دو تا دليل داشته باشه يا خدا به خاطر دل خودش ماها رو آفريده كه بعيد ميدونم يا به خاطر يه منفعت
حالا اين منفعته مي تونه خيلي چيزها باشه
مثلاً خدا احساس تنهايي مي كرده ، آره خدا هم مي تونه احساس تنهايي كنه و ماها رو آفريده براي اين كه همدم تنهاييش بشيم
مثلاً خدا نياز به پرستيده شدن رو در خودش ديده و فرشتگان به نظرش نمي تونستن اين نياز رو برآورده كنن به همين دليل ما رو آفريده
يا حتي به خاطر اين كه خدا زمين رو آفريد ، آسمون رو آفريد ، اين همه موجود خلق كرد ، ديد فرشته ها كه فقط عبادت مي كنن گفت يكي رو خلق كنم كه بره توي اين مخلوقات من بگرده تا بفهمه من كيم ، يعني نياز به شناخته شدن داشته
حقيقت ياب من نميدونم مثال هايي كه زدم درست بوده يا غلط
اين دلايلي كه من به عنوان يه مخلوق براي خودم ميارم
من ميخام خدا رو بشناسم به خودم نگاه مي كنم ميدوني چرا ؟
چون ميگم خدا از روح خودش در من دميد پس من از روح خدام ، پس هر ويژگي و خصلتي كه من دارم خدا هم داره با اين فرق كه خدا سرچشمه ي اون ويژگي و خصلته
وقتی قبول می کنیم خدا بی نیازه یعنی نیازی به منعفت نداره نیازی به همدم نداره نیازی به پرستیده شدن نداره
نه اشتباه نکن هر ویژگی که شما دارید خدا نداره
می دونی چرا چون خیلی از ویژگهای شما ناشی از نیازاتونه در حالی که خدا نیازمند نیست
گرسنگی ، خواب ، محبت ، ناراحتی ، . . .
پس به صرف اینکه با نگاه کردن به خودت خدا رو می شناسی امکان نداره
فقط می تونی متوجه بشی که یه نیروی مافوق شما که خیلی از شما قوی تره وجود داره
که ما بهش می گیم خدا ، رب ، God و . . .