من می دونم ممکنه از عنوان موضوع چیزی رو متوجه نشید. ولی بیشتر مشکل من از این افکار ناشی می شه :'(
من دختر مورد علاقه خودم رو به قصد ازدواج پیدا کردم. دختر بسیار نجیب و خوبی بود و از ین معصومیتش راضی بودم. اما بعد از مدتی به پیشنهاد من با هم دیگه از بغل کردن در اس ام اس صحبت می کردیم و بوسیدن که البته همیشه اون پشیمون می شد

بار آخر من مستقیما در انتهای یک اس ام اس معاشقه ای از اون درخواست کردم که اون ناحیه از بدنش(آلتش) رو ببوسم که اون هم قبول کرد ولی بلافاصله بعد از این که این حرف رو من زدم ( همه اینها در اس ام اس) اون گفت پشیمون شده و فرادش گفت حالم از خودم به هم می خوره و بهتره این حرفها دیگه تموم بشه. مشکل من اینه که با وجود اینکه خودم این پیشنهاد رو مطرح کردم و اون من رو از الان همسر خودش می دونه ولی من احساس بدی نسبت به اون پیدا کردم!!! این مسلما از فکر مریض من ناشی می شه اما اصلا بی اعتماد نشدم بلکه احساس معصومیت رو دیگه کمتر نسبت به اون دارم. چون فکرم اینه که چرا قبول کرد که راجع به این قضیه در اس ام اس حرف بزنیم.
نظرتون چیه!؟ واقعا دارم گیج می شم.