سلام.
من هميشه با نوشتن تخليه ميشم. وقتي از كسي يا چيزي ناراحتم در موردش مينويسم، خيييلي آروم ميشم.
من اين روش رو از دوران راهنماييم ادامه دادم. نميذارم چيزي تو دلم بمونه وقتي مينويسمش انگار كه در موردش با يكي حرف زدم راحت ميشم.
آخه ميدوني كلاً از اين اخلاق ها ندارم كه براي كسي درد و دل كنم تا سبك شم چون دليلي نميبينم كه كسي از جزئيات مشكلاتم خبردار باشه.
چند تا دفتر دارم كه هر كدوم براي يه چيزيه. اينجا رو هم چون توش مشكلات رو مينويسم دوست دارم و هر چي تو دلمه راحت ميگم.
چقده شبيه مني تو
دقيقا منم با نوشتن تخليه ميشم و حتي وقتي عصبي هستم و نميتونم بنويسم خط خطي ميكنم و زيرش تاريخ ميزنم كه بدونم چه روزي چه سالي چقدر حالم خراب بوده
ولي همه اينها ميگذره
خوبي نوشتن اينه كه مدرك ميشه و وقتي ميشيني نوشته هاي 5-6 سال پيش رو ميخوني ميبيني اي بابا همه اون نااراحتي ها گذشته و اي باباااااااااااااااااا چقدر اونها سبك و راحت و قابل حل بودن در مقابل مشكلات امروز
اتفاقا من چند شب پيش دفتري رو كه مربوط به پيش دانشگاهي ام بود رو ميخوندم و ميخنديدم و افسوس خوردم به خاطر اينكه .....