black_rose عزیزم ممنونم با حرفات آرومم کردی ....
من میرم خونه توی اتاق خودم ...
ولی می دونم که اون اینقدر غده که واسه معذرت خواهی نمیاد .... در ضمن مو قه هایی که قهریم اون باهام حرف میزنه و صدام میزنه که شام می خوام یا هر کار دیگه ای داشته باشه میده .... اصلا انگار که نه انگار اونم یکمی تقصیر کاره ... بعد از یه مدتم خیلی الکی آشتی می کنه .... منم نمی تونم جلوی خونوادش هیچی بگم باید سکوت کنم و انجام وظیفه .... ولی ایندفعه مثه دفعه های قبل نیست ... من توی اتاقی که اون باشه نمی خوابم ... حتی اگه ماشینش رو هم عوض کنه به روی خودم نمیارم... حتی اگه این هفته بره ماموریت باهاش خداحافظی هم نمیکنم.... دلمو خیلی شکسته
آخه بگو آدم حسابی تو مگه چیکار برام کردی که کتکم می زنی؟؟؟؟ ایندفعه دیگه باهاش قهر می مونم تا وقتیکه حسابی پشیمون بشه ....
اینم جواب خوبیهای من ....
دیشب می گفت تا وقتی طلاقت دادم حق نداری بری سر کار .... من که از همه چیم نگذشتم که این بشه جوابم ....
