خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13692 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: djdokhi
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: مشکل من, پدرم  (دفعات بازدید: 859 بار)
solia
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 12

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« : 29 مهر 1388,ساعت 13:05:46 »

با سلام شروع میکنم
پدر من بزرگترین مشکل خانواده من است. مشکل من مادرم و بقیه اهل خانه و مهمتر از همه مشکل بزرگی برای خودش. نمی دانم با ارسال این تاپیک به نتیجه میرسم یا نه چراکه سالهای سال است مشکل ما با پدرم با هر راه حلی به نتیجه نرسیده است. مشکلات  به صورت لیست و خلاصه
1-خودخواهی
2- خیانت
3- الکلی
4- قهر و قطع رابطه طولانی مدت حتی با نزدیکترین کسانش
5- تحقیر کردن
6-افراط و تفریط
7- دروغگویی
8- کم رویی و در عین حال پرویی

خصلتهای خوبش
1- دلسوز( البته برای غریبه ها)
2- از نظر مالی فرزندانش را ساپورت میکند( البته با افراط و تفریط)
3- عاشق فرزندانش است
 متاسفانه همه ما در رنج بسیار هستیم خصوصاً مادرم که با تمام این خصوصیات بد پدرم شدیداً به او وابسته است و همین موضوع  او را از پا درآورده( افسردگی و منفی بافی در زندگی)
 پدرم به دلیل قهرهای طولانی مدتش باعث شده با عده انگشت شماری از فامیل و یا حتی خانواده اش ارتباط کلامی داشته باشد و همین موضوع خود او را هم داغون کرده اما هیچ تلاشی برای بهبود شرایط نمیکند با اینکه من و خواهرام همه تلاشی کردیم اما حاضر نیست یکم از مواضع خودش کوتاه بیاد.
با تشکر لطفاً کسانی که واقعاً میتونن کمکی کنند پاسخ دهند. کسانی که یا با اینگونه مسا یل مواجه بودند یا دانشی در این زمینه دارند. 
قبلاً از توجه شما ممنونم.
خارج شده است
farhad52
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 175

تشكر
اهدا شده: 80
دريافت شده: 147


« پاسخ #1 : 01 آبان 1388,ساعت 14:45:16 »

آخ که بابای شما چقدر شبیه بابای منه، فکر کنم اکثر باباهای ایرانی یه جورایی شبیه همدیگه هستن.
جونم براتون بگه که کمک زیادی نمیتونم بهتون بکنم چون بابای خودم رو نتونستم عوض کنم.فقط با این جور افراد باید کجدار و مریض رفتار کرد که هم خدای نکرده دلشون نشکنه و هم طغیانشون بیش از حد نشه که خدای نکرده مشکل عمده ایجاد کنه.گاهی باید باهاشون به اصطلاح قهر کرد و گاهی باید مجیزشون رو گفت.نمیدونم شما ها چندتا فرزند هستین ولی معمولا یه تعدادی از بچه ها باید باهاش مخالفت کنن و یه تعداد هم ساپورتش کنن و این نوبت هر از گاهی عوض میشه.
باید این رفتار رو تحمل کرد دیگه...به هر حال پدره و میدونید که برای شماها چیزی کم نگذاشته.
خارج شده است

«هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند. "رابرت پيرسينگ" »
solia
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 12

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 02 آبان 1388,ساعت 11:26:00 »

 با تشکر از جوابتون. فکر میکنم زدین توی خال. البته تا حالا هم همینطوری برخورد کردیم منتها چون ایندفعه من به شدت باهاش مخالفت کردم حال خودم خیلی گرفته است. باهام حرف نمیزنه و یه جورایی توی قیافه است و دیگه اعصابم را خورد کرده. خیلی بد باهام برخورد کرد که فکر نمیکنم حقم بوده باشه. می دونین تحمل کردن این رفتار برای ما بچه ها شاید راحت باشه اما مسئله اصلی مادرمه که فکر غصه خوردن اون ما را دیوونه کرده و همینطور قهر کردن پدرم اگه حتی فقط بتونم همین مسئله را حلش کنم فکر میکنم جو غیر قابل تحمل خونه را کمی قابل تحملتر کنم. اون چند ساله با مامانم حرف نمیزنه. مامانم میگه دیگه روش نمیشه. ولی آخه مگه میشه؟؟؟. بابای شما هم قهر میکنه؟؟؟؟ توی این مورد شما چیکار میکنید؟؟؟؟
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani