سلام بر جناب مهدی عزیز
داماد عزیز شیرینی ازدواجتان را لطفا هرچه سریعتر بدهید منتظریم...(من و باقی عزیزان)

خب برادر بنده پیشنهاداتی را مطرح می سازم امیدوارم مفید باشند البته خواهش بنده اینست با تامل بنگرید:
بنده لحظه ای خواستم بنویسم که شما خودتان را گم کرده اید ناگاه چشمم به نام تاپیکتان افتاد و خوشحال شدم که خود مشکل خود را دریافته و قسمت عظیمی از راه را پیموده اید! پس راه حل شما آنقدر بدیهیست که شاید از اذهان دور مانده:
شما باید خود را بیابید! اما چگونه؟ برای این کار ابتدا باید خود را بشناسید و بدانید خود یعنی چه؟ چرا می گوییم خودم؟ مگر ما با خودمان یکی نیستیم؟ آری ما باخودمان یکی بودیم و می توانیم باشیم اما خودمان یعنی چه؟ بنده مثالی میزنم:
فرق بین یک تلفن همراه اصل شرکت اپل با یک تلفن همراه تقلبی اپل ساخت چین در چیست؟ واضح است و آن اینست که تلفن چینی اصل نیست...
ما انسان ها تلفن همراه نیستیم که قابل تغییر نباشیم بقول عزیزمان kiuhnmgtrdcv ما اختیار داریم، پس برای رسیدن به خود باید ریشه یمان را بشناسیم و بسوی او بازگردیم، شاید ریشه ی ما خاکی باشد که ما از آن بوجود آمده ایم یا بقول لائیک ها مواد تشکیل دهنده ی ما باشد پس ریشه ی ما جسممان می شد اما این غلط است زیرا ما همیشه می گوییم بدنم، جسمم و خودم... خود ما یعنی واقعیت ما و واقعیت ما به گفته ی کلام یکتا در هنگام مرگ تمام و کمال "بازگردانده" می شود! ما دانستیم که خودمان واقعیت وجودمان است اکنون ببینیم ریشه ی وجودمان چیست تا بفهمیم واقعیت وجودمان یعنی چه؟ اما چرا بازگردانده می شود و چرا در همین دنیا باقی نمی ماند؟ جواب را چند سطر بالاتر یافته ایم: برای رسیدن به خود باید ریشه ی مان را بشناسیم و بسوی او بازگردیم! ما پس از مرگ بسوی چه کسی بازمی گردیم؟
انالله و انا الیه راجعون، آری یکتای بی همتا و اینجاست که کلام زیبای پروردگارمان را درمی یابیم که فرمود از روح خویش در ما دمید! ما ریشه را یافتیم: پروردگار یکتا پس خودمان آن چیزی هستیم که از او نشات یافته: روح آری عزیزان همه ی ما ارواحی هستیم که در این دنیای فانی حبس در بدن های خاکی شده ایم و آنققققدر به این زندان عادت کرده ایم که خودمان را فراموش کرده ،برای رهایی از رنج آن از خودمان روحمان و بالاتر یکتا پروردگارمان یا همان خود حقیقی فاصله گرفته و دل به خوشی های زود گذر و آنی بسته ایم و تمااام دردها و رنج های ما جنس بشر همین است به هر شکل موجود.آری
"هرکس او(یکتا پروردگار)را فراموش کرد در حقیقت خودرا فراموش کرده است"یک دستور العمل 4 خطی برای خود ی که در درونت هست:
اول پیدایش کن
دوم دوباره با او دوست شو
سوم از وی کمک بخواه
چهارم به او اعتماد کناول: ما خودمان را یافتیم روحمان و چون روحمان نشات گرفته از یکتا پروردگار عالم سرچشمه ی تمام "خوبیهاست" پس یکتا پروردگارمان خود حقیقیمان است.
دوم: ما آنگونه می توانیم باوی دوست شویم که در مسیرش قرار بگیریم و برای یافتن مسیر اون دینش را به ما عرضه داشته پس باید در مسیر دین حقیقی اسلام ناب محمدی ص(صلوات) قدم بگذاریم.
سوم: آری تو او را دریافته ای پس همانگونه که می گوید بخوانش تا استجاب کند. چه زمانی بهتر از این که تو نیمی از دینت را کامل کرده به نزد عزیزی از عزیزان خاص یکتا پروردگار رفته ای تا شفاعتت کند نزد آن زیبای بی همتا؟
چهارم: تو او را شناختی دریافتی پس همانگونه که شناختی می دانی او از هر صفت پستی مبراست(سبحان الله) پس حال که گفته بخواه و تو نیز خواستی بر عظمت بی منتهایش و قدرت بی پایان آن قادر زیبا اعتماد کن و خود را به او بسپار
او در حق بندگانش مشفق و مهربانست.
عزیزی به من گفت که همه می دانیم یکتا پروردگار عالم بی نیاز مطلق است اما برای اینکه بدانیم چقدر دوستمان دارد و چقدر بخشنده و مهربانست به ما گفته(یکتا پروردگار زیبای بی همتا): من اگر به یک چیز شما نیاز داشته باشم آن اینست که از من بخواهید...
اگر می دهد رحمت است و اگر نمی دهد حکمت پس راضی باش به رضایش و بدان هرگز تنها نیستی و شکست نخواهی خورد تا زمانی که بر قادر بی همتا تکیه و اعتماد کنی با سلاح ایمان و توکل.
-1خسته ام
گفت: از رحمت خدا ناامید نشویدسوره زمر آیه 53
2-گفتم آخه نمی دونی توی دلم چی میگذره
گفت:خدا حائل است میان انسان و قلبش سوره انفال آیه 24
3-گفتم آخه هیچکس را ندارم
گفت:ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم سوره ق آیه 16
4-گفتم ولی انگار اصلا مرا فراموش کردی
گفت:مرا یاد کنید تا یاد شما باشم سوره بقره آیه 152ای عزیز می دانم که نشانه ای می خواهی و می خواهی هرچه زودتر پیشرفت کنی اما:
ما همواره در حال عبور مراحل زندگی هستیم از این مرحله به آن مرحله....
شرط اصلی عبور از مراحل زندگی این است که مرحله قبلی را به خوبی طی کرده باشید مانند:::واحدهای دانشگاه که اگر پیش نیاز درسی را پاس نکنی در فراگیری آن درس دچار مشکل خواهی شد.
آری ابتدا باید این مرحله را خوب پشت سر بگذرانی بفهمی و درک کنی و ظرفیت پیدا کنی تا به تو عطا شود... ما دانستیم که بی شک و یقین یکتا پروردگاری هست و ناظر است و خسته نمی شود و حواسش هم پرت نمی شود حتی آن لحظه که درخوابیم پس اگر در نیافتی آنچه را می خواهی شکی در آن قادر بی همتا نیست بلکه باید در خودمان شک کنیم که چه می کنیم و چگونه راه را می پیمائیم که هنوز اندر خم یک کوچه ایم؟
چشم ها را باید شست...
من (انسان) عصايی جادويي دارم كه در كوره راههاي پر پيچ و خم و خوفناك زندگي كمكم ميكندو آن سه كلمه است :
ع عشق ص صبر و الف اميد عشق ،صبر ، اميد (عصا)
آری عزیز روزی که به دنیا آمدیم، در واقع ما را (به نوعی) تنها گذاشت، تا خودمان راه رفتن را یاد بگیریم. تا خودمان "عهد" را پیدا کنیم. و بعنوان یک "انسان" با سر بلندی (علی رغم اشتباهاتمان) به نزدش بازگردیم.
بعنوان یک انسان بالغ، بالغ کسی که یاد گرفته زندگی به همین لحظه های کوتاه است که زیستن در آینده را ممکن می سازد.
تو با یاد و توکل بر او به آینده بنگر و بدان که آینده را هم اکنون باید ساخت...
قسمت های سبز را از کلام الله مجید خدمتتان عرض نمودم هرچند عینا مطابق آیه نیست و معادل عربی آن را نیز نمی دانم و حتی شماگان آنها را نیز ندارم زیرا که من به حقیقت امر و سخن می اندیشم...به آنچه که از عمق بی نهایت ساطع گردیده...
موفق و شاد باشید.
یاعلی
