خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13693 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: faz
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: نوسانات روحي  (دفعات بازدید: 1371 بار)
محمد(شب نشين)
گوشه نشين
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 192

تشكر
اهدا شده: 169
دريافت شده: 84


من مست مي عشقم


« : 08 آبان 1388,ساعت 19:18:26 »

سلام دوستان،
من به شدت دچار نوسانات روحي رواني ميشم.
واقعا طاقت فرساست،
دليلش چي ميتونه باشه؟
كاملا زندگي آدم رو مختل ميكنه.
اعصابم ديگه خرد شده.
هر راه حلي رو هم به كار ميبرم موقت جواب ميده و دائمي نيست؟
جدا چرا نسل جديد دچار اين مشكل شدند؟
من در نسلهاي گذشته كنكاش كردم ولي اثري از اين مشكل نديدم.
نظرتون چيه؟
خارج شده است

چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
kiuhnmgtrdcv
داداش رضا
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 57

تشكر
اهدا شده: 19
دريافت شده: 16


« پاسخ #1 : 08 آبان 1388,ساعت 21:04:02 »

سلام
پارسال هم من اینطوری بودم
گاهی اوقات یه مسیری که معلوم نبود کجا میره میرفتم بعدش تا به خودم میومدم میدیدم یجایی هستم که اصلا نمیشناسم اینجا کجاست  پوزخند
بعدا فکر کردم دیدم احساسات فقط چیزی که از ما حمایت میکنه و چیز دیگه ای نیست
وقتی بدانیم احساسات برای چی به ما دست میده میتونیم کنترلشون کنیم
مثلا اضطراب احساسی که از ما حمایت میکنه و باعث میشه ما در بعضی شرایط بهتر عمل کنیم
ولی اگر کسی ندونه این احساس برای چی هست و نتونه کنترلش کنه این احساس بجای اینکه کمکش کنه براش دردسر درست میکنه مثل دوستی خاله خرسه
مثلا من وقتی میخواستم برای یه جمع سخنرانی کنم احساس هایی بهم دست میداد که بجای اینکه کمکم کنه باعث میشد عقلم قفل بشه  ولی بعدا که  فهمیدم این احساسات برای چی بهم دست میده مشکلی نداشتم
یعنی یادگرفتم که احساساتم تابع عقلم کنم
حالا یکی در نظر بگیرید که یه مشکلی داره و این مشکل بهش احساسی میده این احساس حاوی یک پیام هست
حالا یکی این پیام میفهمه و براش راه حلی پیدا میکنه
یکی هم برای فرار از این احساس سمت موادمخدر یا موسیقی میره که به نوعی این احساس خاموش کنه

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

محمد(شب نشين)

خارج شده است

گل زیباست
محمد(شب نشين)
گوشه نشين
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 192

تشكر
اهدا شده: 169
دريافت شده: 84


من مست مي عشقم


« پاسخ #2 : 08 آبان 1388,ساعت 21:41:17 »

سلام،
داداش رضا مثل هميشه عالي بود بوسه
مخصوصا اين قسمتش كه لازمه روش فكر كنم مطمئنم از اين جمله به نتيجه ميرسم.

حالا یکی در نظر بگیرید که یه مشکلی داره و این مشکل بهش احساسی میده این احساس حاوی یک پیام هست

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

kiuhnmgtrdcv

خارج شده است

چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
امير مهدي
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 102

تشكر
اهدا شده: 31
دريافت شده: 44



« پاسخ #3 : 08 آبان 1388,ساعت 23:58:52 »

سلام
هر چي  فكر كردم كه چي واست بنويسم ذهنم ياري نداد منم مثل تو اين مشكلو دارم . و هيچ راه حلي واسش ندارم خيلي فكر كردم ولي ......هيچ

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

kiuhnmgtrdcv, محمد(شب نشين)

خارج شده است

به خاموشي ما منگر ماخود معدن رازيم
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم
ستاره باران
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 5

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0



« پاسخ #4 : 09 آبان 1388,ساعت 18:29:07 »

سلام منم مثل شما این مشکلو دارم.خیلی دوست دارم برم با یه مشاور درد و دل کنم ولی شاید به نظرتون خنده دار باشه انقد اعتماد به نفسم پایینه که خجالت میکشم برم پیش مشاور.نمیدونم باید چیکار کنم ناراحت
خارج شده است
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #5 : 12 آبان 1388,ساعت 10:48:05 »

داداش رضا حرفهاتون به آدم انرژی میده . مرسی

ولی یه جملتون واسه من جا نمیفته . ((یعنی یادگرفتم که احساساتم تابع عقلم کنم)). همه احساسات ما مهمن و حتما چیزی رو همراه خودشون دارن که نمی تونیم به زبون بیارین ولی با کنترل و فکرکردن بهشون می تونیم به بهترین شکل درکشون کنیم . ولی بعضی از احساسات وقتی عقل قاطیشون می شه دیگه هیچیشون نمیمونه. پس مهم نبودن ؟

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

kiuhnmgtrdcv

خارج شده است
kiuhnmgtrdcv
داداش رضا
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 57

تشكر
اهدا شده: 19
دريافت شده: 16


« پاسخ #6 : 14 آبان 1388,ساعت 14:45:48 »

سلام
فرض کنید ما راننده یه ماشین هستیم وقتی مثلا یه مشکلی تو موتور این ماشین رخ میده یه چراغ قرمز روشن میشه که نشون میده مشکلی هست
احساسات هم مثل این چراغ تنها وضعیت ما رو نشون میده و حالا بعضی ها سعی میکنند با مواد مخدر یا ... این چراغ از جا بکنند تا خیالشون راحت بشه که مشکلی نیست ولی مشکل هنوز هست اگر چه چراغ خاموش باشه
برای همین وقتی احساسی به ما دست میده (همون چراغ روشن میشه)  ما باید با عقلمون تحلیل کنیم که چرا این احساس به ما دست داده و چرا این چراغه روشن شده؟

در مورد این که گفتید هیچیشون نمیمونه من فکر میکنم برای اینه که نیازی وجود داره برای همین این نیاز باعث میشه احساسی به ما دست بده ولی گفتید عقل قاطیشون میکنیم چیزی نمیمونه یعنی راه براوردن این نیاز اشتباه هست
مثل اینه که من احساس بی پولی کنم برای همین میخوام برم دزدی کنم ولی وقتی عقل قاطی میکنم به من میگه که این کار درستی نیست، پول داشتن خوبه ولی دزدی کردن خوب نیست

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

محمد(شب نشين)

خارج شده است

گل زیباست
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani