خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13693 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: faz
صفحه: [1] 2   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: بلد نيستم ارتباط برقرار كنم،please help me...  (دفعات بازدید: 3033 بار)
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« : 06 آبان 1388,ساعت 18:20:31 »

سلام
مدتي هست كه در يك شركت مشغول به كار شده ام، متوجه شده ام يكي از همكارانم به من علاقه مند شده ، چندين بار خواسته به من ابراز علاقه كند اما به خاطر رفتار سرد من نتوانست حرفش را بزند.(چندبار هم بين ساير همكاران گفته كه از من مي ترسه)
با اين كه من هم به ايشان علاقه دارم اما غرورم اجازه نمي دهد بشكنم.
نمي دانم بايد چطوري با ايشان برخورد كنم كه هم متين و سنگين باشم و هم ايشان متوجه بشن كه من هم به ايشان علاقه دارم.
مسئله جالب اينجاست كه هردوي ما تحصيل كرده هستيم و فكر ميكنم درس خواندن زيادي ما باعث شده اين چيزها را ياد نگيريم و يا از اين مسائل غافل بشيم.(براي همين به مشكل برخورديم)
اگر امكان داره من را راهنمايي بفرماييد.
متشكرم.
خارج شده است
LonelY
DorSa
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 124

تشكر
اهدا شده: 13
دريافت شده: 58



« پاسخ #1 : 06 آبان 1388,ساعت 19:05:47 »

سلام سحرناز. ورودتونو تبریک می گم.
فکر می کنم شما خیلی به خودتون سخت می گیرید. اگه رفتار معمولی با همکاراتون داشته باشید معنیش اصلا شکستن غرورتون نیست!
شما می تونین هر وقت ایشونو دیدین یک سلام و احوال پرسی معمولی در حد دو همکار داشته باشین و البته گاهی هم شروع کننده شما باشین. ضمن صحبتهاتون می تونین لبخند بزنین ( از نوع معمولیش! ) و طوری رفتار کنید که طرف مقابلتون احساس نکنه چقدر برای رفتن عجله دارین. نگاه هم می تونه خیلی موثر باشه.

خارج شده است

احتمال رسيدن کسي که با اراده به سوي ستاره اي مي تازد بيشتر از کسي است که با ترديد به سوي خاته گام بر مي دارد
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 06 آبان 1388,ساعت 20:28:50 »

اتفاقا خيلي راحت با هم صحبت مي كنيم،كلي بگو بخند هم با هم داريم.
اما در مورد اين مسئله ... به مشكل خورديم.
حتي يه بار بهم گفتن كه مشكل ما اينه كه نمي توانيم با هم راحت صحبت كنيم.
خارج شده است
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #3 : 06 آبان 1388,ساعت 21:24:10 »

از اين كه جوابم رو داديد ازتون ممنونم.
فكر ميكنم لازمه يه خورده بيشتر توضيح بدم...
 آدم سردي نيستم، مغرورم،البته توي برخورد با آقايان،ايشان هم در جريان اين مسئله هستن.
راستش در مورد ايشان يه خورده ميترسم، براي همين تا ميخوان حرفي بزنن دست خودم نيست، يا بحث را عوض ميكنم ...يا...كه جديدن يه سري اتفاقا مي افته كه نميشه حرفشون را بزنن و لازم به عوض كردن بحث از جانب من نيست (منظورم يه سري عوامل محيطي هستش)...
مسئله مهمي كه هستش اينه كه من نمي دانم در مقابل پيشنهاد ايشان همون موقع چي بايد بگم و چه عكس العملي بايد نشان بدم. فكر ميكنم بيشتر ترسم به خاطر همين موضوع هستش...
لطفا اگه ميشه راهنماييم كنين؟
متشكرم.
خارج شده است
LonelY
DorSa
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 124

تشكر
اهدا شده: 13
دريافت شده: 58



« پاسخ #4 : 06 آبان 1388,ساعت 22:41:24 »

آهان ! خب اصلا نگران نباشین. هر چی بیشتر از قبل بهش فکر کنین سخت تر به نظر میاد.
اون لحظه لازم نیست کار خیلی خاصی انجام بدین. فقط آروم منتظز شین تا ایشون حرفشون تموم شه ! بعد می توتین متناسب با حرفشون جواب بدین . یا حتی می تونین سکوت کنین و جوابتون یه لبخند باشه! یا اینکه وقت بخواین.
فقط کاری نکنین که از گفتن حرفشون پشیمون شن !

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Kourosh

خارج شده است

احتمال رسيدن کسي که با اراده به سوي ستاره اي مي تازد بيشتر از کسي است که با ترديد به سوي خاته گام بر مي دارد
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #5 : 06 آبان 1388,ساعت 23:52:05 »

خوب آخه اگه هيچي نگم و فقط لبخند بزنم كه فكرميكنه من از خدام ه.ميشه يه خورده توضيح بدين...اگه ميشه يه چند تا جمله يه سري عكس العمل يا چه ميدانم هر چي كه خودتان صلاح ميدانيد پيشنهاد بدين...(اصلا خودتون چي كار ميكنين؟يا چي كار كردين؟)
راستش را بخواهيد جواب رد دادن را خيلي خوب بلدم اما بلد نيستم بگم بله!آخه هركس ديگه اي بود راحت ميگفتم نه يا اگه جوابم so so بود ميدانستم بايد چي كار كنم،اما در مورد ايشان قضيه فرق ميكنه.
ايشان ميدونن كه من از علاقشون نسبت به خودم اطلاع دارم، اما در مورد علاقه من نسبت به خودشون شك دارن،ميدونين چرا؟
من يه اشتباه بزرگي كه كردم اينه كه در مورد خواستگارايي كه دارم باهاشون صحبت كردم براي همينه كه ايشان شك دارن...
ميشه راهنماييم كنين؟
ممنون
خارج شده است
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #6 : 07 آبان 1388,ساعت 00:06:04 »

يه سوال ديگه...
اگه ازشون فرصت بخوام بگم فرصت چي مي خوام؟! براي اينكه فكر كنم؟!
خوب فكر كردن نداره كه(البته در مورد خودم و ايشان)اما من خانوادشون را هم نميشناسم واقعا گيجم
اگه ميشه كمكم كنين...آخه شايد همين فردا حرفشون را بزنن... ميترسم جوابشون را با چند تا قطره اشك بدم يا بگم فعلا حرفش را نزنن يا چه ميدانم...
اخه يه بار داشتن ميگفتن من گفتم ما فقط مي توانيم همكاراي خوبي براي هم باشيم...بعد از كلي سوال و ...ازجانب ايشان كه چرا اين طوري فكر ميكنم من گفتم زمان خودش يه سري مسائل را حل ميكنه!
اما مثل اين كه اشتباه فكر ميكردم، چون زمان كار را خراب تر كرد.
اگه ميشه برام دعا كنين
متشكرم
خارج شده است
Kourosh
کوروش
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 148

تشكر
اهدا شده: 195
دريافت شده: 125



« پاسخ #7 : 07 آبان 1388,ساعت 12:12:42 »

با اين كه من هم به ايشان علاقه دارم اما غرورم اجازه نمي دهد بشكنم.

خوب آخه اگه هيچي نگم و فقط لبخند بزنم كه فكرميكنه من از خدام ه.

خوب فكر كردن نداره كه(البته در مورد خودم و ايشان)

فکر کنم شما خودت هم نمی دونی که چی می خوای!!!  خونسرد
خارج شده است

یه زخم تازه کم دارم، برای باور پاییز...
panizz
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 202

تشكر
اهدا شده: 18
دريافت شده: 91



« پاسخ #8 : 07 آبان 1388,ساعت 12:22:58 »

نگاه آدم ها از حرفاشون تاثیر گذارتر هست.
طرز نگاه کردنتون رو عوض کنید. البته زیاده روی مجاز نیست چشمک
خارج شده است

خدايا دوستت دارم. دوستم داشته باش.
LonelY
DorSa
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 124

تشكر
اهدا شده: 13
دريافت شده: 58



« پاسخ #9 : 07 آبان 1388,ساعت 19:25:21 »

خب حالا اون آقا که نمی دونه شما قبلا فکراتونو کردین !
اصلا می تونین همینو بگین که من هنوز خونواده شما رو نمی شناسم و همینطوری نمی تونم جواب بدم. که احتمالا می پرسه حالا نظرتون راجع به خودم چیه؟ که می تونین بگین شخصیتتون جالبه یا به نظر فهمیده میاین یا نمی دونم هر خصوصیتی که واقعا داره.
اینجوری نه خیلی واضح بله می گید نه طوریه که احساس کنن نمی خواین و جوابتون منفیه
خارج شده است

احتمال رسيدن کسي که با اراده به سوي ستاره اي مي تازد بيشتر از کسي است که با ترديد به سوي خاته گام بر مي دارد
دریا
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1647

تشكر
اهدا شده: 587
دريافت شده: 624



« پاسخ #10 : 07 آبان 1388,ساعت 19:55:08 »

سلام

می تونید بفرماید:
ما شناخت زیادی نسبت به همدیگه نداریم، باید بیشتر باهم آشنا بشیم تو بتونم روی پیشنهادتون فکر کنم

موفق باشید .

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

n@zi, saharnaz, سید حامد موسوی, Kourosh

خارج شده است

وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده، تا خودت باشی و خودش ...
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #11 : 08 آبان 1388,ساعت 18:15:01 »

از همه ي دوستان ممنونم.ولي خراب كردم.
خواستگاري نكرد اما ازم پرسيد اگه ازتون خواستگاري كنم چي ميگين؟!
منم گفتم ميگم بايد فكر كنم.
گفت:پس نه نمي گين؟
گفتم همون موقع بله هم نمي گم.
به نظرتون بايد چي ميگفتم؟

راستش يه جور صحبت ميكرد انگار من رفتم خواستگاريش!گفتم ببخشيدا الآن غرور من براي اولين بار و آخرين بار زير پام هستش...
خارج شده است
Kourosh
کوروش
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 148

تشكر
اهدا شده: 195
دريافت شده: 125



« پاسخ #12 : 08 آبان 1388,ساعت 18:57:29 »

از همه ي دوستان ممنونم.ولي خراب كردم.

جواب خوب و منطقی ئی بود... چرا فکر می کنین که خراب کردین؟؟؟؟

راستش يه جور صحبت ميكرد انگار من رفتم خواستگاريش!گفتم ببخشيدا الآن غرور من براي اولين بار و آخرين بار زير پام هستش...

؟

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دریا

خارج شده است

یه زخم تازه کم دارم، برای باور پاییز...
saharnaz
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 14

تشكر
اهدا شده: 3
دريافت شده: 0


« پاسخ #13 : 09 آبان 1388,ساعت 11:06:09 »

راستش ايشان در جريان چند تا از خواستگارام هستن و ميدانستن كه دارم روي اين مسئله فكر مي كنم. براي همين اون روز از دستم خيلي ناراحت بودن و خيلي سرد باهام برخورد كردن. منم شب باهاشون تماس گرفتم و دليل ناراحتيشون را پرسيدم، كلي چرت و پرت گفتن و من گفتم باور نمي كنم چون اصلا قانع كننده نبود، گفتن پس شما مي دانيد از چي ناراحتم؟! گفتم از بابت من و ...
كه ايشان زير بار نمي رفتن چون خيلي خودخواه و مغرورن.
گفتم كه مگه من حق انتخاب ندارم و شما با اين رفتارتون دارين حق انتخاب را از من مي گيرين.
فرداش ايشان در جواب گفتن كه به غير از من 3نفر ديگه هم هستن كه ايشان دارن بررسي مي كنن و مي خوان براي ازدواج بهترينش را انتخاب كنن.
من پرسيدم از من چه توقعي دارين؟!
 گفتن من و شما هيچ تعهدي نسبت به هم نداريم و شما مي تونين بين گزينه هاتون بهترينش را انتخاب كنين و ...
وشايد انتخابم شما باشين و يا شخص ديگه. من گفتم مگه من بغير از اين كاري كردم؟!، من هم همين كار را داشتم مي كردم.اما صحبت هاي ايشان يه جوري بود كه انگار من دارم ازشون خواستگاري ميكنم.
 بين صحبت هاشون اين هم گفتن كه : آره مي ترسم شما را از دست بدم .(فقط همين يه جمله)
و بين صحبت هاشون ازخصوصيات خانم هايي كه دارن بررسي ميكنن بهم گفتن.از من هم خواستن به گفته ي خودشان از رقيباشون بگم!...من گفتم نمي گم... اما ايشان گفتن كه من همه چي را گذاشتم كف دستم و همه چي را بهتون گفتم، پس شما هم بگين.من هم يه چيزايي در مورد رشته شون و اينكه يكيشون دانشگاه شريف درس خوانده گفتم و ...
 (البته اين هم بگم اين اقا خودشان فوق ليسانسشون را از يكي از بهترين دانشگاه هاي تهران گرفتن، اين را گفتم فكر نكنين خواستم با اوردن اسم دانشگاه شريف دل ايشان را به لرزه بندازم!)
اما واقعا به من برخورد.
مي خوام جوابشون را بدم.
حالا به نظرتون چي بهشون بگم كه يه خورده اروم بشم!؟
خارج شده است
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #14 : 09 آبان 1388,ساعت 11:29:45 »

منم شب باهاشون تماس گرفتم و دليل ناراحتيشون را پرسيدم

 متعجب

شما با توجه به تعاريفي كه داري خيلي هم از هم دور نيستيد و با هم خيلي هم خوب رابطه برقرار مي كنيد

فكر مي كنم صحبت در مورد نفراتي كه كانديد كردند تلافي براي خواستگارهاي شماست

يا شايد ابراز چيزهايي كه از همسر اينشون توقع دارند

به خاطر غرور زيادي شما وايشون توقع نداشته باشيد هنوز از شما مطمئن نشدند به شما بگن زندگي بدون شما محال

به هر حال تا اينجا به نظر من دوتاي خوب پيش اومديد

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
صفحه: [1] 2   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani