خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13693 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: faz
صفحه: [1] 2 3   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: می خوام یه مادر خوب باشم  (دفعات بازدید: 3548 بار)
dorsad
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 212

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 35


« : 11 آبان 1388,ساعت 13:29:45 »

سلام دوستای من
می خوام یه مادر باشم ولی نمی تونم
یه دختر 23 ماهه دارم ولی اصلا هیچ حسی نمی تونم نسبت بهش داشته باشم خدایا منو ببخش همه متوجه شدن ولی من کاری به دیگران ندارم
نه اینکه هیچ احساسی نسبت بهش نداشته باشم نه ولی اصلا حوصلشو ندارم فقط دوست دارم یه جوری اونو از خودم دور کنم و این کار را هم چند بار انجام دادم ولی هیچ تاثیری هم نداشت اگه یه روز ازم دور باشه مثل مادرای دیگه دلم خیلی براش تنگ نمی شه
باتوجه به اینکه اون خیلی ساکته مثل بچه های دیگه نیست که  ادمو اسی کنه خیلی منطقیه با یه بار گفتن قانع می شه اگه یه دفتر و یه مداد بهش بدن یا اسباب بازیهاشو بزارن جلوش کاری به کارم نداره ولی ییییییییییی
ناگفته نماند که من از کمر بی حس شدم فقط بخاطر اینکه بتونم تو دقایق اول به بچم شیر بدم ولی وقتی بهم نشونش دادن اصلا هیچ احساسی نداشتم فقط نگاهش کردم (ولی نگاه مادرانه نبود )
بخدا نمی خوام ازش تعریف کنم فقط اون چیزی که هست را می گم (اون با خیلیها فرق داره خیلی می فهمه خیلی خیلی ) خیلی زرنگه خیلی با محبته قشنگه ولی تو دلم نمی شینه  بهم می گن تو اصلا لیاقت این بچه را نداری
من مجرد که بودم خیلی بچه دوست بودم خیلی خیلی حالا ............
من نا خواسته باردار شدم
الان احساس می کنم دخترم دچار یه افسردگی شده و همیشه تو خودشه ای کاش بخاطر مسائل و مشکلات قبلیم اینو با شما در میان می زاشتم اخه خیلی برام مهمه خیلی مگه می شه ادمی که 9 ماه نگهش داشتی و الان نسبت بهش اینجوری باشی
تو رو قران کمکم کن
می خوام یه مادر خوب باشممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
« آخرين ويرايش: 12 آبان 1388,ساعت 09:56:28 توسط HIDDEN WAY » خارج شده است
behnam99
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 70

تشكر
اهدا شده: 99
دريافت شده: 40


« پاسخ #1 : 11 آبان 1388,ساعت 15:51:51 »

دوست عزیز سلام
شما نمیتونین مادر خوبی نباشین
مگه ممکنه هیچ حسی بهش نداشته باشی ولی اینجا دنبال راهنمایی باشی ؟
همین که بخاطر این مسئله اومدی اینجا و راهنمایی خواستی معنیش اینه که اون دختر شیرین که اسمشو هم به ما نگفتی واست مهمه و خاطرش رو میخوای اما خودت هنوز باور نکردی
کاری نکنید ما مرد ها مادر بودن شما زن ها رو زیر سؤال ببریم
خانم های محترم سایت چرا کسی مطلبی نمینویسه ؟

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*, dorsad, پناه

خارج شده است

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #2 : 11 آبان 1388,ساعت 15:58:17 »

اقا بهنام شما خيلي قشنگ گفتي ديگه حرفي براي گفتن باقي نمي مونه

مادري كه  بچه اش رو دوست داره براش مهم  نگرانش حالا تصورات غلطت رو بايد از خودت دور كني

بايد تكرار كني كه دوستش داري

اصلا به زبون بيار بعضي از افراد هستند نمي تونند دوست داشتنشون رو به زبون بيارند سخت ولي عادت مي كني




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

behnam99, dorsad

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #3 : 11 آبان 1388,ساعت 16:21:36 »

عزیزم ببوسش . اینکارو در روز خیلی تکرار کن . قربون صدقش برو . واسه هرچیز پیش پا افتاده . دوستش داری . مطمئن باش . اگه دوسش نداشتی که به خاطرش مارو به قران قسم نمی دادی . ولی بلد نیستین این حستونو درک کنین . توی باورش دچار تردیدین .
خواهر من دو تا دختر داره که وحشتناک دوستشون داره ولی هنوزم به من میگه که گاهی اوقات هنوز باور نمیکنه که اونارو داره . یادمه اولین باری که دختر دومشو بوسید یک هفته از تولدش میگذشت . اونم با اصرار ما اینکارو کرد . ولی الان واسشون بی دلیل میمیره . نذار روز بروز ازت دورتر بشه . اوونوقت دلتون واسه این روزها می سوزه که نبوسیدینش . بهش نگفتین که چقدر دوستش دارین .
بعد که بزرگ بشه ممکنه دیگه این اجازرو به شما نده .

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

dorsad

خارج شده است
dorsad
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 212

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 35


« پاسخ #4 : 12 آبان 1388,ساعت 08:00:54 »

بهنام عزیزو نازی خوبم و پناه گرامی حرفاتونو باور دارم خیلی و این حرفا رو هزار بار در روز پیش خودم تکرار می کنم
بهنام من اسم دخترمو رو برای اینجا انتخاب کردم که همیشه بیادش باشم تا این افکار لعنتی از من دور بشه اسم بلوتوثمو اسم اون انتخاب کردم هر چی رو که فکرشو هم نمی کنید اسم اون انتخاب کردم
می خوام باشم ولی نمی تونم نمی تونم
انگار فقط خودمو دارم گول می زنم دخترم این مدتا مریض بود و شبها همش سرفه می کرد این برام سواله که چرا با صدای سرفش حتی یه بار هم از خواب بیدار نشدم (صدای سرفه را می شنیدم ولی حتی یه بار هم به خودم زحمت بلند شدن را نادم )خودمو بخاطر این کارام هرگز نمی بخشم نمی بخشم

 نمی خوام به سرنوشتی که من الان دچارش شدم بشه (مادرم خیلی خوبه ولی طرز درست برخورد کردن با من را نمی دونه حتی الان همین موضوع باعث شد من یه مدت دچار افسردگی شدیدی شدم ولی دیگه به این چیزا اهمیت نمی دم احترام می ذارم حتی بیش تر از وظیفم ولی سکوت می کنم همین سکوت منو نابود کرد چقدر بهت هی بگن ولی  سکوت کنی)
مادر همه چی مادر همه چی شخصیت زندگی خوب با همسر فرد مهم تو جامعه بودن ............تا لحظه مرگ
مادر روحیه می ده ولی من چی ؟ می خوام لااقل من مادر خوبی باشم تا دخترم دچار این مشکل نشه
بیشتر باهام در این مورد حرف بزنید خواهش می کنم

خارج شده است
ebham
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 509

تشكر
اهدا شده: 573
دريافت شده: 198



« پاسخ #5 : 12 آبان 1388,ساعت 08:32:11 »

درساد جونم
واااااااااااااااااااااااااااي يه دختر كوچلوي ناز و تپل مپل
الههههههههههههههههي
درساد جونم حرفهاي نازي جون و آقا بهنام رو تاييد مي كنم و در اضافه مي گم سعي اخلاق مادرت رو بياد بياري و برعكس رفتار اون رو در مورد دختر كوچلوي نازت انجام بدي
(اون رفتاري كه به نظرت اشتباه بود)
به دختر بيشتر نگاه كن ، سعي كن نقاط شباهت خودت و با اون پيدا كني اين طوري اين حس كه اون از وجود و خون تو بيشتر تو وجودت پديدار ميشه

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

behnam99

خارج شده است

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #6 : 12 آبان 1388,ساعت 08:35:52 »

یادم میاد وقتی کوچیک بودم 4 یا 5 ساله .... مامانم دقیقا مثل شما بود . با این تفاوت که اوون هیچ وقت منو دعوام نکرد ، هیچ وقت منو کتک نزد . ولی هیچ وقتم باهام صحبت نمی کرد . با این که کوچیک بودم رسما می فهمیدم که حوصله منو نداره . واسه همین اصلا بهش گیر نمی دادم . فقط یه گوشه می شستم . با عروسکم . و توی خیالم باهاش بازی می کردم . حتی سعی نمی کردم بلند باهاش صحبت کنم . و رویای من توی بچگیم این بود که غروب بشه و بابام بیاد خونه . یک لحظه ام ازش جدا نمی شدم .
الان من 24 سالمه ولی حتی صمیمی ترین حرفهایی که یک مادر و دختر با هم می زننو بهم نمی گیم . مادرمن خیلی خوبه ولی مثل یک هم خونه ای . ما هیچ وقت با هم درددل نمی کنیم . من همیشه بهش احساس نیاز می کنم و هیچ وقت این موضوعو بروش نیاوردم  ولی اوون ....  اوون هیچ وقت به من نیازی نداره ؟؟

عزیزم عشق تو الان به تو نیاز داره . مطمئن باش اگه یه کم بیشتر بهش محبت کنی اوون صد برابر جوابتو می ده . اوون همیشه انقدر کوچیکو بی دفاع باقی نمی مونه . خواهش می کنم نذار وجودتو ببینه ولی احساست نکنه . اوون کسی رو غیر تو نداره . میخوای وقتی بزرگ شد .... محبتی که تو مجانی می تونستی بهش بدی بره و با قیمت های هنگفت از جامعه بخره ؟؟
می دونم که شما اینو نمی خوای //// یه سوالی دارم ؟ اینکه همسر شمام رفتارشون با این فرشته کوچولو و دوست داشتنی ما همین طوریه ؟؟

عزیزم ببخش اگه پرحرفی کردم سکوت

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

dorsad

خارج شده است
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #7 : 12 آبان 1388,ساعت 08:56:58 »

درساد جان من الان یه دختر 11 ماهه دارم . بعضی از بچه های تالار مشکل منو میدونن. من با اینکه بعد از به دنیا آوردن دخترم از

کوچکترین محبت همسرم محروم بودم و خلا عاطفی سنگینی رو احساس میکردم هیچ وقت به خودم اجازه ندادم که این احساس رو

به دختر کوچولوم منتقل کنم و همیشه در بدترین شرایط سعی میکردم با تو آغوش گرفتن دخترم آروم بشم .

اینو گفتم که بگم درسته که این بچه رو نمیخواستی ولی اون به دنیا اومده و اونقدر بی دفاع که حتی به تو هم اعتراض نمیکنه . یکم

بهش نزدیک شو ببین که با اون به آرامشی میرسی که هیچ وقت با هیچ کس تجربه نکردی .

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

dorsad

خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #8 : 12 آبان 1388,ساعت 10:19:14 »

درساد جان

من احساس ميكنم اتفاقا تو خيلي هم مادر خوبي هستي اما كمي ناتوان شدي يا شايد هم نا اميد
بايد دنبال راهي باشي تا
1-   خودت رو درمان كني
2-   دخترت رو

به نظرم وقتي خودت خوبي بشي خود به خود همه چي حل ميشه
شايد لازم باشه بري پيش دكتر روانشناس يا حتي يه مشاور خوب
و بعد هم براي اينكه خيالت راحت بشه دخترت رو به مراكزي ببري كه از نظر هوش و بقيه قضايا بچه ها رو معاينه ميكنن و ازشون تست ميگيرن و ميزان سلامت ذهن و ذكاوت بچه رو بهت ميگن
اگه همه چي مرتب باشه و حدست درست باشه كه بچه ات يه بچه فوق العاده باهوشه كه خيالت راحت ميشه و اينجوري يكي از دغدغه هات كم ميشه اگه هم نه بهت بگن اون كمي ارومه يا افسرده يا تو خودشه (حدسايي كه خودت ميزني) راه برطرف كردنش رو هم بهت ميگن

من مطمئنم همه چي رو ميتوني حل كني به شرطي كه بشيني و براي زندگي ات برنامه بريزي
به سوالاتم جواب بده
وضع مالي ات چطوره؟ ميتوني براي كلاسهاي مختلف يا حتي مهد كودك هزينه كني؟

محل زندگي ات كجاست؟ اگه تهرانه كجاي تهران؟

شما شاغلي يا نه ؟
همسرت صبح ساعت چند ميره و شب چه ساعتي مياد خونه؟

محل زندگي ات به كدوم يكي از فاميل نزديكه؟

تو اول بايد انرژي ات رو براي خودت بزاري عزيزم انوقت ميتوني يه مادر خوب باشي
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
dorsad
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 212

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 35


« پاسخ #9 : 12 آبان 1388,ساعت 10:43:04 »

سلام دوستای خوبم
پناه جون اشکمو در اوردی سوالی که ازم پرسیدی باید بگم اول که اصلا ولی الان خیلی بهتر شد و باهاش بازی می کرد من اول فکر می کردم خدایا حالا که بهم دادی پس چرا مهرشو تو دلمون قرار ندادی ؟ و یه افسردگی شدیدی اومد به سراغم من نمی خواستم شبیه مامانم می شدم که الان ارزوی یه حرف زدن باهاش را دارم حتی یه جمله حتی یه بوس نمی دونم چی بگم
بخاطر همین همش قبل از بچه دار شدنم می گفتم من اگه بچه اوردم اول دوست دارم باهاش دوست باشم بعد یه مادر ولی کو اون حرفایی که به خودم می زدم می خوام داد بزنم
خارج شده است
پناه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 139

تشكر
اهدا شده: 92
دريافت شده: 63



« پاسخ #10 : 12 آبان 1388,ساعت 11:17:30 »

عزیز دلم من اصلا قصدم ناراحت کردنت نبود گلم .
تو بهترین مادر هستی که من تاحالا شناختم . بهت تبریک می گم که انقدر از الان نگران احساسات کوچولوی نازت هستی .

چرا خودتو شریک بازی درساد و همسرت نمی کنی ؟ می دونی چقدر تاثیر داره . اگه هر شب شاید نیم ساعت 2تایی باهاش بازی کنین بعد وقتی باهاش تنها هم شدی این کارو ادامه می دی . من عاشق بازی کردن با بچه هام . خیلی شیرینه

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

behnam99

خارج شده است
behnam99
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 70

تشكر
اهدا شده: 99
دريافت شده: 40


« پاسخ #11 : 12 آبان 1388,ساعت 11:54:03 »

درساد خانم سلام
میبینم به این قضیه حساس تر شدید و امیدوارم نظرات سایر دوستان واستون کارساز باشه
شما قبل از هر چیز این فکر  که حسی نسبت به کوچولوی خودت نداری رو فراموش کن چون داری اشتباه میکنی
مشکل شما اینه که این حس رو نشناختی
باید با خودت تمرین کنی
همین که از ناراحتی دخترت ناراحت میشی و از اینکه به بیماری شبانه اون اهمیت ندادی معنیش اینه که حس مادری توی وجودت هست ، پس دیگه نگو این حس رو ندارم
داشتن یه دختر آروم آرزوی خیلی هاست که خدا برای شما برآورده کرده
پس مهرت رو بهش ارزونی کن
سبز باشی
خارج شده است

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم
dorsad
Full Member
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 212

تشكر
اهدا شده: 35
دريافت شده: 35


« پاسخ #12 : 12 آبان 1388,ساعت 12:07:36 »

مرسی نمی دونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم
با من حرف بزنید بزارید من هم حرف بزنم می خوام عقده هامو همه رو خالی کنم
خارج شده است
n@zi
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 570

تشكر
اهدا شده: 175
دريافت شده: 253


« پاسخ #13 : 12 آبان 1388,ساعت 12:15:17 »

الهي بگردم اين ابجي گلـــــــــــــــــــــــــم

خانم خوشگل عزيز دلم هميشه حرف بزن گوش براي شنيدن زياده

قربونش بره ابجي كه اينقدر گل ولي خودشو قبول نداره

مامان درساد كوچولو ماهه فقط ياد نداره با كلمات بازي كنه

سعي كن عزيزم

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پناه

خارج شده است

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
ارغوان جون
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 23

تشكر
اهدا شده: 6
دريافت شده: 11


« پاسخ #14 : 12 آبان 1388,ساعت 13:22:28 »

درساد خانم سلام
میبینم به این قضیه حساس تر شدید و امیدوارم نظرات سایر دوستان واستون کارساز باشه
شما قبل از هر چیز این فکر  که حسی نسبت به کوچولوی خودت نداری رو فراموش کن چون داری اشتباه میکنی
مشکل شما اینه که این حس رو نشناختی
باید با خودت تمرین کنی
همین که از ناراحتی دخترت ناراحت میشی و از اینکه به بیماری شبانه اون اهمیت ندادی معنیش اینه که حس مادری توی وجودت هست ، پس دیگه نگو این حس رو ندارم
داشتن یه دختر آروم آرزوی خیلی هاست که خدا برای شما برآورده کرده
پس مهرت رو بهش ارزونی کن
سبز باشی

دوست عزیز، واقعا با این تعریفهایی که درساد جون کردن شما فکر می کنین بهترین مادر هستن؟درساد خودش به نادرتسی رفتارش آگاهه.می دونه که کارهاش مادرانه نیست و کمک خواسته.
بچه ها خیلی باهوش تر از اونی هستن که نشون می دن.رفتارهای ما رو می فهمن، هرچند که به روی خودشون نمیارن.
پسر من خیلی شیطونه و خداییش رفتارهاش عذاب آور و طاقت فرسات.ولی من واسش می میرم.این یه حس حقیقیه.باید هر مادری داشته باشه و اگه نباشه یه جای کار می لنگه. این خانم عزیز بلد نیست برای بچه اش عاطفه خرج کنه.باید این رو یاد بگیره وگرنه درساد کوچولو  خدایی نکرده با یه دنیا کمبود عاطفه بزرگ می شه.


خارج شده است
صفحه: [1] 2 3   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani