خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 12785 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: misre
صفحه: [1] 2 3 ... 5   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: از مسلمانی چه می دانید؟  (دفعات بازدید: 2939 بار)
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« : 10 آبان 1388,ساعت 10:57:06 »

با سلام خدمت همه دوستان
این تاپیک رو با توجه به بحث های عقیدتی که تو خیلی از تایپک ها مطرح می شه ایجاد کردم
تا یه خورده تخصصی تر در این خصوص بحث بشه
خیلی از دوستان تو این تاپیک ها می فرماین هر کسی عقیده خودشو داره  و به نوعی می گن عیسی به کیش خود ، موسی به کیش خود
ولی می خواستم عرض کنم اصلاً اینطور نیست
1.انسان موجودی اجتماعیه و متاثر از محیط اطراف (اگه خواستید تا صبح مثال می زنم)
2.اگه اینطوره چرا پیامبران اومدن هر کسی به روش خودش زندگی می کرد، چرا مسلمونا به ایران و اروپا حمله کردن

حکایت تله موش

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سر و صدا برای چیست .

مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود.

موش لب هایش را لیسید و با خود گفت: کاش یک غذای حسابی باشد  ... 

اما همین که بسته را باز کردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود.

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد. او به هرکسی که می رسید، می گفت:« توی مزرعه یک تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یک تله موش خریده است . . . »!

مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تکان داد و گفت: « آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من کاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من ندارد.»

میش وقتی خبر تله موش را شنید، صدای بلند سرداد و گفت: «آقای موش من فقط می توانم دعایت کنم که توی تله نیفتی، چون خودت خوب می دانی که تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود.»

موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت، به سراغ گاو رفت.  اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تکان داد و گفت: « من که تا حالا ندیده ام یک گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای کرد و دوباره مشغول چریدن شد.

سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی در تله موش بیفتد، چه می شود؟

در نیمه های همان شب، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید... زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود، ببیند.

او در تاریکی متوجه نشد که آنچه در تله موش تقلا می کرده، موش نبود، بلکه یک مار خطرناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود. همین که زن به تله موش نزدیک شد، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وی بهتر شد. اما روزی که به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست ...»

مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید.

اما هرچه صبر کردند، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد، میش را هم قربانی کند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد.

روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد. تا این که یک روز صبح، در حالی که از درد به خود می پیچید، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاک سپاری او شرکت کردند. بنابراین، مرد مزرعه دار مجبور شد، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند.

حالا، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند


مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک, LonelY

خارج شده است
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #1 : 11 آبان 1388,ساعت 10:43:12 »

این داستان خیلی آموزنده است . اما چیزی که برای من حل نمیشه اینه که اگه انسان رو یه موجود اختیار دار بدونیم هیچ وقت از لحاظ عقیدتی و دینی جریان گاو و

میش و مرغ و موش و.... براش پیش نمیاد و من هنوزم معتقدم که دین یه چیز کاملا اختیاری و شخصی هستش .

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

HIDDEN WAY, ARTIN_35

خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #2 : 11 آبان 1388,ساعت 12:17:55 »

گرچه دین یه راه و روشی برای تک تک افراد جامعه است ولی یه راه و روش برای یه زندگی اجتماعی
برای تعامل با محیط ، کوه ، دشت ، دریا، حیوانات ، همنوعان
شما برای اینکه بتونید تو یه تیم فوتبال خوب بازی کنید باید یه راه و روش خوب داشته باشید تا بتونید با هم تیمیهاتون تعامل خوبی داشته باشید که بهش می گن تاکتیک در واقع تاکتیک همون دینی که بازکنان تو بازی قبول دارن و تک تک اجرا می کنن
خارج شده است
ARTIN_35
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 122

تشكر
اهدا شده: 57
دريافت شده: 37


« پاسخ #3 : 12 آبان 1388,ساعت 01:15:49 »

سلام مثالها و داستاناتون جالبه ولی دین مثل بقیه امور شخصی شغل ازدواج و خیلی چیزای دیگه که حق انتخاب با خودمونه و کسی حق نداره برامون تصمیم بگیره میمونه وهدف همشون انسانسازیه فرق نمیکنه

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

HIDDEN WAY

خارج شده است
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #4 : 12 آبان 1388,ساعت 07:53:36 »

اولاً ما حق انتخاب دین نداریم ، یعنی وقتی بدنیا می آییم می شیم مسلمان
خیلی دینا از جمله دین ما طوریه که می خواد تو دینای دیگه دخالت کنه
چند وقت پیش یه خبر خوندم
تو یکی از این کشورهای آفریقایی یه فرقه ای هست که اعتقاد داره خون و اجزای  بدن(می بخشید ) افرادی که رنگ چشمشون مثلاً آبیه (یادم نیست) باعث رستگاریشون می شه
زمانی ما حق انتخاب داریم که بعد از تولد بتونیم خودمون دینمون رو انتخاب کنیم
ما می تونیم دینی رو انتخاب کنیم که به حقوق سایر ادیان تجاوز نکنه
محیط زیست رو تحت تاثیر منفی قرار نده
این نیست که هرکی هر سازی که دوست داره بزنه و برقصه
خارج شده است
ebham
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 509

تشكر
اهدا شده: 573
دريافت شده: 198



« پاسخ #5 : 12 آبان 1388,ساعت 08:08:56 »

جناب حقيقت ياب عزيز  سکوت
پاسخي رو در تاپيك پيشاپيش عيدتون مبارك براتون گذاشتم
« آخرين ويرايش: 12 آبان 1388,ساعت 08:19:36 توسط ebham » خارج شده است

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #6 : 12 آبان 1388,ساعت 08:28:06 »

جناب حقیقت باب خوب این اصل اشتباه دین ماست وقتی توی قرآنمون مینویسه دین اختیاری هست بعد ما حق انتخاب نداریم

شما این تناقض رو چه جوری با کامل بودن دینمون هماهنگ میکنید؟

فکر کنم گلاب به رومون ما نسل با سواد و تحصیل کرده ایم! چرا مثل اعراب جاهل برخورد میکنیم! اونها میگفتند دختر نحس باید زنده

به گورش کرد و واقعا اینکارو میکردند و ما هم میگیم اسلام دین برتر پس به زور همه باید مسلمون بشن ! وقتشه یکم به خودمون

بیایم و خدا رو نماد بزرگی و قدرت قرار بدیم چون به نظر من با این دین که اینقدر ضد و نقیض داره به هیچ جا نمیرسیم!

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

HIDDEN WAY

خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #7 : 12 آبان 1388,ساعت 09:38:05 »

يادم ترم اول دانشگاه جلسه اول سر كلاس معارف يه درس داشتيم براي معرفي خدا درس اول كتاب (اگه هنوز كتابها تغيير نكرده باشه)

يه استادي داشتيم ايشون روحاني بود خدا حفظش كنه مرد نازنيني بود

جلسه كه وارد كلاس شد شروع كرد درس رو توضيح دادن بعد شروع كرد نقض كردن خدا گفت دليل بيارين براي وجودخدا بچه ها خيلي دليل اوردن ولي همه رو خيلي استادانه نقض مي كرد
خيلي قشنگ تا 15 دقيقه مونده به اخر كلاس همه بچه باور كردند اصلا خدايي نبوده
بعد شروع كرد اثبات تمام دلايل خودش رو رد كردن

منظورم اينه اگه بتونيم برسيم به يه حدي كه بتونيم دليل بياريم براي وجود يا انكار اعتقاداتمون مي تونيم با مطالعه بهتري و كاملترين دين رو راي خودمون پيدا كنيم ولي اگه نتونيم بيشتر دچارشرك مي شيم

من فكر نمي كنم صرف اينكه حالا من يه مسلمان زاده ام چون پدر مادرم گفتند نماز خوب و من مي خونم طبق عادتي كه با خوندن قران اروم مي شم پس فردا برم توي بهشت

من نوعي مي رم بهشت به شرطي كه اون دنيا وقتي گفتند كي از اين ناراضي يه نفرم نگه من
اينكه وقتي دارند گناهامو مي شمرند توش كاري نكرده باشم كه بنده اي ديگه به گناه افتاده باشه يا بنده ديگه اي كوچك شده باشه يا خيلي چيزهاي ديگه

و گرنه اينكه من به خودم بقبولونم كه با دعا جاي من توي بهشت اشتباه

ببخشد خيلي قشنگ بلد نيستم صحبت كنم ولي سعي كردم با باز كردن جملات منظورم رو كامل برسونم


مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

HIDDEN WAY, نیلو

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #8 : 12 آبان 1388,ساعت 09:38:32 »

متاسفانه دین ما اجازه تغییر رو نمی ده
به نظر من دین باید پویا باشه ، با توجه به شرایط روز بهینه بشه و تغییر کنه
به نظر من خیلی غیر منطقیه که بشه با راه روش و شرایط محیط چند سال پیش (حتی 10 تا بیست سال) تو این دوره زمونه زندگی کرد

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک

خارج شده است
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #9 : 12 آبان 1388,ساعت 09:41:05 »

دقيقا آقاي حقيقت ياب با شما موافقم

بعضي از بخشهاي دين الان ديگه فرسوده شده و بايد تغيير كنه

ولي يه سوال اين تغييرات رو كي بايد انجام بده ؟ خود فرد فكر مي كنيد هر فردي مي تونه اين كارو بكنه ؟

يه مثال مي خوام بزنم ولي مي دونم جاش اينجا نيست

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دنیای کوچک

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #10 : 12 آبان 1388,ساعت 09:42:01 »

جناب حقیقت یاب نمیدونم اما فکر کنم با هم هم نظریم.
خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #11 : 12 آبان 1388,ساعت 09:47:00 »

تعجب نکنید ولی فکر کنم ما به پیامبر دیگه نیاز داریم یا کسی که ارتباط با خدا داشته باشه
خارج شده است
ebham
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 509

تشكر
اهدا شده: 573
دريافت شده: 198



« پاسخ #12 : 12 آبان 1388,ساعت 09:49:46 »

حقيقت ياب
تو ميدوني داري چي ميگي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يعني داري براي خدا تعيين تكليف مي كني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يعني نعوذبالله  خدا خودش نمي دونسته كه بايد بعد از حضرت محمد(ص) پيامبر ديگه اي بياره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
متاسفم ..........
با شما بحث كردن فايده اي نداره
خارج شده است

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #13 : 12 آبان 1388,ساعت 09:53:15 »

جناب حقيقت ياب اين پيامبر رو بايد از كجا بياريم ؟

يعني كي مي تونه اين وظيفه خطير رو قبول كنه اونوقت

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
haghighatyab
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 345

تشكر
اهدا شده: 60
دريافت شده: 64


« پاسخ #14 : 12 آبان 1388,ساعت 09:53:32 »

سرکار خانم ابهام
عرض کردم پیامبر یا کس دیگه که با خدا ارتباط داشته باشه
چرا ناراحت می شید
می خواستم بپرسم من الان جواب سوالهای عقیدتیمو چه جوری پیدا کنم ؟
شما که نیاز به پیامبر و راهنما ندارید حتماً خودتون می دونید ، پس می تونید جواب سوالهای منو بدید
خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 ... 5   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani