خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13692 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: djdokhi
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: بیایید کمی هم بخندیم ....همش که مشکل نمیشه .....  (دفعات بازدید: 505 بار)
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« : 03 آبان 1388,ساعت 15:40:15 »

غضنفر ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. غضنفر ميگه: ولي من خوندم , شد ...
 
دعاي خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش كنم ؛ اما قدرت نده كه مي زنم لهش مي كنم ...
 
مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند ..من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو
 
خسيسه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن ...
 
 
 
چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟
زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...
 

 

مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود
 
 
 
غضنفر با دوست دخترش ميرن پارك غضنفر ميگه :عزيزم اگه اين درخت كاج زبون داشت الان به ما چي ميگفت ؟ دختره ميگه اگه زبون داشت ميگفت احمق من زردآلوام نه كاج ...
 
از طرف بهداشت اومدن سرکشي گاوداري به غضنفر گفتن شما به گاوهاتون چي ميديدگفت علف!جريمش کردن بار دوم که اومدن بازم همون سوال رو کردن غضنفر گفت ما به گاوهامون چلو کباب ميديم:-؟؟ باز هم جريمش کردن بار سوم اومدن باز هم همون سوال رو از غضنفر کردن غضنفر کمي فکر کرد بعد با خوشحالي گفت ما به گاوهامون پول تو جيبي ميديم هر چي دلشون ميخواد بخرن بخورن ...
 
 
غضنفر داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم
 
 
 
 
به طرف ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شده‌اند
 
به غضنفر ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ غضنفر ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش ...
 

 

یارو راديو لوژيست بوده به مريض ميگه تو عکستون يک شکستگي بزرک در دنده ي راستتون ديدم اما اصلا نگران نباشيد خودم با فتو شاب درستش کردم
 
لره تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد
 
غضنفر يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد غضنفر ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر ميشه
 
 
 
به غضنفر ميگن.....ميس كال چيه؟ميگه يه نوع مقياس وزن هست...نشنيديد؟ مثلا" ميگن يه ميس كال زعفران
 
غضنفر رو مي‌برن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو کشورتون به اين چي ميگين؟» غضنفر میگه: «ما غلط می‌کنیم چيزي به اين بگيم
 
.
 
غضنفر و دوتا از دوستاش ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه غضنفر با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ! ميفهمي؟

 
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #1 : 03 آبان 1388,ساعت 15:43:03 »

  فايده لبخند زدن


لبخند

1. لبخند جذابتان مي کند.

همه ما به سمت افراديکه لبخند مي زنند کشيده مي شويم. لبخند يک کشش و جذبه فوري ايجاد مي کند. دوست داريم نسبت به آنها شناخت پيدا کنيم.

2. لبخند حال و هوايتان را تغيير مي دهد.

دفعه بعدي که احساس بي حوصلگي و ناراحتي کرديد، لبخند بزنيد. لبخند به بدن حقه مي زند.

3. لبخند مسري است.

لبخند زدن برايتان شادي مي آورد. با لبخند زدن فضاي محيط را هم شادتر مي کنيد و اطرافيان را مانند آهن ربا به سمت خود مي کشيد.

4. لبخند زدن استرس را از بين مي برد.

وقتي استرس داريد، لبخند بزنيد. با اينکار استرستان کمتر مي شود و مي توانيد براي بهبود اوضاع وارد عمل شويد.

5. لبخند زدن سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند.

به اين دليل عملکرد ايمني بدن تقويت مي شود که شما احساس آرامش بيشتري داريد. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگي جلوگيري کنيد.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پايين مي آورد.

وقتي لبخند مي زنيد، فشارخونتان به طرز قابل توجهي پايين مي آيد. لبخند بزنيد و خودتان امتحان کنيد.

7. لبخند زدن اندورفين، سروتونين و مسکن هاي طبيعي بدن را آزاد مي کند.

تحقيقات نشان داده است که لبخند زدن با توليد اين سه ماده در بدن باعث بهبود روحيه مي شود. مي توان گفت لبخند زدن يک داروي مسکن طبيعي است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان مي دهد.

عضلاتي که براي لبخند زدن استفاده مي شوند صورت را بالا مي کشند. پس نيازي به کشيدن پوست صورتتان نداريد، سعي کنيد هميشه لبخند بزنيد.

9. لبخند زدن باعث مي شود موفق به نظر برسيد.

به نظر مي رسد که افراديکه لبخند مي زنند اعتماد به نفس بالاتري دارند و در کارشان بيشتر پيشرفت مي کنند.

10. لبخند زدن کمک مي کند مثبت انديش باشيد.

لبخند بزنيد. حالا سعي کنيد بدون از بين رفتن آن لبخند به يک مسئله منفي فکر کنيد. خيلي سخت است. وقتي لبخند
مي زنيم بدن ما به بقيه بدن پيغام مي فرستد که “زندگي خوب پيش مي رود”. پس با لبخند زدن از افسردگي، استرس و نگراني دور بمانيد.

پس….هميشه لبخند بزنيد.
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #2 : 03 آبان 1388,ساعت 15:59:05 »



1-اگر یک زن سیگار بکشد:
در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:
در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

5-زنان:
در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

6-
در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره
در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد....
در امریکا: طلاق ....
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی......
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم
 

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ebham

خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1215

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #3 : 03 آبان 1388,ساعت 16:02:02 »

اينجا هم هستما
نيگاه مثل سايه دنبالتم دنيا جون
نم توني تكون بخوري

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک

خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
امير مهدي
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 102

تشكر
اهدا شده: 31
دريافت شده: 44



« پاسخ #4 : 06 آبان 1388,ساعت 00:33:09 »

دستت درد نكه حسابي خنديديم اينم قسمتي از زندگيه .

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک

خارج شده است

به خاموشي ما منگر ماخود معدن رازيم
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم
kaktous
دوست جونه همه...
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 357

تشكر
اهدا شده: 44
دريافت شده: 158



« پاسخ #5 : 07 آبان 1388,ساعت 23:13:39 »

 
یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب میخوام فروشنده میگه:مردونه ؟یارو دست میده میگه: مردونه

 از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان كردم..... پیاده خیلی راهه

 دختره میره تعلیم رانندگی ... ازش میپرسند چطور بود ؟ میگه : بد نبود ! اما معلمش یه جوری بود. میگن : واسه چی؟ میگه : والا من هر كاری میكردم هر جایی میپیچیدم میگفت : یا اباالفضل ...یا حضرت عباس...یا امام حسین

 تست فیزیك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نیست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبی؟

غضنفر وارد كابین خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهی كرد وگفت: ولی تو كه اسلحه نداری. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما همیشه باید اسلحه بالای سرتون باشه، با زبون خوش نمی‏تونی بری؟

شنیدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بیماریش چی بود؟ سرماخوردگی. یعنی بر اثر سرماخوردگی فوت كرد؟ آره، آخه وسط خیابون یهو عطسه‌اش میگیره، تا می‌ایسته عطسه كنه یه ماشین بهش می‌زنه
 Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy

میدونم که همشون بی مزه بودن پوزخند پوزخند

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک

خارج شده است

" .اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو...
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #6 : 09 آبان 1388,ساعت 10:42:11 »

مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود !

غضنفر داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم !

یارو راديو لوژيست بوده به مريض ميگه تو عکستون يک شکستگي بزرگ در دنده ي راستتون ديدم اما اصلا نگران نباشيد خودم با فتو شاب درستش کردم!
خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #7 : 09 آبان 1388,ساعت 11:53:41 »

داستانک طنز سگ باهوش(بخوانید پشیمون نمی شوید)

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین". ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه را گرفت و رفت.
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس آمد، سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد دوباره شماره آنرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد. قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!


خيلي باحال بود نه  پوزخند

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک, ebham

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #8 : 09 آبان 1388,ساعت 11:55:45 »

حالا اين يكي رو هم ا دست نديد   چشمک


چیپس همبرگر نوشابه

پيرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو به‌آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمه‌اش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس‌ها رو دونه دونه شمرد و اون‌ها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اون‌ها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش…یرمرد یک جرعه از نوشابه‌ای که سفارش داده بودن رو خورد… پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یک جرعه از نوشابه رو خورد و بعدش اون رو دقیقآ وسط میز قرار داد… پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه‌ی همبرگر خودش زد… بقیه‌ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اون‌ها رو نگاه می‌کردن و به راحتی می‌شد پچ پچ‌هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید: “این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن…طفلکی‌ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن…”

پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس‌ها… در همین حال بود که یک مرد جوان که دلش به رحم اومده بود، به میز اون‌ها اومد و خیلی مودبانه پیشنهاد داد که یه همبرگر دیگه واسشون بخره… پیرمرد جواب داد: “نه… ممنون… ما عادت داریم که همیشه همه چیز رو با هم شریک بشیم…”

بعد از 10 دقیقه‌، افرادی که پشت میز‌های کناری نشسته بودن متوجه شدن که پیرزن هنوز لب به غذا نزده… پیرزن فقط نشسته بود و غذا خوردن شوهرش رو تماشا می کرد و فقط هر از وقتی جاش رو با شوهرش توی نوشابه خوردن عوض می‌کرد… در همین حال بود که دوباره مرد جوان به میز آن‌ها آمد و دوباره پیشنهاد داد که واسشون یه همبرگر دیگه بخره… این بار پیرزن جواب داد: “نه، خیلی ممنون… ما عادت داریم که همه‌ی چیز‌ها رو با هم شریک بشیم…”

چند دقیقه بعد، پیرمرد همبرگرش رو کامل خورده بود و مشغول تمیز کردن دست و دهنش با دستمال بود که دوباره مرد جوان به میز آن‌ها آمد و به طرف پیرزن -که هنوز لب به غذا نزده بود- رفت و گفت: “می‌تونم بپرسم منتظر چی هستید؟”

پیرزن به صورت مرد جوان خیره شد و گفت: “دندان!

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک, پناه

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #9 : 09 آبان 1388,ساعت 12:09:20 »

ایول نازی جون خیلی باحال بود :-x

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

n@zi

خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
امير مهدي
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 102

تشكر
اهدا شده: 31
دريافت شده: 44



« پاسخ #10 : 09 آبان 1388,ساعت 13:56:03 »

بابا تو ديگه كي هستي
 Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy Cheesy
خارج شده است

به خاموشي ما منگر ماخود معدن رازيم
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #11 : 10 آبان 1388,ساعت 08:53:24 »

خیلی باحال بود
بازم می خوام  پوزخند

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پناه

خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani