سلام به همگی امیدوارم حال همتون خوب باشه و از زندگی لذت ببرید
میخواستم نظرتون رو راجع به شرایطی که برام پیش اومده بدونم و از راهنماییهاتون استفاده کنم.
من ۲۴ سالمه و خارج از ایران زندگی میکنم و بعد از ۱ ماه میخوام برگردم ایران برا همیشه(به خاطر مامان و بابام چون حس میکنم دیگه نمیتونم بدون اونا زندگی کنم) البته اینجا با خواهر بزرگترم زندگی میکنم.
۶ ماه قبل که ایران بودم یه خواستگار داشتم وشرایطش اینطوری بود: (می خوام نظرتون رو درباره این اقا بگید)
خیلی پسر سر به راهیه،نجیب،خیلی مهربون،صادق،شرایط خانوادگیش عالی،همش خونه هست و به مامانش کمک میکنه ایجاش برام مسله هست چون تو خونه زیاد غذا میپزه ظرف میشوره(نمیگم این بده و پسرها نباید این کارها رو انجام بدن فقط نگران اینم که به مامانش زیاد وابسته باشه)،خجالتی هست،و شغلش منو دو دل کرده چون دامپزشکه. و ۲۷ سالشه
خانواده هامون با هم دوستن ولی رفتو امد زیادی نداریم.
بابا و مامانم موافق هستن ولی داداش بزرگم گیر داده که خیلی سوسوله ........
و مشکل بسیار بسیار مهمی که دارم اینه که خواهر بزرگ من هنوز ازدواج نکرده و از این بابت زجر میکشم که من زودتر ازدواج کنم و عذاب وجدان میگیرم.مامان و بابا هم از ته دل ناراحتن از این مسله ولی اگه خودم بخوام مشکلی ندارن.
واقعا موندم چیکار کنم و چی درسته. اگه ممکنه راهنماییم کنید
