با تشکر از همه دوستان عزیزم که جواب دادن
حق با شما هاست ... هر گلی بویی داره ... بالاخره اون زنم برای پسرش زحمت کشیده
من خودم، خیلی به شوهرم کمک کردم .... زمانی که ما نامزد شدیم من شاغل بودم و اون دانشجو ... بعد از اینکه عقد کردیم یه ماشین خریدیم ( اون موقع اون درآمد نداشت ) .... توی خرج عروسی و کادوهایی که برام می خرید هم خیلی هواشو داشتم.... بعد از دو سال تازه جایی استخدام شدن ( الهی شکر)
یعنی از روز اول من خیلی حمایتش کردم ... از بعضی از کارام هم پشیمونم ... شاید کارای من به به و چه چه داشته باشه .... حالا طوریه که من اگه بخوام هم روم نمیشه ازش پول بگیرم.... من تا بحال مسائلی که توی خونه پیش می یاد ( من با مادر شو شو زندگی می کنم) اگه چیزی ناراحتم کنه یا اذیتی بشم یا هر چی ... رو به روش نمیارم... و تنها چیزی که بهش گفتم این بود که : من دوست ندارم با مادر شوهرم زندگی کنم

و اون :

مگه مادر شوهرت چیکارت کرده؟ و من :

:'(
همیشه هم به من میگه که تو منو سر و سامون دادی... من بیشتر از اون چیزی که به مادر خودم و خواهر برادرهام توجه کنم به اون و خونوادش توجه میکنم...
حالا بازم به من حق نمیدید که فکر کنم شما مردای ایرانی خیلی بی معرفتین؟ درسته که نباید جزء رو به کل تعمیم بدم. ولی به قول اون دوستی که گفتن : مادر یکیه ولی زن رو هر چند تا بخوای میگیری .... و همینم شده بد بختی ما زنا