو خوب درک میکنه و توی دلش جمع میشه و به زهنش میسپاره و در آینده مطمئنا عواقب بدی براش خواهد داشت ... الان میتونه با طلاق و جدایی والدینش کنار بیاد ولی فضای سرد خونه و روابط سرد والدین رو نمیشه جبران کرد ... یه جور عقده براش میشه ...

حالا از دوستان درخواست می کنم اگه راه چاره ای پیشنهادی دارن که بتونه به این زندگی کمک کنه ممنون میشم بیان کنن ...

 سکوت سکوت سکوت :
خارج شده است
tata
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 274

تشكر
اهدا شده: 65
دريافت شده: 102


« پاسخ #1 : 23 مهر 1388,ساعت 08:19:17 »

واقعا احمقانه ترین کار اینه که ادم ازز سر دلسوزی با کسی زندگی و اینده شو تقسیم کنه ...به نظر من این اقا باید تحمل کنند ..و اون موقع اگه دلشون بی خودی نمیسوخت ..که من اصلا روی این مسئله شک دارم ...الان پای  شخص  ثالثی هم به میان نمیامد ..متاسفانه خیلی ها زندگی رو بصورت آزمون وخطا ..امتحان میکنن ..که اینا اصلا حق ندارن پای  دیگرانو به این دنیا باز کنند تا وقتی خودشون این ازمون و درست درک نکردند ....خوب از اول بخاطر دلسوزی با  همسرشون ازدواج کردند ..چرا دیگه گذاشتند بچه دار بشن .....زندگی سرد پدر و مادر  بهتر از دربدری  بچه است تو این سن ...چون بعد از جدایی حتما میخوان تجدید فراش کنن دیگه ...بقولی مرد ..نمیتونه که تنها بمونه !!!!!!!؟؟؟؟؟؟ بعد اون موقع مشکل میشه چند تا......شاد باشید

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

علي اكبر

خارج شده است
lale237
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 23 مهر 1388,ساعت 09:56:24 »

ممنون که بالاخره یکی پیدا شد که جواب بده

حالا کاریه که شده و خودشون هم الان دارن حسابی خودشونو ملامت می کنن ...
ولی نظر من اینه که رابطه سرد بین والدین و فضای بی روح خونه خیلی بیشتر از طلاق روی بچه اثر میذاره ... بنظر من چون بچه پسر هم هستش و اصولا نمیتونه حسش رو به کسی بگه حتی به دوستاش تا توی دلش تلمبار نشه ... اگه دختر بود شاید با نشون دادن غمش و صحبت کردن با دوست یا هر کسی دیگه و گریه میتونست بفهمونه که درک می کنه ... ولی چون پسره ساکت فقط نظاره گر هستش .... این پسر هرچقد بزرگتر بشه این حس هم بیشتر توی دلش جا باز می کنه و بنظرم خیلی امکان داره که به راه های انحرافی بره تا شاید بتونه غمش رو یه جوری تخلیه کنه
خارج شده است
7
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 60

تشكر
اهدا شده: 14
دريافت شده: 7



« پاسخ #3 : 23 مهر 1388,ساعت 11:22:01 »

سلام
در ابتدای مطلبی که نوشتین یه جمله هست که خیلی مهمه و باید بهش توجه کرد و شاید سرنخ حل این مشکل باشه و اون اینه که نوشتین : اون خانوم قبل از ازدواج علاقه شدیدی به این آقا داشته و ممکن بوده در اثر عدم ازدواج ضربه روحی بخوره ....
خب حالا توی این 5-6 سال چی شده که خانوم دیگه آقا رو دوست نداره ؟
اولین سئوال اینه .....
درست میگم ؟
خارج شده است
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #4 : 23 مهر 1388,ساعت 12:26:09 »

منم با آقاي 7 موافقم

مهمترين سوال اينه اين خانم چرا يهو عوض شده ؟

موردي پيش اومده يا نه همينطوري يهو سرد شده كه اين امكان نداره ؟
خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
lale237
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #5 : 23 مهر 1388,ساعت 13:36:03 »


اونطور که به من گفتن خانواده خانوم دخالت زیاد می کنن ... و ایشون هم خیلی سعی کردن که خانوم رو از خانواده دور کنن تا بلکه اوضاع بهتر بشه ولی خانوم به هیچ وجه راضی نشدن.

شاید خانواده باعث شده که روحیه و اخلاقیات خانوم نسبت به همسرشون عوض بشه به قولی تحریکش کردن که باعث شده اوضاع برگرده.

(( شاید بهتر باشه خود این بنده خدا رو خبر کنم بیاد اینجا تا بیشتر توضیح بده و بیشتر بهره ببرن. ))

خارج شده است
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #6 : 23 مهر 1388,ساعت 13:45:18 »

اگه بحث تحريك باشه كه اين اقا به راحتي مي تونه خانم رو به خود قبليش تبديل كن چون اين ميشه لجبازي و با گذشت زمان حل ميشه


البته اميدوارم

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
7
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 60

تشكر
اهدا شده: 14
دريافت شده: 7



« پاسخ #7 : 04 آبان 1388,ساعت 14:25:01 »

امیدوارم مشکل این بنده خدا زودتر حل بشه
خارج شده است
امير مهدي
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 102

تشكر
اهدا شده: 31
دريافت شده: 44



« پاسخ #8 : 06 آبان 1388,ساعت 00:42:16 »

سلام به نظر من بايد از همديگه جدا بشن اون اقا اول از سر دلسوزي ازدواج كرده دوباره نبايد اشتباهشو تكرار كنه و بخاطر پسرش ادامه بده . چند وقط ديگه اونم بزرگ ميشه ميره دنباله زندگيش . بعد اين اقا ميمونه و يه عالمه حسرت تو زندگي . من كه خيلي ناراحت شدم . اونم حق زندگي داره ارامش ميخواد . تا كي خودشو فدا كنه . لطفا منو در جريان كار اين بنده خدا قرار بده
خارج شده است

به خاموشي ما منگر ماخود معدن رازيم
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 594

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #9 : 06 آبان 1388,ساعت 08:17:33 »

چرا باید خونواده خانوم  رو تحریک کنن ؟؟؟

چه مسائلی  برای تحریک کردنش وجود داره ؟

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
رزبی خار
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 20

تشكر
اهدا شده: 25
دريافت شده: 21


« پاسخ #10 : 06 آبان 1388,ساعت 09:07:51 »

ایا جدایی راه حل خوبی میتونه باشه ؟چه تضمینی هست که این اقا خودش مشکلی نداشته باشه وبه خاطر اینکه راحت تر جدابشه این حرفها رونزده باشه ؟ به نظر من اگر این اقا میخواد زندگی کنه باید با خانمش دو نفری به یه مشاور یا روانشناس با تجربه مراجعه کنن تامشکلشون اول ریشه یابی سپس حل بشه .یه لحظه فکر کنید اگه برعکس بود ایااون زن به همین راحتی بحث طلاق رو پیش میکشید .خیلی زیادن زن هایی که خانواده شوهرشون توزندگیشون دخالت میکنن اما نمیتونن کاری کنن یا با شوهرشون مشکل دارن اما فکر جدایی رو هم نمیتونن بکنن

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

behnam99

خارج شده است
behnam99
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 70

تشكر
اهدا شده: 99
دريافت شده: 40


« پاسخ #11 : 06 آبان 1388,ساعت 09:14:08 »

باید اول مشکل رو ریشه یابی کرد بعد میشه در مورد ادامه زندگی یا جدایی تصمیم گرفت
به قول خانم نازی باید دید چرا خانم عوض شده ؟ شاید رفتار سرد شوهر باعث این مشکل شده باشه
من فکر میکنم قبل از جدایی باید ابتدا  راه حلی برای درست شدن این معضل پیدا کرد و اگه در نهایت به نتیجه نرسیدید ، اونوقت پیشنهاد جدایی بدین .
چون همونطور که شما هم میدونید باید به طلاق به عنوان آخرین راه حل نگاه کرد چون اونم عواقب خودش رو داره (هم برای والدین هم فرزندان ).
خارج شده است

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani