خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13693 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: faz
صفحه: 1 2 3 [4]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: زندگی با مادر شوهر... دارم خورد میشم.  (دفعات بازدید: 4445 بار)
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #45 : 16 آبان 1388,ساعت 11:27:41 »

نه نه نه

خونه مامانت نبايد بري


اينقدر عجول نباش عزيز مننن

چرا به حرفام گوش نميدي

رفتي حرفاي دنيا رو خوندي؟
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
رویا 60
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 32

تشكر
اهدا شده: 7
دريافت شده: 1



« پاسخ #46 : 16 آبان 1388,ساعت 11:43:58 »

black_rose عزیزم ببخش
رفتم ولی سرم اینقدر درد میکنه که حوصلشو نداشتم بخونم
من 28  سالمه و شوهرم 30 سالشه
قبلا هم از این برخوردا پیش اومده بود .... و با معذرت خواهی سر وتهش رو هم آورده بود....
خونه مادرم نمیرم .... ولی من چیکار کنم .... اگه توی اون خونه تنها بودم تحملش برام راحتتر بود .... لا اقل توی تنهاییم گریه میکردم... ولی حالا چی
با شوهرم قهرم... جلوی مادر شوهرم اینا باید به روی خودم نیارم.... مهمون میاد .... نمیتونم خودمو توی اتاق حبس کنم .... اگر ه تنها توی اتاق بشینم
اینقدر گریه میکنم که دیوونه بشم... هیشکی هم نیست الان برم پیشش درد دل کنم که دیگه اون خونه رو مجبور به تحملش نباشم....
بهم بگید که من امروز چیکار کنم؟ اگه امروز برم خونه ی بابام و هیچی هم به روم نیارم .... میگه که دیدی خودش رفت و خودش هم اومد.... دوست ندارم واسه قهر برم
خیر سرم تحصیلکرده هستم .... اینم از روزگارم .... کاش تو مدرسه و دانشگاه کمتر درس می خوندم ....
به خدا خیلی سخته .... الان که کارم تموم شد و خواستم برم چیکار کنم؟
خارج شده است
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1227

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #47 : 16 آبان 1388,ساعت 12:03:55 »

هيچي براي امروز هيچ كاري نكن

يعني كارهايي كه بايد بكني رو نميشه يكي دوروزه انجام داد از اول هم گفتم زمان لازم داري شايد يك سال يا حتي 5 سال ولي اگه 5 سال ديگه هم شرايطت رو عوض كني و بتوني زندگي خوبي رو بسازي ارزش داره و زماني بايد به حال تحصيلاتت بشيني و گريه كني كه سالها بگذره و تو دست روي دست گذاشته باشي و همين اش و  همين كاسه باشه

بهت گفتم كه من شرايط مشابه تورو داشتم اگه من تونستم تو هم ميتوني صد در صد تازه شرايط من اينقدر بدتر بود كه تو توي خواب هم نميبيني اش بنده خدا

باهاش صحبت نكن
بزار بياد معذرت خواهي و انوقت بهش بگو اگه بازم پيش امد چي؟

اگه بازم جلوي بقيه توهين كردي و دست روم بلند كردي اون موقع چي كار كنم؟؟؟؟؟

سعي كن يه كاري كني با خانمي ات با متانتت كه شرمنده اش كني اينقدر كه تا اخر عمر ديگه جرات همچين كاري رو نداشته باشه

سعي كن در كنار اون خانمي و متانت اينقدر استوار باشي اينقدر محكم و با صلابت كني كه به خودش اجازه نده بهت توهين كنه

اصلا شايد اين بهانه كار خداست

به نظرم بهترين زمان واسه تكون دادن خودته

..............

اشكال نداره قهر كن به هيچ كس و هيچ جا بر نميخوره
رفتي رسيدي خونه برو تو اتاق بگير بخواب اگه هم گشنته ساعت 4 قبل از رفتن يه چيزي بخور
بگير بخواب تا صبح كه دوباره بياي سر كار

بگو مريضم بگو سرم درد ميكنه و هرچي هم مادر و خواهراش امدن خيلي محترمانه بگو ميخواي بخوابي
فقط اگه خود شوهرت امد و خواست معذرت خواهي كنه باهاش حرف بزن

.............. ديگه هم نگو من خونه بابام جايي ندارم
خيلي ها واسه ازدواج تو روي خانواده مي ايستن يكي اش خود من
اما هميشه و هميشه و هميشه خانواده ام مثل كوه پشتم بودن
تو هم از زير بوته به عمل نيومدي
مطمئن باش اينقدر عزيز هستي كه بفمن دست روت بلند كرده ماستشو كيسه كنن اما تو اگه چيزي بروز نميدي از خانمي خودته

نوشته هاي دنيا رو هم واسه اين گفتم بخوني كه ببيني از چه ديدگاهي به چي رسيد
اونم هرچي داشت بدون هيچ نيتي خرج خونه كرد اما خوب متاسفانه كسي يه دستت درد نكنه كه بهش نگفت مزدش رو هم به بدترين شكل واسش تلافي كردن!!!


خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
رویا 60
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 32

تشكر
اهدا شده: 7
دريافت شده: 1



« پاسخ #48 : 16 آبان 1388,ساعت 12:17:27 »

black_rose  عزیزم ممنونم با حرفات آرومم کردی ....
من میرم خونه توی اتاق خودم ...
ولی می دونم که اون اینقدر غده که واسه معذرت خواهی نمیاد .... در ضمن مو قه هایی که قهریم اون باهام حرف میزنه و صدام میزنه که شام می خوام یا هر کار دیگه ای داشته باشه میده .... اصلا انگار که نه انگار اونم یکمی تقصیر کاره ... بعد از یه مدتم خیلی الکی آشتی می کنه .... منم نمی تونم جلوی خونوادش هیچی بگم باید سکوت کنم و انجام وظیفه .... ولی ایندفعه مثه دفعه های قبل نیست ... من توی اتاقی که اون باشه نمی خوابم ... حتی اگه ماشینش رو هم عوض کنه به روی خودم نمیارم... حتی اگه این هفته بره ماموریت باهاش خداحافظی هم نمیکنم.... دلمو خیلی شکسته
آخه بگو آدم حسابی تو مگه چیکار برام کردی که کتکم می زنی؟؟؟؟ ایندفعه دیگه باهاش قهر می مونم تا وقتیکه حسابی پشیمون بشه ....
اینم جواب خوبیهای من ....
دیشب می گفت تا وقتی طلاقت دادم حق نداری بری سر کار .... من که از همه چیم نگذشتم که این بشه جوابم ....  عصبانی عصبانی عصبانی عصبانی عصبانی عصبانی عصبانی
خارج شده است
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 473

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #49 : 16 آبان 1388,ساعت 16:10:34 »

عزیز من پیغام خصوصی بهت دادم ...

رز مهربون راست میگن ...ایشون سر شار از تجربه هستن .....تجربه ای که از خوندن سرنوشت ما ها بهشون عاید شده ....

امیدورام حرفای ایشون رو عمل کنی چون من تا حالا از ایشون راهنمایی غلط ندیدم .....

رویا جان محکم باش ....گریه و نا امیدی بزار کنار و سعی کن با این مشکل بجنگی و پیروز میدون باشی

این مردای اینجوری نیاز به ادب کردن اساسی دارند .... عصبانی
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
صفحه: 1 2 3 [4]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani