breakneck
Newbie
آفلاین
تعداد ارسال: 7
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0
|
 |
« : 29 مهر 1388,ساعت 10:38:21 » |
|
سلام دوستان. من تازه ازدواج کردم. مادرم زن خوبیه ولی یه کمی حرفاش تند و زننده هست و زیادی دوست داره که من به حرفاش گوش بدم و هر کاری که میگه بکنم که این کارو زنم دوست نداره، که فکر میکنم دلیلش اینکه من در دوران قبل از ازدواج معمولاً صحبتهای والدینم روم تاثیر زیادی داشت اگرچه گاهی اوقات مخالفت می کردم. اصولاً من احل بحث کردن نیستم و دوست ندارم در مورد هرچیزی بحث کنم. دوست دارم همونطوریکه من خرف دیگران رو قبول می کنم اونا هم حرفهای منو قبول کنن. همسرم آدم مغروری هستش بر عکس من . من دوست دارم کسانی که کنارم هستن از بودن با من لذت ببرن و راضی باشن حتی به قیمت اذیت شدن خودم که این عادت خوب یا بد موجب شده که من به حرفهای هر دو اینها اهمیت زیادی بدم، که تبدیل به یک مسابقه برای اونها شده. هیچکدومشون نمی بینن که من این وسط دارم ازبین میرم . خیلی وقتا شده که باهاشون بشینم صحبت کنم ولی همیشه به در بسته خوردم. هیچکدوم نمی خوان کوتاه بیان. نمی دونم چیکار بکنم مادرم اعتقاد داره که همسرم باید عضو بعدی خونه ما میشد و کاملاً میومد تو خانواده ما به حدی که مثلاً با مادرم برن خرید و غیره و بر عکس همسرم بخاطر رفتار مادرم در قبل از مراسم عروسی اصلاً با خانواده ما صمیمی نشده و هر حرفی که میزنن به ایشون بر می خوره. تقریباً به بن بست رسیدم .  واقعاً مادر شوهر و عروس که می گین همینه؟ لطفاً کمکم کنید.
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
ياسمن-ق
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 363
تشكر
اهدا شده: 108
دريافت شده: 188
|
 |
« پاسخ #1 : 29 مهر 1388,ساعت 10:54:26 » |
|
همسرم بخاطر رفتار مادرم در قبل از مراسم عروسی اصلاً با خانواده ما صمیمی نشده و هر حرفی که میزنن به ایشون بر می خوره.
سلام مادرتون چه كاري كردن كه باعث دوري همسرتون از ايشون شده؟
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
هر چه ميخواهي آرزو كن.... هر جايي كه ميخواهي برو... هر چه كه ميخواهي باش.... چون فقط يكبار زندگي ميكني و براي انجام آنچه ميخواهي فقط يكبار شانس داري.
|
|
|
breakneck
Newbie
آفلاین
تعداد ارسال: 7
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0
|
 |
« پاسخ #2 : 29 مهر 1388,ساعت 11:41:18 » |
|
مثلاً سر خرید لباس و یه جزئیات تالار و غیره و اینکه از همون موقه انتظار ئاشتن که همسرم بیاد پیشه ما بمونه و با مثل یه دختر تو خانواده ما باشه
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
n@zi
OFC Hero
   
آفلاین
تعداد ارسال: 570
تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253
|
 |
« پاسخ #3 : 29 مهر 1388,ساعت 11:50:03 » |
|
اين كه توقع داشته باشند عروس مثل يه دختر بمونه كه به نظر من محال
هر كار بكني عروس يا فرقي نداره داماد يه عضو جديد كه تا حدي از بعضي مسائل خبر نداره و نبايد هم باخبر بشه
منم مثل شما هستم حرفها روي من خيلي تاثير ميزاره البته براي اينكه دل ديگران به دست بيارم تا حد زيادي از حق و حقوق خدوم مي گذرم
مي دوني اين رفتار يه سري محاسن داره يه سري معايب
حسنش اينه كه ديگران از بودن در كنار ما احساس ارامش مي كنند ولي مي دوني عيبش چيه اينه كه هيچ وقت شخصيتمون رو به رسميت نمي شناسند ما رو هميشه تابع ديگرون مي دونند
فكر كنم اگه بتوني اين اخلاقت رو بزاري كنار مشكلت كمتر بشه و با اميد به خدا اصلا كامل برطرف شه
موفق باشي !!
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
|
|
|
breakneck
Newbie
آفلاین
تعداد ارسال: 7
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0
|
 |
« پاسخ #4 : 29 مهر 1388,ساعت 11:58:07 » |
|
خودمم فکر میکنم مشکلم همینه. چون مدرم میگه مارو فراموش کردی و همسرم هم همین حرفو میزنه و هر دو میگن که تو تابع اون یکی هستی، دلیلشم اینه که هردو میخوان که من یکبارم به حرف اونیکی گوش ندم. ولی نمیدونم با چه منطقی باید به اونا بگم که اشتباه میکنن. اصلاً حرفمو قبول نمی کنن.
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
n@zi
OFC Hero
   
آفلاین
تعداد ارسال: 570
تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253
|
 |
« پاسخ #5 : 29 مهر 1388,ساعت 12:04:07 » |
|
به نظر من
مي توني پسر بودنت رو كم رنگ تر و نقش شوهر بودنت رو پر رنگ تر كني
يعني نمي دونم چند سالت حالا هر چي تا حالا پسر مامانت بودي هر چي گفتند گوش كردي از اين به بعد بشو يه همسر خوب نمي گم هر چي گفت گوش كن اما سعي كن بهش بفهموني از مامانت برات مهم تر
در ضمن همين كار با يكم ريشتر كمتر براي مامانت بكن
|
|
|
مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند: ياسمن-ق
|
|
|
خارج شده است
|
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
|
|
|
breakneck
Newbie
آفلاین
تعداد ارسال: 7
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0
|
 |
« پاسخ #6 : 29 مهر 1388,ساعت 12:24:31 » |
|
آخه گاهی نمیشه، مثلا به یه شب گیر میدن اون یکی میگه بریم فلان جا اون یکی میگه نه بیاید با بریم فلان جا، یا مادرم میگه برید خونه فلانی که تازه خونه خریده همسرمم میگه نه اونا باید بارو پاگشا کنن. واقعاً موندم دیگه
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
black_rose
OFC Hero
   
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 1227
تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458
|
 |
« پاسخ #7 : 29 مهر 1388,ساعت 12:31:00 » |
|
خب شما مردي مگه از خودت اراده نداري كه اينطور شبها حكم كني قاطعانه و منطقي و هردو موظف باشن تبعيت كنن
مثل مووضوع مهموني ببينيد منطق چي ميگه و عرف چيه واقعا اگه تازه ازدواج كرديد و عرف اينه كه شما رو دعوت كنن دليلي نداره براي عرض تبريك خونه خريدن بريد منزل فاميل اونم بدون دعوت
يا يه وقتي بزرگترن احترامشون واجبه وظيفه كوچيكتري ايجاب ميكنه بريد و خانمتون رو با منطق راضي ميكنيد.
غصه نخوريد من واسه اين قضيه راهكار زياد دارم چون تجربه زياد دارم فقط
ميشه بگيد چند سالتونه و اينكه تعداد خواهر و برادرها رو بگيد و آقا پدرتون در قيد حيات هستن يا نه و اگه برادر داريد اوضاع زندگي اونا چطوره؟؟
راستي چندوقته از ازدواجتون ميگذره
قبل اين دلخوري ها اوضاع بين مادر و همسرتون چطور بود؟
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند. بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
|
|
|
n@zi
OFC Hero
   
آفلاین
تعداد ارسال: 570
تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253
|
 |
« پاسخ #8 : 29 مهر 1388,ساعت 12:37:47 » |
|
خوب اينجا عقيده ها فرق مي كنه
من مي گم بايد به حرف زنت گوش كني نه مامانت در مورد اين كه كجا بريد مهموني الان شما و متقابلا همسرتون بايد تابع هم باشيد
شما ديگه پسر توي خونه نيستيد كه مادرتون بگه كجا بريد و يا نريد
يه زندگي مستقل درسته ؟ پس تصميم مستقل
راست ميگه خانمت هنوز پاكشتون نكردند اينجور رسم و رسومات درسته كمي دست و پاگير (منم به طور كلي باهاش مخالفم ) اما ميشه گهگداري از استفاده كرد
صبر كن رسما دعوتتون بكنند كه خانمت بتونه به خودش بقبولونه كه بياد اينها براي تازه عروسها خيلي مهم
مهمتر از اونچيزي كه فكرش رو هم نمي توني بكني
من مي گم اينجا حق با خانمت نه مادرت اون نبايد براي شما تصميم بگيره و شما بايد بهش بگي كه خانمم الان تمايلي به اومدن نداره پس باشه براي بعد
اين يعني احترامي كه تو به خانمت مي زاري و متقابلا خانواده ات خودشون رو موظف مي دونند بهش برسند
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
|
|
|
ياسمن-ق
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 363
تشكر
اهدا شده: 108
دريافت شده: 188
|
 |
« پاسخ #9 : 29 مهر 1388,ساعت 12:42:43 » |
|
شما نتونستي بين مامان و خانمت عدالت رو برقرار كني به همين خاطر به اين مشكل برخوردي. بنا به شرايطي كه پيش مياد گاهي طرف مامان رو بگير گاهي همسر هر دو بايد از شما راضي باشن. ارتباط خوب بين عروس و مادر شوهر حاصل هنر شاه داماده (بگذريم از وقتايي كه واقعاً عروس يا مادر شوهر مشكل دارن)
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
هر چه ميخواهي آرزو كن.... هر جايي كه ميخواهي برو... هر چه كه ميخواهي باش.... چون فقط يكبار زندگي ميكني و براي انجام آنچه ميخواهي فقط يكبار شانس داري.
|
|
|
breakneck
Newbie
آفلاین
تعداد ارسال: 7
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0
|
 |
« پاسخ #10 : 29 مهر 1388,ساعت 12:48:41 » |
|
من امسال که ازدواج کردم و الان تفریباً 6 ماهی میشه، 29 سالمه و یک برادر کوچکتر دارم و پدرم هم در قید حیات هستند و مشکلی دیگری که هم هست اینه که پدرم به من میگه بیا بین این دو نفر مدیریت کنیم و اوضاع رو مرتب کنیم ولی خودش گاهی آتیش بیار مرکه میشه . اوایل خوب بود ولی تقریباً از همون اول مادرم هی گیر میداد که چرا همسرت نمیاد خونه ما و با من نمی گرده. اینم بگم که همسرم از همون اول سر کار می رفت و الانم میره
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
ياسمن-ق
Sr. Member
  
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 363
تشكر
اهدا شده: 108
دريافت شده: 188
|
 |
« پاسخ #11 : 29 مهر 1388,ساعت 12:50:42 » |
|
آخه گاهی نمیشه، مثلا به یه شب گیر میدن اون یکی میگه بریم فلان جا اون یکی میگه نه بیاید با بریم فلان جا، یا مادرم میگه برید خونه فلانی که تازه خونه خریده همسرمم میگه نه اونا باید بارو پاگشا کنن. واقعاً موندم دیگه
خوب كاري نداره . با آرامش و از زبون خودتون به مامانتون بگيد كه (( مامان اونا كه هنوز ما رو پا گشا نكردن. هر وقت دعوتمون كردن ميريم))يا بگيد (( واي اين چند وقت خيلي كار دارم ميريم ايشالا)) يه جوري كه به مامان هم بر نخوره.
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
هر چه ميخواهي آرزو كن.... هر جايي كه ميخواهي برو... هر چه كه ميخواهي باش.... چون فقط يكبار زندگي ميكني و براي انجام آنچه ميخواهي فقط يكبار شانس داري.
|
|
|
breakneck
Newbie
آفلاین
تعداد ارسال: 7
تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0
|
 |
« پاسخ #12 : 29 مهر 1388,ساعت 12:56:31 » |
|
مشکل من اینه که هیچکدوم قبول ندارن که راهی که میرن اشتباه. واسه من این رفتار ها خیلی عجیبه چون من اصلاً این طوری نیستم و تو دنیایی که داشتم این رفتارها کاملاً تعریف نشده بود. در ضمن منم همین حرفها رو به مادرم زدم که کار دارم و این که اونا دعوت نکردن ولی جوابی که شنیدم این بود که اون برادر بزرگش دعوت کرده و دیگه لازم نیست که این شما رو دعوت کنه ( عموم فوت کرده ) و این که یعنی تو نمی تونی 2 ساعت واسه فامیلات وقت بزاری یبارکی بگو فامیل نداری دیگه و از این حرفها
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
|
|
|
n@zi
OFC Hero
   
آفلاین
تعداد ارسال: 570
تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253
|
 |
« پاسخ #13 : 29 مهر 1388,ساعت 12:57:52 » |
|
يه جوري كه به مامان هم بر نخوره.
با اين تكه بدجور موافقم راست مي گه مرسي ياسمن
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
|
|
|
ostore
OFC Hero
   
آفلاین
جنسيت : 
تعداد ارسال: 594
تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367
|
 |
« پاسخ #14 : 29 مهر 1388,ساعت 13:08:01 » |
|
سلام
اکثر مادرها متاسفانه حتی بعد از ازدواج پسرشون فکرمی کنند هنوز اختیار دار پسرشونن و درک نمی کنند که پسرشون دیگه داره یک
زندگیه مستقل رو تشکیل میده !!
حتی خیلی وقتها این اظهار نظرهای مادر شوهر ممکنه ازروی محبت باشه ولی چون مرتبا تکرار میشه دیگه بیشتر به دخالت شباهت پیدا می کنه !!
و همچنین اکثر عروس ها دوست دارن خودشون برای همه مسائل زندگیشون و اینکه کجا برن و کی برن تصمیم بگیرن
بخاطر همین این دو مساله خیلی وقتها با هم برخورد می کنه و باعث ایجاد کدورت میشه !!
من به شخصه اگه یه روز مادرشوهر بشم تا جای ممکن سعی می کنم کاری به کار عروسم نداشته باشم و کاملا آزادش بذارم !!
فکر می کنم اینطوری احترام بیشتری پیش عروس داشته باشی نه اینکه دم به دقیقه به پسرت بگی خانمت چرا اینطوری کرد ! باید
فلان جا بیا د !! چرا اینجا نمیاد !!! وووووو
|
|
|
|
|
خارج شده است
|
مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
|
|
|
|